به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرانسوی لیبراسیون در مطلبی با عنوان "فرانسه مدعی تر درآفریقا" نوشت : ظاهرا جهان خود را سپاسگذار نقش پیشرو نظامی فرانسه در لیبی و ساعل عاج می داند، ولی پاریس به سختی می تواند نقش تاریخی خود به عنوان یک ملت بزرگ را تکرار کند.
تواضع، منش فرانسوی ها نیست. اما مدتی پیش پاریس در ادعای اعتبار برای دستگیری لوران گباگبو ساحل عاجی تعلل کرد. یکی از فرماندهان فرانسوی تاکید کرده بود که حتی یک سرباز فرانسه در اقامتگاه گباگبو پا نگذاشته است.
با اینکه گباگبو هم اکنون در حبس قرار دارد، اما بالگردهای فرانسوی هنوز بر فراز اقامتگاه ریاست جمهوری گشت زنی می کنند. بالگردهای فرانسه و سازمان ملل بر روی اقامتگاه و کاخ راکت پرتاب کرده اند.
نیکلا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه زمانی گفته بود که اصلا فکر امپریالیسم را هم در این مستعمره سابق نمی کند. اما حاکم مستبد ساحل عاج هم اکنون حرکاتی انجام می دهد که در واقع به وی اجازه می دهد در عوض برخی اعمال استعمارگرانه، وی را بر سر قدرت نگه دارد. سارکوزی هم بدون تردید از این شرایط بیشترین سوء استفاده را به عمل می آورد.
در هفته های گذشته جهان شاهد فرانسه ای قدرتمند در آفریقا بوده است. پاریس در کنار لندن ایجاد منطقه پرواز ممنوع در لیبی را پیگیری کرد و همچنین فرانسه اولین کشوری بود که تحت قطعنامه سازمان ملل برای محافظت از غیرنظامی های لیبی اقدام کرد.
اگر حضور نظامی فرانسه در افغانستان را هم در نظر بگیریم، این کشور از دهه 1950 تاکنون بیشترین فعالیتهای نظامی را داشته است.
با همه اینها فرانسه روز به روز وجهه خود به عنوان "یک ملت بزرگ" را از دست می دهد و در جهان بی احترام تر می شود. برعکس، فرانسه درحال ترسیم یک ملت کوچک وحقیر از خود است که نشان دهنده شرایطی است که به جای توسعه ارزشهای دموکراسی ایجاد شده بعد از انقلاب فرانسه، انگیزه های ایدئولوژیکی را محدود می کند.
توجه داشته باشید که فرانسه در ساحل عاج، لیبی و افغانستان تحت قطعنامه های سازمان ملل و درهمراهی با کشورهای دیگر عمل می کند – و معمولا تلاش می کند از تقلب و تظاهر خودداری کند. اما این ظاهر امر است. واقعیت این است که سارکوزی در همه کشورها به ویژه کشورهایی که مستعمره فرانسه بوده اند، در پی بهره برداری به نفع خویش است.
رئیس جمهوری فرانسه واعضای دولت وی از نقش کمرنگ آمریکا در کشورهای آفریقایی انتقاد می کند اما این فقط یک پوشش است و در واقع فرانسه از یکه تاز بودن در بخش نظامی به ویژه در کشورهای آفریقایی خشنود است.
درست است، ایدئولوژی هنوز هم نقش مهمی حتی در ارتش فرانسه دارد، اما سارکوزی تا حد بسیار زیادی ارزشهای فرانسه را کنار گذاشته و درواقع دربهترین حالت فقط تلاش می کند ارزشهای جهانی را حفظ کند.این برای ملت فرانسه یک افول بزرگ محسوب می شود. زیرا این مردم درپی انقلابی که در سال 1789 داشتند با دشواری های فراوانی ارزشهای مخصوص به خود که بر پایه دموکراسی است، به دست آورده اند.
البته فاکتورهای زیادی در این زمینه موثر بوده اند. نیکلا سارکوزی با حضور در کشورهای آفریقایی تلاش می کند از برخی لحاظ اقتصادی خود را بیمه کند و متاسفانه توجه ندارد که کمبودهای اقتصادی را می توان از طرق دیگری حل نکرد و نه از طریق به حراج گذاشتن ارزشهای به دست آمده یک ملت بزرگ.
در ادامه این مطلب آمده است : البته برخی هم اعتقاد دارند سارکوزی با حضور فعال در لیبی و ساحل عاج قصد دارد بی توجهی و دیرکرد خود در انقلاب های تونس و مصر را جبران کند. اما با دقت بیشتر متوجه مسائل دقیق تری می شویم. لیبی در واقع مستعمره فرانسه نبوده است، اما پاریس به طور ویژه به نفت این کشور نیاز دارد و تلاش می کند تا با حضور مثبت در این کشور در میان گردانندگان آینده این کشور که پس از معمر قذافی برسر کار می آیند، جایگاه مناسب را کسب کند؛ با این هدف که دسترسی خود به ذخایر نفت این کشور را حفظ کند. در ساحل عاج هم مسئله ای مشابه وجود دارد و آن اینکه فرانسه در آنجا بهره های تجاری دارد و می خواهد که این بهره ها را حفظ کند.
این روزنامه در پایان آورده است : اما همگی باید بدانند که حساب کردن روی فرانسه یک اشتباه است. مداخله نظامی فرانسه در کشورهای مختلف، بستگی به فاکتورهای بسیار متعددی دارد که عوامل سیاسی، روابط تاریخی و بهره های ملی برخی از این فاکتورها به شمار می رود. با این حساب باید بدانیم که پاریس هیچ تفاوتی با واشنگتن ندارد.


نظر شما