۱ بهمن ۱۴۰۴، ۸:۰۰

گوهرها در ادب فارسی / ۷

از تخت زبرجدنگار شاهنامه، تا رواق زبرجد حافظ

از تخت زبرجدنگار شاهنامه، تا رواق زبرجد حافظ

این بیت حافظ «بر این رواق زبرجد نوشته‌اند به زر/ که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند» بارها خوانده و شنیده شده است، و جالب اینکه زبرجد، در شهاب‌سنگ‌ها هم یافت شده است.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: این بیت حافظ را که می‌گوید: «بر این رواق زبرجد نوشته‌اند به زر/ که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند» بارها خوانده و شنیده شده است. اما زبرجد چه نوع سنگی است؟ در واقع این سنگ، گران‌بهاترین و شناخته‌شده‌ترین گونه از یک نوع کانی است به نام الیوین، که با رنگ سبز زیتونی خود شناخته می‌شود.

زِبرجَد یا پِریدوت (به انگلیسی: Peridot) گونه‌ای از سنگ‌های قیمتی است که عمدتاً از سیلیکات منیزیم و آهن تشکیل شده و رنگ آن در طیف سبز مایل به زرد قرار دارد. زبرجد در واقع نوع شفاف و تراش‌خورده الیوین، از خانواده سیلیکات‌ها با رنگ سبز زیتونی است.

ترکیب شیمیایی آن (Mg,Fe)۲SiO۴، با سیستم بلوری ارتورمبیک و به رنگ سبز، سبز-زرد، سبز-قهوه‌ای است، ضریب شکست نور ۱.۶۵ – ۱.۷۱۰ و اختلاف شکست مضاعف آن ۰.۰۳۵ – ۰.۰۳۸ است، با سختی موس ۶.۵ – ۷ و وزن مخصوص ۳.۲۷ – ۳.۴۸.

استفاده از این سنگ به دوران باستان بازمی‌گردد و ساکنان مناطق خاورمیانه و خاور نزدیک با آن آشنایی بسیار داشته‌اند.

گوهری که در فضا یافت می‌شود

جالب است بدانیم زبرجد در برخی از شهاب‌سنگ‌ها نیز یافت شده است. در سال ۲۰۰۳، پژوهشگران موفق به شناسایی این کانی در سیاره مریخ شدند. این سنگ دارای جلای شیشه‌ای تا روغنی است، در مقابل مواد اسیدی مقاومتی ندارد و تحت فشار یا ضربه شدید مستعد ترک‌خوردگی می‌باشد؛ از این رو گاهی با لایه‌ای از فلز پوشانده می‌شود. انواع چشم‌گربه‌ای و ستاره‌ای پریدوت در زمره گونه‌های نادر آن محسوب می‌شوند. از این سنگ هم در تراش‌های جواهری و هم در تراش‌های کابوشن و دامله استفاده می‌گردد.

رنگ سبز خاص زیتونی زبرجد ناشی از حضور آهن در ترکیب شیمیایی آن است. این کانی در طیف‌های رنگی از زرد تا سبز زیتونی و نیز متمایل به قهوه‌ای دیده می‌شود، اما رنگ ایدئال آن سبز چمنی توصیف شده است. زبرجد از شکست دوگانه قابل‌توجهی برخوردار است که یکی از معیارهای تمایز آن از کانی‌های مشابه همچون زیرکن و تورمالین سبز محسوب می‌شود. منظور از شکست دوگانه این است که اگر از زیر کانی به یک تصویر نگریسته شود، آن تصویر به صورت دوگانه مشاهده خواهد شد. شایان توجه است که رنگ این کانی در اثر حرارت‌دهی، کم‌رنگ‌تر می‌شود.

