خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: با گذشت ۴۰ روز از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شده اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
سی ان ان در گزارشی نوشت: ترامپ همیشه عقبنشینی میکند. تحولات اخیر در تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر الگوی رفتاری دونالد ترامپ را بهروشنی نشان داد؛ الگویی مبتنی بر تهدیدهای حداکثری و عقبنشینی در لحظه آخر. رئیسجمهور آمریکا که در ابتدای روز با ادبیاتی بیسابقه از احتمال نابودی «یک تمدن ۹۰ میلیونی» سخن گفته بود، تنها چند ساعت بعد از موضع خود عقب نشست و از تعویق حملات نظامی خبر داد. ترامپ این تصمیم را در قالب یک «آتشبس دوطرفه» معرفی کرد و مدعی شد که ایران با بازگشایی کامل تنگه هرمز موافقت کرده است. با این حال، مواضع رسمی تهران نشان میدهد که چنین روایتی با واقعیت فاصله دارد و ایران همچنان کنترل و مدیریت عبور و مرور در این گذرگاه راهبردی را در دست دارد.
این چرخش ناگهانی، واکنشهای گستردهای در داخل آمریکا به همراه داشت. منتقدان، این اقدام را نمونهای دیگر از رفتار موسوم به «TACO» (ترامپ همیشه عقبنشینی میکند) دانستند؛ رویکردی که در آن، تهدیدهای شدید جای خود را به عقبنشینیهای تاکتیکی میدهد و اعتبار سیاست خارجی واشنگتن را زیر سؤال میبرد.
به گزارش یواس ای تودی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، با نادیده گرفتن قانون اساسی این کشور و اقدام یکجانبه برای جنگ با ایران، نه تنها راه هرگونه پیروزی را دشوارتر ساخت، بلکه شکست سیاسی خود را نیز تسریع بخشید. بر اساس این تحلیل، قانون اساسی آمریکا به دلیل آنکه جنگها برای دوام به اجماع ملی نیاز دارند، رفتن به جنگ بدون مشارکت کنگره را دشوار ساخته است. تأیید کنگره باعث میشود قانونگذاران خود را صاحب تصمیم بدانند و مردم برای تحمل هزینهها آمادهتر شوند، اما ترامپ برعکس عمل کرد.
نتیجه آنکه با افزایش قیمت بنزین و فشارهای اقتصادی، افکار عمومی آمریکا به سرعت علیه جنگ برگشت. از سوی دیگر، رهبران ایران به خوبی دریافته بودند که لازم نیست از قدرت آمریکا پیشی بگیرند؛ فقط کافی است از تحمل سیاسی کوتاهمدت ترامپ فراتر روند. این درک هوشمندانه، موقعیت چانهزنی ایران را به طور بیسابقهای تقویت کرد و در نهایت، رئیسجمهور آمریکا را مجبور به پذیرش آتشبس و عقبنشینی نمود. این رسانه در پایان نتیجهگیری کرده که اگر ترامپ مجوز کنگره را میگرفت، سیاستهای جنگ کاملاً متفاوت میشد.
نیویورک تایمز در گزارشی نوشت:جنگ با ایران زندگی مردم آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و تا این موضع در سال جاری نیز ادامه خواهد داشت.
این مقاله به آثار ملموس این جنگ بر معیشت شهروندان آمریکایی پرداخته است. بر اساس این گزارش، قیمت بالای سوخت هواپیما شرکتهای هواپیمایی را وادار به افزایش بلیت و کاهش پروازها کرده است. یونایتد ایرلاینز کاهش ۵ درصدی پروازها را اعلام کرده و پروازهای مناطق کوچک و دورافتاده اولین پروازهایی هستند که لغو میشوند، زیرا شرکتها نمیتوانند با قیمت بیش از ۴ دلار به ازای هر گالن سوخت، هواپیماهای ۵۰ نفره را سودآور اداره کنند.
مسافران جادهای نیز وضعیت بهتری ندارند. صاحبان خودروهای تفریحی که به طور میانگین ۶ تا ۱۵ مایل به ازای هر گالن مصرف میکنند، سفر به پارکهای ملی را دشوارتر خواهند یافت. این روزنامه مینویسد که قیمت مواد غذایی نیز افزایش خواهد یافت، زیرا کاشت، برداشت، فرآوری، ذخیرهسازی و حمل غذا انرژیبر است. کشاورزان در تأمین کودهای شیمیایی سفارشدادهشده از خاورمیانه با مشکل مواجه شدهاند.
