اين كتاب داراي پنج فصل به شرح زيراست :
فصل اول ، " بحران شهروندي " ، كه به بررسي جهاني شدن و مسائل ناشي از آن براي دولت - ملتها و شهروندي مي پردازد .
فصل دوم ، " نظريه هاي شهروندي " ، كه اختصاص به طرح نظريه هاي شهروندي و ميزان اعتبار آنها در شرايط متغير جهاني دارد .
فصل سوم ،" شهروند شدن " ، به اين موضوع مي پردازد كه مهاجران چگونه مي توانند در كشورهاي مختلف شهروند شوند .
فصل چهارم ،" شهروند بودن" ، به مساله معناي شهروندي مي پردازد . به نظر نويسندگان اكنون ضرورت گسترش بيشتر تقسيم بنديهاي حقوق - همچون حقوق جنسي و فرهنگي - براي دستيابي به شهروندي كامل از جانب اعضاي اقليتها احساس مي شود.
درفصل پنجم ، " پايان تعلق ملي " ، نويسندگان استدلال مي كنند كه اشكال جديدي از شهروندي ، در واكنش به مسائلي كه با جهاني شدن و جابجايي جمعيت ايجاد شده است ، در حال شكل گيري و رشد است . هر چند اين اشكال جديد شهروندي هنوز ناقص و مورد بحث هستند ، ولي به خودي خود از امكان ظهور " تعلق پسا ملي " خبر مي دهند .


نظر شما