خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: با گذشت ۳۲ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
گاردین در گزارشی نوشته است:«دونالد ترامپ همچنان پیروزی خود در برابر ایران را اعلام میکند، اما تکرار مداوم یک ادعا، آن را حقیقت نمیکند. در حالی که رئیسجمهور آمریکا اصرار دارد کارزار نظامیاش در خاورمیانه موفقیتی تاریخی است، جهان خود را برای درگیریای آماده میکند که همچنان در حال گسترش است و میتواند اقتصاد جهانی را به شدت مختل کند. این جنگ به آزمونی نهایی برای اصول عملی ترامپ تبدیل شده است؛ اصلی که دههها او را هدایت کرده است: «یک روایت بساز، آن را حقیقت اعلام کن و جهان را بیوقفه مجبور به پذیرش آن کن.» این شیوه در اتاقهای جلسه منهتن، برنامههای واقعیتنمای تلویزیونی و حتی در قلب قدرت واشنگتن مؤثر بوده است. اما در ایران، سبک منحصر به فرد ترامپ در «اغراق صادقانه» با حقیقت واقعی برخورد کرده است. میدان تحریف واقعیت او به دیواری محکم برخورد کرده است.»
بلومبرگ هم در گزارشی نوشته است:« دونالد ترامپ فعالان محیط زیست را «تروریست» مینامد. با این حال، او مسئول تخریب زیرساختهای نفت و گاز و احتمالاً کاهش تقاضای سوختهای فسیلی، بیش از آن چیزی است که خوشبینترین اکوتروریست در رویای خود میتوانست تصور کند. با آغاز جنگ با ایران، رئیسجمهوری که به طور آشکار علیه گذار به انرژی پاک موضع داشته، ممکن است ناخواسته به یکی از بزرگترین متحدان این گذار تبدیل شود.»
فارنپالیسی در گزارشی نوشته است:« یک ماه پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هر امیدی به پیروزی سریع و قاطع با هفتهها حملات تلافیجویانه تضعیف شده است. چشمانداز فوری برای یک مسیر دیپلماتیک به نظر نامساعد میرسد، زیرا واشنگتن و تهران بر این باورند که کمپینهای متقابلشان، طرف مقابل را تحت فشار کافی قرار داده تا خواستههای حداکثری مطرح شود. نوع خاصی از اعتماد به نفس پیش از جنگهای انتخابی وجود دارد؛ اعتماد به نفس رهبرانی که باور دارند میتوانند خشونت را اندازهگیری کنند: حملات تیز خواهند بود، اهداف محدود و تشدید تنشها کنترلشده خواهد بود. دشمن باید عبرت بگیرد، نه تحریک شود، و جنگ مطیع کسانی باقی بماند که آن را آغاز کردهاند. در طول جنگ، ایالات متحده و اسرائیل توانستهاند ضرباتی به ایران وارد کنند. با این حال، تهران توانسته پاسخهای مکرری با پهپادها و موشکها به اسرائیل، پایگاههای آمریکا در منطقه و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس انجام دهد. سلسله حملات علیه کشتیها در سواحل جنوبی ایران، به ویژه در تنگه هرمز و اطراف آن، به شدت عبور و مرور در این مسیر حیاتی را محدود کرده است. در هفته گذشته، بحثهایی درباره مسیرهای دیپلماتیک و مذاکره مطرح شده است. اما با توجه به ناسازگاری گسترده مواضع واشنگتن و تهران، احتمال تشدید تنشها بیشتر به نظر میرسد. برای ایالات متحده، این میتواند به شکل اعزام نیروهای آمریکایی به خاک ایران یا جلوگیری از استفاده جاری ایران از تنگه باشد؛ برای ایران، ورود متحدان حوثی خود در یمن به میدان میتواند با تهدید عبور و مرور در دریای سرخ، ناپایداری بیشتری ایجاد کند.»
