خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: روز معلم فرصتی است برای یادکردن از افرادی که در این کشور تلاش کردهاند تا نکاتی مهم و ارزشمند را برای خودکفایی ایران به شاگردان خود آموزش دهند. شهدای هستهای نمونهای قابل بیان و شفاف برای این دسته از افراد هستند. کسانی که عمر ارزشمند خود را برای پیشرفت ایران صرف کردند و دست آخر توسط رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار مورد حمله و به شهادت رسیدند.
انرژی هستهای که دستیابی به آن حق مسلم ایرانیان است، اما با بهانههای مختلف نظیر ساخت سلاح هستهای مانع از دستیابی به آن میشوند. اما تاریخ نشان داده است که این علم هیچگاه بر روی زمین نخواهد ماند و توسط دانشمندان هستهای و آموزش آن به شاگردانشان راه ادامه خواهد داشت.
اولین جرقههایی که معادلاتی را جابهجا کرد
از همان زمان کودکی در خانوادهای بزرگ شده بود که با علم و درس آشنایی داشتند. به همین خاطر بود که از چهارسالگی هروقت زمان خالی پیدا میکرد خود را در کنار مادربزرگ معلمش میدید که به او الفبا، اعداد و حتی آیههای قرآن مانند چهارقل را یاد میداد. حافظه خوبی داشت و با یک بار تکرار، دفعه دومی وجود نداشت و کامل درسش را یاد گرفته بود.
شوق و ذوقش باعث شد تا معادلات سن و سالش را تغییر دهد و یکسال زودتر از همسالانش راهی مدرسه شود. مادربزرگش که از همان کودکی شاهد هوش و استعداد بالای او بود از شنیدن خبر بسیار خوشحال شد. ورودش به مدرسه باعث شد تا نامش مانند بمب داخل مدرسه و بین معلمان صدا کند. البته این موضوع باعث شد تا میزان حسادت در مدرسه هم همزمان با علاقه شدید معلمان به او بیشتر شود. او دائم با دیگر شاگردان مدرسه مقایسه میشد و همین موضوع باعث شده بود تا دیگران حس رقابت به او پیدا کنند.
برهم زدن معادلات انگار کار او بود. در خانه آنها ساعت۱۰شب خاموشی برقرار بود. اما این موضوع هم باعث نشده بود تا او دست از مطالعه شبانهاش بردارد. وقتی از اطراف خیالش راحت میشد، چراغ قوهاش را آماده و بر روی شکمش میخوابید و شروع به مطالعه میکرد. البته این موضوع باعث نمیشد تا خللی در خواب او ایجاد شود و همیشه سرحال و سحرخیز بود.
مسئلهای که همه رد کردند، اما او نه!
هوش و ذکاوت او دائم به دیگران ثابت میشد. او عاشق حل مسئله و سروکله زدن با معادلاتی بود که با اعداد عجین شده بود. یکی از این حل مسائل به دوران دبیرستانش بازمیگردد که حل یک معادله سخت بر روی میز قرار گرفت و جایزه خوبی برای او تعیین شده بود.
معلمها که از حل آن ناتوان مانده بودند تصور کردند این یک مسئله غیرقابل حل است. دانش آموزان دیگر هم به مراتب از دریافت جایزه انصراف دادند اما شهید شهریاری کسی نبود که از چنین موضوعی دست بکشد و تمام تلاشش را کرد تا به جواب برسد. او پس از چندین روز متوالی توانست جواب مسئله را از طریق فرمولهای متعدد پیدا کند.
زمانی که برای حل مسئله نزد مدیر مدرسه رفته بود همه با شگفتی روبرو شدند. شگفتی آنان از این جهت نبود که مسئله حل شده است، بلکه از این جهت بود که سختی این معادله آنقدر بالا بود که دو نفر در جهان یعنی خیام و پاسکال توانسته بودند آن را حل کنند اما حالا در عصر معاصر شخصی به نام مجید شهریاری از پس چنین معادلهای برآمده بود.

