یادداشت مهمان- محمد شاهی: سال ۵۷، ایران برای مستضعفان جهان یک «امید» بود؛ الگویی که نشان میداد میتوان علیه نظم مسلط ایستاد و آن را شکست. نگاهها از آمریکای لاتین تا آفریقا به تهران بود تا ببینند آیا میشود زنجیرههای استعمار و استثمار را پاره کرد.
امروز اما صحنه عوض شده است. دیگر فقط ملتها نیستند که به ایران نگاه میکنند؛ اینبار خودِ قدرتها تماشاچیاند. نه از سر همدلی، بلکه از سر یک سؤال کلیدی: آیا میتوان آمریکا را به عقب راند؟
در ماهها و سالهای اخیر، آنچه در تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل رخ داده، صرفاً یک درگیری منطقهای نیست؛ این یک آزمون واقعی برای سنجش «حدود قدرت آمریکا» است. کشوری که از پایان جنگ جهانی دوم، عملاً بدون رقیب جدی، قواعد بازی را تعیین میکرد، حالا با چالشی مواجه شده که نه مقطعی است و نه قابل نادیده گرفتن.
واقعیت این است: برای دههها، حتی تصور شلیک مستقیم یا تقابل آشکار با آمریکا، برای بسیاری از کشورها خط قرمز بود. اما امروز، ایران نهتنها این خط قرمز را شکسته، بلکه هزینههای حضور و مداخله آمریکا را بهطور ملموس افزایش داده است-چه در میدان نظامی، چه در حوزه اقتصادی و چه در عرصه ادراکی و این دقیقاً همان چیزی است که جهان را متوقف کرده تا نگاه کند.
قدرتهای بزرگ، از شرق تا غرب، با دقت در حال رصد این تقابلاند. آنها بهدنبال «پیروزی ایران» از سر علاقه نیستند؛ آنها بهدنبال «پاسخ یک معادله» هستند: آیا میشود هژمونی آمریکا را فرسوده کرد؟ اگر بله، با چه هزینهای و با چه ابزاری؟ و نتیجه، هر چه باشد، فقط سرنوشت یک درگیری را تعیین نمیکند؛ قواعد بازی جهان را بازنویسی خواهد کرد.
در منطقه، بسیاری از کشورهای عربی اگر در تریبونهای رسمی علیه ایران موضع بگیرند، در عمل از تضعیف نقش مسلط آمریکا ناراضی نیستند. دههها حضور نظامی و مداخلات پرهزینه، آنها را به این جمعبندی رسانده که یک بازیگر مسلط، الزاماً تضمینکننده امنیت نیست. در اروپا نیز، با وجود وابستگیهای امنیتی به واشنگتن، نوعی تمایل پنهان به دیدن یک نظم متوازنتر وجود دارد. اروپاییها بهخوبی میدانند که در سایه یک هژمون مطلق، همیشه در موقعیت تبعی قرار دارند، حتی اگر متحد باشند.
جهان امروز، خسته از یکجانبهگرایی است.
اما باید یک نکته را شفاف دید: اینکه گفته شود «همه منتظر پیروزی ایران هستند»، سادهسازی است. آنچه واقعاً در جریان است، انتظار برای «نتیجه یک آزمایش تاریخی» است. آزمایشی که میخواهد مشخص کند آیا میتوان بدون فروپاشی کامل، نظم موجود را به چالش کشید و بازتعریف کرد.
ایران در این میان، از یک الگو به یک «متغیر تعیینکننده» تبدیل شده است. اگر در سال ۵۷، الهامبخش انقلاب بود، امروز به صحنهای تبدیل شده که آینده موازنه قدرت در آن سنجیده میشود. قدرتها نگاه میکنند، تحلیل میکنند و منتظرند.
چون اگر این چالش به نتیجه برسد و آمریکا مجبور به عقبنشینی شود، آنوقت جهان وارد فاز تازهای خواهد شد: نظمی که در آن، دیگر یک قدرت نمیتواند بیهزینه تصمیم بگیرد، تحمیل کند و بماند.
همه دنبال نتیجهاند...


نظر شما