«مَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» دستور صریح الهی است و وجوب را درپی دارد

«قل لا اسئلکم علیه اجرا الاالموده فی القربی»، استثناء این آیه وظیفه ای است به نام مودت در قبال نزدیکان نبی خاتم(ص) که بردوش و عهده امت پیامبر و گرویدگان به دین اسلام است.

به گزارش خبرنگار مهر، جواد عبدل زاده کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث به مناسبت رحلت حضرت رسول(ص) یادداشتی با عنوان لزوم همت جامعه اسلامی در ادای اجر نبی خاتم(ص) نوشته است که در ادامه می آید:

در کتب لغت،"اجر" را به معنی مزد وپاداش آورده اند. مزدی که در قبال عملی نیک به فاعل آن تعلق می گیرد و چون دنیوی باشد، اجرت و چون دنیا و آخرت را شامل گردد "اجر" برایش استعمال می گردد که طبعا اجر آخرت قابل قیاس با اجر دنیوی نبوده و طبق آیه قرآنی ((وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ)) به شرطی که جزو دانایان باشیم، سراسر خیری است بزرگ.

خدای تبارک و تعالی بارها و بارها در آخرین کتاب آسمانی به آنانی که گوش دل برکلام الهی نبسته اند،متذکر می گردد که اجر برخی در نزدخدا محفوظ بوده و ضایع نخواهد گردید. اینان همان مومنین و صالحین و محسنین هستند که خدا به صراحت بیان می فرماید که ((أَنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ - أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ - أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ و أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا)).

برای بسیاری نیز میزان این اجر را مشخص نموده اند و چه میزانی بالاتر از لفظ عظیم وکبیر در نزد خدای بی همتا که شامل کسان بسیاری می باشد. ازجمله: مومنین-ایمان آورندگان و صاحبان عمل صالح-انفاق کنندگان-تقواپیشه کننده ها-خاشعین درگاه الهی-قرض دهنده ها به خدای بی نیاز-مقاتله کننده ها در راه خدا- مجاهدین در راه خدا-وفاکنندگان به عهد الهی-قلوب امتحان شده به تقوا-اقامه کننده های نماز و پرداخت کننده های زکات-صابرین و شهدا.و البته نزد خداست آن اجر عظیم و کریم وهرکس طالب آن باشد، بایستی آن را از خدای لاشریک طلب وتمنا نماید به امید آنکه به "اجر غیرممنون" الهی نائل گردد.

انبیای الهی و اوصیای آنها بی شک طبق آیات مذکور در قرآن که مورد اشاره قرار گرفت، در صدر گروه هایی که شامل اجر عظیم الهی شده و تلاش ها و زحمات آنها هیچگاه ضایع نخواهد گردید، هستند. بزرگوارانی که دردنیا به خاطر مقامشان به دشوارترین امتحانات الهی آزمایش شده و به خاطر مأموریتشان سخت ترین حیات دنیوی را متحمل گردیده اند. همان هایی که شایسته برترین مقامات دنیوی بودند ولیکن عدم معرفت و عدم تسلیم هم عصران و امت شان باعث گردید تا زندگی دنیوی پرزحمتی داشته باشند .

خدای بی همتا به صراحت اجرانبیای الهی را برخود واجب دانسته و درآیات قرآن با عبارت((إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی رَبِّ الْعَالَمِینَ)) اعطای اجر به انبیاء را برعهده خویش می داند.درسوره شعراء انبیای الهی نوح، هود، صالح، لوط و شعیب به قوم خویش به صراحت اعلام می دارند که اجرشان برعهده خدای عالمین است واین تکرار مطلب در پنج آیه مختلف به صراحت تذکری است به اقوام و امم که خالق بی همتا اجر انبیای خویش را محفوظ داشته و پاداش آنان را ضایع نخواهد کرد.

