به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاههای کتاب در جهان امروز تنها برنامههایی برای عرضه و فروش کتاب نیستند، آنها بخشی از زیست فرهنگی جامعهاند. فضاهایی که در آن تعامل، گفتوگو، کشف، مواجهه و تجربههای مشترک شکل میگیرد. در این میان نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران سالهاست که به مثابه یک تفرجگاه فرهنگی کتابمحور شناخته شده است. مکانی که خانوادهها، دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان کتاب فراتر از خرید آثار تازه برای لمس یک تجربه اجتماعی گستردهتر گرد هم میآیند.
در دورههایی که جامعه با چالشهای متعدد روانی مانند جنگ روبهروست اهمیت برگزاری چنین رویدادهای حضوری دوچندان میشود. متخصصان روانشناسی اجتماعی معتقدند تجربههای جمعی مثبت، تأثیر قابل توجه و مؤثری در تقویت امید، افزایش نشاط و انسجام اجتماعی و کاهش احساس اضطراب جمعی دارند. رویدادهای فرهنگی حضوری، برخلاف نسخههای کاملاً مجازی، امکان شکلگیری تماسهای انسانی، گفتوگوهای خودجوش، آشناییهای تازه و احساس تعلق و هویت جمعی را فراهم میکنند. همان مؤلفههایی که در شرایط پرتنش جامعه بیش از همیشه ضروریاند.
نسخههای مجازی هرچند مزایای انکارناپذیری همچون دسترسی گسترده و سهولت خرید دارند اما در بهترین حالت میتوانند بخشی از کارکرد نمایشگاه حضوری را پوشش دهند نه همه آن را. هیچ سکوی مجازی نمیتواند انرژی راهروهای پررفتوآمد، لحظههای مواجهه با نویسندگان، ناشران و کتابهایی که تا دیروز نمیشناختیم، یا گفتوگوهای پرشور در غرفهها را بازسازی کند. اینها تجربههایی انسانیاند که باید قدر آنها را دانست و غنیمت شمرد.
نمایشگاه کتاب، بهعنوان یک رویداد ملی و بینالمللی فرصتی برای بازنمایی و برجستهسازی نشاط اجتماعی فرهنگمحور و بازآفرینی تجربه زیسته جمعی حول کتاب است. تجربهای که هیچ نسخه جایگزین و مجازی قادر به بازتولید کامل آن نیست. از همینروست که برگزاری حضوری چنین رویدادی وابسته به مسئلهای بسیار بنیادیتر از امکانات فنی یا شرایط محیطی و اجتماعی است و آن اراده مدیریتی در حوزه فرهنگ است.
مدیریت فرهنگی برخلاف برداشتهای غیردقیق، تنها به تخصیص بودجه یا تنظیم تقویم اجرایی محدود نمیشود. جوهره مدیریت فرهنگی دقیقاً در تصمیمگیری درباره کیفیت حضور مردم در عرصه فرهنگ نهفته است. آیا سیاستگذار فرهنگ میخواهد جامعه را به سمت تجربههای مشترک، گفتگوهای بینافردی و تعامل حضوری در جامعه سوق دهد؟ یا ترجیح میدهد فعالیتها در قالبهای حداقلی، مجازی یا تقلیلیافته دنبال شوند؟ پاسخ به این پرسشها تعیین میکند که رویدادی مانند نمایشگاه کتاب با چه کیفیتی و در چه مقیاسی برگزار میشود و متولیان امر در چه سطحی به مسائل و رویدادهای فرهنگی نگاه و باور دارند.
نمایشگاه کتاب، بهعنوان یکی از ستونهای هویت فرهنگی معاصر، بیش از هر چیز نیازمند این باور مدیریتی است که «فرهنگ باید حضور داشته باشد». جامعه در بزنگاههای حساس به فضاهایی نیاز دارد که بتواند در آنها نفسی تازه کند، از تنهایی اجتماعی فاصله بگیرد و دوباره خود را در آینه جمعیت فرهنگیاش ببیند. این تجربه تنها در بستر حضوری شکل میگیرد، نه در قالبی صرفاً مجازی. آیندهنگری فرهنگی یعنی تشخیص اینکه سرمایهگذاری بر تجربههای جمعی، سرمایهگذاری بر تابآوری اجتماعی است. و این فهم، بیش از هر ابزار و امکانی، به اراده و نگاه مدیران فرهنگی گره خورده است.
بیتردید ظرفیت کمنظیری که در یک نمایشگاه حضوری و تأثیرش در بهبود شرایط روانی کشور وجود دارد صرفاً در عدد فروش یا حجم تراکنش خلاصه نمیشود. از دست دادن چنین فرصتی به معنای چشمپوشی از سرمایهای است که طی سالها در ذهن و زیست فرهنگی جامعه انباشته شده است. اگر مسئله صرفاً تسهیل دسترسی به کتاب یا افزایش فروش باشد حمایت و تسهیلگری در ابزارهای متنوع دیجیتال، سکوهای فروش آنلاین و شبکههای توزیع میتوانند این کارکرد را تقویت کنند. اما تجربه حضوری مواجهه با کتاب، ناشر و دیگر علاقهمندان امری نیست که بتوان آن را بهسادگی در قالبهای مجازی بازآفرینی کرد. ارزش نمایشگاه حضوری در همان کیفیت انسانی و جمعی آن نهفته است. ظرفیتی که جایگزینپذیر نیست.


نظر شما