۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۷

یادداشت سردبیر؛

خستگان مهاجرت و رویای ایران ویران

خستگان مهاجرت و رویای ایران ویران

بخشی از ایرانیان مقیم خارج از کشور کنش‌هایی از خود نشان می‌دهند که ریشه در دلسوزی برای ایران ندارد، بلکه از سرخوردگی عمیق فردی، بن‌بست‌های زندگی و ناکامی‌های مهاجرت سرچشمه می‌گیرد.

خبرگزاری مهر؛ حسام الدین حیدری: در سال‌های اخیر پدیده‌ای میان بخشی از ایرانیان مقیم خارج از کشور شکل گرفته که نیازمند واکاوی جدی و بدون تعارف است؛ یعنی کنش‌های این افراد به جای اینکه ریشه در دلسوزی برای ایران داشته باشد از سرخوردگی عمیق فردی، بن‌بست‌های زیستی و ناکامی‌های مزمن در تجربه مهاجرت نشأت می‌گیرد.

این گروه که صدایشان در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های برون‌مرزی پررنگ‌تر از وزن واقعی‌شان است اغلب خود را در قامت منجی، آلترناتیو یا حتی مدیران آینده ایران بازنمایی می‌کند در حالی‌که واقعیت زیست روزمره‌اش فاصله‌ای معنادار با این تصویرسازی دارد. زندگی در خارج از کشور برخلاف روایت‌های رمانتیک برای بسیاری از این افراد نه به معنای تحقق رؤیاها بلکه تجربه‌ای فرساینده از حاشیه‌نشینی اجتماعی است.

مهاجر بودن، پذیرفته نشدن در ساختارهای قدرت و منزلت، کار بی‌وقفه برای حفظ حداقلی از معیشت، وابستگی دائمی به وام و اجاره و زیستن در چارچوب‌های سخت‌گیرانه‌ای که کوچک‌ترین تخطی از آن هزینه‌های سنگین دارد به‌تدریج نوعی خستگی مزمن و احساس بی‌آیندگی ایجاد می‌کند. این شرایط به‌جای آنکه به بازاندیشی واقع‌بینانه منجر شود در برخی موارد به تولید خشم، کینه و میل به تخریب از راه دور ختم می‌شود.

در چنین وضعیتی «بازگشت» به ایران به یک کلیدواژه وسوسه‌انگیز بدل می‌شود نه از سر دلتنگی برای وطن یا دغدغه واقعی مردم بلکه به‌عنوان یک امکان فرضی برای جبران شکست‌های شخصی. بازگشتی که در ذهن این افراد نه یک فرآیند پرهزینه و مسئولانه بلکه نتیجه یک فروپاشی، یک ضربه یا یک آشوب بزرگ تصور می‌شود؛ گویی ویرانی ایران قرار است سکوی پرتاب آنها به موقعیت، اعتبار و منافع نداشته باشد.

مسئله نگران‌کننده‌تر آنجاست که در این روایت‌ها جان و امنیت مردم داخل کشور به متغیری فرعی تقلیل می‌یابد. دعوت به تنش، فشار، درگیری و رادیکالیزه شدن اعتراضات بدون درک پیامدهای میدانی آن نشان می‌دهد فاصله‌ای عمیق میان گویندگان این نسخه‌ها و واقعیت اجتماعی ایران وجود دارد. کسی که هزاران کیلومتر آن‌سوتر نشسته هزینه توصیه‌هایش را نمی‌پردازد، این هزینه را جوانی می‌دهد که در خیابان است، خانواده‌ای می‌دهد که داغدار می‌شود و کشوری می‌دهد که زخمی‌تر از قبل باقی می‌ماند.

این بخش از اپوزیسیون برون‌مرزی بیش از آنکه نیرویی سیاسی باشد بازتاب یک بحران هویتی و زیستی است. نه توان بازگشت واقعی دارند، نه امکان ساختن آینده‌ای پایدار در جغرافیای جدید. در این برزخ تخریب وطن به یک مکانیسم روانی برای توجیه ناکامی‌ها بدل می‌شود گویی اگر ایران آسیب ببیند انتخاب مهاجرت و سال‌های از دست‌رفته معنا پیدا می‌کند. از همین روست که ثبات، اصلاح تدریجی یا هر مسیری که هزینه انسانی کمتری داشته باشد، جذابیتی برایشان ندارد.

نادیده گرفتن این واقعیت خطایی تحلیلی است. جامعه ایران باید بداند که صداهایی که از بیرون مرزها بلند می‌شود از سر خیرخواهی نیست. بخشی از این صداها پژواک خستگی، افسردگی و بن‌بست زندگی کسانی است که سرنوشت خود را به آینده‌ای موهوم گره زده‌اند، آینده‌ای که در آن ایران باید اول فرو بریزد تا آنها شاید بتوانند دوباره برگردند و سهمی مطالبه کنند. درک این تمایز شرط عقلانیت در مواجهه با روایت‌های پرهیاهو از سوی کسانی است که از دور بدون دادن هرگونه هزینه نسخه‌های پرخطر برای داخل می‌پیچند.

