۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۳۵

خرده‌روایت‌های مهر از دی‌ماه زخمی/۲۶

برای سبز قبا

برای سبز قبا

خدا برای بیدار کردن بنده‌های حواس‌پرت و نمک‌نشناس پای خوب‌ها را وسط می‌کشد. خود خوب‌ها دست‌ بالا می‌برند و حاضری می‌زنند. مثل حضرت محمدابن‌موسی‌الکاظم (ع) که ضریحش زغال شد.

خبرگزاری مهر - سیمین پورمحمود: سلام. ما دشمنی جانی داشتیم. من آن روز را به چشم دیدم... ما؟! ما دنبال دعا بودیم. دنبال راهی بودیم که حقِ "اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبین" را ادا کنیم. مهره‌های تسبیح که تَق‌تَق روی هم می‌افتادند، صلوات‌ها را فوت می‌کردیم سمت خیال‌های خام. خیال‌های کج و کوتاه. سمت خیال آن‌هایی که فکر می‌کنند کسی از بیرون باید بیاید که دلسوزی سرش بشود. که قیمت‌ها بکشند پایین. که حساب‌های بانکی با هزار ریخت‌وپاش هم ته نکشند که به اسم همه، سندِ چهارچرخ و چهاردیواری بخورد. آن‌هایی که خیال می‌کنند آخوندها خراب کرده‌اند و همه عیب‌ها از عمامه‌به‌سرها آب می‌خورد. آن‌هایی که ندیده‌نشناخته پهلوی‌پهلوی می‌گویند. بعضی از آدم‌های دور و بَرِمان. همان‌ها که حتی یک‌بار هم نرفته‌اند کتابی از روزگار نحس پهلوی اول و دوم را جمله به جمله بخوانند.

آن‌هایی که نمی‌دانند خشکی و قحطی این سال‌های سیستان از آنجا پا گرفت که رضاشاه سرچشمه‌های هیرمند را دو دستی به افغانستان داد. که نمی‌دانند اسدالله عَلَم توی کتاب خاطراتش آورده سال ۵۵ هیچکدام از روستاهای ایران حتی یک لامپ هم نداشتند و پایتخت هر روز ٨ ساعت خاموشی مطلق داشته است. که نمی‌دانند علی‌اشرف درویشیان می‌گفت از سرِ مجبوری، از سرِ نبودِ آزادی مطبوعات، داستان می‌نوشتم تا مردم بفهمند روزگار قبل انقلاب چطور بوده و چطور گذشته. آن‌هایی که آن‌قدر انصاف ندارند که لااقل پابه‌پای شبکه‌های آن‌طرفی، اخبارهای خودمان را هم بشنوند.

ما؟! ما خبر نداشتیم پای حرمله‌ها به شهر باز شده و کمان کشیده‌اند سمت سقاخانه. خبر نداشتیم هیزم‌هایی را که توی کوچه‌های مدینه روی هم چیدند، حالا بغل کرده‌اند و دورتادور ضریح چیده‌اند. خبر نداشتیم سگ‌ زرد حتی برای سنگ مرمر رشید هم نقشه دارد. جمله "لایَوم کَیَومِکَ یَا اَباعَبدِالله" نمی‌گذارد حرف دلم را صاف بنویسم. اما یکی از روزهای سال ۶١ هجری باید عاشورا می‌شد تا مردمِ گیج سیلی بخورند و بیدار شوند، هرچند که هزارهزار سال گریه آن داغ را سبک نکند. خدا برای بیدار کردن بنده‌های حواس‌پرت و نمک‌نشناس پای خوب‌ها را وسط می‌کشد. خود خوب‌ها دست‌ بالا می‌برند و حاضری می‌زنند. مثل حضرت محمدابن‌موسی‌الکاظم (ع) که ضریحش زغال شد. مثل غلامعلی و عباس رشید که سنگ مزارشان سوخت تا حواس‌پرت‌ها بفهمند پهلوی و ترامپ و بقیه نجس‌ها ادامه آل‌زیاد و آل‌مروان هستند. دزفول سنگین‌ترین بها را داد تا آن‌هایی که خیال‌شان کج است اما بلدند روبه‌روی حرم دست بگذارند روی سینه و دولا شوند، از صف پهلوی‌دوست‌ها بیرون بیایند.

ما؟! ما حالا حالاها باید قلب‌مان تیر بکشد و گریه کنیم برای حرم سبزقبایی که دودهٔ آتش سیاهش کرده است و ضریح ندارد.

کد خبر 6730059

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha