خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: هرچقدر که فرهنگ کشورهای دنیا پر است از قهرمانهای ساختگی مثل بتمن و سوپرمن که هیچ کدامشان رنگ واقعیت به خود نگرفتهاند اما اقلیم ایران زمین پر است از شخصیتهایی که حتی الهام بخش افسانهها هم بودهاند. قهرمانهای بزرگ و دوست داشتنی که میشو در جای جای تاریخمان نام آنها را پیدا کرد و با شنیدن اسمشان به آنها بالید. چهرههایی شگفت انگیز که حین یک گمنامی عجیب و غریب میتوانند سوژه جذابی برای روایتهای سینمایی باشند که دیدن حماسهسازیشان قهرمانهای ایرانی را به وجد بیاورد. تاریخ هشت ساله دفاع مقدس ما پر است از این نمونهها، رزمندههایی که برای دفاع از وطن کارهای اعجاب آوری را در دوران خود انجام دادهاند. شهید محمدعلی شاهمرادی از عشایر ایران و از استان اصفهان یکی از این چهرههاست. کسی که همرزمانش درباره او چنین نقل کردهاند:« اگر او باشد دیگر خط سقوط نمیکند.»
بازیگری که فرمانده شهید جنگ شد
محمدعلی شاهمرادی سال۱۳۳۸در یکی از روستاهای لنجان استان اصفهان متولد شد. او حتی دوران ابتدایی و راهنمایی را هم در روستای محل تولدش به مدرسه رفت و بعدها برای تحصیلات متوسطه به زرینشهر مهاجرت کرد و در نهایت سالهای بعد از انقلاب به عضویت سپاه پاسداران درآمد و بعدها با شروع ناآرامیهای کردستان در سالهای ۵۸ و ۵۹ راهی این منطقه شد. اما یکی از ویژگیهای شهید شاهمرادی که بعدها به یکی از سردارهای تاثیرگذار تاریخ دفاع مقدسمان تبدیل شد این بود که او سابقه بازیگری و هنرپیشگی هم داشت و حتی در دو فیلم سینمایی هم بازی کرده بود. برادر او در این باره این طور میگوید:« وقتی محمدعلی از کردستان برگشت اوضاع آرام شده بود به زرینشهر آمد و در دو فیلم سینمایی بازی کرد. «غروب خونین» و «جان برکف»، در غروب خونین هنرپیشه نقش اصلی بود که به مسائل قبل انقلاب و ساواک پرداخته بودند. جان برکف هم در مورد مسائل کردستان بود که شهید از آن آگاهی کامل داشت.» جالب این جاست که او قصدش از این کار این بود که با کارهای هنری مثل جادوی سینما بتواند درباره مسائلی مثل اوضاع کردستان روشنگری ایجاد کند اما صد حیف که با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، او دفاع از میهن را بهجای ادامه دادن بازیگری و فعالیتهای سینمایی خودش ارجح دانست و راهی جبههها شد.

شجاعت عجیب شیر شبهای شلمچه
یکی از لقبهایی که به شهید شاهمرادی دادهاند شیرشبهای شلمچه است تا جایی که حتی یک کتاب هم درباره او با این نام به چاپ رسیده است. او در عملیاتهای مهمی مثل عملیات فتح المبین، عملیات بیتالمقدس به عنوان فرمانده گردان حضور پیدا کرد و در عملیاتهای مثل والفجر ۴ و والفجر۸ ، خیبر و بدر به قائم مقامی لشکر۴۴ قمربنیهاشم رسید و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه با اصابت ترکش به شهادت رسید. اما نکته اینجاست که یکی از ویژگیهایی که باعث میشد تا از او با عنوان شیرشلمچه یاد کنند شجاعت بیحد و حصری است که این رزمنده داشته است تاجایی که محسن رضایی درباره شجاعت عجیب او این طور گفته:« شجاعت یکی از ویژگیهای شهید شاهمرادی بود. به جرات میتوان گفت شجاع ترین فرمانده جنگ بود مستقیما روبهروی تیر و تانک دشمن حرکت میکرد بدون اینکه پلک بزند و این یک چیز عجیب و بیسابقه بود.» یا سردار صفوی نیز میگوید:« شهید شاهمرادی کسی بود که بسیجیها میگفتند اگر خطی در حال سقوط بود وقتی شاهمرادی میآمد مطمئن بودیم آن خط دیگر سقوط نمیکند. او بسیار دقیق طرحهای عملیاتی را توجیه میکرد. من در بعضی عملیاتها دیدم که گلوله از کنار گوشش عبور میکرد، خمپاره کنارش به زمین میخورد ولی ایشان انگار هیچ اتفاقی رخ نداده است ترسی به خود راه نمیداد.»

رزمندهای که بین نظامیان بعثی نفوذی بود
یکی از ویژگیهای بارزی که شهید شاهمرادی داشت میزان توانایی او برای نفوذ در قلب دشمن برای کسب اطلاعات لازم در ردههای بالا میان نظامیان بعثی بود تا حدی که لو رفتن میان اسرای عراقی آنها را متعجب و حیرت زده میکرد؛ تاجایی که محمدحسن خلفی یکی از همرزمان این شهید در خاطراتش درباره او این طور مینویسد:« قیافهاش با چهره آفتاب سوخته به اهالی جنوب شبیه بود و در شناساییها بهراحتی وارد مقر عراقیها میشد، با آنها غذا میخورد و برمیگشت. در عملیات والفجر ۵ جمعی اسیر عراقی را در گوشهای نشانده بودیم. شاهمرادی نیز درخط قدم میزد. ناگهان یکی از درجهداران عراقی درحالیکه با انگشت به شاهمرادی اشاره کرد، چیزهایی گفت. یکی از بچهها که عربی میدانست ترجمه کرد. گفت او میگوید: این عراقی است، چرا دستگیرش نمیکنید؟ چند روز قبل در صف غذا بود، با من دعوایش شد و مرا کتک زد. این هم جای پای لگد اوست.»
۱۱:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۹


نظر شما