اين نويسنده در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، با بيان اين مطلب افزود: به عقيده من تصويرگر يا نويسنده و يا هنرمند جايگاه واقعي خود را از نظر حق الزحمه پيدا نكرده است .
شهرام اقبال زاده تصريح كرد : به عنوان مثال وقتي رمان يا داستاني نوشته مي شود و از روي آن نوشته سناريو و يا فيلمنامه اي برداشت مي شود ، سودي كه طرف دوم از اين فعاليت مي برد ازحق الزحمه خود نويسنده كه خالق اصلي اثراست بيشترمي شود ! اگر ما به زندگي اكثر اهالي قلم نگاه كنيم مي بينيم كه بعد از چندين سال هنوز حتي داراي يك خانه شخصي ساده هم نيستند و اين امر شايسته اهل قلم و انديشه و هنرمندي كه كار خلاقه انجام مي دهد و آفرينش هنري مي كند ، نيست .
اين نويسنده خاطر نشان ساخت : بايد به راه حل اصولي دست پيدا كرد ، البته نه اينكه حق الزحمه تصويرگران كم شود بلكه نويسندگان و شاعران هم بايد حق الزحمه عادلانه دريافت كنند در حقيقت مي توان گفت كه نويسندگان مظلوم ترين اعضايي هستند كه در خانواده فرهنگ و هنر فعاليت مي كنند.
|
شهرام اقبال زاده : نهادهاي مدني مي توانند تاثير گذار باشند ولي نويسندگان به خاطر مشكلات معيشتي و روزانه خوري با شعار " كاچي به از هيچي " به قراردادهايي زيرعرف جامعه تن درمي دهند . |
وي اضافه كرد: در اين زمينه حق الزحمه هنرمندان قانوني وجود ندارد و عرف جامعه تعيين كننده است و سياست هاي كلان فرهنگي ناشر محوري است البته نه به اين معنا كه ناشران جايگاه شايسته و بايسته خود را پيدا كرده اند بلكه مسئله اين است كه بازار فرهنگ و كتاب هنوز جايگاه خود را نيافته است، به طوري كه بعضي از ناشران سود زيادي از اين كار نمي برند اما بعضي ديگر توانسته اند حلقه هاي مفقود را پيدا كنند و به خاطر روابط خاصي كه دارند از سود كلاني نيز بهره مند شوند و ناشراني نيز هستند كه به خاطر توانايي و موقعيت خود سود مي برند ولي به طور كلي سياستهاي وزارت ارشاد ناشر محوري است.
اقبال زاده يادآور شد : در حال حاضر ما بايد به سوي حرفه اي شدن پيش برويم، بايد آژانس هايي ادبي كه نمايندگي نويسندگان را به عهده داشته باشند و از حقوق آنها دفاع كنند در ايران تاسيس شود به طوري كه در كشورهاي غربي اين آژانس ها وجود دارد. در ايران هنوز ناشران مي توانند براي نويسندگان تعيين تكليف كنند به علت اينكه كار و حرفه نويسندگي در ايران جا نيفتاده است و همچنين افرادي كه در اين كار (اداره كردن آژانس هاي ادبي) تخصص داشته باشند نداريم.
اين نويسنده افزود: نهادهاي مدني در اين زمينه مي توانند تاثير گذار باشند ولي خود نويسندگان به خاطر مشكلات معيشتي و روزانه خوري با شعار " كاچي به از هيچي " به قراردادهايي زيرعرف جامعه تن درمي دهند ، بنابراين نهادهاي صنفي مربوط به نويسندگان بايد در اين زمينه چارچوبي را تعيين كنند و نويسندگان هم بايد مقيد اين قوانين باشند، زيرا خود نويسندگان نيز در اين زمينه بي تقصير نيستند يعني وزارت ارشاد - ناشر - نويسنده به طور زنجيره وار به هم متصل هستند و مشكلات فردي و سياسي دست به دست هم مي دهند كه نويسنده نتواند بعد از اين همه سال ، هنوز جايگاه شايسته خود را پيدا كند.
اقبال زاده در پايان به مهر گفت : در يك كلام ، عدم حرفه اي شدن نويسندگي و عدم برخورد حرفه اي خود نويسندگان باعث اين امر شده است. اتحاديه اي از تمام نهادها بايد شكل بگيرد تا بتوان به طرف تثبيت شدن حقوق نويسندگان حركت كرد، هرچند نگاه ما خيلي اوقات حرفه اي نيست . خيلي وقت ها از جامعه مدني گفتگو مي كنيم اما برخوردها و نگاه ما هنوز سنتي و فردي است و حركت ما حركت جمعي و اجتماعي و صنفي است . مشكل اينجاست كه نگاه ما نگاه مدرن و حرفه اي نيست بلكه كاملا سنتي و عقب مانده است.


نظر شما