خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: نویسندههای ایرانی و خارجی را میشناخت، نه از آن شناختهای در حد اسم، بلکه از رسم و منش آنها هم مطلع بود. کتابهای مشهور جهان را خوانده بود و حتی غیرمشهورها را هم. میتوانست راجعبه کتابها ساعتها حرف بزند و ما هم دست زیر چانه همینطور به حرفهایش گوش دهیم و غرق در شوقی شویم که از یک فرد کتابخوان به یک مخاطب عادی منتقل میشود. او آنقدر به کتابها ارزش و اهمیت میداد که آثار مشهور جهان با معرفیاش، مشهورتر میشدند و آثار غیرمشهور هم نامی کسب میکردند.
خیلی کتاب میخواند ولی نه هر کتابخواندنی؛ کتابها را میفهمید، خوببودن و بدبودنشان در نگارش، ایده، پرداخت یا محتوا و مفهوم را درک میکرد. خیلی کتاب میخواند و خیلی به کتابخواندن تشویقمان کرد؛ چون معتقد بود جامعه کتابخوان قطعا سالمتر، مفیدتر، توسعهیافتهتر و ارزشمندتر از جامعه کتابنخوان است. او کسی نبود جز رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای.
امام خامنهای نظر خود را درباره کتابخواندن مردم و مسئولان و اهمیت جامعه کتابخوان به صراحت بیان میکرد و کتابنخوانیمان را هم پدرانه نقد و گوشزد میکرد که از چه تجربههای درونی و بیرونی بزرگی محروم میمانیم اگر کتاب نخوانیم. رهبر شهیدمان میگفت: «کتاب، مقوله بسیار مهمی است. البته من به کارهای هنری، تصویری، تلویزیون، سینما یا از این قبیل چیزها، خیلی اعتقاد دارم؛ امّا کتاب نقش مخصوصی دارد. جای کتاب را هیچ چیزی پر نمیکند. کتاب را باید ترویج کرد. ... مردم باید به کتابخوانی عادت کنند و کتاب وارد زندگی بشود.»
یا در جای دیگری بیان کرده بود: «هیچ وقت انسان از کتاب مستغنی نیست. از دوران نوجوانی، از اول سوادآموزی تا آخر عمر، انسان احتیاج دارد به کتاب؛ احتیاج دارد به درک مسائل و جذب مواد تغذیه معنوی و روحی و فکری؛ این بایستی در سطح عموم جامعه فهمیده شود و دنبال شود و اقدام شود.»
امام خامنهای در همه زمینهها امام و رهبر و راهبرِ ما بود و در زمینه کتابخوانی نیز چنین بود اما حالا -البته که کمی دیر است- اما باید این «بود» را در سطح جامعه به «شد» تبدیل کنیم و به نظرات رهبر شهید برگردیم و برای ترویج کتاب و کتابخوانی در جامعه تلاش کنیم.
به همین بهانه در پرونده «هیچ چیز جای کتاب را پر نمیکند» با اهالی فرهنگ و ادب به گفتوگو مینشینیم تا از کتابهایی بگویند که به توصیه رهبر شهید مطالعه کردهاند و از این احساس که امام و رهبر ایرانزمین، کتابخوانی حرفهای اما ناشناخته بود. در اولین شماره از این پرونده با مجید اسطیری، نویسنده و منتقد ادبی گفتوگو کردهایم که این مطلب را در ادامه میتوانید، بخوانید:
آقای اسطیری، آیا تابهحال شده رهبر شهید انقلاب در حوزه داستان یا غیرداستان، کتابی پیشنهاد دهند و شما به این دلیل که پیشنهاد یا توصیه ایشان است، آن اثر را تهیه کنید و بخوانید؟
بله همیشه پیشنهادهای ایشان برایم مهم و حائز اهمیت بوده؛ اما یکی از ویژهترین کتابهای مورد توجه رهبر شهیدمان که شاید چندان در میان اهالی فرهنگ و ادب شناختهشده نیست، کتاب «خبرچینها: سیا چگونه نویسندگان مشهور را فریب میداد» است. گمان میکنم توصیه حضرت آقا به مطالعه این کتاب یک توصیه شفاهی مختصر بوده است اما چون این کتاب درباره تاریخ نفوذ فرهنگی سازمان سیا در حیطه ژورنالیسم هنری است، مطالعه آن را برای خودم واجب میدانستم و زود آن را تهیه کردم و با ولع خواندم و بریدههای فراوانی برداشتم. حتی صفحه نویسنده آن را در اینستاگرام پیدا کردم و از او تشکر کردم و دیدم یک ایرانی دیگر هم قبل از من از او بابت این تحقیق جامع و عمیق تشکر کرده است.
