خبرگزاری مهر، فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: زندگی جریان دارد؛ چون خدایی که میپرستیم همیشه بوده و هست و خواهد بود و او ما را به امیدواری و تحرک و فعالیت دعوت کرده است، حتی در سختترین لحظاتی که فکرش را هم نمیکنیم مثل جنگ.
به همین بهانه و طبق فعالیتی که معمولا در پایان سال و ابتدای سال جدید انجام میدهیم، به سراغ نویسندگان و ناشران میرویم و کارنامه کاریشان در سالی که گذشت را بررسی میکنیم. در این مطلب با هادی خورشاهیان، نویسنده، شاعر، منتقد و کارشناس ادبی گفتوگو کردهایم. خورشاهیان در این گفتوگو از آنچه که در سال 1404 در دنیای ادبی و کتابیاش گذشت برایمان گفت و از آثاری که در سال 1405 متولد میشوند. این گفتوگو را میتوانید در ادامه بخوانید:
آقای خورشاهیان، در سال گذشته چه کتابهای جدیدی از شما چاپ شد؟
در بهار 1404 چهار عنوان کتاب از من چاپ شد. یک مجموعهداستان بزرگسال بود با عنوان «اعلیحضرت تشریففرما میشوند» که نشر نریمان چاپ کرد که داستانهای مدرنی با موضوعات مختلف دارد. نشر «قصهباران» نیز سه عنوان کتاب از من چاپ کرد. یک کتاب با عنوان «لطفا در این مکان قضاوت نکنید» که یادداشتهایی برای نوجوانان بود. مطالب این کتاب عمدتا مقالههایی است که بهعنوان سرمقاله در مجله «سلام بچهها» چاپ شده بود. کتابی دیگر نیز با عنوان «یک فیل با چند گلوله از پا در میآید؟» داشتم که یادداشتهایی درباره ادبیات بود. این یادداشتها در زمینه شعر و داستان است و برای رده سنی بزرگسال مناسب است.
کتاب دیگری هم از من در نشر قصهباران چاپ شده است به نام «گفتمان تاریکی» که موضوع آن تحلیل گفتمان داستان کوتاه ایران است و در آن بیست داستان کوتاه در بازه صدساله ۱۳۰۰ تا نزدیک ۱۴۰۰ از زوایای مختلف تحلیل شده است. اینها کتابهایی بودهاند که از من به چاپ رسیدهاند.
سه کتاب دیگر هم سال گذشته در حوزه رمان نوجوان نوشتهام. یک رمان در مورد قدمگاه است. قدمگاه امام رضا (ع) در نزدیکی نیشابور است. این کتاب «زخمی و سینهخیز» نام دارد که داستان آن در اوایل دهه ۶۰ و ایام دفاع مقدس رخ میدهد و درباره یک خانواده ساکن حاشیه شهر و مناطق محروم شهر است که اعضای این خانواده علاقهمند هستند به زیارت امام رضا (ع) بروند اما به دلایلی نمیتوانند و به زیارت قدمگاه که جای پای حضرت امام رضا (ع) است بسنده میکنند. درواقع این رمان نوجوان در ژانر اجتماعی و تاریخی است که کارهای چاپ آن در انتشارات بهنشر در حال انجام است.
یک رمان نوجوان دیگر هم نوشتهام با عنوان «شلیک به زخم» که محوریت آن محیط زیست و یوزپلنگ آسیایی است که ماجرای آن عموما در استانهای تهران و سمنان اتفاق میافتد. شخصیت اصلی ساکن تهران است؛ اما اصل داستان در دامغان و سمنان رخ میدهد. مجوز این رمان نیز گرفته شده است و انشاالله در نشر معارف چاپ خواهد شد. یک رمان نوجوان دیگر هم دارم با عنوان «خوابیدن روی اقیانوس» در ژانر فانتزی و ماجراجویی. این کتاب درباره سه شخصیت نوجوان است. یک بخشی از داستان پیرامون خواب یک شخصیت است، بخشی از آن مربوط به شخصیتی است که در حالت کما به سر میبرد و یک بخش دیگر هم محوریت محیط زیست و مسئله آب دارد که در استانهای چهارمحال بختیاری و استان اصفهان و زایندهرود رخ میدهد و در کل این کتاب با محور خواب و خواب مصنوعی است. نگارش این رمان به پایان رسیده است اما ناشر آن هنوز معلوم نیست و پاسخ قطعی داده نشده است. این عناوینی که عرض کردم مجموعه کتابهایی است که از من در سال 1404 به چاپ رسیده یا در دست چاپ است.
شما متنوع مینویسید: هم برای مخاطبان متنوع و هم با موضوعات متنوع. چطور شد که به این تنوع رسیدید؟ در کل متنوع نوشتن برای نویسندگان چه تجربهای به همراه دارد؟ میتواند مفید باشد یا ضررهایی هم دارد؟ چه زمانی مفید است و چه زمانی مضر؟
متنوع نوشتن اصلا مضر نیست. در هیچ کتاب آسمانیای به ما فرمان داده نشده است که اگر تنها در یک حوزهای کار کنی حتما موفق میشوی ولی اگر در موضوعات متنوع کار کنی موفق نخواهی شد. هیچ دلیلی وجود ندارد که اگر فردی نویسنده تخصصی است فقط باید رمان بزرگسال بنویسد. حالا برخی نویسندگان ممکن است اینطوری باشند و اینطوری بپسندند که فقط رمان بزرگسال بنویسند؛ اما تا جایی که من میدانم و از نویسندگان بزرگ تاریخ ادبیات ایران و جهان سراغ دارم معمولا نویسندگان حتی شعر هم میگفتند. مثلا شکسپیر، نمایشنامهنویس بسیار مشهوری است اما شهرت اصلی او در زمانه خودش بابت شعرهایش بوده است. خیلیها اینطور بودهاند که هم شعر سرودهاند و هم داستان نوشتهاند. در ایران خودمان مثلا جناب مولوی و عطار نیشابوری هم آثاری به شعر داشتهاند و هم آثاری به نثر. اینطور نیست که بگوییم حالا چون تنوع قالب و موضوع در کار یک نویسنده یا شاعر وجود دارد، علیالقاعده کار او ضعیفتر باشد یا اگر تنها در یک زمینه و حوزه کار کند کارش حتما قویتر است. افرادی وجود داشتهاند که خود را در یک حوزه محدود کردهاند و کارشان به چشم نیامده و در مقابل افرادی که در حوزههای مختلفی کار کردهاند و آثارشان مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین خیلی نمیتوان به قضیه اینطور نگاه کرد و بیشتر بستگی به علاقهمندی افراد دارد.
شما تابهحال به این نتیجه رسیدهاید که مخاطبانتان از کدام زمینهای از نوشتههای شما بیشتر استقبال کردهاند؟
تا جایی که میدانم در حوزه رمان نوجوان؛ بهخصوص با توجه به استقبال بسیار خوبی که از رمان فانتزی نوجوان «دختری که نبود» شد، به نظرم در زمینه رمان نوجوان موفقتر بودهام و مخاطبان بیشتر استقبال کردهاند.
شما سابقه زیادی در نویسندگی دارید. موضوعی (سوژه یا حوزه کلی) بوده است که دوست داشتهاید برای آن چیزی بنویسید اما هنوز موقعیتش جور نشده است؟
بله. خیلی وقتها شده است که دلم بخواهد رمان دینی بنویسم اما نتوانستهام؛ یعنی منظورم این است که اصلا وارد عرصهاش نشدهام. چون اولا مطالعات لازم دارد و از آن مهمتر مستلزم قضاوت تاریخی است که باید نسبت به شخصیتهای تاریخی به قضاوت میرسیدم و جمعبندی میکردم. من این توانمندی را در خودم ندیدم چون خیلی به پژوهش نیاز دارد و وقت زیادی میخواهد و من نمیتوانم وقت زیادی روی این کار بگذارم و از این نظر ترجیح دادم که فعلا سراغ این موضوع نروم.
چرا دوست داشتید رمان دینی بنویسید؟
دوست داشتم دیگر. بالاخره وقتی شما دارید در یک جامعه دینی زندگی میکنید و خودتان هم فرد معتقدی هستید این احساس را خواهید داشت. مثلا من خیلی دلم میخواست درباره حضرت ارباب، امام حسین (ع) رمانی بنویسم؛ اما چون زمان زیادی از دوران زندگی ایشان گذشته و من عربی هم بلد نیستم و خیلی از کتابهای دینی در این زمینه را نیز نخواندهام، نتوانستهام. بر فرض که من بیست کتاب هم درباره حضرت ارباب بخوانم؛ باز هم چون احتمال میدهم به دلیل اینکه عربی بلد نیستم و حوزه تخصصی من نیز تاریخ اسلام نیست به اشتباه بیفتم. البته من در موضوعات تاریخی مانند تحریم تنباکو اثر نوشتهام. کارهای دینی هم در حد کتابهای کودک هم داشتهام درباره دوران رسولالله (ص) ولی اینکه بخواهم رمان دینی نوجوان بنویسم، هرچند دوست داشتهام اما تابهحال در این زمینه موفق نشدهام.


نظر شما