رسانههای عربی و منطقهای
المیادین در مقاله ای به قلم «فاطمه خاطر» به شکست راهبرد آمریکا و اسرائیل در مقابل همبستگی داخلی ایران میپردازد. برخلاف پیشبینیهای دشمن مبنی بر ایجاد ناآرامی و فروپاشی از درون، حضور گسترده و مستمر مردم در راهپیماییهای محکومیت جنگ، مشارکت اقتصادی (مانند اهدای طلا برای پشتیبانی از نیروهای مسلح) و استمرار کارکرد نهادها نشاندهنده شکلگیری یک «جبهه داخلی» همبسته با حاکمیت و نیروهای مسلح است.
۱. حضور فعال مردم: مردم ایران با حضور در میدان و اقدامات خودجوش اقتصادی، نشان دادهاند که بخشی از معادله دفاعی هستند، نه یک عنصر حاشیهای.
۲. نگاه به آتشبس: از منظر افکار عمومی، آتشبس پیشنهادی ترامپ یک تاکتیک برای خرید زمان تلقی میشود و مردم خواستار توقف کامل جنگ و تضمین عدم تکرار آن هستند.
۳. معادله جدید: ایران وارد مرحله «تثبیت بازدارندگی چندبعدی» (سیاسی، اجتماعی و نظامی) شده است که در آن وحدت داخلی خود به یک عامل بازدارنده تبدیل میشود.
۴. شکست راهبرد دشمن: تلاش برای ایجاد شکاف بین مردم و نظام از طریق ترور فرماندهان و هدف قرار دادن غیرنظامیان، نه تنها موجب تفرقه نشد، بلکه به گفته تحلیلگران، همبستگی داخلی را افزایش داد.
سایت عربی ۲۱ در گزارشی نوشت: آمریکا و اسرائیل طرح های عملیاتی گسترده و محرمانه ای برای حمله زمینی محدود به ایران تدارک دیده اند. این طرح شامل تصرف جزیره خارک (مرکز صادرات نفت ایران) و حملات به سواحل تنگه هرمز است و ممکن است هفته ها به طول انجامد. در مقابل، ایران با آماده سازی یک سیستم دفاعی هشت لایه متشکل از نیروهای ویژه، واحدهای واکنش سریع، کهنه سربازان کارآزموده و بسیج، تهدیدات را رهگیری می کند. راهبرد ایران، کشاندن نیروهای مهاجم به درگیری های شهری و مناطق کوهستانی برای خنثی سازی برتری هوایی آمریکا عنوان شده است.
الجزیره در مقاله ای به موضوع تصمیم ایران بر کنترل تنگه هرمز و مخالفت آمریکا با آن پرداخت و نوشت: تنش ها در تنگه هرمز به اوج خود رسیده و این آبراه استراتژیک به صحنه رویارویی مستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است. ایران با تصویب طرح هایی در مجلس، به دنبال اعمال حاکمیت خود بر تنگه است. این طرح ها شامل جلوگیری از تردد کشتی های آمریکایی و اسرائیلی و همچنین دریافت عوارض (به ریال ایران) از سایر کشتی ها می شود. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هرگونه پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه یا دریافت عوارض را "خط قرمز" خوانده است. آمریکا دو گزینه را مطرح کرده: پایبندی ایران به حقوق بین الملل یا تشکیل ائتلاف بین المللی برای بازگشایی نظامی تنگه. با وجود این تهدیدها، گزارش هایی مبنی بر آمادگی ترامپ برای پایان دادن به کارزار علیه ایران حتی در صورت بسته ماندن تنگه وجود دارد. تنگه هرمز که محل عبور یک پنجم نفت جهان است، دچار "شبه فلجی" شده که منجر به افزایش شدید قیمت سوخت، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و ایجاد نگرانی عمیق درباره آینده این آبراه حیاتی در سطح بین المللی شده است.
