۱۲ تیر ۱۳۸۷، ۹:۴۹

به بهانه تقدیر در ایروان ـ 3/

اهمیت زاویه دید خاص مهرجویی به مضامین کلیشه‌ای

اهمیت زاویه دید خاص مهرجویی به مضامین کلیشه‌ای

در کارنامه فیلمسازی داریوش مهرجویی که در جشنواره زردآلو طلایی مورد تقدیر قرار می‌گیرد زاویه دید خاص این فیلمساز به موضوعات عام و کلیشه‌ای می‌تواند آنها را واجد وجوه تازه کند.

به گزارش خبرنگار مهر، اعطاء جایزه یک عمر دستاورد هنری و مرور آثار فیلمساز سرشناس ایرانی در پنجمین جشنواره بین‌المللی زردآلو طلایی ارمنستان بهانه‌ای است تا نگاهی داشته باشیم بر کارنامه فیلمسازی این کارگردان برجسته سینمای قبل و بعد از انقلاب.

در بررسی بخش دوم از آثار مهرجویی در سینمای پس از انقلاب می‌توان رد پای زاویه و نقطه دید خاص فیلمساز را بر محور موضوع‌های عام و کلیشه‌ای مورد توجه قرار داد. در واقع همین ویژگی می‌تواند این مضامین تکراری را از نقطه دید خاص او تازه و واجد وجوه نادیده و ارزشمند کند. اینگونه می‌توان این تعبیر کلیشه‌ای را مورد توجه قرار داد که موضوع هرگز کهنه نمی‌شود، بلکه زاویه دید تخت و ثابت ماست که آنها را تکراری و کهنه جلوه می‌دهد.



سنتوری

"لیلا" با فیلمنامه‌ای از خودش در سال 1375 ساخته شد. فیلمی درباره یک زن عاشق نازا که راهی نامعمول را رای اثبات عشق در پیش می‌گیرد. در همان سالی که این فیلم ساخته شد مجموعه "در پناه تو" حمید لبخنده بر محور مصائب یک زن نازا، توانسته بود بین مخاطبان انعکاسی گسترده پیدا کند و خواه ناخواه این پرسش را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد که اهمیت پرداخت به این مضمون در یک فیلم بلند سینمایی از سوی مهرجویی چه امتیاز و اهمیتی بالقوه می‌تواند داشته باشد؟

اما پس از دیدن فیلم "لیلا" بود که اهمیت زاویه نگاه و تفکر خاص یک فیلمساز در نگاه به یک موضوع و شخصیت عام برجسته شد. لیلا زنی نازاست که این ویژگی او را عام و آشنا جلوه می‌دهد و فیلمساز برای خاص کردن او در محدوده قصه‌ای که تعریف می‌کند، تصویر عاشقیت خاص او را با این ویژگی عام پیوند می‌دهد. به این ترتیب است که لیلا با قرار گرفتن در موقعیت طراحی شده دست به کنش و واکنشی خاص و غیر کلیشه‌ای می‌زند.

راهی که لیلا برای رساندن شوهرش به آنچه حقش است (بچه)، انتخاب می‌کند هر چند او را خاص می کند، اما مهرجویی هوشمندانه توانسته تعادل را در پرداخت این شخصیت رعایت کند و به گفته دیگر از آن سوی بام نیفتد. در واقع اگر فیلمساز به دادن نشانی برای خاص‌تر کردن این شخصیت افراط می‌کرد، لیلا زنی می‌شد فرازمینی و مشابه تصویری که در بسیاری از فیلم‌ها به گونه ای غیرواقعی از زن ترسیم می‌شود.

اما لیلا در لحظه‌ای تعیین کننده دست به کاری می‌زند که او را زنی از گوشت و پوست و استخوان و اینجایی جلوه می‌دهد.  سکانسی آئینی که آشفتگی‌های روحی او در غذا درست کردن، چای آماده کردن، عوض کردن ملحفه‌ها و ... نمود پیدا می‌کند، در جهت برجسته کردن همین وجه اهمیت پیدا می‌کند. اما لیلا وقتی تاب تحمل صدای برخورد مرواریدهای حاشیه لباس عروس جدید با پله‌های خانه را نمی‌آورد، خانه را ترک می‌کند. رفتاری که او را ملموس و باورپذیر جلوه می‌دهد. 

