خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : این کتاب با پیشگفتار دکتر کی تا اوچی ( kei takeuchi ) استاد ممتاز اقتصاد دانشگاه توکیو و رئیس شورای آمار، انجمن آمار و مرکز انتشارات علمی ژاپن در خصوص وضعیت اقتصادی ژاپن از یک صد و پنجاه سال قبل تا کنون به چاپ رسیده است .
عناوین برخی از فصول این کتاب عبارتند از فصل اول : " سیر تفکرات اقتصادی ژاپن در عصر توکوگاوا " ، فصل دوم : " روشنگری و تفکرات اقتصادی عصر میجی تا آغاز جنگ جهانی اول "، فصل سوم : " تفکرات اقتصاد دانان مارکسیست ژاپن بین دو جنگ جهانی "، فصل چهارم : " تفکرات اقتصاددانان غیر مارکسیست ژاپن بین دو جنگ دوم جهانی "، فصل پنجم : " تفکرات اقتصاددانان مارکسیست ژاپن پس از جنگ دوم جهانی "، فصل ششم : " تفکرات اقتصاددانان ژاپن در دوران بازسازی و رشد سریع بعد از جنگ دوم جهانی "، فصل هفتم : " مسائل محیط ریست، مخالفان رشد، نظریه پایان اقتصاد نئوکلاسیک و تاکید بر بی مانندی ارزش های ژاپنی در دهه 1970 و 1980 "، فصل هشتم : " علم اقتصاد به عنوان تولیدی فرهنگی و معیار مطلوبیت نظام اقتصادی در هر عصر " .
علاوه بر این ، در هر مجلد فهرستی تفصیلی شامل عناوین جزئی تر مطالب کتاب به طور تفضیلی و کامل درج شده که بخشی از آن از این قرار است : خلاصه ای بر روند تفکرات اقتصادی و ارتباط آن با سنعتی شدن ژاپن، اثرات رکود اقتصادی و نفوذ مارکسیسم بر روند تفکرات اقتصادی، فرمان امپراتور دایر بر سرازیری علم و دانش از سراسر جهان به ژاپن، اصلاحات سیاسی - اقتصادی - میجی، زمینه رشد مکتب سیاسی و اجتماعی در ژاپن، سوسیالیسم و مارکسیسم و تاثیر آن بر تفکرات اقتصادی ژاپن، تشکیل دو جناح نظری مارکسیسم و آغاز مباحثات جدی در مورد نظام سرمایه داری ژاپن، نظام نیمه فئودالی - میلیتاری سرمایه داری ژاپن، دوران بین دو جنگ جهانی و مطالعه آثار آدام اسمیت در ژاپن، تفکرات اقتصادی ژاپن و رقابت و تقلید از نهاد اقتصاد جنگی ژاپن و زمینه های تشکیل نظام سرمایه داری .
ژاپن چگونه ژاپن شد ؟

دکتر کی تا اوچی در مقدمه خود بر این کتاب نوشته است : یکصد و پنجاه سال پیش ، ژاپن کشور آسیایی فقیری بود که وادار به گشایش مرزهایش به روی تجارت خارجی شد . قدرت های امپریالیستی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و روسیه به سواحل ژاپن دست یافته بودند و مردم ژاپن عمیقا دریافتند که کشورشان از ممالک پیشرفته بسیار عقب مانده و استقلالش به گونه ای جدید تهدید می شود .
سپس یک دهه شورش های سیاسی و اجتماعی درگرفت که به اصلاحات میجی در سال 1868 منجر شد . فایند نوسازی دولت و جامعه به طور جدی آغاز شد تا عقب ماندگی نسبت به غرب جبران شود . در پایان سده نوزدهم چهارچوب بنیادین دولت نوین ژاپن شکل گرفت و رشد اقتصادی از راه صنعتی شدن به شیوه سرمایه داری آغاز شد . ژاپن در دو جنگ با چین ( 1894 تا 1895 ) و روس ( 1904 تا 1905 ) پیروز گردید و به عنوان عضو تمام عیار جامعه جهانی به رسمیت شناخته شد .
دکتر کی تا اوچی در بخش دیگری از متن خود آورده است : بعد از پایان جنگ جهانی دوم که ژاپن به عنوان یکی از کشورهای محور در آن حضور داشت و از سال های دهه 1950 یک دوره رشد سریع و بی سابقه آغاز و تا شوک نفتی سال های 1973 و 74 ادامه یافت . در این دوره ساخت صنایع نوین و پیشرفته تحقق یافت و ژاپن تبدیل به یکی از کشورهای صنعتی دنیا تبدیل شود و بعد از آمریکا در رتبه دوم قرار گرفت " .
شخصیت ملی در DNA ملت ها قرار ندارد
او سپس تاکید می کند که رشد اقتصادی ژاپن که روند سریعی ملی هم داشته است بدان معنا نیست که گاهی چیزی به عنوان شخصیت ملی - عاملی که در DNA یک ملت نهاده شده است - وجود دارد . در اینجاست که اهمیت تفکرات اجتماعی و اقتصادی نهفته است و بر رفتار اقتصادی مردم در زندگی نه تنها در بخش خصوصی بلکه در بخش دولتی و به طور اعم در زندگی عمومی نظارت دارد و آن را تعیین و ظابطه مند می نماید .
معرفی دکتر محمد نقی زاده

