۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۰۱

روایتی از جنس شجاعت و ایثار؛ عاشقانه‌های مردی که پای رفتن نداشت!

روایتی از جنس شجاعت و ایثار؛ عاشقانه‌های مردی که پای رفتن نداشت!

اهواز - صبحی که ماهشهر در تیررس حملات بود، در اتاق کنترل پتروشیمی بندر امام، مردی در میانه آتش و خون، پایی برای رفتن و ترک مسئولیت نداشت.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - فاطمه کاظمی: صبح روز شنبه پانزدهم فروردین، آسمان ماهشهر در پی حملات متجاوزانه دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، رنگ دیگری به خود گرفته بود، «مرتضی حمیدی»، کارشناس حفاظت الکترونیک پتروشیمی بندر امام، یکی از همان چهره‌هایی است که روایتش، از دل تصاویر سرد دوربین‌ها به قصه‌ای از ایستادگی تبدیل شده است. ایستادگی مردی که برای حراست از وطن و به دلیل مسئولیت پذیری بالا، در کوران خطر، پای رفتن نداشت.

با آغاز حملات به مجتمع‌های پتروشیمی ماهشهر، حمیدی در اتاق کنترل مشغول پایش بود که رئیس حراست پتروشیمی بندر امام، وارد شد تا اهمیت شرایط را یادآوری کند. به گفته او، توصیه‌های رئیس واحد، هم به آن‌ها قوت قلب داد و هم یادآور شد که در سنگر صنعت ایستاده‌اند و رسالتی بر دوش دارند. در همان زمان، هشدارها برای پناه گرفتن صادر می‌شد. برخی از همکاران بین ماندن و رفتن مردد بودند اما من در آن لحظه احساس کردم وظیفه‌ام ماندن است؛ باید می‌ایستادم.

تصاویر دوربین‌های مداربسته او را به‌عنوان یکی از آخرین نفراتی نشان می‌دهد که محل کار را ترک می‌کند اما خودش این روایت را پایان ماجرا نمی‌داند و می‌گوید: آن تصاویر، پایان کار نبود. ما بعد از آن هم ایستادیم. من و همکارانم تا ساعت هشت شب در محل کار ماندیم و به کار ادامه دادیم. واقعیت این است که دشمن باید بداند هرچقدر به‌زعم خودش محکم‌تر حمله کند، ما هم محکم‌تر و مصمم‌تر می‌ایستیم.

روزی که خبر تولد فرزند رسید

حمیدی در بخش دیگری از این روایت به لحظه‌ای می‌رسد که زندگی و مسئولیت، همزمان در یک قاب قرار گرفتند؛ روزی که او، هم خبر تولد فرزندش را شنید و هم در دل شرایط بحرانی، در محل کار ماند.

حمیدی در پاسخ به این پرسش که چگونه میان این دو اتفاق بزرگ، ایستادن را انتخاب کرد، می‌گوید: همان لحظات اولیه، صدای انفجارها نزدیک ما شنیده می‌شد و ما در حال رصد تصاویر دوربین‌ها بودیم. در یک تماس چندثانیه‌ای، خبر تولد دخترم به من رسید اما نمی‌توانستم سنگر را خالی کنم. انگار دو جهان هم‌زمان جلوی من بود؛ یکی دنیای خانواده و دختر تازه‌ متولد شده و دیگری مسئولیتی که زمینش نباید خالی می‌ماند.

وقتی از او پرسیدم اگر بخواهد آن روز را در یک جمله برای دخترش تعریف کند، چه خواهد گفت؟ می‌گوید: «به او می‌گویم تو ادامه نسلی هستی که یاد گرفته برای وطنش بایستد. همان‌طور که پدر من و نسل‌های قبل به ما درس عشق به وطن و ایستادگی دادند. ما هم باید همین مسیر را ادامه بدهیم.»

پیشینه خانوادگی

او با اشاره به پیشینه خانوادگی‌اش اضافه می‌کند: عموی من در جنگ هشت ساله در خط مقدم شهید شد. این برای ما یک مسئولیت است. ما مردانه ایستاده‌ایم تا این مسیر ادامه پیدا کند.

روایتی از جنس شجاعت و ایثار؛ عاشقانه‌های مردی که پای رفتن نداشت!

وقتی صحبت به مفهوم «قهرمانی» می‌رسد، حمیدی تصویری متفاوت در ذهن دارد: قهرمانی برای من یک اتفاق ویژه و دور از دسترس نیست. قهرمانی در کشور ما یک چیز روزمره است. همه پدرهایی که برای خانواده‌شان تلاش می‌کنند قهرمان‌ هستند، رزمندگانی که شب و روز در دفاع از این وطن ایستاده‌اند، مدال قهرمانی دارند و مردمی که برای عزت کشورشان پای کار می‌آیند، قهرمان‌ هستند.