چرا اینقدر این کتاب را پسندیدید؟
این کتاب که با اطلاع و اجازه و مقدمه نویسنده در ایران منتشر شده میتواند باور سادهلوحانه خیلیها را درباره آزادی بیان در رسانههای غرب متزلزل کند. بسیار بسیار از خواندن کتاب راضی بودم و یادداشت نسبتا مفصلی درباره آن نوشتم و بارها در جاهای مختلف به این کتاب ارجاع دادم و دوست دارم از همین فرصت استفاده کنم و حالا که جنگ رمضان در وضعیتی ناپایدار است، بگویم که نوشتن از جنگ چقدر مهم است؛ چون احتمالا نوشتن رمانی درباره این جنگ همین الان با پول سازمان سیا شروع شده است. جوئل ویتنی درباره کودتای آمریکا در گواتمالا میگوید: «این که پروژه به کجا رسید مشخص نیست اما دوباره نشان داد که چگونه این کودتای آمریکا ترکیب کار قلم و شمشیر بود. نخست باید تاریخ را با اطلاعات غلط در حمایت از قلدری نظامی، بمباران، رشوه (که آژانس اطلاعاتی آن را «اقدامات عملیاتی» مینامیدند) نوشت. سپس باید برای نسلهای آینده یک ظاهر ادبی به آن داد، آن هم توسط نویسنده بزرگی که سیا جیبهایش را پر از پول کرده است.»
پس شما معتقدید که سازمانهای جاسوسی و تروریستی با پول و تطمیع مالی برخی نویسندگان و هنرمندان تلاش میکنند روایتهای وارونهای از جنگها و جنایتها تولید کنند و به این صورت ذهن نسلهای مختلف را مدیریت کنند؟
بله. این کتاب روایتهای حیرتانگیزی از تلاش سازمان سیا برای مصادرهکردن شخصیت نویسندگان یا آثار آنها یا متمایلکردنشان به آمریکا، جلوگیری از اظهارنظر آنها علیه جنایات آمریکا و حتی جاسوسی از آنها را ذکر میکند. در این میان نامهایی مثل بوریس پاسترناک، گابریل گارسیا مارکز، ارنست همینگوی و پابلو نرودا وجود دارند. بخش بزرگ دیگری هم به انتشار نشریات زیر نظر سازمان سیا اختصاص دارد.
و معتقدید که رهبر شهید انقلاب با پیشنهاد این نوع از کتابها و توصیه به مطالعه آنها در تلاش بوده است این نکته و هشدار را به فرهیختگان و نخبگان ایران بدهد؟
چون مسئله مقابله با «تهاجم فرهنگی» یکی از راهبردهای مهم رهبر شهیدمان در برابر غربگرایی فرهنگی در دولت اصلاحات و دولتهای دیگر بود، میشود گفت اگرچه کتاب چند دهه بعد از مطرحشدن ایده تهاجم فرهنگی توسط رهبری منتشر شده ولی التفات ایشان به این اثر، ذیل همان راهبرد مدیریت فرهنگی است.
چقدر درباره دنیای کتابخوانی رهبر شهید تا قبل از شهادت ایشان اطلاع داشتید؟ چه جنبهای از کتابخوانی ایشان و عشق و علاقهشان به کتاب و مطالعه برای شما خیلی جالب بوده است؟
اطلاعات نسبتا خوبی داشتم. البته مهمترین مجرای کسب اطلاعم، تقریظهای حضرت آقا بود که سعی میکردم نگاهی به آن کتابها بیندازم. البته مطالعه این تقریظها در مواردی خالی از دریغ هم نبود. برای مثال بعد از خواندن کتاب فوقالعاده «حوض خون»، در جشنواره فجر سال ۱۴۰۲ فیلمی دیدم که خبرنگاران زیادی متوجه شباهت این فیلم با تصاویر کتاب «حوض خون» شدند و کاشف به عمل آمد که تهیهکننده و کارگردان از منابع مختلفی بودجه جذب کرده بودند تا این فیلم را بسازند و متأسفانه فیلم بسیار ضعیف بود و اصلا حق کتاب را ادا نکرده بود و از آن بدتر اینکه هیچ توافق حقوقی با پژوهشگران و نویسنده بیادعا و ارجمند این اثر، خانم میرعالی به عمل نیامده بود تا از ساخت فیلم منتفع شوند.