از تخت زبرجد نگار شاهنامه، تا رواق زبرجد حافظ

معادن زبرجد و کاربردهای آن

زبرجد در مناطق گوناگونی از جهان یافت می‌شود. یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین معادن این گوهر، در جزیره آتشفشانی زَبَرجَد (سنت جان) در دریای سرخ قرار دارد. از دیگر معادن قابل‌توجه می‌توان به معادن موجود در کشورهای میانمار، استرالیا، برزیل، چین، کنیا، مکزیک، پاکستان، سریلانکا، آفریقای جنوبی و مصر اشاره نمود. نمونه‌های استخراج‌شده از پاکستان، غالباً از نظر اندازه نسبتاً بزرگ، از نظر زیبایی چشمگیر و از خلوص بالایی برخوردار هستند. در حال حاضر، ایالات متحده آمریکا برای کسب جایگاه بزرگترین تولیدکننده جهانی، با کشورهای چین و پاکستان در رقابتی فشرده قرار دارد.

این گوهر در قرون وسطی توسط جنگجویان صلیبی از خاورمیانه به اروپای مرکزی وارد شد و عموماً برای مصارف مذهبی و تزیین کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. زبرجد در دوران باروک به یکی از پرطرفدارترین سنگ‌های قیمتی بدل گشت. داستان‌ها و افسانه‌های زیادی در مورد قدرت جادویی قوی زبرجد وجود دارد. در افسانه‌ها آمده است که اگر سنگ زبرجد با طلا همراه شود، طلسم توانمندی می‌شود که قادر خواهد بود کابوس‌ها و وحشت شبانه را دور کند.

از سوی دیگر پریدوت، گوهر ملی مصر به شمار می‌آید و از دیرباز به عنوان جواهری ارزشمند شناخته می‌شده است. مصریان باستان بر این باور بودند که این کانی به دلیل درخشش شیشه‌ای و نامرئی‌نمایی آن در نور روز، نور خورشید را در خود جذب می‌کند؛ از این رو آن را «گوهر خورشید» می‌خواندند و مورد احترام ویژه‌ای قرار می‌دادند.

از تخت زبرجد نگار شاهنامه، تا رواق زبرجد حافظ

کانی‌های زبرجد در طبیعت عمدتاً ابعاد کوچکی دارند. یکی از بزرگترین نمونه‌های تراش‌خورده این سنگ در جهان، با وزنی معادل ۳۱۱٫۸ قیراط، هم‌اکنون در مؤسسه اسمیتسونین شهر واشینگتن دی‌سی نگهداری می‌شود.

زبرجد در شعر فارسی

در شاهنامه از زبرجد بسیار استفاده شده است، و عمدتاً این گوهر جزو سنگ‌هایی است که با آن تاج و تخت‌ها یا جام‌ها را مرصع می‌کرده‌اند، یا برای نثار با عقیق می‌آمیختند. مانند این ابیات از داستان فریدون:

به شاهی برو آفرین خواندند

زبرجد به تاجش برافشاندند

یا این بیت‌ها از داستان زال وقتی به دربار منوچهر می‌رود و او پس از شگفتی از روی نیکوی پسر جهان پهلوان، طالع او را می‌بیند و با اطمینان از خجسته بودن وجود این فرزند، این هدیه‌ها با به او می‌دهد و منشور سرزمین نیمروز و دنبر و مای و هند و تا دریای سند را به نام زال می‌نویسد. در میان هدایا از طبقه‌ای زبرجد و جام‌های فیروزه نام برده می‌شود:

چو بشنید شاه این سخن شاد شد

دل پهلوان از غم آزاد شد

یکی خلعتی ساخت شاه زمین

که کردند هر کس بدو آفرین

از اسپان تازی به زرین ستام

ز شمشیر هندی به زرّین نیام

ز دینار و خز و ز یاقوت و زر

ز گستردنی‌های بسیار مر

غلامان رومی به دیبای روم

همه گوهرش پیکر و زرش بوم

زبرجد طبق‌ها و پیروزه جام

چه از زرّ سرخ و چه از سیم خام

پر از مشک و کافور و پر زعفران

همه پیش بردند فرمان بران

وقتی مهراب به استقبال زال (دستانِ سام) می‌آید در میان هدایایی که به او می‌دهد طوق زرینی است پر از سنگ زبرجد:

چو آگه شد از کار دستان سام

ز کابل بیامد به هنگام بام

ابا گنج و اسپان آراسته

غلامان و هر گونه‌ای خواسته

ز دینار و یاقوت و مشک و عبیر

ز دیبای زربفت و چینی حریر

یکی تاج با گوهر شاهوار

یکی طوق زرین زبرجد نگار...