او در پاسخ به این پرسش که چرا در شرایطی که می‌توانست محل کار را ترک کند و کنار خانواده‌اش باشد، همچنان ماند، می‌گوید: در آن لحظه به آیه ای فکر کردم که می گوید وقتی با دشمن روبه‌رو می‌شوید، پشت نکنید و بایستید. در آن لحظه احساس می‌کردم چیزی که در حال آسیب دیدن است، بخشی از وجود و مسئولیت من است. من باید وظیفه‌ام را انجام می‌دادم.

مسئله دیگر شیفت کاری نبود

او درباره ماهیت تصمیمش در آن لحظات می‌گوید: آن موقع، دیگر مسئله یک شیفت کاری نبود؛ هرکدام از ما سنگری داشتیم و سنگر ما، همین صنعت بود. دیگر به انجام وظیفه فکر نمی‌کردم؛ خودم را برای هر آنچه ممکن بود رخ دهد آماده کرده بودم… حتی اگر بهایش ایستادن تا آخرین نفس باشد.

در ادامه این گفتگو، حمیدی کارشناس حفاظت الکترونیک پتروشیمی بندر امام، به یکی از حساس‌ترین بخش‌های زندگی خود می‌رسد؛ همزمانی تولد فرزندش با روزی که به محل کارش حمله شد.

او در پاسخ به این پرسش که آیا این همزمانی تصمیم را برایش دشوار نکرد، می‌گوید: خدا در کتابش می‌فرماید «اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده»؛ یعنی هر کجا باشید، اگر لحظه‌اش برسد، مرگ سراغ انسان می‌آید. برای من، چه سرنوشتی بالاتر از این‌که اگر قرار است روزی به ملاقات حضرت حق بروم، چه بهتر که در مسیر دفاع و ایستادگی برای وطن باشد.

روایتی از جنس شجاعت و ایثار؛ عاشقانه‌های مردی که پای رفتن نداشت!

او می‌گوید: اگر دوباره در همان موقعیت قرار بگیرم، باز هم تا آخرین لحظه می‌ایستم و عقب‌نشینی نمی‌کنم چون ما در برابر دشمن این مرز و بوم ایستاده‌ایم و ایستادن، انتخاب همیشگی ماست.

سنگر ما، سنگر صنعت است

او در توصیف جایگاه وطن در تصمیم آن روز خود می‌گوید: من و همکارانم، شبانه‌روز و بدون توقف، در مدار خدمت برای این کشور ایستاده‌ایم. سنگر ما، سنگر صنعت است و این ایستادگی برای ما یک مسیر دائمی است.

در واپسین بخش این گفتگو، «مرتضی حمیدی» به پرسشی می‌رسد که بار احساسی و تاریخی این روایت را کامل می‌کند؛ اگر آن روز به شهادت می‌رسید، چه پیامی برای مردم کشورش به یادگار می‌گذاشت؟

در ادامه می‌گوید: امروز خطوط تولید در نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد، ادامه همان جبهه‌ای است که روزی در میدان نبرد هشت ساله تعریف شد. این اراده جمعی فرزندان ایران است که اجازه نمی‌دهد هیچ فشار یا تهدیدی، چرخه تولید و اقتدار ملی را متوقف کند؛ چون اینجا، هر کارگر بخشی از اراده ایستادن برای ایران است.

او در پایان از کسانی که در این مسیر کنار او بودند یاد می‌کند: از همه مدیران و همکاران حراستی تشکر می‌کنم که مردانه ایستادند؛ زمانی که خیلی‌ها رفتند، ما ماندیم. شیفت‌به‌شیفت پای کار بودیم و اجازه ندادیم سنگر امنیت در این مجتمع خالی شود. همچنین از پدر و مادرم قدردانی می‌کنم؛ این شجاعت را از پدرم آموختم… پدر من هم یک نیروی حراست است.

در میانه صدای هشدارها و سایه تهدید، او از مرز احساس عبور کرد و به نقطه‌ای رسید که وظیفه وطن و پدر در یک معنا جمع شد. یادمان باشد که امنیت و تولید این سرزمین بر دوش انسان‌هایی است که با تمام وجود، ایستادن را انتخاب می‌کنند؛ و همین انتخاب است که یک سؤال جدی را پیش روی ما می‌گذارد

در لحظه‌های سرنوشت‌ساز این وطن، تا کجا می‌توان ماندن را بر رفتن ترجیح داد؟

کد مطلب 6819253

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
      1 1
      خدادشمنان رو به حساب اعمالشون برسونه وپشیمانشون کنه
    • IR ۱۱:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
      1 1
      خداکنه که همیشه سالم باشند