"لیلا" هر چند اهمیت خاص خود را از پرداخت فیلمنامه و کارگردانی مهرجویی دریافت می‌کند ولی بازیگران نیز حضوری تأ‌ثیرگذار در آن دارند. لیلا حاتمی در اولین نقش‌آفرینی خود در فیلمی با حضور کارگردانی به جز پدرش و علی مصفا با فاصله گرفتن از کاراکترش در فیلم‌های سطحی چون "امید" و ادامه ارتقاء سطح بازیگری خود پس از "پری"، توانستند پتانسیل رابطه عاشقانه خاص این زوج را از پرده سفید سینما به فضای خارج انتقال دهند.

"لیلا" آخرین فیلم از سه‌گانه زنانه مهرجویی پس از "سارا" و "پری" است که به نوعی پرونده نگاه خاص او به کاراکترهای زن در موقعیت‌های عام و با کنش و واکنش‌های خاص را می‌بندد و از این فیلم‌ها و قهرمانان آنها به عنوان زنانی ماندگار در تاریخ سینمای ایران نقشی باقی می‌گذارد.

"درخت گلابی" با فیلمنامه‌ای از خودش در سال 1376 ساخته شد. این فیلم اقتباسی است از کتابی به قلم گلی ترقی که می‌تواند فضای حاکم بر قصه را ترجمانی درست به زبان تصویر کند و از ورای آن دلمشغولی‌های نوستالژیک نسل قدیم را به همه آه و حسرت‌هایش بازآفرینی کند.

فیلم روایتی است از یک نویسنده تنها مانده که برای نوشتن کتابش به باغ پدری پناه می‌برد و بار ندادن درخت گلابی کهنسال قدیمی،‌ او را به مرور خاطرات دوران نوجوانی‌اش از باغ وامی‌دارد. خاطراتی که برجسته‌ترین نقطه آن عشق دوره نوجوانی او به دختر عمه‌اش میم است. بخش اعظم فیلم در فضا و پتانسیل دوران گذشته و روابط تو در توی اعضای فامیل و بچه‌ها می‌گذرد که از جنس مناسبات ملموس و باورپذیر ایرانی است.

در عین حال برای حفظ پیوند روایت زمان گذشته که به گونه‌ای دراماتیک مشمول گذشت زمان هم می‌شود، قرینه پردازی بین سرنوشت محمود و درخت به بار ننشسته انجام می‌شود. در واقع وضعیت درخت بی شباهت به عقیم ماندن عشق و قول و قرار دوره نوجوانی بین محمود و میم نیست که به واسطه فعالیت‌های سیاسی از آن غافل شده و امروز در کنار درخت با مرور خاطراتش به نوعی با آن احساس قرابت و نزدیکی می‌کند. 

فیلم از وجه مضمونی و نیز پرداختن به گذشته‌های خاطره‌انگیز با پرداخت جزئیاتی متناسب با مناسبات عشق‌ آن زمان، در عین حال با ارجاع به زمان حال و وضعیت روز می‌تواند اشارات و نمادهای برجسته خود را در بخش‌های عمیقتر جای دهد که یک امتیاز بالقوه برای آثار مهرجویی است که همواره بر پایه‌های محکم بنا می‌شوند.

گلشیفته فراهانی با اولین حضور خود در این فیلم توانست تصویری ماندنی از میم ثبت کند که روحیات افسارگسیخته دختری نوجوان را به گونه‌ای ظریف به همراه دارد. همایون پایور هم در نقش نویسنده‌ای در میانسالی و تنهایی می‌تواند تصویری ورای کمیت حضور خود را برای مخاطب ترسیم کند.

"دختر دائی گمشده" با فیلمنامه‌ای از مهرجویی و وحیده محمدی‌فر در سال 1377 ساخته شد. فیلم یکی از اپیزودهای فیلمی است با محوریت جزیره کیش که مدت زمان آن بر اساس همین تعریف اولیه کاهش یافته است. مهرجویی برای این موضوع سفارشی، قصه‌ای طراحی کرده که به نوعی در ارتباط با مسائل پشت پرده سینماست.

فیلم با رویکرد فانتزی به مضمون باور غیرممکن‌ها که می‌تواند آن را ممکن سازد، مقطعی از زندگی یک بازیگر را محور قرار می‌دهد که برای فیلمبرداری به جزیره کیش رفته و باور او از بازگشت دختر دایی که در دریا گمشده، او را برایش واقعی می‌کند.