وقتی اعتماد به خود، مسیر میسازد
خودش سالها بود راههای درست یادگرفتن را پیدا کرده بود. زمانی که همسن و سالانش به کلاس کنکور میرفتند او معتقد بود برای موفقیت نباید به کسی تکیه کرد. باید تلاش کرد تا بتوان به نتیجه رسید. شاید همین حرف و باور او بود که باعث شده بود در بحث هستهای به خودکفایی برسد و استقلال را معنا کند. او معتقد بود اگر راهش پیدا شود هیچ چیز نمیتواند جلوی مسئلهای را بگیرد.
رشته الکترونیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر شد مسیر مهم زندگی او برای تغییر و تحولات مهم در کشور. ورودش همزمان شد با انقلاب فرهنگی که در دانشگاهها به راه افتاده بود. به درس فیزیک و ریاضی که میرسید سر از پا نمیشناخت. گاهی فقط تمام تایم کلاس به مشاجره و پرس و پاسخ بین خود او و استادانش میشد.
هیچ چیز غیرممکن نیست
او توانسته بود معادلات دانشگاه را هم بهم بریزد. از استادی نمره بالا گرفته بود که به نمره پایین ۱۵معروف بود. اما مجید توانسته بود نمره ۱۸را از او کسب کند. وقتی هزینه و مخارج تحصیلش بالا رفت تصمیم گرفت تا کلاس خصوصی برای دانش آموزان برگزار کند و در کنار پدرش کمک هزینهای بتواند بدست بیاورد. بعید بود به کسی درس بدهد و آن شخص نتواند بالاترین نمره را در همان درس کسب کند. شعارش هم این بود که هیچ چیز غیرممکن نیست.
حتی آنقدر زندگی برای او غیرممکن نبود که درحین تحصیل خودش را به جبهه رساند و توانست در جبهه کردستان مبارزه کند ولی با شروع ترم جدیدش باز خودش را به دانشگاه رساند تا در جبهه فرهنگی در برابر دشمن انقلاب و ایران مبارزه کند.
روز و شبش را تقسیم کرده بود تا هم بتواند به درس و تحصیلات خود برسد و از جانبی دیگر خود را به بخش تحقیقات دانشگاه امام حسین(ع) رسانده بود تا با کمک برخی دوستانش کمبودهای برق و الکترونیک در کشور را پیدا کند. بعد از رحلت امام خمینی(ره) بود که تصمیمی جدید گرفت و آن هم معرفی شخصیت امام برای افرادی بود که او و مسیر راه انقلابش را نشناخته بودند.
وقتی علم، شکل مأموریت به خود میگیرد
عزم جدی داشت تا بتواند با علمش دشمن را به زانو دربیاورد و با همین تصمیم رشته ارشد خود را مهندسی هستهای انتخاب کرد. همان رشتهای که با آن میتوانست ایران را به قلههای بالا برساند. کمبودهای کشور در زمینه بنزین و دارو باعث شده بود تا بیش از پیش عزمش جزم شود تا به سمت این رشته حرکت که نه بلکه پرواز کند. او توانست برای اولین بار برای دستگاههای راکتور برنامه تعریف کند.
علاقهاش به اتم و علم هستهای باعث شده بود تا همان اراده و فهمی را که از کودکی داشت در آنجا نیز به کار ببرد. هر مسئلهای را نه به سرعت اما با حوصله و صبر به نتیجه میرساند. این مسائل باعث شد تا آموزش را از همانجا پیگیری کند. او همزمان که از استادان خود آموزش میدید به عنوان دستیار در کنار آنان میایستاد و به کارکنان و شاگردان این رشته آموزشهای لازم را بیان میکرد.
رساله دکتریاش را به نام«چاه پیمایی» مطرح کرد. رسالهای که با تحقیقات زیاد دست به ابتکاری نوآورانه زده بود که میتوانست سود بالایی به کشور برساند. او در این رساله معتقد بود با اشعهها میتوانیم مقدار نفتی که در زیر زمین است را بیرون بکشیم، بدون ذرهای جاماندن نفت در زیر زمین. این کار با دستگاه سطح سنج هستهای انجام میشد که بر روی زمین قرار میگرفت و تا آخرین قطره نفت را نشان میداد. این پروژه با استقبال بسیار زیادی از شرکتهای نفتی مواجه شد که درخواست همکاری با شهید شهریاری را مطرح کردند.

