به گزارش خبرنگار مهر، شکوه آمدنت را با هیچ کلامی نمی توان به عرصه تصویر کشید و خوشحالی وطنت را با هیچ واژه ای نمی توان بر بوم چشمان منتظر ملت ایرانمان نقاشی کرد.
ایران با آغوش باز تو را می خواند و تو خود را در آغوشش رها می سازی تا بوسه ای بر خاک پاک کشوری بزنی که با خون همرزمان شهیدت بر قداستش مُهر ابدیت خورده است.
ایران در سینه اش خاطرات سال های دور تو را مرور می کند و حافظه تاریخش تو را به شیواترین لحن زمزمه می کند.
مسافر خسته سال های اسارت، آزادی ات مبارک باد، هر چند تو را هیچ قیدی بر مسافر روحت نیست، ای آزاده تو آزادگی و آزادی را در روح خویش داری، کدام اردوگاه می توانست روح تو را در خویش زندانی کند؟!
تو تنها به سفری رفته بودی تا نشان بدهی در بند جسم هم روحت آزاده است
آمدنت آزادی از بند اسارت نیست، تو تنها به سفری رفته بودی تا نشان بدهی در بند جسم هم روحت آزاده است.
ایران اسلامی و ملت شریفش بازگشتت را با آغوش باز، به استقبال آمده است و همچنان پس از سال ها از آمدنت سالروز ورودت را به تجلی نشسته است.
26 مرداد سالروز رهایی آزادمردانی است که از آزادی خود گذشتند تا عزت، اقتدار و صلابت ایران و ایرانی حفظ شود.

امروز برای همانهایی مینویسم که بوی رشادت میدادند و صلابت، عطر تنشان پر بود از خاطرههای تلخ و شیرین.
ای بزرگمردان قبیله غیرت! امروز برای شما مینویسم برای شماهایی که از همه چیزتان گذشتید برای اینکه ما همه چیز داشته باشیم، جسم و روحت همیشه آزاد و گام هایت همچنان استوار باد.
آزادگان بند اسارت را با شور حسینی گسستند
جعفر زمردیان آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس، در سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: آزادگان بند اسارت را با شور حسینی گسستند
مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان همدان گفت: امام حسین (ع) نخستین فرد در تاریخ است که روش و منش آزادگی را به جهانیان نمایاند و آزادگان دوران دفاع مقدس ایران اسلامی نیز با الگو قرار دادن سرور شهیدان بند اسارت را از هم گسستند.
جعفر زمردیان افزود: سالار شهیدان به همگان آموخت اسارت واقعی، اسارت اندیشه و آزادی واقعی، رهایی اندیشه از بند تفکر دشمنان است.
زمردیان اعلام کرد: روز 26 مرداد سال 1369 درست دو سال پس از ترک مخاصمه ایران و عراق و پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط ایران، اسرای دوران مقاومت پای در خاک میهن نهادند و آزادگان سرافرازی شدند که امروز پس از گذشت 22 سال، لحظه لحظه زندگی آنان الگوی نسل جوان کشور می باشد.
وی اضافه کرد: در این روز میهن اسلامی شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال ها اسارت در زندان ها و اسارتگاه های مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند.
اسرا روابط اجتماع کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند
زمردیان یادآور شد: آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماع کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهاده و از شکنجه های مزدوران حزب بعث نیز هراسی به خود راه ندادند.
وی عنوان کرد: آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضای الهی بودند، اینان سینه هایی فراخ تر از اقیانوس داشتند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند، آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسانیت رهایی یافته بودند و اکنون این روز یادآور بازگشت غرور آفرین مردان و زنان آزاده ای است که پس از تحمل سال ها شکنجه و دوری از عزیزان خویش، به وطن بازگشتند و به انتظار میلیون ها ایرانی پایان دادند.
زمردیان عنوان کرد: در این ایام، شکیبایی مادران، پدران، همسران و فرزندان این آزادمردان به بار نشست و سال های نگرانی و شوق دیدار به پایان رسید و وعده الهی تحقق یافت: "و بشر الصابرین"، نه تنها استقامت آزادگان در اردوگاه های دژخیمانه رژیم بعث، بلکه صبر و پایداری خانواده های این عزیزان ستودنی است.

وی اضافه کرد: عرصه پر برکت دفاع مقدس، صحنه حضور مردان و زنان با ایمانی بود که با پیروی از تعالیم عالیه اسلام و تحت رهبری حکیمانه حضرت امام خمینی (ره) توانستند حماسه ای به یادماندنی و جاودان از خود به یادگار بگذارند.
اسارت مادی و جسمی آزادگان اسارت روحی و فکری آنان مخدوش نکرد
زمردیان، آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه نمایش بسیار زیبای آزادگی مد نظرامام حسین (ع) را رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس به نمایش گذاشتند افزود: اسارت مادی و جسمی آزادگان در دوران اسارت در زندان های عراق نتوانست اسارت روحی و فکری آنان را موجب شود و استقلال آن ها را در چگونه اندیشیدن مخدوش نماید.
وی اضافه کرد: تصویرهای باشکوه آن روزها که زندان را به کلاس درس، معرفت و آزادگی مبدل ساخته بود، نماد پایمردی در آزادگی است و آزادگان ما آزمون خود را در این کلاس ها با موفقیت و نمره قبولی گذراندند.
امیر خجسته دیگر رزمنده آزاده ای است که در پنجم اردیبهشت ماه 1338 در خانواده ای مذهبی درشهرستان همدان دیده به جهان گشود.
وی در سنین نوجوانی ضمن کمک به پدر در تامین معاش خانواده با شور و علاقه فراوان به فراگیری علم و در کنار علمای روحانی و دیگر بزرگواران به یادگیری قرآن، نهج البلاغه و دروس عربی پرداخت
با شروع زمزمه های انقلاب به صف مریدان امام (ره) پیوست و با هدایت معلمان مومن و متعهد به اتفاق ایشان وعده ای از دوستان انقلابی که بعدها تعدادی از آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمدند به برگزاری جلسات مخفیانه، پخش اعلامیه ، نوار و کتب حضرت امام و شرکت در تظاهرات اقدام می کرد
ورود به بیت شهید محراب حضرت آیت الله مدنی، آیت الله عندلیب زاده و حجت الاسلام فاضلیان برای هماهنگی با تحرکات انقلاب فصل جدیدی را در زندگی او رقم زد.
اگر امروز به جبهه نروید، فردا دیر است
در سال 59 با وقوع جنگ تحمیلی و به دنبال فرمان امام که فرمود "اگر امروز به جبهه نروید فردا دیر است" به عنوان بسیج دانشجویی درس را رها کرده و به جبهه رفت و در منطقه مهران مسئولیت محور نخلستان و پل فلزی راعهده دار شد و در درگیری با نیروهای بعثی، به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد.

در همین زمان در آزمون سراسری تربیت معلم پذیرفته شد و علیرغم مجروحیت و بهبودی نسبی، مجددا به اتفاق جمعی از اساتید و دانشجویان جهت اعزام به جبهه به گردان انصار الحسین(ع) پیوست.
چندین بار مجروحیت هیچ گاه خللی در اراده او به وجود نیاورد و او هر با مصمم تر از قبل، ندای "هل من ناصر "رهبر انقلاب را لبیک می گفت.
14 ماه از حضور مداوم ایشان در جبهه های جنگ می گذشت تا اینکه در پانزدهم مرداد ماه سال 1361در عملیات برون مرزی ثارالله، پس از نفوذ به خاک عراق و نبرد سنگین علیرغم 11 ساعت مقاومت و پس از مجروحیت شدید به همراه تعدادی از هم دانشگاهی ها و همرزمانش، در نزدیکی خانقین به اسارت دشمن در آمد.
خجسته 2888 روز از جوانی خود را در اسارت بود
وی 2888 روز(حدود هشت سال ) از جوانی خود را، درزندانهای مخوف و اردوگاههای اسرای رژیم بعثی عراق به سر برد.
اسارت در دیدگاه او دانشگاهی گران و مجالی برای یادگیری رموز زندگی، ایستادگی و فرصتی برای علم آموزی بود.
او همگام و همسنگر با معلم خود مرحوم حضرت حجت الاسلام ابوترابی با کوشش و تلاش جدی در راستای حفظ قرآن کریم، نهج البلاغه، علوم دینی و فراگیری زبانهای خارجه همت گمارد و تلاش بی وقفه او ورهنمود های معلم بزرگوارش دژی محکم در برابر دسیسه های منافقین کوردل و دشمنان بعثی برای تضعیف اسرا در دوران سخت اسارت بود
وی به دنبال پذیرش قطعنامه 598 در سال 1369پس از تحمل حدود هشت سال اسارت با استقبال بی نظیر مردمی به آغوش وطن بازگشت.
در همان سالهای اولیه بازگشت تحصیلات دانشگاهی را از سر گرفت ودر مقطع کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی فارغ التحصیل و با احتساب مراتب جانبازی و ایثارگری با معادل دکتری ، شغل معلمی را برگزید و به تدریس در مراکز عالی استان پرداخت.
امیر خجسته که دو هزار و 888 روز از زندگی خود را در زندانهای بعثی اسیر بوده در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: پیرو فرمان امام خمینی(ره) و لبیک به دستور ایشان، 14 ماه در جبهههای جنگ حضور یافتم تا اینکه در پانزدهم مرداد ماه سال 1361 در عملیات برون مرزی ثارالله، پس از نفوذ به خاک عراق و نبرد سنگین با وجود 11 ساعت مقاومت و پس از مجروحیت شدید به همراه تعدادی از هم دانشگاهیها و همرزمان خود، در نزدیکی خانقین به اسارت دشمن در آمدم.
زندگی اسرا در آن شرایط سخت و پر از فشار، مملو از یاد خدا بود
خجسته افزود: زندگی اسرا در آن شرایط سخت و پر از فشار، مملو از یاد خدا بود و از این نعمت بزرگ برای تعالی خود استفاده میکردند.
خجسته ادامه داد: تلاش جدی برای حفظ قرآن کریم، نهجالبلاغه، علوم دینی و فراگیری زبانهای خارجه در برنامه کاری اسرا قرار داشت.

این آزاده سرافراز با اشاره به سخنی از امام راحل(ره) مبنی بر اینکه "اگر جنگ 20 سال هم به طول بیانجامد، ما ایستادهایم"، عنوان کرد: همین جمله راهنمای عمل اسرا بود و فضای سخت زندان را وسیلهای برای خودسازی و ایستادگی در برابر ظلم قرار داد.
وی با بیان اینکه بچهها در دوران اسارت خود با استقامت و بردباری لحظهای از آرمانها و ارزشهای اسلامی دست نکشیدند، گفت: شکنجهها، فشارها و محرومیتها نیز مانع از اسلامخواهی و حقگویی اسرا نشد.
انتشار خبر رحلت امام(ره) بدترین خاطره دوران اسارت بود
وی با بیان اینکه انتشار خبر رحلت امام(ره) در زندانهای بعثی جانگدازترین و بدترین خاطره دوران اسارت بود، ادامه داد: هیچ چیز در دوران اسارت بچهها را متأثر نکرد، مگر رحلت امام خمینی(ره)، به طوری که فضای اردوگاه به هم ریخته بود و همه در سوگ از دست دادن رهبر، چنان در غم و اندوه بودند و گریه سر میدادند که به هیچ وجه گفتنی نیست.
وی به بیان خاطرهای از دوران اسارت پرداخت و اضافه کرد: یکی از اسرای 19 ساله به نام آقای بیات به دلیل اصرار بر حقانیت امام راحل(ره) و نظام، مورد آزار و اذیت عراقیها قرار گرفت.
وی ادامه داد: عراقیها در یک روز گرم این اسیر 19 ساله را بر روی زمین کشیده و به میلهای بستند و اقدام به شکنجه وی کردند.
وی ادامه داد: بیات در برابر شکنجههای آنان مقاومت کرد به طوری که صبر عراقیها تمام شد و به همین دلیل با دستور فرمانده، مقداری بنزین بر روی پای این جوان ریختند و وی را تهدید کردند که اگر از امام و نظام تبری نجوید، پایش را به آتش میکشند که در عین ناباوری عراقیها، این اسیر 19 ساله هیچ توجهی به سخنان آنها نکرد و از این تهدید کوچکترین ترسی به دل خود راه نداد.
وی افزود: عراقیها دوباره از او خواستند که به امام خمینی(ره) توهین کند و از نظام برائت جوید، اما باز هم با امتناع و بیتوجهی این دلاورمرد روبهرو شدند.
خجسته در ادامه گفت: به همین دلیل کبریت را روشن کرده و بر روی پای آغشته به بنزین این جوان انداختند، پایش آتش میگرفت اما نکته جالب توجه آن بود که فقط ذکر خدا را بر زبان داشت و بلند فریاد میزد که "هیهات من الذله".
آری اینان اگر چه در بازگشت از اسارت، امام خویش را ندیدند، اما با نایب بر حق وی میعادی همیشگی بستند و بر عهد خویش با خون شهیدان پایبند ماندند، آزادگان دلاور و سرافراز با الهام از مکتب انسان ساز اسلام و سیره ائمه اطهار(ع) و با درس گرفتن از زندگی انقلابی و حماسه ساز حضرت زینب (س) که اسوه صبر و پایداری بود، توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازی را بر صحیفه درخشان ایران اسلامی ثبت نمایند.
بی شک سال های محرومیت این سرو قامتان تاریخ باعث شد که آنان امروز بیش از هر فرد دیگری در مسیر سبز موفقیت گام بردارند و الگو، اسوه و افتخار میهن خویش باشند.


نظر شما