خبرگزاری مهر، گروه جامعه؛ در سالهای اخیر، همزمان با تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش فشارهای معیشتی، نقش زنان در مدیریت اقتصاد خانواده بیش از گذشته برجسته شده است. زنان، سهم قابلتوجهی در تنظیم هزینهها، تأمین نیازهای روزمره و حفظ ثبات اقتصادی خانوادهها دارند. در چنین شرایطی، هرگونه ناآرامی اجتماعی یا اختلال در نظم عمومی میتواند تأثیرات عمیقتری بر زندگی زنان بر جای بگذارد؛ تأثیراتی که گاه کمتر دیده و شنیده میشود. پرداختن به این ابعاد، میتواند به درک دقیقتر پیامدهای اجتماعی و اقتصادی تحولات اخیر بر زندگی زنان منجر شود.
شواهد میدانی نشان میدهد که ناآرامیها و تنشهای اجتماعی اخیر که بهانه وضعیت معیشتی و گرانی ایجاد شد، در بسیاری از موارد فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی مضاعفی را بر آنان تحمیل کرده است. از ایجاد احساس ناامنی و اختلال در رفتوآمد روزمره گرفته تا تخریب اموال عمومی، کاهش درآمد اقشار آسیبپذیر و تضعیف اقتصادهای خرد خانگی، همگی پیامدهایی هستند که زنان بیش از دیگران با آن مواجه شدهاند. مسئله اصلی این است که این تحولات چگونه زندگی معیشتی و نقش اقتصادی زنان را تحت تأثیر قرار داده و چرا لازم است روایت دقیق و واقعبینانهای از تجربه زیسته زنان در این شرایط ارائه شود؛ روایتی که بتواند فاصله میان شعارها و واقعیتهای موجود در زندگی زنان جامعه را آشکار کند.
زهره حسنی، کارشناس حوزه زنان و خانواده، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه اظهار کرد: در ساختار واقعی خانواده ایرانی، این زنان هستند که بار اصلی مدیریت اقتصاد خرد را به دوش میکشند؛ از تنظیم دخلوخرج روزانه گرفته تا جبران کسریها و تصمیمگیری درباره اولویتهای معیشتی. وقتی اقتصاد کشور دچار آشفتگی میشود، اولین جایی که این فشار خود را نشان میدهد، در زندگی زنان است.
وی افزود: در چنین وضعیتی، ناآرامیها و تنشهای اجتماعی نهتنها به بهبود شرایط زنان کمکی نمیکند، بلکه فشارهای موجود را چندلایه و پیچیدهتر میسازد. زنانی که پیش از این نیز با گرانی، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، حالا باید با پیامدهای روانی، اجتماعی و اقتصادی ناامنی هم مواجه شوند.
این کارشناس حوزه زنان و خانواده، ایجاد ترس و ناامنی را یکی از نخستین آسیبهای این فضا دانست و گفت: امنیت روانی، پیشنیاز فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان است. وقتی فضای شهر ناامن میشود، اولین گروهی که از حضور در اجتماع، محل کار یا حتی انجام امور روزمره بازمیمانند، زنان هستند. این مسئله بهطور مستقیم مشارکت اقتصادی و اجتماعی آنها را محدود میکند.
حسنی با انتقاد از تناقض موجود میان شعارها و واقعیتها تصریح کرد: اگر واقعاً دغدغه حقوق زنان وجود دارد، نمیتوان نسبت به خشونتهای آشکار علیه زنان بیتفاوت بود. چگونه میشود از دفاع از زنان سخن گفت اما شاهد باشیم زنی مانند یک پرستار، که نماد خدمت و فداکاری اجتماعی است، قربانی خشونتی هولناک شود؟ این اتفاقات نهتنها دفاع از زنان نیست، بلکه آشکارا جان و امنیت آنان را هدف قرار میدهد.
وی ادامه داد: بخش قابلتوجهی از زنان جامعه، کنشگرانی فعال در عرصههای اجتماعی، درمانی، آموزشی و خدماتی هستند. هدف قرار گرفتن این زنان، پیام روشنی دارد: این فضا نه امن است و نه حامی زن.
این پژوهشگر اجتماعی، تخریب اموال عمومی را یکی دیگر از عوامل تشدید فشار بر زنان دانست و گفت: وقتی زیرساختهایی مانند اتوبوسهای شهری، خودروهای امدادی یا امکانات خدماتی تخریب میشود، هزینه آن مستقیماً به مردم بازمیگردد. بازسازی این تجهیزات از بودجه عمومی انجام میشود و این یعنی کاهش منابعی که میتوانست صرف بهبود خدمات اجتماعی، حمایت از خانوادهها یا زنان سرپرست خانوار شود.
وی افزود: از سوی دیگر، اختلال در حملونقل عمومی بیش از همه زنان شاغل، دانشجو و زنان سرپرست خانوار را تحت فشار قرار میدهد؛ زنانی که معمولاً وابستگی بیشتری به خدمات عمومی دارند و حذف یا تضعیف این خدمات، هزینه زندگی آنها را افزایش میدهد.
حسنی با اشاره به معیشت اقشار فرودست اظهار کرد: گروههایی مانند فروشندگان دورهگرد، دستفروشان مترو و زنان شاغل در مشاغل غیررسمی، معیشت روزانه دارند. تعطیلی مراکز آموزشی، خلوت شدن خیابانها و کاهش تردد، مستقیماً نان شب این افراد را نشانه میگیرد. در این میان، زنانِ این قشر آسیبپذیر، کمترین پشتوانه حمایتی را دارند.
وی تأکید کرد: روایت زندگی این افراد باید شنیده شود؛ چون آنها تصویر واقعیتری از پیامدهای اجتماعی ناآرامیها ارائه میدهند، نه روایتهای انتزاعی و رسانهای.
این کارشناس حوزه زنان و خانواده در بخش دیگری از سخنان خود به تضعیف اقتصادهای خرد خانگی پرداخت و گفت: در سالهای اخیر، با تغییر سبک زندگی و اشتغال بیرون از خانه، بسیاری از مهارتهای اقتصادی زنانه که نقش مهمی در کاهش هزینههای خانواده داشت، به حاشیه رفته است. مهارتهایی مانند خیاطی، بافتنی، تولید مواد غذایی خانگی یا خدمات کوچک محلی، زمانی بخشی از تابآوری اقتصادی خانواده بودند.
وی افزود: در شرایط بحران اقتصادی، احیای این مهارتها نه یک بازگشت به عقب، بلکه یک راهکار عقلانی برای تقویت اقتصاد خانواده است. بیتوجهی به این ظرفیتها، زنان را بیش از پیش وابسته به درآمدهای ناپایدار و شرایط متزلزل اقتصادی میکند.
حسنی در جمعبندی سخنان خود گفت: اگر واقعاً مسئله زنان مهم است، باید از زاویه معیشت، امنیت و کرامت انسانی به آن نگاه کرد. ناآرامی، خشونت و تخریب، نهتنها مسئلهای از زنان حل نمیکند، بلکه فشارهای موجود بر زندگی آنان را عمیقتر و پیچیدهتر میسازد.



نظر شما