به گزارش خبرنگار مهر، بخش دوم نشست تکثر فرهنگی و هویت ایرانی که امروز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد با عنوان «رویکرد کاربردی در حوزه های خاص شناختی و کرداری» ادامه داشت که در این بخش مریم صانع پور سخنرانی خود را با عنوان «رسانه جهانی و تکثر فرهنگی» آغاز کرد و گفت: در جوامع قدیمی مرزهای میان قبایل، اقوام و ملل موجب می شد تا هر کدام دارای فرهنگ و هویتی مشخص و معین باشند همچنین دشواری ارتباط میان فرهنگ های متفاوت، تاثیر و تاثر فرهنگ ها را نسبت به یکدیگر بسیار محدود می کرد. در دوره مدرن اما با گسترش فرهنگ غربی از طریق رسانه های جهانی، معیارهای فرهنگی غرب علاوه بر مستعمره هایشان، بر سایر سرزمین ها نیز مستولی شد و در نتیجه ارزش های فرهنگی غیر غربی ضد ارزش تلقی شدند.
وی افزود: اما امروزه در عصر ارتباطات و اطلاعات، با پیشرفت فزاینده فناوری های ارتباطی، فرهنگ های متنوع ملل، اقوام و حتی قبایل سرزمین های دور، فرصت ابزار معیارهای فرهنگی و هویت اجتماعی خود را در گستره ارتباطات جهانی یافته اند و زمینه گفتگو در فضای چند صدایی کنونی فراهم شده است؛ فضایی که در آن امکان کمرنگ شدن سلطه ارزشی فرهنگ غرب فراهم شده و امید می رود فرهنگ های متکثر جوامع مختلف، بیش از هر زمان دیگری به رسمیت شناخته شوند.
صانعی تصریح کرد: ارتباطات فراگیر در دنیای امروز بیش از هر زمانی، نیاز جامعه جهانی به مسالمت میان فرهنگ های گوناگون را به بشریت گوشزد می کند. بنابراین اولا اصولی برآمده از انسانیت مشترک میان شهروندان ضروری می نماید تا هویت جهانی انسان ها را شکل دهد و صلح جهانی را تضمین کند؛ ثانیا ارزیابی فرهنگ های متکثر جهانی براساس معیارهایی درون فرهنگی صورت گیرد تا هویت ملی نیز حفظ شود.
وی تاکید کرد: از این رو با وجود زندگی در یک دهکده جهانی شده، حفظ فرهنگ و هویت اجتماعی ملت ها، اقوام و قبیله ها ضروری می نماید تا به این وسیله جوامع مختلف از بحران هویتی و فرهنگی در امان بمانند در این راستا می توان به نظریه جهانی – ملی (glocal) اشاره کرد؛ توضیح آنکه ارائه فرهنگ های ملل و اقوام مختلف در گستره رسانه های جهانی امروز می تواند به خطر سیالیت هویت اجتماعی شهروندان جامعه جهانی بیانجامد که مقابله با این امر برخی نظریه پردازی های جهانی – ملی (glocal) را می طلبد که در این مجال به آن پرداخته می شود.
امیر صادقی دیگر سخنران این بخش از نشست با عنوان «امکان گفتگوی ادیان در بستر تکثر فرهنگی» سخن خود را آغاز کرد و گفت: این طرح ضمن نظری کوتاه به مبانی فلسفی و نظری پلورالیسم دینی جان هیک، تلاش می کند تا با پیگیری این مبانی که تا حد زیادی مغفول باقی مانده اند، به مطالعه و بررسی امکان ها و محدودیت هایی که این نگرش فلسفی در اختیار گفتگوی بین ادیان قرار می دهد، بپردازد؛ و پس از گذر از نقد پلورالیسم به ارائه راه حل پیشنهادی برای جایگزینی مناسب جهت ایجاد بستر مناسب برای گفتگو ادیان خواهد رسید.
وی افزود: در این طرح کوشش خواهد شد در سه بخش اصلی به موضوع مورد نظر طرح پرداخته شود:
۱- ارائه تبیینی مناسب از پلورالیسم دینی جان هیک، با توجه به موارد فوق الذکر، به عنوان مصداق بارز پلورالیسم دینی در غرب.
۲- با طرح انتقادات وارد بر پلورالیسم به بررسی پیامدهای فلسفی آن پرداخته خواهد شد. به این ترتیب ضمن تحقیق رابطه تکثر فرهنگی و پلورالیسم دینی، به این موضوع می پردازد که دین به عنوان یکی از اجزای اصلی تشکیل دهنده فرهنگ می تواند حائز عمده ترین نقش در ایجاد پل ارتباطی و گفتگو بین فرهنگ ها باشد.
صادقی تاکید کرد: این دو گام که پیش از این سوی نگارنده در قالب مقاله ای عرضه شده به صورتی خلاصه بیان خواهد شد و به عنوان مقدمه ای برای ورود به گام پایانی طرح از آنها بهره جسته خواهد شد.
۳- گام آخر نیز ارائه راه حل جایگزین در موضوع ارتباط بین ادیان با نظر به جایگاه گفتگو در هرمنوتیک فلسفی خواهد بود. هدف نهایی طرح آن است تا با تبیین مدعای پلورالیسم دینی مبنی بر اینکه ارتباط ادیان را در سایه یک نومن واحد ممکن می داند، با توجه به نارسایی های منطقی وارد بر پلورالیسم تحقیق کند که آیا هرمنوتیک فلسفی راه حل ممکن تری برای ایجاد بستر گفتگو بین ادیان ارائه می کند؟ این در حالی است که اصلی ترین انتقاد وارد بر دیدگاه پلورالیستی آن است که به سختی می توان ادعا کرد در ارتباطی که بر مبنای پلورالیسم بین فرهنگ های دینی شکل گرفته است تمایز هویتی این فرهنگ ها حفظ می شود، اما در راه حل بدیل بررسی خواهد شد که آیا می توان با حفظ هویت هر طرف در میان تکثر فرهنگی موجود در عالم به این ارتباط وارد شد؟ اهمیت پاسخ به این پرسش برای ما آن است که می تواند ضمن برآورده ساختن دغدغه ما برای حفظ هویت ایرانی- اسلامی مان بستر مناسب را برای ارتباط با دیگر هویت های فرهنگی- دینی فراهم آورد.
وی در پایان افزود: پیشنهاد پایانی این تحقیق ارائه راه حل گفتگوی فرهنگ ها به جای پلورالیسم خواهد بود که مبانی فلسفی خود را می طلبد. این راه حل که در پی گشودن افقی جدید می باشد، بر آن است تا با یافتن مبانی فلسفی گفتگو در هرمنوتیک فلسفی، که گام اول آن به رسمیت شناختن «طرف» گفتگو است به دنبال مسیری باشد که در آن ادبیان بتوانند با یکدیگر به گفتگو بنشینند و جستجو شود که چگونه نتایج تجربه گفتگو «من»- «تو» ی پیشنهادی در هرمنوتیک فلسفی می تواند به گفتگوی بین فرهنگ ها تسری پیدا کند.



نظر شما