تورم پایدار، ریسک افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو و بانکهای مرکزی دیگر را افزایش میدهد که این امر هزینه استقراض را در کل اقتصاد بالا میبرد: نه تنها کارتهای اعتباری و وام خودرو، بلکه نرخ وام مسکن. بانکهای مرکزی اروپا نیز ممکن است مجبور به افزایش نرخ بهره شوند.
رسانههای عربی و منطقهای
المیادین به واکنش رسانه های عبری به آتش بس بین ایران و آمریکا پرداخت و به نقل از رسانههای اسرائیلی نوشت: ایرانیها «هر کاری که دلشان میخواست با دولت ترامپ انجام دادند» و اذعان کردند که آنچه اتفاق افتاده «صرفاً یک دستاورد ایرانی نیست، بلکه یک پیروزی چشمگیر است.» در همین زمینه، خبرنگار نظامی i۲۴ News اسرائیل، اعلام آتشبس را به سخره گرفت. از سوی دیگر، موسسه سیاست استراتژیک اسرائیل نوشت که گنجاندن لبنان در این توافق، در صورت تأیید، دستاورد قابل توجهی برای ایران خواهد بود.
کانال ۱۴ اسرائیل نیز با انتقاد از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، این سوال را مطرح کرد : «او در چه دنیایی زندگی میکند که توافق تسلیم را به عنوان یک دستاورد تبلیغ میکند؟» این کانال افزود: «نگرانکنندهترین چیز این است که اسرائیل این دیوانگی را انکار نمیکند.» رسانههای اسرائیلی همچنین تأکید کردند که ترامپ «به یک مضحکه جهانی تبدیل شده و نمیتواند در برابر فشارها مقاومت کند» و او را «مردی ضعیف» توصیف کردند. اعلام آتشبس همزمان با پرتاب موشک از ایران به سمت اسرائیل بود، چیزی که نشان می دهد ایران، اسرائیل را به تمسخر گرفته است.
روزنامه العهد در مقاله ای به قلم کارشناس نظامی لبنان "شارل ابو نادر" نوشت: بیش از یک ماه پس از آغاز تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکثر ناظران معتقدند که ایران در کشاندن هر دو طرف به جنگ فرسایشی که نه پیشبینی میکردند و نه برای آن آماده بودند، موفق بوده است. این در حالی است که آمریکا و اسرائیل در ابتدا تنها چند روز برای پایان آن زمان تعیین کرده بودند. در مورد اهداف تعیین شده توسط تجاوز آمریکا و اسرائیل، میتوان گفت که هیچ یک از اهداف اساسی محقق نشده است. تردید و سردرگمی در هر دو طرف در تعریف واضح این اهداف مشهود بود، که نتیجهی شکستهای متعدد در پیگیری آنها و تمایل به تغییر دورهای آنها (در رسانهها) و تناقضات چشمگیر در اظهارات هر طرف، آمریکایی یا اسرائیلی، بود.
اهداف اصلی دنبال شده توسط هر دو طرف را میتوان اساساً سه شرط اصلی دانست که آنها در طول مذاکرات قبل از تجاوز به ایران تحمیل کردند: حذف کامل تمام قابلیتهای هستهای صلحآمیز و نظامی؛ حذف قابلیتهای موشکی یا کاهش برد آنها ؛ و برچیدن محور مقاومت و قطع حمایت تهران از اعضای آن.
یک ماه و چند روز پس از این تجاوز دوگانه، و با وجود استقرار قابلیتهای نظامی عظیم واشنگتن و تلآویو، به ویژه قدرت هوایی آنها که با هیچ نیروی دیگری در جهان امروز قابل مقایسه نیست، و با وجود تخریب گسترده و سیستماتیک انجام شده توسط ماشینهای جنگی آمریکا و اسرائیل، ایران چه از نظر دفاعی و چه از نظر تهاجمی، ثابت قدم و مقاوم ماند.
این کشور قابلیتهای هستهای اصلی خود، یعنی مقدار کافی اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد، را حفظ کرد. قابلیتهای موشکی آن نیز مؤثرو تعیینکننده باقی ماند. از همه مهمتر، محور مقاومت در لبنان، عراق و یمن به تلاشهای حمایتی و مقابلهای خود در سطوح پیشرفته ادامه دادند که دوستان و دشمنان را شگفتزده کرد.
عبدالله بندر العتیبی، استاد روابط بین الملل در دانشگاه قطر با انتشار مقاله ای در الجزیره نوشت: ایران دیگر تنها به رویارویی مستقیم یا تهدید سنتی متکی نیست، بلکه الگوی رفتاری آن پیچیده و انعطافپذیر شده است: حملات محاسبهشده، پیامهای نظامی محدود، استفاده از عوامل نیابتی و هدفگیری انتخابی زیرساختها و اقتصاد، که فشار استراتژیک ایجاد میکند بدون آنکه به جنگ تمامعیار منجر شود. این استراتژی فراتر از بازدارندگی سنتی است و «منطقه خاکستری» میان جنگ و صلح را به نفع تهران بازتعریف میکند؛ جایی که پاسخ قوی سیاسی و هزینهبر است و پاسخ محدود کافی نیست.
روزنامه عربی ۲۱ با توجه به جنایت های اسرائیل علیه ایران و مردم غزه، نوشت: یک نظرسنجی اخیر افکار عمومی اعراب، تغییر قابل توجهی را در نگرش شهروندان نسبت به ایالات متحده و اشغالگری اسرائیل، پس از سلسله رویدادهای نظامی در غزه و درگیری با ایران، نشان می دهد. تقریباً همه در خاورمیانه تحت تأثیر سلسله وقایع ناشی از عملیات طوفان الاقصی علیه اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ قرار گرفتهاند. دهها هزار نفر کشته شدند که عمدتاً از غزه بودند، میلیونها نفر آواره شدند و هزینه انسانی آن به میلیاردها دلار رسید.
بنابراین، جای تعجب نیست که دیدگاه دهها میلیون نفر تغییر کرده است. نظرسنجیهای انجام شده توسط پروژه نظرسنجی «بارومتر عرب»، در ماههای پس از وقایع ۷ اکتبر، تغییر چشمگیری در افکار عمومی را نشان داد. از آنجا که مردم عادی منطقه شاهد جنگ ویرانگر اسرائیل علیه غزه بودند، به شدت علیه اسرائیل و متحد اصلی آن، ایالات متحده، موضع گرفتند. نظرسنجیهای انجام شده در مصر، عراق، اردن، لبنان، مراکش، سرزمینهای فلسطینی، سوریه و تونس از اوت تا نوامبر ۲۰۲۵ - پس از جنگ دوازده روزه در ژوئن و قبل از آخرین دور جنگ با ایران - نشان داد که تغییر نگاه مردم منطقه به آمریکا پس از ۷ اکتبر ادامه داشته است.
این نظرسنجی افزود که مردم منطقه تقریباً به طور کامل اعتماد خود را به نظم منطقهای به رهبری ایالات متحده از دست دادهاند. در عوض، آنها اکنون عموماً چین، ایران و روسیه را مطلوبتر از ایالات متحده و اروپا میدانند. اگر واشنگتن و پایتختهای اروپایی همچنان محبوبیت خود را در میان مردم منطقه از دست بدهند، روابط آنها با دولتهای منطقه نیز ممکن است تغییر کند. اگرچه اکثر رهبران عرب به سمت اقتدارگرایی گرایش دارند، اما همچنان از احتمال اعتراضات گسترده نگران هستند. برای آنها، همکاری آشکار با ایالات متحده به یک خطر فزاینده تبدیل شده است. اگر واشنگتن میخواهد شرکای عرب خود را حفظ کند، باید راهحلی سریع برای جنگ ایران پیدا کند و برای یافتن راهحلی عادلانه برای درگیری اسرائیل و فلسطین تلاش کند.
جواد گوک کارشناس ترک در گفتگو با شبکه خبری اولوسال ترکیه گفت: اسرائیل و آمریکا در روزهای اول جنگ هدف، سقوط نظام را دنبال می کردند اما وقتی به این هدفشان نرسیدند در خواست پایان برنامه هستهای ایران دادن و اما وقتی تهران به این درخواست هم پاسخ نداد گفتند حداقل تنگه هرمز را باز کنید. اما این اتفاق هم نیفتاد. در نتیجه آمریکا به هیچ کدام از اهداف راهبردیاش نرسید. یعنی همه مسیرهارا رفتند حتی قصد عملیات زمینی را هم داشتند ولی وقتی فهمیدند شکست خواهند خورد ناچار به عقب نشینی و قبول اتش بس شدند. زیرا فشار اقتصادی مهمترین عامل در روند جنگ علیه آمریکا بود. این به معنای شکست آمریکا در این جنگ و پیروزی قطعی ایران است.
رسانههای چین و روسیه
یوری لیامین (کارشناس ارشد مرکز تحلیل استراتژیها و فناوریهای مسکو)، به اسپوتنیک روسیه گفت ایران نه تنها تهاجم آمریکا و اسرائیل را دفع کرده، بلکه کنترل عملی بر تنگه هرمز را تثبیت کرده است. با این حال، آتشبس دو هفتهای بسیار شکننده است؛ برای مثال نتانیاهو مدعی است که این آتش بس لبنان را شامل نمیشود (برخلاف تأکید میانجیهای پاکستانی) و این خود نقض توافق است.
لیامین میگوید سوابق قبلی نشان میدهد که چنین آتشبسی یا گام اول یک صلح پایدار تلقی می شود یا به هیچ میانجامد و خصومتها از سر گرفته میشود. همچنین کرملین از آتشبس استقبال کرده و دیمیتری پسکوف سخنگوی مطبوعاتی کرملین میگوید روسیه از ابتدا خواستار رویه ای مسالمتآمیز بوده و امیدوار است تماسهای مستقیم ایران و آمریکا برقرار شود.
خبرگزاری شینهوا در تحلیلی نوشت: با اعلام آتشبس دو هفتهای میان آمریکا و ایران، جهان نفس راحتی کشید، اما چالشهای بزرگی پیش روست. نویسنده تأکید دارد که موفقیت نهایی مذاکرات به تعهد واقعی آمریکا و اسرائیل به صلح بستگی دارد. استفاده از زور علیه ایران برخلاف حقوق بینالملل بوده و در ۴۰ روز گذشته تلفات انسانی، تخریب زیرساختها و افزایش بیسابقه قیمت نفت، ثبات اقتصادی جهان را به خطر انداخته است.
تاریخ نشان داده نیروی نظامی راهحل پایدار نیست و تنها خشونت را تشدید میکند. راه درست، حل اختلافات از طریق سیاسی و مذاکره است. در این دو هفته، آمریکا و اسرائیل باید به تعهدات خود پایبند باشند و هرگونه نقض اعتماد توسط آنان، چشمانداز صلح را نابود خواهد کرد. جامعه بینالمللی نیز باید برای مذاکرات صادقانه تلاش کند.
چین از ابتدا موضعی عادلانه و بیطرفانه داشته و با پاکستان طرح پنج مادهای برای آتشبس ارائه کرده است. صلح ارزشمند است و شروع مذاکرات، پیروزی عقلانیت بر بیپروایی محسوب میشود. اما پیروزی واقعی در کنار گذاشتن «قانون جنگل»، احترام به چندجانبهگرایی، حقوق بینالملل و منشور ملل متحد است. تنها از این راه میتوان ابرهای جنگ را پراکند و صلح و ثبات منطقهای و جهانی را حفظ کرد.
سی جی تی ان چین در تحلیلی با اشاره به اعلام آتشبس از سوی ترامپ میگوید که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند رئیسجمهور آمریکا در آینده چه خواهد کرد، زیرا پستهای او در شبکههای اجتماعی روزبهروز بیپرواتر میشود. سؤال اصلی این است: آیا این آتشبس واقعاً دوام میآورد و به جنگ پایان میدهد؟
جنگ شش هفتهای پیامدهای سنگینی داشته است: قیمت نفت از ۷۰ دلار در ۲۸ فوریه (آغاز جنگ) به بیش از ۱۱۲ دلار در هر بشکه رسیده و قیمت بنزین در آمریکا از ۴ دلار در هر گالن عبور کرده است. ترامپ اتحاد غرب با آمریکا را نیز تخریب کرده: کانادا همکاری نظامی را رد کرده، فرانسه جنگ را «غیرموجه و غیرقانونی» خوانده، آلمان از تشدید بیرویه درگیری ها حمایت نمیکند و انگلیس فقط اجازه اقدامات دفاعی از پایگاههایش را داده است. در مقابل، چین با رویکرد معقول خود همچنان از تنگه هرمز نفت صادر میکند و شایسته احترام است.
از نظر مالی، جنگ آمریکا را تضعیف کرده: هزینه روزانه جنگ ۸۹۰ میلیون دلار بوده، کسری بودجه ۳۹ تریلیون دلاری دولت آمریکا را افزایش داده و نسلهای آینده آمریکا بهای آن را خواهند پرداخت. نویسنده میگوید برخلاف جنگهای قبلی آمریکا (مثل عراق و افغانستان) این بار هدف آمریکا «نابودی تمدن» و ویرانی ایران بود که با ادعای «استثناگرایی آمریکا» یا «برگرداندن دوباره عظمت آمریکا» قابل جمع نیست. در پایان باید گفت، مذاکرات صلح فعلی گام اول خوبی است، اما مهم این است که آمریکا بتواند از این جنگ ناپایدار خارج شود و به تعهداتش وفادار باشد.
رسانههای رژیم صهیونیستی
وای نت نیوز با اظهار نگرانی از تبعات آتش بس تأکید میکند که شرط اصلی ترامپ برای آتشبس – «بازگشایی فوری تنگه هرمز» – هنوز محقق نشده و عملاً آتشبس برقرار نیست. ایران باید رسماً اعلام کند که تنگه را بدون قید و شرط باز میکند، در غیر این صورت شرکتهای بیمه حاضر به پوشش بیمه ای کشتیها نخواهند شد. ایران همچنین برنامه ۱۰ مادهای خود را منتشر کرده که نشان میدهد از هیچ یک از خواستههایش عقب ننشسته است.
در نتیجه، هنوز برای اعلام پیروزی زود است و اسرائیل نباید احتیاط را کنار بگذارد. ترامپ با پذیرش آتشبس، خود را از اجرای تهدید «باز کردن درهای جهنم» رهانده، اما از اسرائیل خواسته شده حملات خود در لبنان را متوقف کند – در حالی که عملیات در جنوب لبنان تازه آغاز شده و حزبالله همچنان فعال است. حتی توقف موقت، به دلیل کمبود نیروهای رزمی و خستگی صدها روزه نیروهای ذخیره، آسیب جدی به امنیت اسرائیل وارد میکند.
به گزارش وای نت نیوز، یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، بامداد چهارشنبه با انتقاد شدید از بنیامین نتانیاهو گفت: «هیچگاه در تاریخ ما چنین فاجعه دیپلماتیکی رخ نداده است. اسرائیل حتی پشت میز مذاکره نبود. نتانیاهو از نظر دیپلماتیک و راهبردی شکست خورد و به هیچیک از اهداف خود نرسید.» در حالی که ترامپ وعده داده بود ظرف شش هفته جنگ را پایان دهد، ایران علیرغم مخالفت قبلی با آتشبس موقت، ناگهان موضع خود را عوض کرد و اکنون مدعی است ترامپ طرح ۱۰ مادهای ایران را به عنوان مبنای مذاکره پذیرفته است.
در عمل، این طرح هیچیک از مشکلات اصولی که ترامپ را به جنگ کشاند، حل نمیکند: تغییری در حکومت ایران رخ نداده، ایت الله مجتبی خامنهای همچنان رهبری میکند و سپاه پاسداران قدرتمندتر شده است. اورانیوم ۶۰ درصد نیز همچنان در خاک ایران باقی است. علاوه بر این، متحدان آمریکا در خلیج فارس خسارت دیدهاند و نگرانند. ایران اعلام کرده تنگه هرمز زیر کنترل نیروهای مسلحش باز میشود و آنها تعیین میکنند چه کسی در چه زمانی از آن عبور کند. ترامپ از کنترل مشترک سخن گفته، اما ظاهراً ایران کنترل را حفظ کرده و درآمدها را با عمان تقسیم خواهد کرد – در حالی که قبل از جنگ ایران هیچ کنترلی بر هرمز نداشت.
نویسنده اسرائیل هیوم با نگاهی محتاطانه به آتشبس دو هفتهای می نویسد اگر چه ایران شرط بازگشایی تنگه هرمز را پذیرفته، اما آمریکا از تداوم حملات و همچنین مطالبات مربوط به برنامه هستهای و موشکی صرفنظر کرده و قرار است این موارد در مذاکرات آینده (با میانجیگری پاکستان) بررسی شود. با وجود گزارش رسانههای ایران مبنی بر پذیرش ۱۰ بند از سوی آمریکا، مقامات آمریکایی میگویند تنها یک سند موضعی برای مذاکره وجود دارد و بر نظارت دائم بر اورانیوم غنیشده، عدم غنیسازی در خاک ایران و توقف پروژه هستهای نظامی ایران پافشاری خواهند کرد. درباره دریافت عوارض کشتیرانی در هرمز نیز اختلاف نظر وجود دارد: برخی گزارشها از حق ایران و عمان برای دریافت عوارض میگویند، اما مقامات آمریکایی این را تکذیب کرده اند.
تایمز اسراییل در تحلیلی دیگر می نویسد ترامپ در یک چرخش ناگهانی، ظرف یک روز از تهدید ایران به «نابودی کامل» به اعلام آتشبس ۱۴ روزه تغییر موضع داد. او مدعی شد رهبری ایران طرحی «عملی» ارائه کرده و این آتشبس مقدمه پایان جنگی است که نزدیک به شش هفته از آن میگذرد. میانجیگرانی از جمله پاکستان و حتی چین پشت پرده برای جلوگیری از تشدید بیشتر جنگ تلاش کردند.
ترامپ نوشت: «اهداف نظامی نه فقط محقق شده، بلکه فراتر از آن رفته ایم» و به سمت توافق صلح بلندمدت حرکت میکنیم. اما تحلیلگران و مقامات ناشناس میگویند عقبنشینی ترامپ به دلیل واقعیتی ساده بود: تشدید درگیری میتوانست آمریکا را وارد یک «جنگ ابدی» مشابه افغانستان یا عراق کند. کنترل تنگه هرمز – که ۲۰٪ نفت جهان از آن عبور میکند – نیازمند اشغال ۶۰۰ کیلومتر از خاک ایران و استقرار ۳۰ تا ۴۵ هزار نیروی آمریکایی برای ۲۰ سال در منطقه بود.
به همین دلیل، ترامپ عقب نشست و در توافق آتشبس، به ایران و عمان اجازه داده شد از کشتیهای عبوری عوارض دریافتی کنند – امری که سناتور کریس مورفی آن را «پیروزی تاریخساز برای ایران» و «نشانهای از بیکفایتی حیرتآور ترامپ» خواند. این الگوی تکراری ترامپ است: حداکثرخواهی در تهدید، سپس عقبنشینی (همانند تعرفههای «روز آزادی» یا بحث گرینلند). کاخ سفید البته این آتشبس را نتیجه «مانور هوشمندانه ترامپ و برتری نظامی آمریکا» معرفی کرد، اما منتقدان معتقدند او در عمل کنترل هرمز را به تهران سپرده و با وجود حذف رهبران ارشد قبلی ایران، نظام جمهوری اسلامی نه تنها فرو نپاشیده، بلکه دستاوردی راهبردی به دست آورده است.
آوی اشکنازی در مقاله ای انتقادی نتیجه نهایی جنگ اخیر را پیروزی قاطع ایران و تسلیم راهبردی آمریکا و اسرائیل می داند. نویسنده با قاطعیت اعلام می کند که پس از ۴۱ روز نبرد و تخریب بیش از ۵۰۰۰ ساختمان در اسراییل، تنها یک برنده از میدان خارج شده است: ایران و متحدانش.
نویسنده چهار دستاورد کلیدی برای ایران برمیشمارد: نخست، حفظ ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد (فاصله یک قدمی تا استفاده تسلیحاتی) و صرفاً گفتوگو درباره رقیق سازی احتمالی آن در آینده؛ دوم، عدم هرگونه تعهد ایران به توقف برنامه توسعه موشکهای بالستیک؛ سوم، به رسمیت شناخته شدن کنترل ایران بر تنگه هرمز و خلیج فارس، به گونهای که تهران میتواند از کشتیهای عبوری عوارض دریافت کند (در واقع تبدیل هرمز به «کیف پول» ایران)؛ چهارم، در لبنان نیز اسرائیل کاملاً شکست خورده است: نه رابطه ایران با حزب الله قطع شده، نه حزب الله خلع سلاح شده و نه جنوب لبنان غیرنظامی گردیده است. نویسنده هشدار میدهد که بهزودی حزبالله قدرتمندتر از روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (آغاز جنگ) بازخواهد گشت.
تایمز اسراییل در مقاله ای به شکست اسرائیل از ایران در جنگ رمضان اذعان کرده و نوشته اظهارات دونالد ترامپ متناقض است. وی از یک سو مدعی است جنگ با ایران به «تغییر نظام» و روی کار آمدن «رهبرانی جدید و معقول» انجامیده، اما از سوی دیگر تأکید میکند که هر ایرانی معترضی بلافاصله حکم اعدام میگیرد. در عمل، ایران «جدید» تفاوتی با ایران «قدیم» ندارد، جز اینکه حالا ایران بیشتر یادگرفته چگونه با استفاده از تنگه هرمز باج بگیرد و بمب اتم هم آن را شکستناپذیر خواهد کرد.
۲۳:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۹


نظر شما