۶ تیر ۱۳۹۳، ۱۱:۲۸

ماجرای ورود یک کارمند پلاتین سازی به حوزه ترجمه ادبی

ماجرای ورود یک کارمند پلاتین سازی به حوزه ترجمه ادبی

کوروش زارعی مترجم جوان که از فعالیت در یک شرکت پلاتین سازی وارد عرصه ترجمه آثار ادبی شده است، می‌گوید؛ همیشه دغدغه نوشتن داشته‌­، اما حس می­‌کند هنوز زمانش فرانرسیده و نیاز به کسب تجربیات بیشتری دارد و فعلاً که در راه دراز ترجمه نوسفر است.

خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ وادب: کوروش زارعی مترجم جوان، راهی متفاوت را برای رسیدن به جایگاه یک مترجم ادبی طی کرده است. زارعی نه از دل خوانش تفننی متون ادبیات داستانی و کافه نشینی بلکه از دل صنعت به مسیر ترجمه وارد شده است. زارعی جدای از مدرک کارشناسی ارشد در زمینه آموزش زبان انگلیسی، کارمند سابق شرکت صنام ایران و کارمند فعلی شرکت پلاتین ایران است. وی در عین حال سابقه ترجمه برای نشریات محلی شهر قزوین و سابقه ترجمه بیش از 40 عنوان کتاب با عناوین مختلف را در کارنامه خود دارد.

گفتگو با زارعی به مناسبت انتشار دو ترجمه ادبی تازه او، «زندگی اسرار آمیز» نوشته سومانک کید و «جاناتان مرغ دریایی» نوشته ریچارد باخ در نشر آموت صورت گرفت که در ذیل از نظر می‌گذرد:

جناب زارعی از چگونگی ورود به عرصه ترجمه بگوئید؟

همیشه به شعر و ادب و داستان علاقه داشته­‌ام. هر کسی را چیزی از خود بی‌خود می­‌کند و من با دیدن کتاب سرخوش می­‌شوم. بنابراین عشق به کتاب که از کودکی با من بود، عاقبت مرا به این وادی کشاند. به همین خاطر بعد از اخذ درجه دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک، تصمیم گرفتم تغییر رشته داده و در رشته مترجمی زبان انگلیسی ادامه تحصیل بدهم تا بتوانم عطش خواندن کتاب‌های ارزشمند ادبیات جهان را در خودم کم کنم.

ماجرای نخستین ترجمه و انتشار اولین کتابتان یادتان هست؟

بله، در دورانی که دانشجوی کارشناسی بودم، چند مقاله علمی را ترجمه و در یکی از نشریات استان قزوین به چاپ رساندم. در سال 1386 به نشر سایه­‌گستر که پرکارترین انتشارات شهر قزوین است، مراجعه کردم و تمایل خود را برای همکاری در زمینه ترجمه کتاب اعلام کردم و بعد از چند آزمون عملی، ناشر، کتابی تحت عنوان «Embraced by the Light :در آغوش نور» نوشته خانم بتی جین ایدی را در اختیارم قرار داد تا ترجمه کنم. مفاهیم موجود در این کتاب تأثیر زیادی بر من گذاشت و توانستم ارتباط خوبی با آن برقرار کنم. این کتاب برای نمایشگاه کتاب تهران در اردیبهشت 87 به چاپ رسید. این اولین کتابی بود که ترجمه کردم و از آن موقع تا کنون بیش از چهل کتاب را ترجمه کرده‌­ام. 25 عنوان از این کتاب­‌ها تا کنون چاپ شده و بقیه مراحل آماده شدن برای چاپ را می‌گذرانند. از این چهل عنوان، 10 عنوان برای بزرگسالان و 30 عنوان شامل کتاب­‌های علمی و رمان برای کودکان و نوجوانان بوده است.

گویا شغل شما هم ارتباط چندانی با ترجمه ندارد، درست است؟

خُب اگر این امکان وجود داشت که یک مترجم صرفاً از طریق ترجمه اموراتش بگذرد، شاید یک گوشه می­‌نشستم و فقط می­‌خواندم و می‌­نوشتم؛ اما به علت پایین بودن تیراژ کتاب، بالا بودن هزینه‌ها و مشکلات دیگر حوزه نشر، ناشر، نویسنده، مترجم، ویراستار و بقیه دوستانی که به طریقی با کتاب سر و کار دارند، ناچارند منبع درآمد دیگری نیز برای خود داشته باشند. من هم از این امر مستثنی نیستم و ناچارم بخشی از وقتم را صرف کارهایی غیر از ترجمه کنم.

چگونگه کتابی را برای ترجمه انتخاب می‌کنید؟

برای انتخاب اثر باید هم به جنبه اقتصادی و هم به جنبه آموزشی آن توجه کرد. ناشر روی کتابی سرمایه‌گذاری می­‌کند که بتواند آن را به چاپ رسانده و بفروشد، بنابراین سراغ پرفروش‌­ها می­‌رود. از طرفی، باید سعی کرد کتابی برای ترجمه انتخاب شود که گرهی از کار مردم باز کند، سطح آگاهی آنها را بالا ببرد و به نوعی باعث ارتقاء فرهنگ و سطح زندگی مردم شود. اگر مردم ما باید بیشتر کتاب بخوانند و بیشتر از آن کتاب‌­های خوب بخوانند، بیشتر فکر می‌کنند و بیشتر نتیجه مثبت این مطالعه و تأمل را در زندگی خود می‌بینند. این نقشه راه برای انتخاب یک کتاب به منظور ترجمه است.

کتاب «زندگی اسرار آمیز» را چطور برای ترجمه انتخاب کردید؟ برای ویراستاری مشکلی نداشتید؟

یک روز که در دفتر کار آقای علیخانی، مدیر نشر آموت بودیم و مشغول ورق زدن کتاب­‌ها، حدود بیست جلد کتاب به زبان اصلی روی میز چیده شده بود. همه رمان بودند. چند صفحه‌­ای از «زندگی اسرار آمیز» نوشته خانم «سو مانک کید» را که خواندم، خوشم آمد. آن را به خانه بردم و یکی دو فصلش را خواندم و دیدم از آن کتاب­‌هایی است که استادانه نوشته شده و حرف­های زیادی برای گفتن دارد. فصل اولش را ترجمه کردم و برای آقای علیخانی فرستادم، ایشان استقبال کردند و بنا شد تا انتهای اثر پیش بروم. ترجمه آن حدود پنج ماه طول کشید. از آنجا که اولین رمان بزرگسالی بود که ترجمه می­‌کردم، بعضی جاها با مشکل مواجه می­‌شدم. پیچیدگی­‌های زبانی، مفهومی و فرهنگی در آن وجود داشت که با مراجعه به فرهنگ­های مختلف، اینترنت و بعضاً پرسش از اساتید و دوستانم، این مشکلات برطرف می­‌شد. ویراستاری اولیه را خودم برای همه کارهایم انجام می­‌دهم؛ اما خواندن و تصحیح اثر توسط یک ویراستار ادبی ضروری است و برای همین بود که خانم عارفه نژاد بهرام با دقت و وسواسی خاص کار ویرایش را به نحو احسن به انجام رساند.

نکته‌ای هم در مورد آخرین ترجمه‌تان و علت انتخابش دارم. «جاناتان مرغ دریایی» اثری است که تا به حال 9 ترجمه متفاوت از آن منتشر شده است. ترجمه شما چه نکته منحصر به فردی دارد؟

قضاوت درباره ترجمه این اثر را به مخاطبان و کارشناسان واگذار می­‌کنم. اما ترجمه مجدد یک اثر در دو صورت خالی از فایده نیست: اول آنکه آن اثر به درستی و روانی ترجمه نشده باشد، دوم آنکه مدت زیادی از ترجمه آن گذشته باشد، طوری که زبان به کار رفته در ترجمه برای خواننده امروزی نامأنوس باشد. فکر می‌کنم اساس ترجمه «جاناتان مرغ دریایی» نیز همین است.

هیچگاه درباره نوشتن وسوسه نشده‌­اید؟

همیشه دغدغه نوشتن داشته‌­ام، اما حس می­‌کنم هنوز زمانش فرا نرسیده و نیاز به کسب تجربیات بیشتری دارم. شاید در آینده اگر همتی مدد راه شود، توفیق نوشتن پیدا کنم؛ فعلاً که در این راه دراز نوسفرم!

........................................

گفتگو از حمید نورشمسی

کد مطلب 2319979

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha