اين مترجم در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، ضمن بيان اين مطلب افزود : گروهي از مترجمان بايد معادل ها و تعاريف را معين و كار ترجمه را ساماندهي كنند تا آثار با افت و ضعف كمتري مواجه شوند. معمولا پراكنده كاري ها در آثار باعث دور شدن خوانندگان و مخاطبان از ادبيات مي شود. ادبيات تركيه ادبياتي نيست كه بي اعتنا از كنار آن عبور كنيم اما هميشه ترجيح مي دهيم كه اثر ابتدا به اروپا رفته و بعد از اقبال جهاني آن را به زباني ديگر غير از تركي ترجمه كنيم.
عليرضا سيف الديني با تمجيد از تلاش مترجماني چون دكتر جلال خسروشاهي، هاشم خسروشاهي ، ارسلان فصيحي و ... كه آثار معاصر تركيه و ايران را با ظرافت و دقتي خاص ترجمه مي كنند، ادامه داد : ترجمه صرفا ترجمه معناي جمله يا كلمه نيست بلكه ترجمه اجرا و نحوه گفتن جمله از سوي نويسنده است؛ مترجم مي بايست نفس كشيدن جمله را به خوبي بازتاب دهد. يكي از مسائلي كه موجب مهجوريت ادبيات معاصر ترك در ايران شده ، بدون شك كيفيت آثار ترجمه شده است ، به طوري كه در ترجمه ، بايد زبان مقصد و مبدا در حدي باشد كه اثر به خوبي معرفي شود و جذابيت هايش را نيز به مخاطب بشناساند .
اين مترجم خاطرنشان كرد : متاسفانه كار گروهي و تخصصي براي انتخاب اثر و ترجمه در ايران انجام نمي شود. به عنوان نمونه آثار ياشار كمال در فرانسه از سوي گروهي متخصص انتخاب و خوانده و سپس ترجمه مي شود اما اين اتفاق هنوز در ايران نيفتاده است.
مترجم آثار ياشار كمال تاكيد كرد : ما ادبيات را به عنوان يك محصول بشري جدي نگرفته ايم و به نظر مي رسد كه بيشتر با آن به عنوان شوخي برخورد مي كنيم. پس كاملا طبيعي است وقتي صداي نويسنده و مترجم به جايي نمي رسد قدرت و تمركزش را از دست مي دهد و كار خوب توليد نمي شود. نويسنده كاري غير از نويسندگي و مترجم هم كاري غير از ترجمه ندارد .
وي با اشاره به اين كه داستان نمي تواند دروغ ببافد و غير از واقعيت را بيان كند، گفت : يا بايد داستان را قبول داشت و يا نداشت. ما در ترجمه هم مثل نويسندگي مان مدام در حال خودسانسوري هستيم. وقتي حكم به حذف صحنه اي از داستان مي دهيم به اين معني است كه آن را به عنوان داستان باور نداريم و دچار بدفهمي و سوءتفاهم شده ايم . بد نيست بدانيد به همين دلايل است كه نمي توانيم مشمول قانون كپي رايت شويم ، چرا كه هم مي خواهيم بخشي از آثارشان را حذف كنيم و هم پولي بابت حق التاليف به آنها ندهيم. در چنين شرايطي وقتي با صاحبان آثار در خارج از كشور براي برگرداندن آثارشان مراوده مي كنيم آنها از اين كه ما كشوري نفت خيز و بالقوه ثروتمند، ولي در زمينه حق التاليف دچار چنين وضعيتي هستيم اظهار تعجب مي كنند و ما احساس حقارت مي كنيم.
سيف الديني ادامه داد : پيوستن به قانون كپي رايت در شرايط امروز مضحك و نامعقول است.ما خود در مملكت خودمان با حق التاليف هاي پائين مواجهيم بنابراين اگر به كپي رايت بپيونديم و شمارگان كتاب هايمان در همين سطح باشد ناشران خيلي زود ورشكست مي شوند. چهل سال پيش شمارگان كتاب دو هزار تا بود و امروز با اين رشد جمعيت هنوز در همان شمارگان هستيم.
اين مترجم تصريح كرد : نكته ديگر اين كه كساني كه از راه ترجمه مشغول زندگي و كسب معيشت هستند بايد تامين شوند تا كتابي را دست بگيرند و كار كنند. طبيعي است مادامي كه مشغله هاي ديگر در ميان باشد كيفيت اثر هم دستخوش تنزل مي شود.


نظر شما