۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۸:۲۷

حماسه خیابان‌ها و پژواک مقاومت؛ از سوگ تا صلابت

حماسه خیابان‌ها و پژواک مقاومت؛ از سوگ تا صلابت

مشهد- در سوگِ رهبر انقلاب، قامتِ مقاومت در خیابان‌های مشهد برافراشته شد. هنرمندان نیز، همگام با ملت، در این صحنه‌ بی‌بدیل، فریاد همبستگی سر می‌دهند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: خیابان‌های مشهد این شب‌ها سنگر عشق به وطن و قلب‌تپنده ایران هستند و پر از مردمی که قلبشان در سوگ رهبری فرزانه و فروتن و در عین حال، الهام‌بخش می‌تپد، این مردم نه تنها در اندوه فقدان این ستون استوارِ انقلاب، که در آستانه‌ نبردی نفس‌گیر با خصمان قسم‌خورده‌ ملت، از پیر و جوان، زن و مرد دست در دست هم، در خیابان‌ها گردهم می‌آیند. این گردهمایی‌های شبانه، که گویی نوای «وطن» را در گوش تاریخ طنین‌انداز می‌کند، تنها تجلی عزاداری نیست؛ بلکه فریاد وحدت، صلابت و هویت ملی است در برابر تهاجم همه‌جانبه‌ نیروهایی که در پی خاموش کردن نور انقلاب و فرو ریختن استقلال این سرزمین کهن برآمده‌اند.

این اتحادِ مردمی، در اوج اندوه فقدان رهبری که عمری را وقف این آب و خاک کرد، نشان می‌دهد که شعله‌ انقلاب نه تنها خاموش نشده، بلکه با پیوند عمیق‌تر ملت با آرمان‌هایش، فروزان‌تر گشته است. این همبستگی شبانه، پاسخی قاطع به تمامِ کسانی است که در خیال تفرقه و ناامیدی مردم ایران، در اوج سختی‌ها و جنگ، دم از سقوط می‌زنند. این خیابان‌ها، امروز به مسلخِ احساساتِ عمیقِ ملی تبدیل شده‌اند؛ جایی که هر پرچم به اهتزاز درآمده، نمادی از ایستادگی است و هر شعار «وطن»، پیامی قاطع به دشمنان این مرز و بوم.

در این گیرودارِ درد و مقاومت، نگاهی به هنر متعهد سرزمینمان، خصوصاً هنرمندان غیور خراسان، که همواره پیشگام در بیان احساساتِ نابِ ملی و انقلابی بوده‌اند، می‌تواند بخشی از این روایت سترگ را به تصویر بکشد. یادداشت‌های این هنرمندان، که با جان و دل نوشته شده‌اند، نه تنها انعکاسی از شور مردمی است، بلکه تأییدی بر این حقیقت است که هنر، در کنار اراده‌ پولادین ملت، سلاحی است کارآمد در برابر تمامِ بدخواهان. هنرمندان خراسان در گفت و گو با مهر از شور شبانه مردم این خطه گفتند که تصویرِ کاملی از این مقاومتِ جمعی، این اتحادِ مقدس و این عشقِ بی‌بدیل به وطن را به تصویر می‌کشد.

صحنه‌ای به وسعت خیابان

جواد رحیم‌زاده، نویسنده، کارگردان و مربی تاتر کودک و نوجوان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: وقتی سال‌هایی را در شمایل یک بازیگر تاتری می‌گذرانی، دلت لک می‌زند برای بازی در نقش‌هایی متفاوت و ماندنی. این نگاه با تو بزرگ می‌شود، آنقدر که دیگر هیچ نقشی تو را به وجد نمی‌آورد. هیچ صحنه‌ای تو را مجذوب نمی‌کند. انگار وسواس گرفته‌ای. این آغاز ماجراست. آن‌قدر از بازی و بازیگری دور می‌شوی تا دیگر هیچ‌کس روی تو حساب نکند و تو از لیست اغلب کارگردان‌ها خط بخوری ‌و دیگر هیچ مخاطبی تو را به یاد نیاورد.

