خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: با پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر تازهای برای افسر جوان و انقلابی ارتش، شهید علی صیاد شیرازی آغاز شد. او فوراً وارد پادگان اصفهان شد. جایی که بهسرعت به یکی از ارکان علمی و عملی دانشکده توپخانه تبدیل شد.
صیاد در اصفهان علاوه بر تدریس، در حلقه ارتباطی نیروهای انقلابی قرار گرفت و با چهرههایی چون یوسف کلاهدوز همکاری نزدیک داشت. همین مقطع، نقطه اتصال او با ساختار نوپای انقلاب و ورودش به عرصه مأموریتهای حساس بود.
شعلهور شدن بحران در کردستان
با گسترش فعالیت گروههای مسلح ضدانقلاب در کردستان، کشور با یکی از تهدیدهای جدی امنیتی پس از انقلاب روبهرو شد. در چنین وضعیتی، صیاد شیرازی از اصفهان به منطقه غرب و شمالغرب اعزام شد. مأموریتی که مسیر حرفهای و جایگاه نظامی او را شکل داد.
سنندج، مهمترین مرکز نظامی و راهبردی کردستان، از فروردین ۱۳۵۸ در محاصره سنگین گروههای مسلح قرار گرفته بود. سقوط احتمالی این شهر میتوانست ساختار امنیتی کل منطقه را متزلزل کند. صیاد، بههمراه نیروهای ارتش و سپاه، طرحهای عملیاتی دقیقی برای شکستن محاصره تدوین کرد. سرانجام عملیات مشترک ارتش و سپاه در اردیبهشت ۱۳۵۹، بیش از ۲۰ روز نبرد سنگین، به آزادسازی کامل شهر منجر شد.
پس از موفقیت سنندج، طرحهای عملیاتی به سرعت در سایر نقاط بحرانی ادامه یافت. پادگانهای مریوان، بانه و سقز یکی پس از دیگری از محاصره خارج شدند. این سلسله عملیاتها، در بازگرداندن کنترل دولت مرکزی بر بخش وسیعی از کردستان نقش کلیدی داشت.

انتصاب به فرماندهی عملیات غرب
پیرو این پیروزیها، شهید صیاد شیرازی به دلیل کارنامه قابل توجه، دو درجه ارتقای افتخاری دریافت کرد و به عنوان فرمانده عملیات غرب منصوب شد.اما او برای پرهیز از ایجاد حساسیت میان افسران قدیمیتر لشکر، درجه نظامیاش را بر روی لباس نصب نمیکرد. رفتاری که نشانهای از دقت اخلاقی و تواضع شخصی او بود.
تنزل درجه و عزل
در جریان عملیات سردشت، رئیسجمهور وقت، ابوالحسن بنیصدر، در گزارشهایش ادعا کرد که نیروهای تحت امر صیاد شکست خورده و تلفات بالایی داشتهاند. او در نوشتههای خود عنوان میکند که صیاد در پاسخ به گزارش تلفات گفته است: «آنان به بهشت میروند.» و سپس درخواست استفاده از بمب ناپالم کرده است. اما خود صیاد و سخنگوی وقت ارتش، روایت بنیصدر را نادرست دانستهاند.
به گفته او:«به موجب سعایتهایی که علیه اینجانب و قرارگاه عملیاتی غرب کشور انجام گرفت، به دستور رئیسجمهوری وقت، حیطه فرماندهی من به کردستان محدود شد. سپس عزل شدم و به درجه سرگردی برگشتم.» این رخداد همزمان شد با آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹.
نامهای که ورق را برگرداند
حسین علایی، فرمانده وقت قرارگاه نوح (ع)، روایت میکند که پس از عزل صیاد، نامهای خطاب به امام خمینی نوشته شد که در آن خواسته شده بود صیاد شیرازی به دلیل خدمات ارزشمندش در کردستان دوباره به ارتش بازگردد.
پس از خلع بنیصدر و با آغاز ریاستجمهوری شهید محمدعلی رجایی، صیاد دوباره به ارتش برگشت و دو درجهای که از او گرفته شده بود بازگردانده شد.
فرمانده وحدت میان ارتش و سپاه
یکی از ماندگارترین اقدامات صیاد در بازگشت دوباره به صحنه عملیات، ایجاد قرارگاه مشترک حمزه سیدالشهداء بود؛ ساختاری که هدفش پایان دادن به ناهماهنگی میان ارتش و سپاه در عملیاتهای شمالغرب بود. این قرارگاه بعدها نقش بسیار مهمی در ثبات امنیتی منطقه ایفا کرد و به الگویی برای همکاری میان دو نهاد نظامی تبدیل شد.
عملیات قادر در تابستان ۱۳۶۴ در شمال عراق اجرا شد و سه مرحله به طول انجامید. این عملیات با مشارکت گسترده ارتش، سپاه، نیروی هوایی و هوانیروز انجام شد.
با اینکه عملیات در بخشهایی به موفقیت رسید، اما صیاد ناکامیهای آن را ناشی از عدم هماهنگی و همکاری کافی سپاه دانست. این موضوع باعث ایجاد اختلافی جدی میان او و محسن رضایی، فرمانده کل سپاه، شد. ماجرا آنقدر جدی شد که امام خمینی در تیر ۱۳۶۵ جلسهای در جماران برگزار کرد و هر دو فرمانده را به وحدت دعوت کرد.

