خبرگزاری مهر، گروه استانها-محمدرضا بهرامیصفت: در پی حملات هوایی رژیم صهیونیستی و آمریکا در نخستین ساعات روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ در جنگ موسوم به «جنگ رمضان»، دو تن از بسیجیان لشکر امام خامنهای از استان همدان به شهادت رسیدند.
شهید «رسول محمدی» متولد ۱۳۵۹ به همراه برادر زاده خود شهید «محمدجواد محمدی» متولد ۱۳۸۴ از اهالی شهر مریانج بودند که در جریان بمباران مواضع نیروهای مدافع جمهوری اسلامی در همدان، در حین انجام مأموریت به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.
این دو شهید که از نیروهای فعال و شناختهشده بسیجی در عرصههای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بودند، سالها در مسیر خدمت به انقلاب اسلامی، فعالیت در هیئات مذهبی، برگزاری یادوارههای شهدا و حضور در مأموریتهای مختلف دفاع از امنیت کشور تلاش کرده بودند. روایت خانواده و نزدیکان این شهدا، تصویری از جوانانی مؤمن، ولایتمدار، مردمی و پای کار انقلاب را پیش روی مخاطب قرار میدهد؛ جوانانی که در نهایت آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت در راه خدا را محقق کردند.
در این گزارش روایتهایی صمیمی خانواده این دو شهید را میخوانید که در آن تنها به گوشهای از منش اخلاقی و باورهای عمیق این شهیدان پرداخته شده است.
روایت مادرانه از زندگی و منش شهید دهه هشتادی
مرضیه مظاهری مادر شهید«محمد جواد محمدی» در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فرزند شهیدش اظهار کرد: محمدجواد جوانی بسیار انقلابی و ولایتمدار و پیرو رهبر شهیدمان بود؛ طوری که اگر کسی نمیدانست، باورش نمیشد که تا این حد پای ولایت ایستاده است. در عین حال بسیار آرام بود و اصلاً عصبانی نمیشد.

وی افزود: محمد جواد بیشتر حرفهای خود را با من در میان میگذاشت. مهمترین موضوعی که همیشه به من میگفت این بود که: «مامان برایم دعا کن شهید شوم.»
مادر شهید محمدجواد محمدی ادامه داد: من هم به او میگفتم پسرم هنوز خیلی زود است؛ شما جوان و در ابتدای راه زندگی هستید، انشاءالله بعد از سالها خدمت مانند یک سردار هفتاد ساله با تجربه به درجه شهادت برسید اما محمد جواد در پاسخم میگفت که «مامان دعا کن سالم بمانم و همینطور انقلابی بمانم.»؛ وقتی این حرف را میزد، واقعاً چیزی برای گفتن نداشتم.
وی در ادامه درباره انتخاب نام فرزندش گفت: من و پدر محمد جواد علاقه زیادی به اهلبیت (ع) داشتیم و تصمیم گرفتیم که اسمش را به احترام امام جواد (علیهالسلام) محمدجواد بگذاریم.
مظاهری با اشاره به احترام ویژه شهید محمدجواد به والدین بیان کرد: محمدجواد خیلی به پدرش احترام میگذاشت. با پدرش بسیار رفیق بود. هرچه پدرش میگفت، اصلاً نه نمیگفت و فقط پاسخ میداد: چشم.
وی ادامه داد: یکی از ویژگیهای مهم محمدجواد این بود که در خانه بسیار کمک میکرد و در بیشتر مراسمها و روضههای خانگی، بیشترین حجم کار بر عهده محمدجواد و رسول بود. بیشتر کارهای خانه را انجام میداد و واقعاً عصای دست ما در خانواده بود. در میان همنسلهای خود هم به دلیل رفاقت و اخلاق خوب، محبوبیت خاصی داشت.
این مادر شهید با اشاره به فعالیتهای اجتماعی فرزندش گفت: محمدجواد در برگزاری یادوارههای شهدا نقش فعالی داشت و همسنگر و رفیق خوبی برای دوستانش بود.
وی درباره علایق شخصی شهید محمدجواد محمدی افزود: او ورزشکار بود و اسبسواری میکرد و به سفرهای زیارتی علاقه داشت، به سفر راهیان نور و به مشهد میرفت. چند ماه پیش با بسیج حدود چهل نفر را به مشهد برده بودند و یک هفته آنجا ماندند.
تسبیح تربت حرم امام رضا(ع) آخرین سوغاتی شهید برای مادرش
مظاهری با بیان خاطرهای از آخرین سوغاتی فرزندش گفت: آخرین سوغاتی که محمد جواد برای من از سفرهایش یک تسبیح از تربت حرم امام رضا(ع) بود و میگفت که «مامان چون شما تسبیح دوست دارید، هر وقت به حرم امام رضا بروم برایت تسبیح میآورم».
وی افزود: با همان تسبیحها ذکر میگویم و برای ملت ایران، پیروزی انقلاب و سلامتی رهبر دعا میکنم.

مادر شهید در پایان خطاب به فرزند شهیدش گفت: محمدجواد جان، خوش به سعادتت که شهید شدی. دنیا دست ما نیست و از مردم میخوام پشت ولایت باشند چراکه مشخص نیست چه کسی تا آخر پای حق بماند اما شهدا همه جا پای کار هستند.
روایت برادر شهید رسول محمدی از لحظات شهادت
بردار شهید رسوال محمدی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ویژگیهای شخصیتی برادر شهیدش اظهار کرد: رسول پیش از شهادت، جزئیات شهادتش را برای همسرش گفته بود، دو نفر پیام شهادت او را به من دادند. و دو روز بعد که جنازهها را از پزشک قانونی تحویل گرفتم با همان صحنههای که رسول گفته بود رو به رو شدم.
وی افزود: تنها یادگاری که از او باقی مانده بود، دستی شبیه دست حاج قاسم سلیمانی بود که انگشتری در انگشت داشت.
برادر شهید رسول محمدی ادامه داد: رسول قبل از شهادت به مادرش گفته بود که حسینی شدهایم و خدا ما را قبول کرده است. به خواهرمان هم گفته بود که در شرف به دست آوردن ثروت عظیمی است و منظورش همان شهادت بود.
وی تصریح کرد: رسول حتی به برخی افراد گفته بود که چگونه و کجا به شهادت خواهد رسید.
برادر شهید محمدی با اشاره به ارتباط نزدیک شهید «رسول محمدی» با شهید «محمدجواد» گفت: برخی فکر فکر میکردند این دو نفر پدر و پسر هستند اما در واقع عمو و برادر زادهای بودند که هیچوقت از هم جدا نمیشدند.
وی افزود: از سفر کربلا گرفته تا پیادهروی اربعین، همیشه با هم بودند، در مسیر اربعین، زائران را به سمت موکبها هدایت کرده و از آنها پذیرایی میکردند.
برادر شهید رسول محمدی ادامه داد: در منزل ما همواره روضههای خانگی برگزار میشود و رسول و محمدجواد خادمان این مجالس بودند، بیشتر کارهای پذیرایی و خدمت به مهمانان اهلبیت (ع) را این دو شهید انجام میدادند.
محمدی با اشاره به جای خالی این دو شهید در جمع خانواده گفت: امروز در بسیاری از صحنهها جای آنها خالی است. اگر امروز رسول و محمدجواد بودند، قطعاً در صف اول دفاع از انقلاب حضور داشتند.
برادر شهید افزود: در مراسمهای روضهای که در خانه برگزار میشود نیز جای آنها بسیار خالی است. در زیارت عتبات عالیات هم همیشه با هم بودیم و حالا نبودشان سخت است.
وی ادامه داد: هر وقت دلم برای رسول و محمدجواد تنگ میشود، به یاد صبر امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا میافتم و همین یادآوری دل مرا آرام میکند.

برادر شهید رسول محمدی در ادامه گفت: رسول فردی بسیار متدین، متقی و عاشق اهلبیت (ع) بود و نسبت به انقلاب و ولایت متعصب بود و در همه صحنهها حضور فعال داشت.
وی افزود: رسول چهار دختر داشت و با عشق فراوان برای خانوادهاش تلاش میکرد و نسبت به فرزندانش بسیار مهربان بود و همیشه برای آسایش آنها تلاش میکرد.
برادر شهید محمدی ادامه داد: در آخرین مهمانی خانوادگی، رسول با دخترم خداحافظی کرد و گفت: بعدها به همه بگو که یک شهید را در آغوش گرفتی.
وی همچنین به پیشبینی محل دفن از سوی رسول اشاره کرد و گفت: او به اطرافیان گفته بود که اگر شهید شدم، کنار قبر شهید امیر زمانی دفنم کنید.
برادر شهید محمدی با اشاره به فعالیتهای اجتماعی و مردمی شهید رسول محمدی اظهار کرد: رسول از نوجوانی در عرصههای فرهنگی و اجتماعی فعال بود. هر کسی یک بار با او آشنا میشد، تا آخر عمر دوست او میماند و اخلاق، لبخند و تواضعش باعث شده بود افراد زیادی به او علاقه داشته باشند.
وی افزود: رسول واقعاً مرد میدان بود. در مأموریتها، در کارهای فرهنگی، در گشتهای شبانه و حتی در اغتشاشات، همیشه در صحنه حضور داشت و محمدجواد نیز در کنار او بود.
روایت خانواده شهیدان محمدی، تنها روایت دو زندگی نیست؛ روایت ایمان، تعهد و عشق به آرمانهایی است که نسلهای مختلفی از جوانان این سرزمین برای آن جان خود را فدا کردهاند.
شهیدان رسول محمدی و محمدجواد محمدی، دو بسیجی از شهر مریانج، با وجود تفاوت سنی، در یک مسیر حرکت کردند؛ مسیر خدمت، ولایتمداری و دفاع از انقلاب اسلامی. آنان در مجالس اهلبیت (ع)، در فعالیتهای فرهنگی و در میدانهای دفاع از کشور، همواره کنار مردم بودند و در نهایت نیز در نخستین ساعات جنگ رمضان، در راه همان آرمانها به شهادت رسیدند.
امروز اگرچه جای خالی آنان در میان خانواده، دوستان و همشهریانشان احساس میشود، اما روایت زندگیشان نشان میدهد که فرهنگ ایثار و شهادت همچنان در میان نسل جوان ایران زنده است؛ همانگونه که مادر شهید محمدجواد محمدی با اطمینان میگوید:
شهدا همه جا پای کار هستند.


نظر شما