کارگردان و مربی تاتر کودک و نوجوان ادامه داد: مثل من که سال‌ها در خیال و واقعیت نقش‌های زیادی را بازی کردم و یا فقط دوست داشتم بازی کنم و بنابر نوع متن و زمانه روی صحنه رفتم یا نرفتم، دیده شدم یا نشدم. نقش‌هایی مثل پرنده، گل، درخت، دانش‌آموز، پسرشجاع، اکی‌یو سان متفکر و خلاصه کلی نقش‌های دیگر.

وی گفت: در روزهای جوانی و اوایل بزرگسالی هم با گریم و گاها بدون گریم در قالب معلم، مدیر، دکتر، سرهنگ، ستارخان، باقرخان، میرزا کوچک‌خان، رئیس علی دلواری، آرش کمانگیر و... در نمایش‌هایی با کلی تماشاچی مشتاق و دوست‌دارِ هنر بازی کردم که تمام دلخوشیم تشویق پایانی و رورانس آخر نمایش بود و بس.

رحیم زاده افزود: اما دیشب، یک شب عجیب بود و من متفاوت‌ترین نقش زندگی‌ام را بازی کردم. نه...! بهتره بگویم بازی نکردم، زندگی کردم. کاملا بداهه، بدون گریم، بدون طراحی لباس، بدون نویسنده، بدون کارگردان و بدون تهیه کننده. دیشب سنگفرش‌های خیابان دانشگاه برای من صحنه بود، طراحی نور، نور ماه و روشنایی شهر بود، لباسم کاملا معمولی بود و طراحی صحنه‌ام یک پرچم و تنها دیالوگم، یک کلمه بود، «وطن»!

سیل بی‌امان مردم در خیابان‌ها خشمِ کارون و اروند است

سید احمد میرزاده، دیگر هنرمند خراسانی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ایرانشهر اهورایی. سرزمین بزرگی و والایی. خاستنگاه آرش‌های کمانگیر و رستم‌های دلیر، خاکِ سیاوش‌های پاکِ از آتش برآمده و کهن‌دژِ دیوسپیدِ پای‌ در بند؛ دماوندِ سربلند، آشیان سیمرغ، کدامین تیر بر تو کارگر خواهد افتاد ای شکوهمندِ نشسته بردامان البرز؟ زنان تو هزاران سال است رستم و کاوه و اسفندیار زاده‌اند.گردآفرید زاده‌اند. کودکان پرچم به دست این شب‌های شهر را می‌گویم. راهزنان کژاندیش، تاریخ را نخوانده بودند و به بیشه‌ شیر گام نهادند و اینک با پنجه و دندان شیر دست به گریبان‌اند.

هنرمند خراسانی افزود: دشمنان ایران تاریخ را نخوانده‌اند که دماوند خفته را بیدار کرده‌اند و درگیر آتشفشانی هستند که زلزله در ارکان جهان افکنده است. در خیابان‌های شهر، این سیل بی امان که چنین می‌خروشد و می‌توفد خشمِ کارون و اروند است.

وی اظهار کرد: ایران، ایران، ایران! ای تمامی خاک تو به یکبارگی حریم قدس رضوی! این ولوله‌ «یالثارات الحسین» این شور خون‌خواهی امام شهید که از جان تو برخاسته را هیچ دشمنی تاب نخواهد آورد. این شیر است که از کنام در آمده این ذوالفقار است که از نیام بر آمده است. ایران، تو پیروزی و تا جهان، جهان است پیروز خواهی بود. این روزها ای کهن بوم و بر از هر زمانت بیشتر دوست می‌دارم.

شب‌های شیدایی در شبستان خیابان‌ها با دوچرخه

جواد نعیمی، نویسنده و شاعر خراسانی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: «دوچرخه» یکی از ملزومات انقلابی‌گری است! من پسرک‌هایی رادیده‌ام که در این شب‌های شیدایی، در شبستان خیابان‌ها و محراب میدان‌ها، در این جبهه‌های نبرد و رویارویی با دشمنان دین و میهن ما، با نصب پرچم زیبا و عزیز کشورمان بر دو سوی دسته دوچرخه خویش، طنین‌انداز فریاد شعار بر آمده از شعور امت ایمان و آرمان، لب گشوده‌اند تا مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل و مرگ بر خیانت پیشه‌ها بگویند!

