خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: طی یک ماه گذشته، حملات هوایی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران نگرانیهای جدی درباره آثار زیستمحیطی در کشور ایجاد کرده است، بهویژه پس از حمله به زیرساختهای غیرنظامی مانند انبارهای نفت یا تأسیسات برق.
خبرنگار بخش انگلیسی خبرگزاری مهر برای بررسی راههای پیگیری حقوقی این موضوع و ارزیابی خسارات زیستمحیطی آن برای کشور، با «آرمان خرسند» رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیط زیست جمهوری اسلامی ایران، گفتوگو کرده است.
متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:
به عنوان نخستین پرسش، لطفاً بفرمایید سازمان حفاظت محیط زیست ایران چه اقداماتی برای جلوگیری یا کاهش آثار زیستمحیطی حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام داده است؟
بسمالله الرحمن الرحیم. از تلاشهای شما بسیار سپاسگزارم، زیرا امروزه رسانهها نیز بخش مهمی از دفاع ملی ما در برابر تجاوز وحشیانه دشمنان هستند؛ دو رژیم قانونگریزی که تمامی قواعد جامعه متمدن و جهان متمدن را نقض کردهاند و بهواقع معتقدم اکنون همه جهان میدانند که این دو رژیم بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت جهانی و همچنین تهدیدی برای محیط زیست هستند.
برای آغاز بحث باید اشاره کنم که از یک سو، این دفاع قهرمانانه ملی که ملت ایران با رهبری، نیروهای مسلح، و مردمی که هر شب در صحنه حضور دارند، به نمایش میگذارد، مایه افتخار و غرور ملی ماست. این یک واقعیت است و هیچ تردیدی در آن وجود ندارد.
آنچه درباره پیامدهای جنگ و تجاوز مطرح میکنیم، هیچ ارتباطی با افتخار و غروری که از این دفاع قهرمانانه حاصل میشود ندارد. این موضوع در تاریخ بلند ایران، بهعنوان صفحهای بسیار درخشان ثبت خواهد شد؛ اینکه ما در برابر بهظاهر بزرگترین ارتشهای جهان ایستادیم، عزت خود را حفظ کردیم، نفوذ خود را در تنگه هرمز و در کل منطقه حفظ کردیم و به جهان نشان دادیم که ملتی هستیم که توان دفاع از خود را دارد. این بخش از موضوع، مستقل از سایر ابعاد، منبع افتخار و غرور است.
از سوی دیگر، هر درگیری مسلحانهای در جهان تهدیدی جدی برای محیط زیست است و در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد. همچنین تردیدی نیست که کشور ما، منطقه و کل جهان قربانی اقدامات این دو رژیم قانونگریز هستند که تمامی قواعد درگیریهای مسلحانه، تمامی قوانین بینالمللی محیط زیست و حتی اصول اولیه انسانیت و تمدن را نقض کردهاند.
اجازه دهید بحث را از ماهها پیش آغاز کنم؛ زمانی که دیکتاتور قانونگریز ایالات متحده با سخن گفتن از ناوگان بهاصطلاح «زیبای» خود که قرار بود به منطقه اعزام شوند، ملت ما را تهدید کرد؛ موضوعی که اکنون به سوژهای طنزآمیز در سراسر جهان تبدیل شده است. در همان زمان نیز میدانستیم که حتی تهدید علیه صلح و امنیت، خود نقض قوانین و مقررات بینالمللی است.
منطقه ما، بهویژه خلیج فارس و دریای عمان، سالها و دهههاست، بهویژه از سال ۱۹۹۱ و بحران نخست حمله عراق به کویت، محل عملیات نظامی نیروهای بینالمللی بوده است و این دو پهنه مهم آبی نیز بهشدت از حضور این نیروها، بهویژه کشتیها و آسیبهایی که میتوانند به چرخه کامل محیط زیست وارد کنند، متأثر شدهاند.
ما همواره این موضوع را بررسی کردهایم و بهویژه پیش از آغاز تجاوز و جنگ تحمیلی جاری، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان با ارسال نامهای به تمامی وزرای محیط زیست منطقه، بهویژه کشورهای عربی عضو سازمان موسوم به «راپمی» که مسئول حفاظت از محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان است، نسبت به حضور نیروهای غیرقانونی بینالمللی و کشتیهای آنها در منطقه و آسیبهایی که میتواند به محیط زیست وارد کند، هشدار داد.
همچنین نامههایی به دبیرکل سازمان ملل متحد و رئیس برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) ارسال کردیم و درباره این حضور و پیامدهای آن هشدار دادیم. این نخستین گام بود.