از سویی دیگر در اعطای این اجر نیز نیازی به نصرت و شریک نداشته و در همین آیات به صراحت انبیای الهی اعلام می دارند که هیچ اجری و پاداشی از مردم مسئلت نمی کنند ((مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ)) چرا که اولا انبیای الهی با خدای خویش بربندگی عهد بسته و به انجام وظیفه مشغولند. ثانیا هیچکس غیر از خدا لایق اعطای پاداش تلاشهای خستگی ناپذیر انبیاء و رسولان الهی نبوده و نخواهد بود. ثالثا اگر مسئلتی هم نیاز باشد پیامبران الهی نیاز به درگاه احدیت می برند نه به بندگان نیازمند الهی.

در باب نبی خاتم(ص) نیز آیات قرآن به صراحت از عدم اجر طلبی خاتم المرسلین(ص)  از بندگان و امت خویش سخن می گوید. در سوره یوسف آنجاکه از عدم ایمان آوردن اکثر مردم با وجودحرص شدید پیامبر به هدایتشان سخن می گوید می فرماید: وماتسئلهم علیه من اجر. و درسوره فرقان بعد از تاکید بروظیفه پیامبر در حد بشارت و انذار و در سوره سبا بعد از تاکید بر نذیر بودن نبی خاتم(ص) و در سوره ص و انعام نیز به صراحت بر این لفظ که ((قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ))، بر عدم اجرخواهی خاتم النبیین(ص)  از امت تأکید و پافشاری شده است.

و امانکته متمایز کننده در باب اجر نبی خاتم (ص) این نکته می باشد که در آیات مربوط به اجر خاتم المرسلین(ص) کلمه قل در آغاز آیات جلوه نموه است که نشانگر دستور صریح الهی بربیان محتوای آیات می باشد. بگو ای پیامبر در آغاز آیات نشانگر تأکید الهی بر دستوری بودن محتوای آیه دارد.تمامی آیات و بیانات پیامبر خاتم (ص) وحی الهی است که پیامبرملزم به ابلاغ آیات و تبیین آنها بوده است ،لیکن در تمامی آیاتی که در آغاز آنها قل ذکر شده می شود صراحت دستورالهی به پیامبر بیشتر به چشم می آید.

((قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ)) و یا ((قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا)) در باب نبی خاتم(ص) استفاده شده است که خطاب به مردم به صراحت از طرف خداوند تبارک و تعالی اعلام می شود که پیامبر خاتم(ص)  هیچ اجری از امت خویش و امم پس از خود در قبال تلاش های فراوان و سختی‌های امر رسالت و آوردن دین کامل الهی نمی طلبد. مگر... آری استثنایی وجود دارد در باب نبی خاتم(ص) که شیوه  ادای اجر ایشان را از سایر انبیای الهی مستثنی می نماید .

در سوره سبا اجر پیامبر نیست مگر بر عهده خدا(إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی اللَّهِ). در سوره فرقان اجر پیامبر نیست مگر راه یابی بنده ای از بندگان الهی به سوی خدای بی همتا «إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَی رَبِّهِ سَبِیلًا» و در سوره انعام اجر پیامبر نیست مگر تذکر عالمین به سوی خدا (إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَی لِلْعَالَمِینَ).

در هر سه آیه مذکور پیامبر که بی شک فارغ از منصب پیامبریش، لایق اجر الهی بوده و اجرش ضایع نخواهد گردید، در منصب پیامبری نیز چیزی از مردم نمی طلبد و استثناها نیز وظیفه ای بر دوش مردم نمی افکند. لیکن در آیه بیست و سوم سوره شورا چنین بیان می شود که ((قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی)). استثناء این آیه وظیفه ای است به نام مودت در قبال نزدیکان نبی خاتم(ص) که بردوش و عهده امت پیامبر و گرویدگان به دین اسلام است. پیامبر اجری نمی خواهد از مردم مگر مودت خویشانش که دستور صریح الهی است و وجوب را در پی دارد.

خویشان مشخصند و به اقرار عامه و خاصه اهل بیت(ع) نبوت شامل زهرا و علی و اولادشان را شامل می گردد. وجوب نیز مشخص است چراکه الا برخاص و مستثنی کردن عدم اجرطلبی آمده و از طرف دیگر خطاب آیه عام است و گروه خاصی را موظف نکرده. پس ای مردمان مسلمان اجر نبی خاتم(ص) همو که سالهای سال بر سبیل الهی گام نهاده و تمامی امتحانات الهی را با موفقیت پشت سرنهاده و برهمه مصائب و سختی های منصب رسالت صبوری کرده است تا دین خدا را به اتمام و اکمال در اختیار مردم نهد، مودت اهل بیتش(ع) است.

این اجرطلبی در قبال معامله پیامبر با مردمان نیست که هیچ کس را توان و لیاقت پرداخت اجر تلاش های نبی نبوده و نخواهد بود مگر خدا. لیکن آنچه به نظر می آید آزمونی دشوار برای مردمان است که موظفند اجر تلاشهای هادی خویش را بپردازند. امتحانی که تمایز این قوم را از سایر اقوام از نظر قابلیت ابتلاهای دشوار الهی نشان می دهد.

مودت همو که مترداف با محبت است اما در باطن از آن خاص‌تر که محبت علاقه قلبی بوده و به ظاهر عملی در پی ندارد ولیکن مودت داشتن علاقه قلبی و اظهار و عملیاتی کردن آن است. مودت خاص تر از محبت و دشوارتر از آن است. مودت بروز محبت درونی است در اعمال و رفتار و اثبات وجود محبت درونی است لسانی و جوارحی. مودت نشان دار شدن به محبتی است که تا در درون نهفته، بروزی ندارد ولی با اقرار و ظهورش فرد را منتسب به محبوبش می نماید. و سخت است تبدیل محبت به مودت. چراکه عمل می طلبد و محدودیت. معرفت می خواهد و تسلیم.

پایه مودت، محبت است و اساس محبت بر معرفت بنیان نهاده شده است. ادای اجر نبی خاتم(ص)  فقط به داشتن محبت اهل بیتش در دل محقق نخواهد گردد.اقرار لسانی به این محبت لازم است تا محب نشاندار گردد از مبغض. آنگاه افزودن بر معرفت لازم است تا ریشه درخت محبت در اعماق وجود ریشه دوانیده و به نسیم که نه، حتی به گردبادی از شبهات و اشکالات  به خود نلرزد. آنگاه که به لطف معرفت مقام وجایگاه اهل بیت(ع)، محبت در اعضاء و جوارح ریشه دوانید، مودت در افعال رخ نموده و ظهور می نماید. زبان بر ذکر محبوب می چرخد و پا بر مسیر محبوب گام می گذارد. دست به نصرت محبوب تلاش کرده و چشم و گوش به حب او به نظاره می نشینند. جان به یادش وجسم برایش به قیام و قعود پرداخته و فکر آنی از یادش غافل نمی گردد.

گرفتاری جامعه اسلامی از روز نخستین بعد از نبی، دوری از مودت نزدیکان و کم همتی در ادای اجر نبی خاتم (ص) بوده و هست. جامعه اسلامی را تلنگری لازم است تا وظایف عبادیش را مجددیادآور شده و حول خدا و رسولش به عبودیت بپردازند که اگرچنین گردد ایمان و عمل صالح توأم گردیده و فرار از عمل به هر بهانه و دلیل خود تراشیده ای، رخت از جامعه بر خواهد بست. وجوب مودت اهل بیت پیامبر خاتم(ص) آزمونی است که قبولی در آن به ادعا محقق نشده و نیازمند عمل است. عملی که لحظه لحظه زندگی مسلمان را رنگ الهی بخشیده و میزان ثقلین را بر زندگیش حاکم خواهد نمود و چه خوش سعادتی است موفقیت در این آزمون سخت.

کد خبر 4757523

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 2 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۸/۰۷
      0 0
      استاد گرامی! ذی القربی با فی القربی فرق دارد. آن عبارت ذی القربی است که به معنای خویشاوندان است. فی القربی یعنی در قرب الهی!! یعنی این حد هم زبان غرب نمیدانید و مفسر قرآن شده اید؟