نویسنده و شاعر خراسانی افزود: من در خیابان‌ها مرد دوچرخه‌سواری را دیدم که با عشقی در دل، چراغ چشمک‌زن پشت دوچرخه‌اش را روشن گذاشته بود و در مسیر پیشاپیش هم محله‌ای‌هایش- جمعی از میان جمیع محافظان نظام مقدس جمهوری اسلامی- روانه بوده است.

وی ادامه داد: جوانی را دیدم که سوار بر دوچرخه‌اش؛ هم‌پای همسر پیاده‌اش، هر کدام با پرچمی بر دوش با غرور و سرافرازی طی‌طریق می‌کردند.

نعیمی بیان کرد: من نوجوانی عراقی را در قاب دیدگان‌ام دیدم که با چشم‌هایی بارانی در کشور خودش، تنها سرمایه‌اش، یعنی دوچرخه‌اش را با عشق به جمهوری اسلامی و به این امت یک پارچه خدامحور و مقاوم و نستوه هدیه داد و به مردم ایران زمین ابراز مهر و علاقه کرد.

نویسنده و شاعر خراسانی ادامه داد: پس بنگرید که دوچرخه چیست؟ ابزاری انقلابی و شگفت‌انگیز! و وسیله‌ای برای ماندگاری ریشه‌ها، اندیشه‌ها و ارزش‌ها.

پرچم از دست هیچ سرداری به زمین نیفتاد

مهدی خیری، نویسنده خراسانی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: «ما رایت الا جمیلا» هزار و چهارصد سال از این سخن حضرت زینب سلام الله علیه دختر حیدر کرار می‌گذرد . جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که هر دو تحمیل شد از طرف گرگ‌های هار صهیون و شغال‌های هارتر آمریکایی ، باعث اتحاد و پیوند امت مسلمان ایران و حتی مسلمانان منطقه و جهان شده است .

نویسنده خراسانی افزود: ملت ایران با هر سرو شهیدی بلندقامت‌تر و با ناجوانمردی و به خاک و خون کشیدن هرعزیزی، بیدارتر و هوشیارتر می‌شود.

وی ادامه داد: سلام خدا بر رزمندگان و مدافعان جان بر کف ایران که با هر حمله‌ای از طرف دشمن، جواب دندان‌شکنی می‌دهند و باعث شادی مردم ایران می‌شوند .

خیری ادامه داد: قلب هر انسان آزاده‌ای از کشتار ددمنشانه بچه‌های دبستان به درد می‌آید و قلم و زبان عاجز از رنج مادران و پدران این نونهالان شهید است .حال ای عمه سادات زینب حسین! ما هم شهادت قائدمان، رهبرمان و علمداران سپاه و ارتش ایران را چیزی جز زیبایی نمی‌بینیم .این شب‌ها پرچم از دست هیچ سرداری به زمین نیفتاد بلکه دست به دست شد و این مردم هر شب با پرچم‌های فراوان در همه جای ایران ندای حیدر حیدر سر می‌دهند .خدایا شر دشمنان را به خودشان بر گردان .

در این شب‌های پرالتهاب خیابان‌های خراسان به مسلخ عشق به وطن و تبلور صلابت ایرانی مبدل شده‌اند. جایی که هر پرچم در اهتزاز و هر شعار وطن در سینه نوایی از غیرت شرف و هویت ملی را سر می‌دهد.

این شب ها در هنگامی که خیابان‌ها با حضور گرم مردم وطن‌دوست ایران آکنده از ندای صلابت و مقاومت است هنرمندان نیز هم‌پای مردم ندای وطن را سر می‌دهند، این تجلی وحدت که هنر و ملت را در هم تنیده است تضمین‌کننده پیروزی این سرزمین کهن در برابر تمام تهدیدها و دسیسه هاست، ایران پیروز است و تا ابد پیروز خواهد ماند چرا که مردمانش با تکیه بر تاریخ پرافتخار و روحیه حماسه‌سازشان چون کوه استوار ایستاده‌اند.

کد مطلب 6793747

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha