۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۲۵

جنگ در جبهه و بازار؛ پای پیاده نظام دشمن روی معیشت مردم

جنگ در جبهه و بازار؛ پای پیاده نظام دشمن روی معیشت مردم

همزمان با شروع جنگ تحمیلی علیه ایران شبکه‌هایی در بازار و رسانه ها شکل گرفته اند که با احتکار و اخبار نادرست فضای روانی جامعه را ملتهب می‌کنند و از این فضا سود می‌برند.

به گزارش خبرنگار مهر، در روزهایی که دشمن آمریکایی - صهیونیستی به کشورمان تجاوز کرده است ، پشت جبهه هم میدان دیگری دارد؛ میدان خبر، شایعه و بازار. در چنین شرایطی، جنگ فقط در خاک و هوا رخ نمی‌دهد، بلکه در ذهن و سفره مردم هم جریان دارد.

در همه جنگ‌های تاریخ، در کنار دلاورانی که از خاک و شرف دفاع کردند، همیشه جماعتی هم پیدا شدند که بحران را به چشم «فرصت» دیدند؛ فرصت برای سود بیشتر، احتکار کالا، فریب افکار عمومی و قبضه بازارها. آنان نه دشمن نظامی بودند، نه دشمن خارجی، اما رفتارشان در نهایت به سود همان دشمن تمام شد؛ چون امنیت روانی جامعه را نشانه گرفتند.

سؤال اصلی این گزارش ساده است؛ در طول تاریخ ایران، سودجویان در زمان جنگ و بحران چه کرده‌اند و با آن‌ها چگونه برخورد شده است؟

و امروز، اگر دوباره کشور در شرایط بحرانی قرار گیرد، وظیفه دولت، مردم و نهادهایی مثل بانک مرکزی در برابر این پدیده چیست؟

سودجویی در قحطی‌ها و اشغال ایران؛ از گندم تا بازار سیاه

در اواخر دوران قاجار و ابتدای پهلوی اول، ایران با قحطی‌های شدیدی روبه‌رو بود؛ به‌ویژه در سال‌های جنگ جهانی اول (۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی) و جنگ جهانی دوم (۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴).

در آن زمان، ایران عملاً میان نیروهای بیگانه گرفتار بود. مسیرهای تجاری بسته شده، ارتش‌های اشغالگر ذخایر غذایی را مصادره می‌کردند و مردم در بسیاری از شهرها با کمبود نان و آرد مواجه بودند. اما در پس این فاجعه انسانی، گروهی از تجار و مالکان محلی، راه دیگری پیش گرفتند؛ آن‌ها گندم و جو را در انبارها نگه داشتند، عرضه را محدود کردند و قیمت نان را چند برابر بالا بردند.

در اسناد تاریخی، مواردی از احتکار در همدان، کرمانشاه، اصفهان و تهران ثبت شده است. در بازار تهران در سال ۱۲۹۷، قیمت گندم از دو قران به بیش از بیست قران رسید. دولت ناچار شد مأموران نظامی را برای کنترل بازار تعیین کند و چند تاجر بزرگ را بازداشت نماید. در گزارش‌های وزارت داخله آن زمان آمده است که پس از افشای احتکار گسترده، انبارهای گندم مصادره شد و عاملان آن به مجازات‌های سنگین اقتصادی محکوم شدند.

اما فضای بحران فقط در بازار نبود؛ در رسانه‌های محدود آن دوره نیز شایعات و خبرهای غیرواقعی درباره “نابودی کامل ذخایر گندم” یا “اشغال سرتاسر کشور” منتشر می‌شد که بر نگرانی عمومی می‌افزود. دولت رضا شاه در دهه ۱۳۲۰ با تشکیل «اداره تفتیش ارزاق» تلاش کرد بازار را کنترل کند، هرچند نفوذ سودجویان و نبود سامانه‌های نظارتی کار را دشوار کرده بود.

دوران جنگ تحمیلی و بازار سیاه کوپن‌ها؛ سودجویان در سایه جبهه

با آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، فشار اقتصادی و محدودیت‌های ارزی کشور را در تنگنا قرار داد. دولت برای حفظ عدالت در توزیع کالاهای اساسی، سیاست کوپنی را اجرا کرد. فروشگاه‌های مخصوص عرضه کالا بر اساس سهمیه خانوار فعال شدند و از روغن و برنج تا گوشت و پوشاک به‌صورت محدود توزیع می‌شد.

اما این سیاست، در کنار مزایای خود، زمینه‌ای نیز برای سوءاستفاده فراهم کرد. برخی افراد کالاهای کوپنی را خریداری و در بازار آزاد با چند برابر قیمت فروختند. در برخی شهرها “بازار سیاه” مواد غذایی و حتی سیگار شکل گرفت. در آن سال‌ها، پرونده‌های متعددی در دادگاه‌های انقلاب درباره احتکار، گران‌فروشی یا سوءاستفاده از سهمیه‌ها تشکیل شد.

در مرحله‌ای دیگر، سودجویان وارد فضای رسانه‌ای شدند. شایعاتی مبنی بر تمام شدن ذخایر غذا یا سقوط قریب‌الوقوع بازار ارز در میان مردم رواج یافت. در این فضا، برخی رادیوهای خارجی نیز با بهره‌برداری از اطلاعات ناقص، جنگ روانی به راه انداختند. پاسخ نظام اما هوشمندانه بود: رسانه‌های رسمی و اطلاع‌رسانی عمومی تقویت شد، و در کنار آن، نهادهایی مثل “ستاد بسیج اقتصادی” و “تعزیرات حکومتی” وظیفه برخورد با مخلان بازار را برعهده گرفتند.

در چند سال پایانی جنگ، برخوردها شدت گرفت. در سال ۱۳۶۶، دادگاه ویژه رسیدگی به اخلال‌گران اقتصادی تشکیل شد و ده‌ها پرونده درباره قاچاق ارز، احتکار دارو و سوءاستفاده از کوپن‌ها بررسی شد. بر اساس گزارشات آن دوره، برخی سودجویان حتی کالاهای امدادی خارجی را به بازار آزاد فروخته بودند. برخوردها قاطع بود؛ مصادره اموال، احکام زندان و در برخی موارد محرومیت دائم از فعالیت اقتصادی.

با وجود همه دشواری‌ها، همبستگی اجتماعی بالا و اعتماد عمومی به نظام توزیع کالا باعث شد بحران گسترده‌ای شکل نگیرد. تجربه دفاع مقدس نشان داد که اطلاع‌رسانی دقیق، برخورد سریع قضایی و مشارکت مردمی بهترین سپر در برابر سودجویی اقتصادی است.

دوران تحریم‌ها و رسانه‌های سودجو؛ بحران به مثابه ابزار تجارت

در دهه‌های اخیر، شکل سودجویی تغییر یافته است. با توسعه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، عرصه عملیات روانی گسترده‌تر شده است. در دوران تحریم‌های شدید اقتصادی، به‌خصوص از سال ۱۳۹۰ به بعد، بخشی از سودجویان دیگر تنها در بازار فیزیکی فعال نبودند، بلکه به فضای اطلاع‌رسانی و رسانه‌های اقتصادی مهاجرت کردند. امروز برخی از آنان نه با گندم، بلکه با خبر معامله می‌کنند.

در زمانی که نرخ ارز در حال نوسان بود، بعضی صفحات و کانال‌های مجازی با انتشار خبرهای جهت‌دار، مردم را به خریدهای هیجانی یا فروش زودهنگام سوق می‌دادند. نتیجه، التهاب بازار و افزایش سود برای دارندگان سرمایه‌های بزرگ بود. این نوع رفتار سودجویانه، شکل تازه‌ای از فعالیت ضدامنیت روانی را رقم زد.

مشکل اصلی در این دوران، تمرکز ناکافی نهادهای مسئول بر مقابله با انتشار اخبار اقتصادی غیرواقعی بود. با اینکه بانک مرکزی مسئول اصلی مدیریت بازار ارز و کالاهای اساسی است، اما در مقاطع بحرانی، واکنش‌های این نهاد کند و غیرشفاف بوده است. هنوز هم در زمان بحران‌های اقتصادی یا احتمال بروز جنگ منطقه‌ای، انتشار اخبار متناقض از سوی منابع غیررسمی، فضای ذهنی جامعه را ملتهب می‌کند.

در شرایطی که بانک مرکزی مسئولیت مستقیم کنترل بازار ارز و کالاهای مهم را در اختیار دارد، لازم است این نهاد نه‌تنها سیاست‌گذار اقتصادی باشد، بلکه به‌عنوان دیده‌بان امنیت روانی بازار نیز عمل کند. هرگونه بی‌توجهی در اطلاع‌رسانی دقیق، شفاف و سریع، ممکن است دست سودجویان را در جنگ روانی بازتر کند. برخورد صرفاً اداری کافی نیست؛ در شرایط شبه‌جنگ، بانک مرکزی باید همان‌قدر جدی و منسجم عمل کند که فرماندهان در میدان نبرد.

از سوی دیگر، برخی رسانه‌های وابسته به جریان‌های اقتصادی یا سیاسی خاص نیز با تحریک نگرانی عمومی، به این فضا دامن می‌زنند. انتشار گزارش‌های اغراق‌آمیز درباره کمبود کالا یا نوسان شدید ارز، بدون داده واقعی، به‌گونه‌ای است که عملاً نقش مکمل سودجویان را ایفا می‌کند. در بسیاری کشورها، در زمان بحران، انتشار عمدی خبرهای مخل آرامش روانی، جرم امنیتی محسوب می‌شود. در ایران نیز می‌توان با بازنگری در قوانین رسانه‌ای، مرز میان نقد اقتصادی و اخلال روانی را مشخص‌تر ساخت تا برخورد دقیق‌تری شکل گیرد.