کد خبر 6731977

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • NP ۱۲:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      24 5
      برای همه صدق نمی کنه خیلی ها آنقدر پشتوانه قوی داشتند که توسط خانواده ها برای چند نسل بعد خودشان در اون کشورها سختی ندارند نه اجاره نه محروم از سرمایه گذاری کار و ... اغلب کسایی دچار مشکل می‌شن که بی پشتوانه مالی چندانی رفتن برای اینکه در اون کشور کار فعالیت کنند اما برخی طبقات خیر خودشون الان با پول های برده شده از کشور خروج ارز از کشور در رفاه کامل و حتی سرمایه گذار کارفرما در آن کشورها هستند .
    • NP ۱۲:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      11 2
      الان خیلی ها از طریق قاچاق یا فساد در بخش خروج ارز از کشور خودشون سرمایه گذار در دوبی سایر کشورها هستند و کلی پرسنل در اختیار دارند این دسته از افراد نمی شه گفت آینده ندارند یا فرزندانشان برخواهند گشت ، اغلب کسانی برمی گردند که با پشتوانه مالی زیادی نرفتند یا رفتند به امید کسب و کاری در آن کشورها با تکیه به دیگران در خدمت دیگران که آیا بتونن آیا نتونن
    • NP ۱۲:۴۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      15 8
      اما خوب من بین رفتن ، ماندن در کشور خودم رو انتخاب کردم و سعی کردم بهتر مهاجرت و مزایا و معایب بعد از مهاجرت رو بشناسم و تصمیم گرفتیم در تردد باشیم ، در رفت و آمدها تجربه ها و دیدن مهاجرین بسیار در منطقه ، باید بگم با وجود مشکلات که در هر کشوری وجود داره و هیچ کجای دنیا بی مشکل نیست نمی تونه بی مشکل بدون چالش باشه ، هیچ کجا وطن خاک ، شنیدن همیشگی زبان مشترک فارسی ، حتی زبان لهجه زیبای اقوام مختلف ایران حضور در بین مردم خودمون نمی شه
    • NP ۱۲:۵۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      13 6
      من حتی دلم واسه شنیدن گوش دادن به لهجه های محلی تو کشورم تنگ می شه چیزای که شاید از نظر خیلی ها کوچیک با بی ارزش به نظر برسه اما بعد مهاجرت می تونه منو خیلی دلتنگ وطنم کشور مردم همه ی اقوام کشور خودم و کلی خاطرات کودکانه تا به امروز در سرزمین وطن خودم اطرافیانم کنه ..
    • NP ۱۳:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      12 2
      در فضای مجازی تشویق تبلیغ برای مهاجرت بسیار زیاده با کلی زرق و برق و بسیار وسوسه انگیز ، اما طبق تجربه شخصی سعی کنید اگر قصد مهاجرت دارید فقط به تبلیغات فضای مجازی تکیه نکنید و حتما مدتی حتی یک سال تا دو سال در چند سفر باشید از نزدیک بررسی تحقیق کنید معایب ها مزایای مهاجرت به آن کشور رو شناسایی کنید بسنجید ، با عجله اقدام به تصمیم گیری مهاجرت نکنید ، چون همه کشورها چالش مشکلات خودشون رو دارند و قوانین هایی دارند که بایددر هزینه ها حتما در اون کشورها به غیر از تمدید اقامت و بقیه چیزا بپردازید
      • ۱۴:۲۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
        14 1
        تو مثل اینکه خیلی پولداری که تجویز یکی دو سال مسافرت میکنی کاش ما هم اندازه تو داشتیم
    • NP ۱۳:۲۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      11 1
      قصد من از این صحبت ها این نیست که کسی رو که دلش می خواد از کشور بره یا آرزوی رفتن رو خیلی داره منصرف کنم فقط به عنوان یک شخص شهروندی عادی که تصمیم به مهاجرت داشتن و حتی به مقصد رسید منصرف از دادن مدارک اقامت ، به خودمون فرصت دادیم دو سالی در چند سفر کاری باشیم تا درست تصمیم گیری کنیم و به شما بگم قبل مهاجرت سفر کن تحقیق بررسی کن هم مزایا هم معایب رو به دقت ببین سبک سنگین کن چیزایی رو می بینی خواهی دید شنید که در هیچ فضای رسانه ای مجازی تبلیغات گفته نمی شه و فقط به تبلیغات مجازی توجه تکیه نکن .
    • ۱۴:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      35 8
      اول از همه باید دید که چرا این آدمها از این کشور میرن، بعد با قطعی اینترنت الان مطمئن باشید خیلیای دیگه هم اگه امید موندن داشتن از اینجا میرن و ایران میمونه برای آدمهایی که اصلا به هیچی اهمیت نمیدن
      • ۱۵:۵۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
        5 6
        اتفاقا اگثر اونایی که اهمیت نمیدن میرن
    • زیبا ۱۴:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      6 7
      کاملا موافق هستم با متن مقاله. در مورد عده ای در اینستا این کاملا صدق میکنه. عده ای کاسه ی داغ تر از آش. البته نه همه!
    • ۱۴:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      14 2
      چرا از این نظر بهش نگاه نکنیم که وقتی طرف مهاجرت میکنه و میبینه اون کشور نه منابع طبیعی خاصی داره و نه فرهنگ و نه تاریخ خاصی ولی پیشرفت کرده و موفق شده اون وقت معلومه با خودش میگه ایران با اون عظمت و ثروت میتونه ده ها برابر پیشرفته تر بشه
    • پیام ۱۵:۰۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۶
      9 4
      بله، مهاجران ایرانی خارج از کشور بعد از مدتی دلتنگ ایران و خانواده و دوستان و اب و هوای دلچسب کشورمان می‌شوند. در خارج به همه مهاجران به عنوان افراد دسته دوم جامعه و بی اهمیت مینگرند. یک خانم میانگسال ایرانی به جای بودن در کشور و فرهنگ ایرانی در خارج، تنها در خانه ای تاریک و در آب و هوای سرد شمال اروپا و بدون هیچ اینده ای روزهای پوچ را با افسردگی میگذراند و امید بازگشت به ایران را دارد، ولی چون سالها در غرب زندگی کرده، فکر میکند اگر ایران هم مثل غرب بشود ، راحت میشود، که البته اینطور نیست.
    • مق IR ۰۰:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
      0 0
      بسیار تاثیر گذار و پر محتوی بود