وبسایت العهد در مقاله ای به قلم «ایهاب زکی» با اشاره به گفته های ژنرال فرانسوی آندره بوفر و مورخ صهیونیست شلومو رایخ، این ایده را مطرح می کند که رژیم اسرائیل از ابتدا در مسیری به سوی زوال بوده است. نویسنده معتقد است که این رژیم در دوران پیروزیهایش به سمت نابودی پیش می رفت، اکنون که از شکستی به شکست دیگر و از حماقتی به حماقت دیگر می دود، پایان کارش قطعی تر شده است. حماقت این رژیم که با حمایت آمریکا، همدستی برخی کشورهای عربی و توهم پایان یافتن محور مقاومت تشدید شده بود، آن را به سمت اشتباهات راهبردی بزرگتری سوق داد. نویسنده حمله به ایران در فوریه ۲۰۲۶ را نمونه ای از این حماقت می داند و تأکید می کند که ایران با اتخاذ سیاست عقلانی، صبر راهبردی و پشتیبانی مردمی، نه تنها شکننده نیست، بلکه با استفاده از پایگاه های نظامی آمریکا در کشورهای عربی به عنوان نقطه ضعف حریف، معادلات جنگ را تغییر داده است و هرگونه اقدام جدید مانند حمله به زیرساخت های انرژی یا تهاجم زمینی، صرفاً گامی دیگر در مسیر افول آمریکا و نابودی قطعی رژیم اسرائیل خواهد بود.
المسیره در مقاله ای به قلم «نوح جلاس نوشت»: در حالی که ایران توانسته با افزایش قدرت بازدارندگی خود، معادلات را به نفع محور مقاومت تغییر دهد، تصویر کاملاً متفاوتی در جبهه مقابل رقم خورده است. در داخل ایران، حضور گسترده و پرشور مردم در راهپیماییهای حمایتی، نماد وحدت ملی و شکست راهبرد دشمن برای تضعیف اراده داخلی است. در مقابل، رژیم صهیونیستی فلج شده و ساکنان آن ساعت ها در پناهگاهها به سر میبرند و همزمان با اعتراضات داخلی، دچار فروپاشی روحیه و بحران وجودی هستند. در آمریکا نیز اعتراضات بیسابقهای علیه سیاستهای جنگطلبانه شکل گرفته و بخش بزرگی از مردم خواستار محاکمه ترامپ هستند. این تحولات نشان میدهد که محور مقاومت وارد مرحله جدیدی از تعیین معادلات شده و هزینه ماجراجوییهای دشمن، به عمق جوامع آنها بازگشته است.
رسانههای چین و روسیه
راشا تودی در مورد مشکلات و خرابی های ناو هواپیمابر اتمی یواساس جرالد آر. فورد، پیشرفتهترین ناو هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا نوشت این ناو برای مدت ۱۲ تا ۱۴ ماه برای تعمیر در کرواسی میماند. این ناو که در ماه می ۲۰۱۷ با تأخیر چند ساله تحویل داده شد، گرانترین کشتی جنگی آمریکا با هزینه ۱۳.۲ میلیارد دلار بوده است. آتشسوزی مشکوک در این ناو که حدود ۳۰ ساعت ادامه داشت، سوالاتی درباره سیستمهای اطفاء حریق این ناو مطرح کرده است. بیش از ۶۰۰ نفر از خدمه مجبور شدند روی زمین و میز بخوابند زیرا کابینهای آنها آسیب دیده بود. پیش از این، مشکل معروفتر این ناو، توالتهای معیوب آن بود که بارها دچار سرریز فاضلاب شده بود. این توالت ها نیاز به نگهداری سنگین روزانه دارد و هر بار شستشوی کامل آن ۴۰۰ هزار دلار هزینه دارد. همچنین ارزیابی پنتاگون نشان میدهد که این ناو با کمبود ۱۵۹ تخت برای خدمه مواجه است.
اگر این ناو برای ماهها از خدمت خارج شود، فشار بیشتری بر گروههای ضربت نیروی دریایی آمریکا وارد میشود و این امر احتمالا منجر به طولانی تر شدن مأموریتهای ناوهای کلاس نیمیتس خواهد شد. نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر ۱۱ ناو هواپیمابر فعال دارد، اما به ندرت بیش از شش عدد از آنها به طور همزمان مستقر میشوند. ناو یواساس نیمیتس، اولین ناو این کلاس، احتمالاً در آخرین مأموریت خود است و قرار است سال آینده از رده خارج شود.