معلمی فراتر از درس
وقتی که درسش تمام شد عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر شد. عشق و علاقه او برای تدریس زبانزد خاص و عام بود و این موضوع در بین شاگردانش نیز دیده میشد. کلاسهای درسش جایی برای سوزن انداختن نداشتند و این مسئله بیش از پیش علاقه شهید شهریاری را برای تدریس بیشتر کرده بود. در کلاسهای خود فرصت آزمون و خطا را به شاگردانش میداد اما رفاقت خود را هیچگاه با آنان قطع نمیکرد.
کسی که هزاران شهریاری را تربیت کرد
شهید فریدون عباسی که در جنگ ۱۲روزه توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید یکی از دستیاران مهم شهید شهریاری بود. او با راضی کردن شهید عباسی توانست او را تا مرز تحصیل دکتری پیش ببرد و فردی مهم در بخش هستهای کشورمان شود.
اما رشته هستهای در ایران بسیار گمنامتر از آن چیزی بود که کسی حتی فکرش را میکرد. به همین جهت با تلاشهای مصمم شهید شهریاری سه رشته مهم و کاربردی «پرتو پزشکی»، «کاربرد پرتوها» و «چرخه سوخت» به دانشکدهها اضافه شد. اما فقط همین تلاشها نبود بلکه ساختن ساختمان جدید برای دانشکده یکی از سنگرهایی بود که از آن عبور کرد و حتی گاها از هزینه شخصی خود برای ساخت ساختمان بهره برد تا بتواند این سه رشته مهم و کاربردی را در دل کشور به کار بگیرد. با این کارش او از یک شهریاری هزاران شهریاری دیگر نیز تکثیر کرد.
او نه فقط در بحث هستهای بلکه در بحث ارسال ماهوارهها نیز سررشته داشت و توانست مشکل نقص فنی برخی از آنان را به کمک شهید فریدون عباسی نیز برطرف کند. او همچنین در بحث هستهای نرمافزارهای هستهای را به راه انداخت و کدهای محاسباتی که ضروری بودند را احیا کرد. و در غنی سازی ۲۰درصد نقش مهم و حیاتی را ایفا کرد.

روایت یک زندگی
کتاب «پازل اتمی» نوشته زینب جلالی از مجموعه ۶جلدی طلاش کن، روایتگر خاطرات مهم و حیاتی دانشمند هستهای کشورمان ایران، شهید مجید شهریاری است. کتابی که از دوران کودکی او آغاز شده و تا به شهادت ختم میشود. اما نکات مهم و حیاتی زندگی شهید شهریاری را با لحنی مناسب برای مخاطبان کودک و نوجوان بیان میکند.
در «پازل اتمی» مخاطب با فردی آشنا میشود که نقش حیاتی در پیشرفت کشور ایران داشته اما به دلیل موفقیتهای بسیار او به شهادت رسیده است. این روزها که کشور در جریان التهابات اخبار هستهای قرار دارد، در «پازل اتمی» مخاطبان کودک و نوجوان میتوانند با مسائلی که هرروزه میشنوند مانند اتم، غنیسازی و... آشنا شوند. تصویرسازی مرتبط با مطالب به راحتی در ارتباطگیری مخاطبان موثر و کارساز است و با متن داستان همراه میسازد.
کتاب« پازل اتمی» نوشته زینب جلالی در ۵۴ صفحه و از سوی انتشارات نوشکا (واحد کودک و نوجوان انتشارات شهید کاظمی) منتشر شده است.

۱۲:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
۱۳:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
۱۵:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۲
۱۰:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۳


نظر شما