۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۰۹

پینوکیو افشا شد

پینوکیو افشا شد

در ۷ ماهی که از جنگ ۱۲ روزه علیه ایران می‌گذرد، همزمان با اغتشاشات اخیر، فضای مجازی به بستری برای بازتولید تصویر ربع پهلوی به عنوان لیدر اپوزیسیون تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، وطن امروز نوشت: در ۷ ماهی که از جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد، بویژه همزمان با اغتشاشات اخیر، فضای مجازی به بستری برای بازتولید یک تصویر خاص از رضا پهلوی تبدیل شده است؛ تصویری که او را به ‌عنوان لیدر اپوزیسیون، آلترناتیوی جدی و حتی «گزینه آینده ایران» معرفی می‌کند. این تصویر اما بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، محصول کارزارهای هماهنگ رسانه‌ای، شبکه‌های مبتنی بر ربات و عملیات روانی در شبکه‌های اجتماعی است. در واقع، هرچه از فضای مجازی فاصله می‌گیریم و به واقعیت میدانی و محاسبات بر اساس واقعیت نزدیک‌تر می‌شویم، شکاف میان این تصویر ساخته‌شده و جایگاه واقعی رضا پهلوی عمیق‌تر و آشکارتر می‌شود.
در داخل ایران، ربع پهلوی نه دارای پایگاه اجتماعی است و نه از سوی بدنه جامعه به‌عنوان یک کنشگر سیاسی جدی تلقی می‌شود.

او فاقد شبکه، تشکیلات و ارتباط با جامعه ایران است و نامش عملا در معادلات داخل کشور وزنی ندارد. اما این بی‌اعتباری، محدود به داخل ایران نیست. در خارج از کشور نیز، برخلاف آنچه حامیانش القا می‌کنند، دولت‌ها و نهادهای غرب هرگز او را به‌عنوان یک اپوزیسیون معتبر و قابل اتکا به رسمیت نشناخته‌اند. دیکتاتورزاده پهلوی نه نماینده یک جریان مشخص است، نه توان ایجاد اجماع میان مخالفان جمهوری اسلامی را دارد و نه از ظرفیت رهبری یک پروژه واقعی براندازانه برخوردار است. به همین دلیل، در محاسبات عملی غرب، همواره در حاشیه قرار داشته و صرفا به‌عنوان یک چهره رسانه‌ای مصرف شده است.

این واقعیت، به‌ روشنی در گزارشی که اخیرا رسانه آمریکایی فارن پالیسی منتشر کرد، بازتاب یافت. فارن پالیسی که یکی از مجلات تحلیلی حوزه سیاست خارجی ایالات متحده به‌شمار می‌رود و عموما بازتاب‌دهنده نگاه نخبگان تصمیم‌ساز در واشنگتن است، در این گزارش تصویری کاملا متفاوت از روایت‌های فضای مجازی ارائه می‌دهد. این رسانه ربع پهلوی را شخصیتی فاقد پاسخگویی، تفرقه‌افکن و بی‌ظرفیت توصیف می‌کند که نه‌تنها نتوانسته اپوزیسیون را متحد کند، بلکه خود به عاملی برای شکاف و اختلاف میان مخالفان هم تبدیل شده است.

فارن پالیسی به ‌طور مشخص به ادعاهای اثبات‌نشده و خلاف واقع پهلوی اشاره می‌کند؛ از جمله ادعای او درباره جذب ۵۰ هزار نفر از نیروهای امنیتی و نظامی در ایران از طریق یک پخش تلویزیونی مبتنی بر QR کد. این رسانه تأکید می‌کند هیچ نشانه‌ای از وقوع چنین ریزش گسترده‌ای وجود ندارد و این وعده عملا به نتیجه‌ نرسیده و بیشتر جنبه تبلیغاتی برای برجسته‌سازی شخص رضا پهلوی بوده است.

فارن پالیسی همچنین به نقش کاملا نمایشی او در جریان اغتشاشات اشاره می‌کند؛ نقشی که محدود به صدور بیانیه، حضور رسانه‌ای و سوار شدن بر موج حوادثی بوده که اتفاقا پیش از ورود او شکل گرفته بود. به اذعان این رسانه آمریکایی، پهلوی نه سابقه مسؤولیت عمومی دارد و نه سازمانی میدانی و ساختارمند برای هدایت اعتراضات ایجاد کرده است. حتی پاسخ او به پرسش صریح مجری شبکه CBS درباره مسؤولیتش در قبال حوادث تروریستی که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم بیگناه ایران شد نیز با جمله «این جنگ است و جنگ تلفات دارد»، از نگاه فارن پالیسی نشانه‌ای روشن از فاصله او با واقعیت‌های اجتماعی ایران و فقدان حس مسؤولیت‌پذیری است.

اما در کنار این گزارش، شواهد دیگری نیز وجود دارد که بر بی‌اعتباری بین‌المللی رضا پهلوی مهر تأیید می‌زند. اخیرا پارلمان اروپا با رأی قاطع درخواست او برای سخنرانی در نشست این نهاد را رد کرد؛ تصمیمی که نشان داد حتی در سطح نمادین نیز جایگاهی برای او در ساختارهای رسمی اروپا تعریف نشده است! این در حالی است که هفته گذشته، شبکه خبری الجزیره در یک گزارش تحلیلی - ‌تحقیقی افشا کرد کارزار رسانه‌ای گسترده برای برجسته‌سازی رضا پهلوی در جریان اغتشاشات ایران، از خارج از کشور هدایت می‌شده و نقش اسرائیل در طراحی و پیشبرد آن پررنگ بوده است.