عبرت از گذشته؛ راهکار برخورد با سودجویان

مرور تجربه‌های تاریخی ایران یک پیام روشن دارد: سودجویان فقط با برخورد قضایی مهار نمی‌شوند، بلکه نیازمند ترکیبی از نظارت، شفافیت و اطلاع‌رسانی هستند.

به نظر می‌رسد که مسئولان باید به سرعت سه محور را فعال کنند.

نخست، شبکه نظارت اقتصادی هوشمند. در دوران قحطی، دولت فاقد ابزار رصد لحظه‌ای بود و همین موجب گسترش احتکار شد. امروز با سامانه‌های دیجیتال و داده‌های بانکی می‌توان مسیر کالا و پول را رصد کرد. این‌جا نقش بانک مرکزی حیاتی است تا از طریق پایش تراکنش‌های مالی، رفتارهای مشکوک را شناسایی کند.

دوم، سامانه اطلاع‌رسانی عمومی و سریع. هرگاه اطلاعات واقعی دیر منتشر شود، شایعه جای آن را می‌گیرد. در جنگ تحمیلی، یکی از موفق‌ترین اقدامات حاکمیت، اطلاع‌رسانی مداوم بود که مانع گسترش شایعات شد. امروز نیز رسانه‌های رسمی باید فعال‌تر، تخصصی‌تر و دقیق‌تر عمل کنند.

سوم، برخورد قضایی هدفمند و منصفانه. تاریخ نشان داده است که گاهی برخوردهای گسترده و شتابزده با عنوان “سودجویان” موجب بی‌اعتمادی اجتماعی شده است. تمایز میان تخلف کوچک و شبکه سازمان‌یافته حیاتی است. برخورد باید دقیق، مستند و بدون انگیزه سیاسی باشد تا اثر بازدارندگی واقعی داشته باشد.

در قحطی‌های گذشته، مصادره انبارها تنها موقتاً اثر داشت و پس از پایان بحران، دوباره سودجویان بازگشتند. اما در دوران دفاع مقدس، برخوردهایی که با شفافیت رسانه‌ای همراه بود، توانست اعتماد عمومی را حفظ کند. این تفاوتی است که باید از آن درس گرفت.

در پایان باید گفت، سودجویی در شرایط جنگ و بحران، پدیده‌ای قدیمی است که از شکل احتکار گندم در دوره قاجار تا شایعه‌سازی ارزی در شبکه‌های مجازی امروز ادامه یافته است. عامل مشترک همه آن دوره‌ها، ضعف نظارت و تأخیر در اطلاع‌رسانی بوده است.

امروز وظیفه دولت و به‌ویژه بانک مرکزی، فراتر از مدیریت اقتصادی صرف است. این نهاد باید با هوشمندی و شفافیت، هرگونه رفتار غیرعادی در بازار کالاهای اساسی را شناسایی کند و همزمان در حوزه رسانه‌ای حضور فعال داشته باشد. زیرا در عصر جنگ‌های ترکیبی، دشمن فقط از مرزها نمی‌آید؛ از صفحه تلفن همراه مردم وارد می‌شود، از خبر جعلی، از التهاب روانی.

از سوی دیگر، رسانه‌های مسئول باید مرز میان اطلاع‌رسانی و شایعه را رعایت کنند و در میدان اقتصاد، منافع ملی را بر تیراژ و بازدید ترجیح دهند. قوه قضاییه نیز باید با شبکه‌های فرصت‌طلب، چه در بازار و چه در خبر، برخورد قاطع و مستند داشته باشد.

تاریخ ایران پر است از نمونه‌هایی که نشان می‌دهد سودجویان همیشه در سایه بحران رشد می‌کنند، اما همان تاریخ ثابت کرده است که هرگاه مردم و حاکمیت با اعتماد و شفافیت در کنار هم ایستاده‌اند، این سوداگران فرصت عرض اندام نیافته‌اند.

جنگ ممکن است دوباره آغاز شود، اما اگر نهادهای اقتصادی و رسانه‌ای خود را برای نبرد با اضطراب، احتکار و خبرهای جعلی آماده کنند، این بار پیروزی فقط در میدان نظامی نخواهد بود، بلکه بر آرامش و اعتماد مردم نیز سایه خواهد انداخت.

کد مطلب 6816623

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • علیرضا لوعلیان لنگرودی IR ۱۳:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۱
      1 0
      صعود دائمی قیمت شیر و ماست و الی آخر هم مربوط به احتکار و سودجویی هاست؟!