داریوش مهرجویی در نشست مطبوعاتی فیلم "سنتوری"

سکانسی که او برای نقش آفرینی به بالای برجی رفته و در موقعیت نزدیکی به آسمان، پرواز دختر دائی در آسمان را دیده و به او می‌پیوندد، همین موقعیت سوررئال است که به واسطه نگاه خاص مهرجویی به این مفهوم به تصویر درآمده است. فیلم به نوعی اثری خاص در کارنامه مهرجویی و در زمره آثار سورئال و فانتزی به شمار می‌رود.

"میکس" با فیلمنامه‌ای از خودش در سال 1378 ساخته شد. فیلم بر محور پشت صحنه سینمای ایران است که فضا و حال و هوای خاص استودیوها و دفاتر تولید و ... را در روزهای برگزاری جشنواره فجر مورد توجه قرار می‌دهد. فضا، روابط و مناسباتی به شدت ایرانی که فقط مخصوص به جشنواره خودمان و فضای کابوس‌واری است که بر دست اندرکاران برای رساندن فیلم‌هایشان می‌گذرد.

این فیلم با قالبی مستند / داستانی از وجه حضور عوامل حرفه‌ای سینمای ایران در قالب تخصص‌های واقعی خود استفاده کرده ولی بر بستری داستانی و دراماتیک‌تر که می‌تواند آن را از یک فیلم صرفاً مستند مجزا کند. مسائل یک کارگردان که خسرو شکیبایی نقش او را بازی می‌کند، محور اصلی فیلم قرار می‌گیرد تا خط و ربط مشخص و قابل پیگیری باشد.

در این میان حضور بقیه عوامل در نقش خودشان توانسته ترکیب مستند / داستانی را جذابتر کند. مانند حضور لیلا حاتمی و علی مصفا در نقش دو بازیگر رقیب که مسائلشان بر سرنوشت فیلم تأثیر می‌گذارد. "میکس" از معدود فیلم‌های ایرانی است که تصویری واقعی از مسائل پشت پرده سینمای ایران و فضا و مناسبات خاص حاکم بر آن ارائه می‌دهد که با هیچ جغرافیای دیگر قابل مقایسه نیست.

"بمانی" با فیلمنامه ‌ی از مهرجویی و وحیده محمدی‌فر در سال 1380 ساخته شد. فیلمی که در کارنامه مهرجویی اثری مهجور و مستقل از روند کاری او باقی می‌ماند. موضوع فیلم هر چند سفارشی آشکار و مستقیم نیست اما به نوعی خود را به این فیلمساز جریان‌ساز تحمیل کرده و این وجه بر پرداخت و شخصیت پردازی و حتی نگاه حاکم سنگینی می‌کند.

فیلم "بمانی" به گونه‌ای اپیزودیک زندگی سه دختر ایلامی را محور قرار می‌دهد که هر کدام به شکلی دست به گریبان با سنت‌های غلط و باورهای قومی هستند. گذر از هر اپیزود به دیگری نیز با حضور حاشیه‌ای شخصیت اصلی اپیزود بعد در اپیزود قبل صورت می‌گیرد. البته سرنوشت نهایی این سه دختر هم چیزی است بین سر بریدن، خودسوزی و ... است.

هر چند مهرجویی در پرداخت این مضمون که به نظر دور از فضاها ذهنی اوست، تلاش کرده مولفه‌های خاص خود مانند تمرکز بر جزئیاتی هدفمند، تأکید بر وجه غریزی مردان، برجسته کردن نگاه حیوانی به غذا و ... را در کنار تصویری خاص از خشونت ارائه دهد، فیلمی است که حس و حال دیگر کارهای او را ندارد و فاصله عمیق خود را با سازنده‌اش حفظ می‌کند. 

"میهمان مامان" با فیلمنامه‌ای از مهرجویی، وحیده محمدی‌فر و هوشنگ مرادی کرمانی در سال 1382 ساخته شد. این فیلم هم اقتباسی است از قصه "میهمان مامان" هوشنگ مرادی کرمانی که بیشترین آمار اقتباس از آثار ادبی در سینمای ایران متعلق به اوست. حضور مرادی کرمان به عنوان نویسنده همکار، انتخابی هوشمندانه از سوی این فیلمساز مولف است که هم حاشیه‌های تکراری گله‌مند بودن نویسندگان از مخدوش شدن آثارشان در سینما را از بین برده و هم باعث ارتقاء کیفی فیلمنامه شده است. 

فیلم داستان سفره شامی است که یک مادر آبرودار از طبقه فرودست می‌خواهد برای زوج میهمان خود پهن کند. سفره‌ای که همه افراد خانواده و حتی همسایه‌ها را هم به تکاپو و همکاری وامی‌دارد و در انتها آنچه اهمیت پیدا می‌کند روانشناسی رفتاری آدمها از طریق غذا درست کردن و غذا خوردن است.

به نوعی این محور محملی می‌شود برای حل مشکلات آدمهایی که در خانه‌ای قمرخانومی زندگی می‌کنند و در واقع باعث نزدیکی آنها به یکدیگر می‌شود. مهرجویی در این فیلم برخلاف دیگر آثارش که وجه حیوانی غذا خوردن را برجسته می‌کرد،‌ این بار به مثابه مراسمی آئینی نگاه کرده و آن را موجب بهتر شدن شرایط زندگی،‌ نمود وجوه مثبت پنهان آدمها و ... نشان می‌دهد.

فیلم شخصیت‌های فرعی متعدد دارد و برای نقش آفرینی آنها از بازیگرانی استفاده شده که کمتر انتظار حضورشان را در قالب این کاراکترها داریم. مانند حضور پارسا پیروزفر در نقش یک دزد معتاد که دست بزن هم دارد و متعلق به خانواده اعیانی است، نسرین مقانلو در نقش زن پا به ماه او، فریده سپاه منصور در نقش زن کرد همسایه که مرغ و خروس‌هایش در حکم افراد خانواده‌اش هستند و ...

بعلاوه مهرجویی در "میهمان مامان" به نوعی خاصی از طنزهای هجوگونه می‌رسد که در دنیای فیلم جواب می‌دهد و می‌توان آن را در این فضا و پتانسیل خاص باور کرد. سکانس‌هایی مانند بخیه زدن به ماهی قرمز حوض، دستور درست کردن غذا با میگو در شرایطی که زن حامله غش کرده و ... که نوعی حرکت بر لبه تیغ است و مهرجویی راه پرداخت باورپذیر و جذاب آن را به درستی نشانه رفته است.

"سنتوری" با فیلمنامه‌ای از مهرجویی و وحیده محمدی‌فر در سال 1385 ساخته شد. فیلم تجربه جدید مهرجویی در ساخت یک فیلم موزیکال با درونمایه ملودرام است که باز هم به تعریفی ورای آثار این چنینی دست می‌یابد. داستان کلیشه‌ای مسیری که یک ستاره در عرصه‌های مختلف هنر از اوج تا حضیض طی می‌کند، از نشریات زرد تا داستان‌های بر سر دوراهی را به خود اختصاص داده اما این بار هم اهمیت روایت آن از نقطه نظر مهرجویی است که واجد پتانسیل و ارزش‌های جدید می‌شود. 



میهمان مامان

علی سنتوری در گیر و دار شهرت، ازدواج با عشق و ... در دام اعتیاد می‌افتد و همه داشته‌هایش را از دست می‌دهد تا بر بی اعتباری همه چیز حتی عشق صحه بگذارد. فیلم همچنین نقدی ظریف را نثار مناسبات خاص این هنر، خاستگاه و ریشه‌های مذهبی و حتی مفهوم عشق در جامعه امروز می‌کند و اینجاست که ترانه‌های فیلم تنها اهمیت ظاهری و نمایشی ندارند بلکه زبان حال هنرمندان این نسل در قالبی دراماتیک است.

طنز هجو گونه خاص مهرجویی که در "میهمان مامان" کلکسیونی از آن به نمایش درآمد، در این فیلم به فراخور مضمون و لحن حضوری نمونه‌وار دارد که مهمترین آن سکانسی است که پدر علی در شرایطی قرار می‌گیرد که به او مواد مخدر تزریق می‌کند و فضایی غریب بر این سکانس حاکم است. 

پرداخت اغراق شده‌ای که از افتادن علی به دام اعتیاد در بیغوله‌های حاشیه شهر ارائه می‌شود از نمونه‌های متعادل نبودن لحن کلی حاکم بر فیلم است ولی اهمیت پیوندی که مهرجویی می‌تواند بین قالب ملودرام، موزیکال و انتقادی / اجتماعی برقرار کند، همچنان به عنوان مهمترین امتیاز این فیلم اکران نشده باقی می‌ماند.

کد مطلب 708242

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha