به گزارش خبرنگار مهر، کمتر از دو ماه تا آغاز جام ملتهای فوتبال زنان آسیا ۲۰۲۶ باقی مانده اما تیم ملی ایران بهجای تمرکز بر تاکتیک، هماهنگی و آمادهسازی فنی همچنان درگیر ابتداییترین چالشها مانند نبود مسابقات تدارکاتی و بلاتکلیفی کادر فنی و برگزاری اردوهای تدارکاتی است. مجموعهای از مشکلات که حالا نگرانیها را درباره حضور آبرومندانه زنان فوتبال ایران در قاره کهن به اوج رسانده است.
جام ملتها فرصتی تاریخی یا تکرار حسرتها؟
جام ملتهای زنان آسیا ۲۰۲۶ به میزبانی استرالیا برای تیم ملی ایران تنها یک تورنمنت معمولی نیست. این رقابتها همزمان میتواند سکوی پرتابی برای تثبیت جایگاه فوتبال زنان ایران در سطح قاره باشد و هم آزمونی جدی برای سنجش میزان توجه ساختاری فدراسیون به این بخش از فوتبال. ایران که برای دومینبار در تاریخ خود به این مسابقات راه یافته در گروهی دشوار با استرالیا، کرهجنوبی و فیلیپین قرار دارد. گروهی که هر امتیاز در آن میتواند معنایی فراتر از عدد داشته باشد.
با این حال آنچه در فاصله کوتاه مانده تا آغاز مسابقات دیده میشود نه نشانههای یک آمادهسازی حرفهای، بلکه تصویر تیمی است که انگار درست در حساسترین مقطع به حال خود رها شده است.
آمادهسازی روی کاغذ؛ واقعیت در زمین
در ظاهر همهچیز منظم به نظر میرسد. سرمربی مشخص است، تقویم مسابقات جام ملتهای آسیا اعلام شده و صحبت از اردوها و سفرهای خارجی به میان آمده اما با کنار زدن این لایه ظاهری واقعیت نگرانکنندهای خودنمایی میکند. کادر فنی تیم ملی زنان هنوز کامل نیست و نبود دستیاران تخصصی بار فنی و روانی سنگینی را بر دوش سرمربی گذاشته است. از سوی دیگر برنامههای تدارکاتی که باید ستون اصلی آمادهسازی تیم باشد یا نهایی نشده یا در حد وعده باقی مانده است. تیم ملیای که قرار است مقابل قدرتهایی چون استرالیا و کرهجنوبی به میدان برود بدون حتی یک بازی دوستانه جدی چگونه میتواند فاصله فنی را کاهش دهد؟
تقابل پنهان؛ باشگاهها در برابر تیم ملی
یکی دیگر از چالشهای جدی این روزهای تیم ملی زنان اختلافات پیدا و پنهان با باشگاههاست. فشردگی تقویم داخلی، نبود هماهنگی مؤثر میان سازمان لیگ و فدراسیون و نگرانی باشگاهها از مصدومیت بازیکنان باعث شده تا اردوهای تیم ملی با مقاومتهایی روبهرو شود. این در حالی است که در فوتبال حرفهای منافع تیم ملی در کنار منافع باشگاهها باید در اولویت قرار گیرد اصلی که در فوتبال زنان ایران هنوز به یک توافق جمعی تبدیل نشده است.

وعدههایی که رنگ میبازند
در ماههای گذشته بارها از حمایت همهجانبه، برنامهریزی بلندمدت و نگاه ویژه به فوتبال زنان صحبت شده است اما فاصله میان گفتار و عمل حالا بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. نبود شفافیت درباره نحوه اعزام، شرایط سفر، اردوهای خارجی و حتی امکانات ابتدایی این سؤال را بهوجود آورده که آیا جام ملتها واقعاً در اولویت تصمیمگیران قرار دارد یا صرفاً در سطح شعار باقی مانده است؟
بازیکنانی که هنوز امیدوارند
با وجود تمام این مشکلات نقطه روشن ماجرا همچنان خود بازیکنان هستند. نسل فعلی تیم ملی زنان از نظر تجربه بینالمللی و کیفیت فنی یکی از بهترین نسلهای تاریخ فوتبال زنان ایران به شمار میرود. بسیاری از این بازیکنان سالها برای رسیدن به چنین تورنمنتی تلاش کردهاند و حالا نمیخواهند کمتوجهیها حاصل زحماتشان را تحتالشعاع قرار دهد.
امید همچنان در اردوهای تیم ملی جریان دارد امید به اینکه در روزهای باقیمانده تصمیمات جدیتری گرفته شود و مسیر آمادهسازی تغییر کند.
زمان اندک و تصمیمهای بزرگ
هنوز زمان برای اصلاح برخی روندها باقی مانده اما این زمان به سرعت در حال از دست رفتن است. اگر فدراسیون میخواهد حضور تیم ملی زنان در استرالیا صرفاً یک «حضور تشریفاتی» نباشد باید هرچه سریعتر از فاز وعده عبور کند و وارد میدان عمل شود. در غیر این صورت جام ملتها نه نقطه آغاز یک مسیر تازه بلکه نمادی دیگر از فرصتهای از دسترفته فوتبال زنان ایران خواهد بود. فرصتی که شاید تکرارش چهار سال دیگر هم ممکن نباشد.


نظر شما