استعفا برای حفظ انسجام
چند هفته پس از آن جلسه، صیاد شیرازی در مرداد ۱۳۶۵ از فرماندهی نیروی زمینی ارتش استعفا داد. اقدامی که با پیشنهاد رهبر شهید انقلاب و تصویب امام، به گماشته شدن او در سمت نماینده رهبری در شورای عالی دفاع انجامید. این مسئولیت جدید، وجه دیگری از شخصیت او را آشکار کرد: ترجیح دادن مصلحت جمع بر جایگاه فردی.
مرصاد؛ آخرین نبرد، بزرگترین نقش
در تابستان ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه و پایان رسمی جنگ، سازمان مجاهدین خلق عملیات گسترده «فروغ جاویدان» را آغاز کرد و از مرزهای غربی وارد کشور شد. در این زمان، فرماندهی عملیات مقابله بر عهده شهید علی صیاد شیرازی گذاشته شد.
او با سازماندهی سریع نیروهای ارتش، سپاه و هوانیروز، طرحی برقآسا تدوین کرد که به عملیات مرصاد انجامید. عملیاتی که ظرف چند روز نیروهای مهاجم را در گردنه چهارزبر و اسلامآباد غرب در هم شکست. مرصاد، در حافظه عمومی مردم ایران، بیش از هر عملیات دیگری با نام شهید صیاد عجین شده است. آخرین نبرد بزرگ دوران جنگ و نقطه پایان یک دوره پرآشوب نظامی.

روزی که تهران بهتزده شد
صبح روز شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۷۸، مردی با لباس رفتگر مقابل منزل او ظاهر شد. فرزند صیاد درِ خانه را باز کرد و همان لحظه گلولهها شلیک شدند. فرمانده سالهای جنگ، در برابر چشمان فرزندش، به شهادت رسید.
این ترور توسط تیم عملیاتی سازمان مجاهدین خلق انجام شد. سالها بعد، فرمانده وقت سپاه، یحیی رحیم صفوی، اعلام کرد که دستور ترور از سوی صدام حسین صادر شده بود.
در نخستین سال پس از ترور، سپاه پاسداران در عملیاتی گسترده، بیش از هزار موشک و گلوله توپ را به مقرهای سازمان مجاهدین خلق در خاک عراق شلیک کرد. از پادگان اشرف تا العماره، زیر آتش سنگین قرار گرفتند. پاسخی که طبق گفته سردار صفوی، تلفات زیادی به آنها وارد کرد و با حداقل واکنش عراقیها مواجه شد.
در کنار همه روایتهای نظامی، شهید صیاد شیرازی شخصیتی اخلاقمحور، متواضع و اهل معنویت شناخته میشد. در میان همرزمانش، او به صراحت، شجاعت، نظم، نگاه اخلاقی به جنگ و رعایت اصول انسانی معروف بود. روحیهاش از دل یک باور عمیق مذهبی سرچشمه میگرفت. با وجود مسئولیتهای سنگین، نماز اول وقت و قرآن بخشی ثابت از زندگی روزانه او بود.
او یکی از مؤثرترین چهرههای نظامی چهار دهه اخیر ایران به شمار میرود؛ فرماندهای که نامش در آزادسازی کردستان، در صفحات دفاع مقدس، و در عملیات مرصاد، در ذهن مردم ماندگار شده است.
منبع:
«در کمین گل سرخ»/ محسن مومنی شریف/ انتشارات سوره مهر


۱۳:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۱


نظر شما