خبرگزاری مهر-گروه هنر-ندا زنگینه؛ سال ۱۴۰۴ را باید یکی از پرتلاطمترین سالهای اخیر از حیث تحولات غیرمنتظره در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران دانست. در این سال، مردم ایران ۲ جنگ را تجربه کردند؛ جنگی که سایه سنگین آن بر تمامی ابعاد حیات بشری گسترده شد و بیتردید، سینمای ایران نیز بیش از هر دورهای از این فضا تأثیر پذیرفت. گزارش پیشرو، مروری است بر مهمترین رویدادها و وقایع سینمایی سالی که گذشت.
«پیرپسر»؛ از حاشیه در جشنواره تا اکران در سایه جنگ
فیلم سینمایی «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی، در بخش ویژه چهلوسومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از همان شب نخست، واکنشهای گستردهای را برانگیخت. جمعی از اهالی رسانه که در نخستین اکران جشنوارهای فیلم حضور داشتند، خواستار اکران عمومی آن شدند. با این حال، به دلیل محتوای خاص و صحنههای خشونتآمیز، همواره این نگرانی وجود داشت که سرنوشت «پیرپسر» نیز همچون شماری از فیلمهای دیگر ایران، به خاکخوردن در صندوقچهها و محرومیت از نمایش بر پرده سینماها بینجامد.
پس از فرازونشیبهای بسیار، سرانجام این فیلم در تاریخ ۲۱ خرداد با ردهبندی سنی بالای ۱۸ سال اکران شد. اما تنها ۲ روز بعد، با آغاز جنگ ۱۲ روزه، فروش فیلم و به تبع آن، کل فرآیند اکران سینماها تحت تأثیر مستقیم این رویداد قرار گرفت.
اگرچه اکران «پیرپسر» در سال گذشته با حواشی متعددی همراه بود و حتی به گرفتن کارت زرد وزیر ارشاد در مجلس شورای اسلامی انجامید، اما این فیلم به نقطه عطفی برای اکران آثاری با ژانرهای متفاوت در سینمای ایران تبدیل شد.
آغاز جنگ ۱۲ روزه و بازتاب آن در سینما
بامداد بیستوسوم خرداد ماه سال ۱۴۰۴، تجاوز زمینی و هوایی رژیم صهیونیستی به خاک ایران آغاز شد؛ رویدادی که بیگمان تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی شهروندان ایران را تحت تأثیر خود قرار داد و سینما نیز به عنوان یکی از مهمترین عرصههای فرهنگی و هنری کشور، از این تأثیرپذیری مستثنا نبود. جنگ در این برهه، به مثابه یک عامل بیرونی و تعیینکننده، موجب همبستگی و انسجام ملی در میان اقشار مختلف مردم شد و در این میان، بسیاری از هنرمندان، سینماگران و چهرههای شاخص عرصه فرهنگ، با حضور در عرصههای عمومی، تولید آثار هنری و صدور بیانیههای حمایتی، به دفاع از میهن پرداختند و تجاوز به خاک کشور را به شکلی قاطع و صریح محکوم کردند.
این واکنشها که از طیفهای گوناگون فکری و هنری برخاست، نشاندهنده نقش فعال سینماگران در لحظات حساس تاریخی و پیوند ناگسستنی آنان با مسائل ملی و سرنوشتساز کشور بود.
در سال گذشته سینمای ایران شاهد ظهور آثاری با درونمایه جنگ ۱۲ روزه بود؛ فیلمهایی نظیر «نیمشب»، «قمارباز»، «سقف» و «کافه سلطان» از جمله آثاری بودند که به بازتاب این تجربه ملی و حماسی پرداختند و در چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدند.
افزون بر این، تأثیر مستقیم و غیرمستقیم جنگ بر سایر رویدادهای سینمایی سال نیز به شکلی ملموس قابل مشاهده بود؛ بهگونهای که در جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران و نیز جشنواره بینالمللی فیلم مستند «سینماحقیقت»، بسیاری از آثار تولیدشده با نگاهی به بحران جنگ، فضای غالب این رویدادها را رقم زدند و گفتگوهای تخصصی درباره نقش سینما در شرایط بحرانی، به یکی از محورهای اصلی این جشنوارهها تبدیل شد.
جشنواره جهانی فیلم فجر؛ میزبانی در شیراز با چالشهای گوناگون
چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، در حالی برای نخستین بار در تاریخ خود، میزبانی خود را از تهران به شیراز تغییر داد که کشور تازه از بحران جنگ ۱۲ روزه خارج شده بود و فضای سیاسی و اجتماعی همچنان تحت تأثیر تبعات ناشی از آن قرار داشت. برگزاری این رویداد بینالمللی در چنین شرایط حساس و شکنندهای، از همان ابتدا با ابهامات و پرسشهای متعددی درباره امکان برگزاری موفق آن همراه بود؛ پرسشهایی که دامنه آن از نحوه تأمین امنیت هنرمندان و مهمانان خارجی گرفته تا کیفیت استقبال مخاطبان و پوشش رسانهای را در بر میگرفت. این سردرگمی و نبود شفافیت در فرآیندهای اجرایی، بهویژه در حوزه اطلاعرسانی، به شکلی آشکار در نحوه برگزاری جشنواره نمایان شد.
از اعلام دیرهنگام برنامهها و تغییرات لحظهآخری در جدول اکران گرفته تا هماهنگیهای نامطلوب با رسانههای داخلی و خارجی، همگی دستبهدست هم دادند تا این رویداد مهم فرهنگی، با چالشهایی فراتر از مسائل معمول برگزاری یک جشنواره بینالمللی روبهرو شود.
در میان آثار منتخب این دوره از جشنواره، پیشبینی میشد که فیلم تأثیرگذار «صدای هند رجب» نیز به نمایش درآید، اما سازندگان این اثر با وجود پیگیریهای صورتگرفته، با حضور فیلم در جشنواره موافقت نکردند. با این حال، ۲ فیلم شاخص با محوریت فلسطین و مقاومت، یعنی «فلسطین ۳۶» و «همه آنچه از تو باقی مانده»، در جشنواره حضور یافتند.
فیلم «فلسطین ۳۶» که روایتی مستندگونه از تحولات تاریخی سرزمینهای اشغالی دارد، در فهرست اولیه نامزدهای اسکار ۲۰۲۶ نیز قرار گرفته بود و همین مسئله میتوانست بستری برای توجه بیشتر رسانههای بینالمللی به این جشنواره فراهم آورد. اما متأسفانه، در خصوص این فیلم مهم نیز اطلاعرسانی و تبلیغات گسترده و هدفمند آنچنان که شایسته جایگاه اثر و فرصتهای پیشروی آن بود، صورت نگرفت و فرصت بهرهگیری از این ظرفیت بینالمللی، به دلیل کاستیهای رسانهای و تبلیغاتی جشنواره، تا حد زیادی از دست رفت.
در هر صورت برگزاری چنین رویدادی در شرایط حساس پساجنگ، خود به مثابه اقدامی راهبردی در عرصه دیپلماسی فرهنگی محسوب میشد. میزبانی شیراز از چند صد مهمان خارجی از کشورهای مختلف، پیامی واضح و مشخص را به جامعه جهانی مخابره کرد؛ پیامی که از تداوم حیات فرهنگی ایران در سختترین شرایط حکایت داشت. این رویداد ثابت کرد که سینمای ایران همچنان بر ظرفیت خود برای گفتگو با فرهنگهای دیگر تکیه دارد و جشنواره فیلم فجر میتواند نقشی فراتر از یک رویداد هنری صرف ایفا کند.
جشنواره فیلم فجر از فقدان هیئت انتخاب تا غیبت برخی چهرهها
در روزهایی که کشور صحنه اعتراضات و شلوغیهای دیماه بود، به تدریج به ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر نزدیک میشدیم. این پرسش برای همگان مطرح بود که سرنوشت این رویداد مهم سینمایی در شرایط کنونی چه خواهد بود. در این میان، تمام نگاهها به منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره، معطوف بود. وی اگرچه سکوت اختیار کرده بود، اما تا پایان کار پای این جشنواره ایستاد و آن را برگزار کرد.
جشنواره امسال برخلاف روال سالهای پیشین، فاقد هیئت انتخاب بود و دبیر رویداد مسئولیت گزینش فیلمها را بر عهده گرفت. شاهسواری متعاقباً اعلام کرد که این شیوه برای آن است که مسئولیت کیفیت و گزینش فیلمها بر عهده دبیر باشد تا وی بتواند در این خصوص پاسخگو باشد. همچنین برای نخستین بار، قرعهکشی فیلمها برگزار نشد و چینش آثار در جدول اکران نیز توسط دبیر جشنواره انجام گرفت.
در فضای دوقطبی و فشار موجود بر هنرمندان، همگان منتظر اعلام اسامی فیلمها بودند. در نهایت، جشنواره امسال با حضور ۳۳ فیلم که ۲ اثر از آنها خارج از مسابقه بودند، برگزار شد.
این حواشی به درون پردیس سینمایی ملت نیز کشیده شد و برخی سینماگران به نقد جریانی پرداختند که هنرمندان را در خارج از ایران تحت فشار قرار میدهد. همچنین، تعدادی از نشستهای خبری پس از نمایش فیلمها با تعداد محدودی برگزار شد و حتی نشست خبری فیلم «استخر» به کارگردانی سروش صحت به دلیل غیبت عوامل، تشکیل نشد.
یکی از نکات قابل توجه در جشنواره امسال، تفکیک محل استقرار رسانهها از هنرمندان بود. رسانهها در پردیس سینمایی ملت و هنرمندان در برج میلاد به تماشای فیلمها نشستند. جشنوارهها همواره بستری برای گفتمان و تعامل میان اهالی هنر بوده و این جدایی با انتقاد برخی از اصحاب رسانه روبهرو شد و بر حال و هوای جشنواره تأثیر گذاشت.
مراسم اختتامیه جشنواره نیز با رویدادی غیرمنتظره همراه بود و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به طور ناگهانی در تالار وحدت حاضر شد.
واپسین روزهای سال و حملات مجدد؛ واکنشها و سکوتها
در واپسین روزهای سال ۱۴۰۴ و در تاریخ ۹ اسفند، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده بار دیگر به کشورمان حمله کردند. برخی از هنرمندان از همان روزهای نخست به این رویداد واکنش نشان دادند، اما در این میان، سکوت شماری از هنرمندان چهره و سلبریتیها با انتقاد گروهی از مردم مواجه شد. مخاطبان بر این باور بودند که سکوت در برابر تجاوز به خاک کشور با هیچ عنوانی قابل توجیه نیست.
در این ایام نیز گروهی از سینماگران از جمله بابک خواجهپاشا، محمود کریمی، لیلی عاج، دانش اقباشاوی، امیرعباس ربیعی و مهدی شامحمدی به تولید آثار هنری پرداختند که قرار است در قالب یک مجموعه اپیزودیک پخش شود.
آغاز جنگ همچنین فضای اکران سینماها و به تبع آن، باکس نوروزی را تحت تأثیر خود قرار داد. برخلاف گمانهزنیهای پیشین، چهار فیلم «نیمشب»، «قمارباز»، «خط نجات» و «بهشت تبهکاران» که با فضای این روزهای کشور هماهنگ بودند، روی پرده رفتند.
سال ۱۴۰۴ برای سینمای ایران، روایتی از تداوم در بحران بود؛ روایتی که در آن هنر هفتم نهتنها از گزند جنگ و آشفتگیهای سیاسی در امان نماند، بلکه خود نیز به عرصهای برای بازتاب این تحولات تبدیل شد.
از جشنوارههای حاشیهدار گرفته تا اکرانهای سایهگرفته در غبار نبرد، همگی نشان از سینمایی داشت که در سختترین شرایط، از حرکت بازنایستاد. اکنون با پایان این سال پرالتهاب، چشمها به آینده دوخته شده است؛ آیندهای که بیگمان، همچنان با تأثیرپذیری از تحولات سیاسی و اجتماعی رقم خواهد خورد.



نظر شما