دکتر محمد نقی زاده ( مولف این کتاب ) استاد وابسته دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در سال 1320 در تهران متولد شد و پس از فارغ التحصیلی از دانشکده کشاورزی دانگاه تهران در سال 1344 و خدمت در دوره دوم سپاه ترویج و آبادانی و بنیانگذاری پروژه فضای سبز کارخانه ذوب آهن اصفهان در سال 1346 که اکنون به جنگلی سرسبز تبدیل شده است ، عازم ژاپن شد و دکترای خود را در رشته اقتصاد کشاورزی از دانشگاه کیوتو دریافت نمود . او هم اکنون 30 سال است که در ژاپن ساکن است و در طی این دوران پیوندش را با ایران حفظ کرده و صاحب تالیفات متعددی است که علاوه بر زبان ژاپنی به فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است .
ما چگونه ما شدیم ؟
در این کتاب به قلم دکتر نقی زاده می خوانیم : سال ها است که روند توسعه اقتصاد ژاپن توجه کثیری را به خود جلب کرده است . در ایران بیش از 100 سال است که به عنوان اولین موج توجه به پیشرفت دیگر کشورها جهان به خصوص آسیایی، به "جاپان" ( ژاپن) و الگوی پیشرفت این کشور عطف توجه می گردد .
در دهه 1340 از تبدیل ایران ظرف 25 سال به ژاپن غرب آسیا سخن به میان آمد . پس از تغییر فاحش سطح تفکرات و توقعات بعد از انقلاب ، پیروی از الگوی هند ، کره جنوبی ، ترکیه و اخیرا چین سرداده می شود و دوباره گفتگوی ایران را به ژاپن تبدیل می کنیم ، آغاز شده است .
ولی تفکرات و فلسفه اقتصادی این کشور که در دوران فئودالیسم و عصر روشنگری ژاپن ظهور و منشاء اصلی توسعه صنعتی بعدی این کشور محسوب می گردید ، به هیچ وجه مورد بررسی قرار نگرفته است .
عدم توجه به مبانی فکری و فلسفی جوامع باعث برداشت های غیر واقعی در تحلیل های نظری - علمی از روند توسعه اقتصادی - اجتماعی ملت ها شده است . در حالی که اقتصاد به عنوان یکی از مقوله های علوم اجتماعی ، حیطه ای است که شیوه پندار و کردار انسان - چه در اثر شرایط مادی ( مارکس ) و چه در اثر نظام های اعتقادی و ارزشی ( ماکس وبر و یا ایرانی - اسلامی ) - نقشی بسی اساسی در آن دارد .
اشاره فرهنگ باستانی ایران به کردار، گفتار و رفتار نیک به عنوان یک مجموعه غیر قابل تفکیک از همین روست . تا آنجا که می توان گفت جوامع بر طبق اندیشه و کردار خویش زندگی می کنند ، نه آن طور که منابع فیزیکی مادی در اختیار دارند و یا سخن می گویند .
لذا شیوه تفکرات اقتصادی و پیشرفت صنعتی و تکنولوژی ملت ها باید در یک مجموعه مورد مداقه قرار گیرد . که قابل تفکیک نیستند و هرگونه تلاشی به غیر از این بی ثمر است . عقب ماندگی ایران علی رغم منابع عظیم و به قولی به وسعت چند قاره ، نیم قرن تجربه برنامه ریزی اقتصادی و واردات تکنولژی دست اول در گذشته و دست دوم و سوم در شرایط حاضر نتیجه چنین جدایی است .
لذا از واقعیت نظری و عملی به دور است که روند و الگوی توسعه اقتصادی و حتی سیاست های اقتصادی کشورها تنها بر پایه بررسی شاخص های کمی - آماری ؛ که خود نتیجه مرحله توسعه هستند نه عامل آن ، روابط تولیدی حاکم و سیاست ها و برنامه های مکتوب توسعه ، میزان عوامل تولیدی در دسترس ، و ... بررسی شوند ، ولی تعمقی در فرهنگ و اندیشه های غالب اقتصادی در میان متفکران ، بنگاه ها ، خانوار ، و نظام ئبوروکراسی ( دولت ) که نهادهای اصلی تشکیل دهنده نظام اقتصادی را تشکیل می دهند نگردند .


نظر شما