راشا تودی در مطلبی تحلیلی دیگری به بررسی جنگ میان ایران و اسرائیل از منظر مذهبی و کتاب تورات میپردازد و این درگیری را یک پروژه سیاسی-مذهبی توصیف می کند تا یک جنگ ژئوپلیتیکی معمول. نویسنده استدلال میکند که جنگ فعلی میان ایران و اسرائیل یک ماجراجویی عقلانی از سوی غرب نیست، بلکه یک پروژه دینی و آخرالزمانی است که ریشه در اسطورههای عبری دارد. وی سه رکن اصلی این تفکر را بررسی میکند: نخست، داستان قوم عمالیق در کتاب مقدس سفر خروج که بنیامین نتانیاهو در اکتبر ۲۰۲۳ و همچنین در مارس ۲۰۲۶ درباره ایران به آن اشاره کرد. دوم، کتاب استر که روایت نسل بازمانده عمالیق (هامان) در امپراتوری فارس را بازگو میکند و سوم، داستانی در کتاب حزقیال که نبرد نهایی میان اسرائیل و ائتلاف کشورهای مخالف را پیشبینی میکند. وی الگوی استخراج شده از این کتب را چنین توصیف میکند: از یک سو اسرائیل با حمایت مسیحیان صهیونیست آمریکا و از سوی دیگر ایران با حمایت ضمنی روسیه و چین در نبرد هستند. مقامات آمریکایی مانند پیت هگست وزیر دفاع و مایک هکبی سفیر آمریکا در اسرائیل، ایجاد اسرائیل را «معجزه» مینامند و اعتقاد راسخی به تفسیر اسطورهای از کتاب مقدس دارند. در نهایت، چنین نتیجه گرفته میشود که اهداف نهایی این پروژه دینی شامل ایجاد اسرائیل بزرگتر (از نیل تا فرات)، بازسازی معبد سلیمان و ظهور مسیح است. نویسنده تأکید میکند که حتی اگر ایران در این درگیری پیروز شود، اسرائیل همچنان کشورهای حامی خود را نه به عنوان دشمنان ژئوپلیتیکی، بلکه به عنوان دشمنان آخرالزمانی تلقی خواهد کرد و این چرخه ادامه خواهد داشت.
ناتالیا نیکونوروا، معاون رئیس کمیته امور خارجه شورای فدراسیون روسیه، در گفتگو با خبرگزاری تاس هشدار داد که خروج احتمالی ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) ممکن است منجر به مسابقه تسلیحاتی هستهای در خاورمیانه شود. به گفته وی، ایران به تعهدات خود در چارچوب این پیمان عمل کرده، اما سایتهای هستهای آن توسط اسرائیل (که عضو این پیمان نیست) مورد حمله قرار گرفته است. نیکونوروا تأکید کرد که منطق معامله - یعنی «انصراف از سلاح هستهای در ازای امنیت» - دیگر وجود ندارد. وی همچنین گفت که آمریکا و اسرائیل ایران را به سمت خروج از این پیمان هل میدهند تا تهران بتواند بدون کنترل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برنامه هستهای خود را توسعه دهد. نیکونوروا ابراز امیدواری کرد که ایران چنین تصمیمات مهمی را بر اساس احساسات اتخاذ نکند.
خبرگزاری شینهوا چین در تحلیلی می نویسد جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال ورود به دومین ماه خود است و پیامدهای آن فراتر از میدان نبرد، نظم جهانی را دگرگون کرده است. برخلاف ادعای واشنگتن (جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای)، هدف واقعی از این جنگ «کنترل مسیرها و منابع جهانی نفت و گاز» است. اما ایران نه فروپاشیده و نه وعده «پلیس منطقه بودن اسرائیل» محقق شده است. متحدان اروپایی آمریکا (انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا) درخواست ترامپ برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز را رد کرده و جنگ را «غیراخلاقی و ناقض حقوق بینالملل» خواندهاند. این شکاف پس از آن ایجاد شد که آمریکا بدون مشورت با ناتو، جنگ را آغاز کرد. این جنگ اعتماد میان ملتها را تضعیف، اتحادهای بینالمللی را تغییر داده و گسلهایی منطقهای ایجاد کرده که ممکن است برای اولین بار به تغییر اساسی در نظم جهان پس از جنگ جهانی دوم منجر شود.»