و وقتی ندیمه‌های رودابه، کاخ او را برای دیدار زال آماده می‌کنند:

پرستنده با بانوی ماه‌روی

چنین گفت کاکنون ره چاره جوی

که یزدان هر آنچت هوا بود داد

سرانجام این کار فرخنده باد

یکی خانه بودش چو خرم بهار

ز چهر بزرگان برو بر نگار

به دیبای چینی بیاراستند

طبق‌های زرین بپیراستند

عقیق و زبرجد برو ریختند

می و مشک و عنبر برآمیختند

در داستان اسکندر وقتی او با سپاهش در جستجوی آب حیاط با ظلمات می‌رود، به کوه سیاهی می‌رسد و صدایی از کوه برمی‌آید که هرکس از این کوه سنگی بردارد پشیمان می‌شود، و هرکس برندارد هم پشیمان می‌شود:

بران راه تاریک بنهاد روی

به پیش اندرون مردم راه‌جوی

چو آمد به تاریکی اندر سپاه

خروشی برآمد ز کوه سیاه

که هرکس که بردارد از کوه سنگ

پشیمان شود ز آنک دارد به چنگ

وگر برندارد پشیمان شود

به هر درد دل سوی درمان شود

سپه سوی آواز بنهاد گوش

پراندیشه شد هرکسی زان خروش

که بردارد آن سنگ اگر بگذرد

پی رنج ناآمده نشمرد

یکی گفت کین رنج هست از گناه

پشیمانی و سنگ بردن به راه

دگر گفت لختی بباید کشید

مگر درد و رنجش نباید چشید

یکی برد زان سنگ و دیگر نبرد

یکی دیگر از کاهلی داشت خرد

چو از آب حیوان به هامون شدند

ز تاریکی راه بیرون شدند

بجستند هرکس بر و آستی

پدیدار شد کژی و کاستی

کنار یکی پر ز یاقوت بود

یکی را پر از گوهر نابسود

پشیمان شد آنکس که کم داشت اوی

زبرجد چنان خار بگذاشت اوی

پشیمان‌تر آنکس که خود برنداشت

ازان گوهر پربها سر بگاشت

عده‌ای برداشتند و عده‌ای نه، و وقتی از تاریکی بیرون آمدند و سنگ‌ها را از بر و آستین خود را بیرون آوردند، دیدند سنگ‌ها یاقوت و زبرجد بوده و حسرت خوردند چرا بیشتر برنداشتند، آنان که برنداشته بودند حسرت می‌خوردند که چرا هیچ برنداشته‌اند.

در دیوان حافظ به جز بیتی که در آغاز این یادداشت خواندیم، بیت دیگری است که در آن باز هم گنبد طارم آسمان را از جنس زبرجد خوانده است، که البته موید باور سبز دانستن گردون گردان است:

روح القدس آن سروش فرخ

بر قبه‌ی طارم زبرجد

نظامی هم در ابتدای مخزن الاسرار و در بخش نعت حضرت رسول اکرم (ص) همین تعبیر را برای آسمان شب در نظر می‌گیرد و ماه را جای قرار دادن نگین در پهنه زبرجد آسمان می‌داند:

«کُنتُ نبیّا» چو علَم پیش برد

ختم نبوت به محمّد سپرد

مه که نگین‌دان‌ِ زبرجد شده‌ است

خاتم او مهر محمّد شده‌ است

کد خبر 6725917

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • بهمن ۱۱:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۱
      0 2
      رایج ترین نمونه این کانی تسبیح " شاه مقصود" است نام دیگر این کانی "اولوین" می باشد.