خبرگزاری مهر- گروه هنر- عطیه موذن: گزارش های هفت روز سیما حالا چند ساله شده است و در طول چند سال اخیر هر هفته پنجشنبه ها به حواشی پربازدید و جنجال ها و حتی اتفاقات کمتر دیده شده اما مهم تلویزیون و شبکه نمایش خانگی پرداخته است. این اولین شماره از این گزارش در سال ۱۴۰۵ است که با جنگ و حماسه مقاومت مردم آغاز شد. در شماره ۲۳۶ از این بسته برخلاف شماره های گذشته اتفاقات یک ماه گذشته را بررسی کرده ایم و از هفته آینده دوباره به روال گذشته به صورت هفتگی به مرور اتفاقات و حواشی مرتبط با صداوسیما و شبکه نمایش خانگی می پردازیم.
چهره ماه؛ محمدرضا شهیدی فرد
حالا میتوان گفت چه خوب که بالاخره محمدرضا شهیدی فرد به تلویزیون بازگشت و چه بهتر که با برنامه ای روی آنتن است که درست جایگاه اصلی اوست. شهیدی فرد قبل از جنگ بعد از یک دهه دوری از اجرا روی آنتن رفت. حضور او در برنامه «پریزاد» که قرار بود حال خوبی را منتقل کند، مثبت بود اما شاید باز هم همه توان و هنرمندی شهیدی فرد را نتوانست نمایش دهد.
او با شروع جنگ اجرای برنامه «من ایرانم» را به عهده گرفت. برنامه ای کاملا ملی و وطنی که فقط یک مجری زبده و کاربلد چون شهیدی فرد می توانست در مقابل چهره های مختلف بنشیند و گفتگوهایی رقم بزند که در این روزهای جنگی هم شور و حماسه داشته باشد هم از دو قطبی کردن ها به دور شود و هم برای مخاطب آورده داشته باشد.
او مثلا در یکی از گفتگوها با اشاره به حضور مردمی در میدان بیان کرد که «افرادی همین حالا پرچم دستشان است که در ۱۸ و ۱۹ دی به همین پرچم جسارت کردند ولی ملت به آنها فرصت جبران داد».
او در تمام این چهل و چند روز اجرای برنامه را به عهده دارد و تلاش کرده است دائم نام ایران، وطن و کشور را بلند بدارد و برجسته کند.
سریال ماه؛ بیگانگان
تلویزیون در ساخت سریال های امنیتی حالا به مدلی رسیده است که حتی می تواند این آثار را در کنداکتور نوروز قرار دهد و مخاطب داشته باشد. سریال «بیگانگان» محصول سیمافیلم و ساخته راما قویدل از همین دست آثار است که با قصه ای معمایی و جاسوسی در آن سوی مرزها توانست مخاطب را با خود همراه کند.
سریال برخلاف برخی از آثاری که بیشتر داعش را در زمینه مسائل تروریستی در داخل خود کشور نشان داد به دل داعش در خارج از کشور رفت. سعی کرد ملودرامی عاشقانه را نمایش دهد که در میان آن هم جنایت های داعشی ها را تصویر کرده باشد و هم عقاید و تئوری های مفتی و فرماندهانش را تا حدی بازنمایی کند.
قویدل از پس سکانس های اکشن سریال به خوبی برآمده است و صحنه های خشونت داعشی ها در سریال اگرچه در برخی موارد با محو کردن همراه بود اما باز هم توانست به واقعیت ماجرا نزدیک شود.
حضور بازیگران هم در این سریال خوب بود و محمدرضا هلال زاده در نقش اصلی و محمد نادری در ایفای ۲ شخصیت همزمان به خوبی از پس نقش ها برآمدند.
اتفاق ماه؛ سرو، سپید، سرخ
شاید دیگر نتوان این جمله را دستورالعمل کرد که باید زمان بگذرد و بعد فیلم و سریال درباره جنگ و وقایع تاریخی این چنینی ساخت. مردم همزمان با جنگ و هر حادثه ای نیازمند محتوا و خوراک فرهنگی و هنری هستند. مخاطب همزمان به دنبال محتوایی است که غیر از خبر بتواند، تحلیل، درام، نگاه یا حرفی را برایش تصویر و ذهن پرتلاطمش را آرام کند.
طبعا و قطعا هرچقدر این محتوا با کیفیت بیشتری همراه باشد مخاطب بیشتری جذب می کند و میخ بهتری را در جای درست کوبیده است.
«سرو، سپید، سرخ» که حاصل همکاری چند نهاد است با این نگاه، اتفاق درست و بهنگامی برای ساخت سریالی ایپزودیک در طول جنگ بوده است. هر قسمت از این سریال به صورت شبانه از شبکه یک سیما روی آنتن می رود و تاکنون با فراز و نشیب برخی قصه ها هم توانسته است به دل مخاطب بنشیند. قصه ای که لیلی عاج از زوج جوان و یک شب ماندنشان در خانه زیر بمباران تعریف کرد در عین سادگی، گیرا بود و مخاطب توانست تا پایان آن را دنبال کند. یا قصه های دیگری که هر یک بدون صحنه های اکشن و پرهزینه، داستانی را در دل جنگ بازگو کردند. قصههایی که مخاطب می تواند همزمان با آنها همذات پنداری کند و بداند که دیگران در ایام جنگ چگونه استرس ها، قهر و آشتی ها، مشکلات و ... را مدیریت کردند.
نکته ماه؛ لزوم نمایش روایتهای متفاوت تر مردمی
از ابتدای جنگ و همین حالا بیش از ۴۰ روز است که بسیاری از مجریان و برنامه سازان و تیم های تولید و فنی در صداوسیما شبانه روزی مشغول کار هستند و حتما کار در چنین شرایطی که هم آنتن را پر کنند و هم به فکر خالی نکردن میدان باشند، دستمریزاد دارد. با این حال تلویزیون همانطور که در حوزه سریال سازی عمل کرده است خوب است در برنامه سازی هم از قالب های جذاب تر، مستندهای بیشتر و ورود متنوع تر به موسیقی کمک بگیرد.
مجریان مختلفی این روزها روی آنتن هستند اما تنوع حضور مجریان حرفه ای می تواند بیشتر شود. گاهی این روزها یک مجری در چند برنامه یا در چند ساعت متوالی دیده می شود درحالیکه می توان از مجریان دیگری که هم دغدغه مند هستند و هم نگاهی ملی و وطنی دارند بهره گرفت.
گاهی تلویزیون صرفا در چند قاب حضور و تجمع مردم را نمایش می دهد در حالیکه می توان مستندسازی ها و گزارش های مختلفی به دور از کلیشه های همه این سال ها از بودن شبانه روزی مردم ساخت.
آنچه که گاه به تکرار می رسد، می تواند در لحظه ای مخاطب علاقهمند و همراه را دلزده کند. تلویزیون می تواند روایت های متفاوت تر و بیشتری از مردمی که این روزها در کف خیابان هستند و حتی زندگی عادی خود را در تهران وشهرهای دیگر سپری می کنند، نمایش دهد و به تدریج به دنبال این باشد که مخاطبی را که از روی ناآگاهی اینترنشنال و شبکه های این چنینی را پیگیری می کند به سمت خود بازگرداند.

۲۲:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷


نظر شما