مورد ناراحتکننده دیگر مربوط به کتاب «همسفر آتش و برف» بود که حضرت آقا در تقریظشان نهایت لطف را به این کتاب نشان داده بودند اما باز کاشف به عمل آمد که نام نویسنده اثر، نام مستعار است و این نویسنده نهتنها در مجلس رونمایی از تقریظ رهبر مظلوم شهیدمان حضور نداشت، بلکه در صفحه مجازیاش مطالبی منتشر میکند که مایه تأسف است.
درباره قهرمان این رمان یعنی شهید سعید قهاری فیلم سینمایی خوب «پیشمرگ» در جشنواره فجر سال ۱۴۰۳ حضور داشت که بهترین فیلم با آرای مردمی شناخته شد ولی نویسنده کتاب متأسفانه حتی یک سطر هم به ماجرای حماسی برگرداندن هلیکوپتر دزدیدهشده توسط تروریستهای کُرد به میهن که از جمله حماسههای بزرگ زندگی شهید قهاری است ننوشته است. رهبر شهیدمان مظومیتهایی دارند که در پنهانترین زوایای روابط فرهنگی کشور پنهان است.
کتابهای تقریظی رهبر شهید در کشور معمولا پرفروش میشوند؛ اما بیشتر آنها به حوزه دفاع مقدس مربوط است و امام خامنهای ادبیات داستانی را به این صورت پیشنهاد نمیدادند ولی همیشه رمان را بهترین قالب ادبی و هنری میدانستند. شما چه نظری درباره این نظر رهبر انقلاب بر حوزه رمان و رمانخوانی دارید؟
در دیدار غیررسمی که توفیق داشتیم در سال ۹۷ خدمت حضرت آقا برسیم، ایشان از پیشرفت رماننویسی کشور تقدیر کردند اما معتقد بودند هنوز خیلی تا ایدئال فاصله داریم. یکی دیگر از مظلومیتهای رهبر شهیدمان هم این بود که سازوکار رسیدن رمانهای خلقشده به دست حضرت آقا شفاف نبود. به نظر من طبیعتا در چنین فضایی ایشان بهعنوان رهبر امت ترجیح میدادند آثاری را پیشنهاد بدهند که در تقویت روحیه جهادی جوانان تأثیرگذار باشد، نه الزاما آن گونه ادبی که خودشان علاقه داشتند (چون در این شکی نیست که ایشان بهشدت به رمان علاقهمند بودند). به هیچ عنوان نمیخواهم بگویم رهبر شهیدمان از سر ناچاری کتابهایی را معرفی میکردند؛ بلکه اتفاقا ایشان با درایت، علایق جوانان کتابخوان را شکل دادند و هیچ رهبر سیاسی دیگری در جهان چنین هوشمندی و قدرتی ندارد.
درباره کتابخوان بودن رهبر شهیدمان کار رسانهای کمی در سطح کشور انجام شده و افراد زیادی در جامعه اطلاع ندارند که رهبرمان چه شخصیت اهل علم و ادب و مطالعهای بوده است. چگونه میتوان از امروز به بعد این وضعیت را هرچند که دیر شده است، اما جبران کرد؟
من به سهم خودم در مطلبی رمانهای محبوب حضرت آقا را در مجله «میدان آزادی» معرفی کردم؛ رمانهایی که بعضی از ما اسمشان را هم نشنیدهایم. باید آستین همت بالا بزنیم و مسیر سنگلاخی را که رهبر شهیدمان پیمود، یک بار دیگر همه باهم بپیماییم. راه میانبری در کار نیست.


نظر شما