بر اساس گزارش سی جی تی ان چین، حمله احتمالی آمریکا برای تصرف جزیره خارک (که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران را مدیریت میکند) با خطرات نظامی و سیاسی جدی برای نیروهای آمریکایی همراه است. نیروهای آمریکایی در جزیره در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران، قرار خواهند گرفت. ایران احتمالا فیلم تلفات آمریکایی را به عنوان ابزار تبلیغاتی منتشر میکند. این کار به جای پایان سریع جنگ، احتمالاً جنگ را گسترش داده و طولانیتر میکند. ایران نیز میتواند با مینگذاری در آبهای اطراف، کشتیرانی در منطقه را پرخطرتر سازد.
رسانههای رژیم صهیونیستی
معاریو به نقل از زوهار پلتی مقام ارشد سابق موساد، هشدار داد ایران در حال حاضر «کاملا بر وضعیت مسلط» است و از موضع قدرت عمل میکند. به گفته او، ایران پس از یک ماه رویارویی با بزرگترین قدرت جهان (آمریکا) «با این وضعیت کاملاً کنار آمده» و همچنان پابرجا ایستاده است. وی به توانایی ایران در هماهنگی با لبنان (حزبالله)، شلیک همزمان موشکها به اسرائیل، کنترل تنگه هرمز، تأثیرگذاری بر قیمت نفت و توانایی انجام آتش دقیق به سمت تأسیسات گاز قطر اشاره کرد. پلتی تأکید کرد ایران این توانایی را دارد که تعیین کند «چه امتیازاتی» میخواهد. به گفته پلتی، هر کس تصور میکرد ایران ظرف سه روز شکست خواهد خورد، شناختی از ماهیت جمهوری اسلامی نداشته است. او ضمن اشاره به گزارشهایی درباره عملیات خارج کردن اورانیوم از ایران، گفت چنین اقداماتی واقعاً نمیتواند معیار موفقیت باشد و انجام آن چالشی جدی است.
در آستانه عید پسح (پِسَخ)، مقالهای در وبسایت وای نت نیوز اسراییل به تأثیر منفی ادامه خدمت نظامیان ذخیره بر خانوادههای اسرائیلی پرداخته است. در حالی که بسیاری از خانوادهها برای شبِ سِدر (شام سنتی پسح) گرد هم میآیند، برخی از خانوادهها به دلیل جنگ از هم دورافتاده، برای هفته ها قادر به ارتباط با هم نیستند و فشارهای روحی و فرسایش ناشی از حضور طولانی مردان در ارتش را به سختی تحمل میکنند. نویسنده با اشاره به «فرسایش جمعی» و فشار روانی بر خانوادههایی که بار سنگین فعالیت در ارتش را بارها و بارها متحمل میشوند، بر ضرورت به رسمیت شناخته شدن این فداکاری و تغییر در سیاستهای اعزام تاکید دارد. خانوادهها هم خواستار توجه دولت به هزینههای سنگین فردی و خانوادگی تداوم این وضعیت هستند.
اسرائیل هیوم وحشت صهیونیست ها را از نیروهای مقاومت فریاد زد. این رسانه صهیونیستی مدعی شد یک سند راهبردی از مؤسسه ریفمن که با کمک مقامات ارشد سابق شین بت (سرویس امنیتی اسرائیل)، پلیس و ارتش تهیه شده، برای نخستین بار سناریوی هشداردهندهای را ارائه میدهد که بر اساس آن دهها هزار سلاح در نقب (جنوب اسرائیل) مخفی شدهاند. نیروهای مقاومت در جنوب کوههای الخلیل در انتظار دستور برای نبرد با صهیونیستها هستند. محورهای حملونقل این منطقه هم در عرض چند دقیقه قابل مسدود شدن هستند. این سند تهدید داخلی در صحرای نقب که منطقه ای شدیدا نطامی است را به عنوان «جبهه هشتم» تعریف میکند. ترکیب انتقال انبوه سلاحهای مخفی به نقب و احساسات ضداسراییلی فزاینده در میان بخشی از جمعیت بومی منطقه میتواند منجر به شورش مسلحانه علیه اسرائیل شده و با حمله سازمانیافته از جنوب کوههای الخلیل تقویت شود.
۲۲:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۱


نظر شما