در داخل کشور نیز هر آنچه در توان داشتیم برای آمادگی در برابر یک اقدام احتمالی تجاوزکارانه انجام دادیم.
پس از آغاز جنگ و شروع این تجاوز وحشیانه و بیدلیل علیه ایران مجدداً معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان محیط زیست به تمامی نهادهای محیط زیستی بینالمللی، دبیرکل سازمان ملل، رئیس UNEP و تمامی کنوانسیونهای مرتبط نامه ارسال کرد.
همانگونه که میدانید، درگیریهای مسلحانه تنها بر آبها اثر نمیگذارند، بلکه کل محیط زیست را تحت تأثیر قرار میدهند.
حتی حیات وحش نیز از این حملات هوایی آسیب میبیند؛ زمانی که بوتهزارها و جنگلها بمباران میشوند، آتشسوزی رخ میدهد و حیات وحش، درختان، گیاهان، هوا، خاک و آب همگی تحت تأثیر قرار میگیرند.
پس از حمله وحشیانه به انبارهای نفت اطراف تهران، ما بار دیگر ثبت خسارات، ارسال نامهها و ثبت این جنایت در مراجع بینالمللی را با همکاری وزارت امور خارجه آغاز کردیم و همکاران ما در استانهای مختلف نیز پیامدهای این خسارات را ارزیابی و بررسی کردند.
اما یک «اما»ی بزرگ وجود دارد و آن این است که متأسفانه با تأسف عمیق باید بگوییم که نهادها و سازمانهای بینالمللی در این زمینه شکست خوردهاند و آن هم شکستی فاحش.
من خودم همچنین استاد حقوق بینالملل هستم و سالها این درس را تدریس کردهام. آنچه بهعنوان استاد مشاهده میکنم این است که هر سال آنچه به دانشجویان حقوق بینالملل آموزش میدهیم، بیشتر و بیشتر شبیه یک شوخی مضحک میشود؛ زمانی که ابرقدرتها یا کشورهایی که قرار بود حافظ صلح و امنیت بینالمللی باشند، خود تمامی قواعد جامعه متمدن را نقض میکنند، در این صورت چه چیزی از آن سازوکارها باقی میماند؟
پس از جنگ جهانی دوم، مردم جهان، کشورها و دولتها تصمیم گرفتند بخشی از حقوق حاکمیتی خود را کنار بگذارند و آن را به سازمان ملل و شورای امنیت بسپارند تا صلح و امنیت بینالمللی حفظ شود.
اما آنچه اکنون شاهد آن هستیم این است که یک ماه پس از این جنایت هولناک و این اقدام تجاوزکارانه که در یکی از حملات بیش از ۱۶۰ دانشآموز دختر و پسر به قتل رسیدند، حتی یک محکومیت روشن از سوی این نهادها صادر نشده است.
هر سال، رهبران جهان با صرف میلیونها دلار در نشستی موسوم به «کاپ» (کنفرانس اعضای کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی) گرد هم میآیند. آنها اکنون کجا هستند؟ چرا هیچ محکومیتی از سوی سازمان ملل، UNFCCC، UNEP یا سایر نهادها در برابر این جنایات هولناک نمیشنویم؟
بر اساس برآوردها، پیامد این تجاوزات از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، معادل ردپای کربنی بیش از ۶۰ کشور است. همانطور که میدانید، کاهش ردپای کربنی کشورها یکی از مهمترین اهداف COP و UNFCCC است و همچنین تشویق به کاهش مصرف سوختهای فسیلی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و اقدامات دیگر. اما ناگهان در میانه این تلاشها، دو رژیم قانونگریز اقدامی انجام میدهند که موجب انتشار حجم عظیمی از گازهای سمی، مونوکسید کربن، کربن سیاه و سایر گازهای آلاینده در هوا میشود و با تأسف عمیق باید بگوییم که حتی شجاعت محکومیت نیز از سوی UNFCCC و UNEP دیده نمیشود.
بر اساس برآوردها و منابع بینالمللی، از جمله گزارشی که روزنامه گاردین نیز منعکس کرده تاکنون پیامد این تجاوزات معادل ردپای کربنی حدود ۶۰ کشور در یک سال بوده است و همانطور که میدانید، تنها انبارها یا نیروگاهها نیستند؛ حتی هدف قرار دادن منازل و ساختمانها نیز، که دشمنان ما آشکارا انجام دادهاند، باعث انتشار گازهای سمی و مونوکسید کربن در هوا میشود.