الجزیره گزارش داد کمپین «مردم ایران را آزاد کنید» که همزمان با اغتشاشات اخیر به جریان افتاده بود، توسط شبکه‌های خارجی و عمدتا حساب‌های کاربری مرتبط با اسرائیل یا محافل طرفدار رژیم اشغالگر هدایت می‌شد که نقش محوری در ایجاد شتاب و هدایت اعتراضات به سمت آشوب، خشونت، اغتشاش و ترور داشتند. همزمان، رسانه‌های غرب نیز بارها اذعان کرده‌اند حتی دونالد ترامپ - با وجود مواضع تند علیه جمهوری اسلامی - اعتمادی به پهلوی نداشته و بعید است در صورت براندازی جمهوری اسلامی، بخواهد مسؤولیت یا نقشی کلیدی به او واگذار کند. این موضوع نشان می‌دهد پهلوی حتی برای آمریکایی‌ها نیز یک گزینه قابل اتکا محسوب نمی‌شود.

مجموعه این داده‌ها و شواهد، در کنار هم تصویری واحد می‌سازند: ربع پهلوی شخصیتی است که در محاسبات واقعی و میدانی، به‌شدت بی‌اعتبار است و هیچ ‌یک از غربی‌ها روی او حساب باز نمی‌کنند. به همین دلیل است که رسانه‌های معتبر غرب، برخلاف روایت‌های فضای مجازی، بدون ملاحظه به نقد تند او می‌پردازند و ناکارآمدی‌اش را برجسته می‌کنند. این تصویر واقعی، تفاوتی محسوس با چهره‌ای دارد که از پهلوی در شبکه‌های اجتماعی ساخته شده است.

این شکاف، ریشه در نقش‌آفرینی هدفمند رژیم صهیونیستی و رسانه‌ها و شبکه‌های وابسته به آن در فضای مجازی دارد. کارزارهای سازمان‌یافته، هشتگ‌سازی‌های مصنوعی و پوشش رسانه‌ای جهت‌دار، باعث شده‌اند دیکتاتورزاده پهلوی بیش از وزن واقعی‌اش دیده شود. در سطح رسانه‌ای نیز تنها تعداد محدودی از رسانه‌ها با استناد به همین موج‌های مجازی، به برجسته‌سازی او می‌پردازند. رسانه‌هایی که نقطه اشتراک آنها یا عبری‌زبان بودن و استقرار در سرزمین اشغالی است یا وابستگی مستقیم و غیرمستقیم به اسرائیل. در این میان، اینترنشنال به‌عنوان سکوی فارسی‌زبان صهیونیست‌ها در جهت عملیات روانی روی جامعه ایران، شاهد مثال خوبی است.

اما پرسش اساسی این است: چرا دیکتاتورزاده پهلوی، به رغم بی‌اعتباری‌اش، تا این اندازه برای رژیم صهیونیستی اهمیت دارد. پاسخ را باید در جایگاه او در پروژه اسرائیل در قبال ایران جست‌وجو کرد. رژیم صهیونیستی، ربع پهلوی را نه به‌عنوان یک رهبر ملی یا آلترناتیو واقعی، بلکه به ‌عنوان ابزاری برای پیشبرد پروژه براندازی جمهوری اسلامی، تضعیف ساختار ملی و در نهایت تجزیه ایران می‌بیند. پروژه‌ای مشابه آنچه در لیبی و سوریه رخ داد؛ جاهایی که بی‌ثباتی داخلی به فروپاشی ساختاری و تجزیه منجر شد. با توجه به تنوع قومی و مذهبی ایران و موقعیت ژئوپلیتیک حساس کشورمان در منطقه، چنین سناریویی می‌تواند پیامدهایی به ‌مراتب فاجعه‌بارتر از موارد مشابه داشته باشد.

ترویج رضا پهلوی به ‌عنوان یک چهره‌ محوری، قلب راهبرد اسرائیل برای کاهش حساسیت‌های جامعه ایران و پیشبرد اهداف خود است. حمایت علنی تل‌آویو از پهلوی که در حوادث تروریستی اخیر کاملا نمود داشت، تلاشی برای معرفی او به ‌عنوان یک رهبر معتبر و ملی‌گراست که می‌تواند انتقال قدرت را به ‌صورت مسالمت‌آمیز مدیریت کند اما ناگفته پیداست این تصویرسازی پوششی برای هدف اصلی است: استفاده از پهلوی به ‌عنوان یک مهره دست‌نشانده برای پیشبرد منافع اسرائیل در ایران پس از فروپاشی نظام حاکم.

در این چارچوب، او مهره‌ای است که مصرف رسانه‌ای دارد اما فاقد اصالت، پایگاه مردمی و توان رهبری واقعی است. آنچه از کنار هم گذاشتن این قطعات به ‌دست می‌آید، تصویری روشن از فاصله‌ عمیق میان «رضا پهلوی فضای مجازی» و «ربع پهلوی واقعیت» است؛ فاصله‌ای که هرچه زمان می‌گذرد، آشکارتر و پررنگ‌تر می‌شود!

کد خبر 6730965

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha