به گزارش خبرگزاری مهر، وی در این باره نوشت: کمپانی پالانتیر ثابت کرد که تواناییها و تجهیزات جنگی فوقالعادهای دارد. تنها کافیست از دشمنهای ما بپرسید!!!
اظهارنظر اخیر ترامپ درباره کارآمدی شرکت پالانتیر در جنگ را نمیتوان صرفاً در سطح یک موضعگیری تبلیغاتی یا حمایت از یک بازیگر حوزه فناوری تحلیل کرد، بلکه این گزاره واجد دلالتهای عمیقتری در سطح تحول ساختار قدرت نظامی ایالات متحده است.
اشاره مستقیم به یک شرکت خصوصی و پیوند زدن آن با عملکرد رزمی، در واقع پرده از نوعی جابهجایی در کانون قدرت نظامی ایالات متحده برمیدارد؛ تحولی که طی آن، بخشی از ظرفیت تصمیمسازی و حتی اجرای عملیات، از نهادهای کلاسیک حاکمیتی به زیرساختهای دادهمحور و شرکتهای فناوری منتقل شده است.
این روند اگرچه در ادبیات رسمی آمریکا ذیل مفاهیمی چون نوآوری دفاعی و برتری تکنولوژیک صورتبندی میشود، اما در سطح راهبردی میتوان آن را نشانهای از افزایش وابستگی ساختاری دانست که خود، به صورت بالقوه تولیدکننده آسیبپذیریهای جدید است.
با وجود همه این تفاسیر، برخی کارشناسان معتقدند آن چه ترامپ بهعنوان «اثبات کارآمدی در میدان نبرد» مطرح میکند، بیش از آن که بیانگر یک مزیت مطلق باشد، بازتاب تمرکز فزاینده بر زنجیرهای است که از داده آغاز شده و به تصمیم و اقدام ختم میشود. این زنجیره، شامل مراحل شناسایی، تحلیل، اولویتبندی اهداف و تسریع چرخه تصمیمگیری است که اکنون بهواسطه سامانههای هوش مصنوعی و کلانداده بهعنوان هسته اصلی قدرت رزمی آمریکا معرفی میشود.
با این حال، همین تمرکز، نوعی پاشنه آشیل بحرانی نیز ایجاد میکند؛ زیرا هرگونه اختلال در جریان داده، دستکاری در الگوریتمها یا اخلال در زیرساختهای پردازشی میتواند کل این چرخه را دچار فروپاشی عملکردی کند. به بیان دیگر، مزیتی که بهعنوان برتری معرفی میشود، همزمان میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.
در نهایت، دلالت اصلی این تحول آن است که مرکز ثقل قدرت نظامی آمریکا بهصورت فزایندهای به حوزه داده و الگوریتم منتقل شده و در نتیجه، نقاط تمرکز آسیبپذیری نیز دچار تغییر شده است. اگر در گذشته تمرکز بر تضعیف پلتفرمهای فیزیکی و سختافزارهای نظامی بود، اکنون اختلال در زنجیره داده، بیاعتبارسازی خروجیهای تحلیلی و ایجاد اختلال در چرخه تصمیمسازی میتواند اثرگذاری بهمراتب عمیقتری داشته باشد. از این منظر، اظهارنظر ترامپ را باید نه صرفاً یک پیام از جایگاه قدرت، بلکه نشانهای از یک دگرگونی ساختاری دانست که در دل خود، همزمان حامل فرصتها و تهدیدهای جدید در میدان تقابل است.


نظر شما