در پایان این بخش باید صریح بگویم که اگر این نهادها کاری انجام ندهند—دستکم در حد بیان—باید پایان خود را اعلام کنند، زیرا دیگر هیچ کشوری به آنها اعتماد نخواهد کرد.
آیا موارد مستند یا ثبتشدهای از آلودگی ناشی از این حملات وجود دارد؟
بله. حدود یک هفته پیش گزارشی توسط وزارت امور خارجه بر اساس گزارشهای دریافتی از سازمان ما، وزارت بهداشت، هلال احمر، سایر سازمانها و همچنین وزارت میراث فرهنگی تهیه شد.
این نهادها گزارشهایی درباره ابعاد مختلف جنایات جنگی ارتکابی توسط دو رژیم قانونگریز ایالات متحده و رژیم صهیونیستی گردآوری کردند و این گزارش بهصورت جامع توسط وزارت امور خارجه تنظیم و بهعنوان یک اقدام در سازمان ملل ثبت و ارسال شد.
همچنین، برآوردها و بررسیهای اولیه درباره خسارات زیستمحیطی توسط سازمان ما انجام و به وزارت امور خارجه ارسال شد و سپس از طریق این وزارتخانه به نهادهای بینالمللی منتقل گردید.
تلاشها برای ثبت این گزارشها بهعنوان پروندههای حقوقی و پیگیری حق جمهوری اسلامی ایران برای دریافت غرامت در قبال خسارات وارده ادامه خواهد داشت. البته سایر دستگاههای دولتی نیز در حوزههای دیگر این موضوع را پیگیری خواهند کرد. از نظر زیستمحیطی ما این روند را ادامه خواهیم داد.
همچنین لازم است به مخاطبان اطلاع دهم که نهتنها آلودگی هوا، خاک و آب، بلکه زیرساختهای سازمان محیط زیست نیز هدف قرار گرفتهاند. دفاتر ما در استانهای مختلف مورد حمله قرار گرفته و خساراتی به آنها وارد شده است.
آنچه باید به جهان متمدن اعلام کنم این است که ملت ایران در حال دفاع از جهان متمدن در برابر این دو رژیم قانونگریز است که حتی به ابتداییترین اصول انسانی احترام نمیگذارند.
من حتی از قوانین درگیریهای مسلحانه صحبت نمیکنم؛ بلکه از حداقلهای انسانیت سخن میگویم.
حداقل این است که نباید مدارس، بیمارستانها یا سازمانهای محیط زیست و هلال احمر هدف قرار گیرند.
اینها بدیهیترین اصول هستند و باید به جهان متمدن بگویم که شما باید خرسند باشید، زیرا ما با قدرت از جهان متمدن دفاع میکنیم و بهزودی شاهد فرار دشمن از منطقه خواهیم بود و افتخار و عزت برای ملت بزرگ ایران و همه مردم آزادیخواه جهان که در برابر این جنایات ایستادهاند، باقی خواهد ماند.
آیا ممکن است پیامدهای زیستمحیطی این حملات از مرزهای ایران فراتر رفته و به کشورهای همسایه برسد؟
قطعاً. یکی از پدیدههایی که ماهیتی خاص دارد و هیچ مرز سیاسی را به رسمیت نمیشناسد، محیط زیست و مسائل مربوط به آن است.
برای مثال، زمانی که طوفان گرد و غبار از بیابانهای سوریه آغاز میشود، از عراق عبور میکند، به ایران میرسد و سپس به کشورهای حوزه خلیج فارس میرود. این طوفان نمیگوید که اینجا مرز عراق است و باید برای عبور ویزا بگیرد؛ بلکه به مسیر خود ادامه میدهد.
بنابراین، محیط زیست و پدیدههای آن مرزهای سیاسی را به رسمیت نمیشناسند. آنچه از سوختن انبارهای نفت در تهران ایجاد میشود، پیامدهای این گازهای سمی در ایران باقی نخواهد ماند، بلکه در سراسر منطقه و جهان منتشر خواهد شد.
همانطور که درباره COP و نقش آن در جامعه بینالمللی توضیح دادم، اهمیت این موضوع هر سال بیشتر میشود و این نشاندهنده آن است که محیط زیست مرز نمیشناسد و همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین، همانطور که در ابتدا گفتم، اقداماتی که این دو رژیم قانونگریز و غیرمتمدن در منطقه انجام میدهند، پیامدهایش محدود به مرزهای جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
آسیبهایی که به محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان وارد کردهاند، از بستر دریا تا سطح و تا هوا، همهچیز را تحت تأثیر قرار داده است. حتی اکنون میتوان پیامدهای آن را در صنعت شیلات مشاهده کرد؛ از جمله آلودگی نفتی آب و سایر موارد.
بنابراین، همانطور که اشاره کردید، این پیامدها قطعاً محدود به ایران نخواهد بود و کل منطقه و جهان را در بر خواهد گرفت.
همانطور که گفتم، برآوردی کلی وجود دارد که نشان میدهد گازهای سمی آزادشده در هوا معادل ردپای کربنی سالانه بیش از ۶۰ کشور است.
این عدد بسیار بزرگ و تکاندهنده است. متخصصان این حوزه بهخوبی درک میکنند که این یعنی چه.
هر سال، در چارچوب UNFCCC و تلاشهای UNEP، سعی میشود حتی بهاندازه کاهش ردپای کربنی یک یا چند کشور پیشرفت حاصل شود و این خود دستاوردی مهم محسوب میشود. اما ناگهان با چنین فاجعهای مواجه میشویم که توسط این دو رژیم بیپروا ایجاد شده است.
اجازه دهید یک دقیقه با جهان صحبت کنم: شما با رژیمهایی از طبقه اپستین مواجه هستید؛ با سیاستمدارانی که در جزیره اپستین حضور داشته و در جنایات هولناک مشارکت داشتهاند.
آنها نسبت به کودکان هیچ رحمی ندارند، بنابراین قطعاً نسبت به بزرگسالان و محیط زیست نیز رحم نخواهند داشت.
اکنون زمان آن است که بدانید ملت ایران در حال دفاع از جهان متمدن است و این وظیفه شما نیز هست—وظیفه ملی، میهنی و جهانی شما—که در برابر این وضعیت بایستید.
همانطور که در تظاهرات «No Kings» در ایالات متحده مشاهده کردیم، حتی مردم آمریکا نیز در برابر دیکتاتور ایستادهاند.
آنچه باید اشاره کنم این است که این سیاستمداران نهتنها در آن جزیره مرتکب جنایات شدهاند، بلکه همچنان در حال ارتکاب جنایاتی هستند که کل جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
اینکه امروز در قلب ایالات متحده مردم با در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران تظاهرات میکنند، نشانهای است از اتحاد مردم آزادیخواه جهان. آنها در کنار یکدیگر هستند و ما نیز در کنار هم علیه ظلم این سیاستمداران خواهیم ایستاد؛ سیاستمدارانی که جامعه انسانی، محیط زیست و جهان متمدن را به خطر انداختهاند و در نهایت ما در این نبرد پیروز خواهیم شد.
از منظر حقوق بینالملل، آیا سازوکارهایی برای پیگیری خسارات زیستمحیطی واردشده در زمان جنگ وجود دارد؟
بله، سازوکارهایی وجود دارد. قرار بود فصل هفتم منشور سازمان ملل سازوکاری باشد که درگیریهای مسلحانه احتمالی را مدیریت و قانونی کند. اما همانطور که میدانید، این دو رژیم—بهویژه ایالات متحده—این سازوکارها را تضعیف و تخریب کردهاند.
با این حال، این سازوکارها وجود دارند و ما از آنها استفاده میکنیم. ما حقوق جمهوری اسلامی ایران و ملت آن را برای پیگیری این موضوع دنبال خواهیم کرد، هرچند احتمالاً این سازوکارها نیز با شکست مواجه خواهند شد.
نهتنها در حوزه محیط زیست، بلکه در سایر حوزهها نیز شاهد بودهایم که برخی نهادهای بینالمللی دچار انحراف شدهاند. حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بهگونهای عمل کرده که گویی ابزار دست این دو رژیم است و مسیر را برای آغاز این تجاوز فراهم کرد.
این یک رسوایی و فاجعه بینالمللی است. اینکه دبیرکل آژانس بهطور علنی از احتمال استفاده از سلاح هستهای علیه سایتهای ایرانی سخن بگوید، امری دیوانهوار است؛ چیزی فراتر از بدترین کابوسها.
آنچه در صحنه بینالمللی مشاهده میکنیم، شکست پیدرپی نهادها و مسئولان آنهاست؛ برخی حتی به سطح مشارکت در جرم نزدیک شدهاند.
با این حال، ما هیچیک از حقوق، ظرفیتها یا گزینههای خود را کنار نخواهیم گذاشت. ما همچنان از همه آنها استفاده میکنیم، فارغ از اینکه این نهادها آماده اقدام باشند یا نه.
اما دستکم صدای تاریخی و قهرمانانه ملت ایران شنیده خواهد شد و بدون تردید شنیده خواهد شد.


نظر شما