یادداشت مهمان- سعید شهرابی فراهانی، تحلیلگر مسائل سیاسی، امنیتی و بین الملل حوزه امنیت ملی: امسال به یکی از مهمترین دورانهای تاریخ معاصر ایران تبدیل خواهد شد. در حالی که این سال میتواند حامل فرصتهای راهبردی و تهدیدات بزرگ باشد، شرایط داخلی و خارجی ایران در یک نقطه حساس قرار دارد که تعیینکننده مسیر آینده کشور در حوزههای امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی خواهد بود. تحولات و بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، رقابتهای قدرتهای جهانی و در نهایت، ظهور یک جنگ چندلایه ممکن است ایران را به سمت تصمیمهای سرنوشتسازی سوق دهد.
۱. بحران داخلی: پیوند اقتصاد و ادراک عمومی
در داخل کشور، یکی از مهمترین چالشها، افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ،تحریمها،ناآرامیهای اجتماعی،محاصره دریایی توسط امریکا است که به سرعت تبدیل به بحرانهای گستردهترخواهد شد. شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی عمومی، بهویژه در مواجهه با مشکلات اقتصادی و ناتوانی در حل مسائل معیشتی، میتواند ابزار قدرتهای خارجی، از جمله ایالات متحده آمریکا، برای تضعیف انسجام داخلی و تحریک تنشهای اجتماعی و سیاسی باشد. این وضعیت، فضای روانی و شناختی جدیدی را ایجاد خواهد کرد که در آن، رقابت روایتها به شدت محسوس خواهد بود. در مقابل، دولت باید تلاش کند تا روایت ثبات و قدرت ملی را در برابر روایتهای فرسایش و بیثباتی تقویت کند. برای این منظور، مدیریت مؤثر بحرانهای داخلی و مقابله با جنگ شناختی و تأثیر رسانههای خارجی نقشی حیاتی ایفا خواهد کرد.
۲. دو جنگ و....ادامه آغاز رستاخیز بزرگ: مواجهه با ائتلاف استکباری
یکی از مهمترین تهدیدات پیشرو برای ایران،ادامه جنگ در سطح جهانی و منطقهای است. ایران بهعنوان فرماندهی جبهه و مرکزمقاومت عالم در برابر استکبار جهانی، با ائتلافی از قدرتهای بزرگ و کشورهای همپیمان خود به ویژه ایالات متحده، اسرائیل و چهل کشورعربی و اروپایی روبهروست. جنگ ۱۲روزه ورمضان کشورهای مذکورمیتواند بهعنوان «رستاخیز» یا جنگی برای تغییر ساختار نظم جهانی تلقی شود که پیشبینی میشود پیامدهای آن به نوعی به آخرالزمانی برای نظم موجود بدل گردد. ایران در این مواجهه نه تنهاازشگفتی های دریایی،هواوفضادرمیدان بایداستفاده کند باید از تنگه هرمز بهعنوان شاهراه انتقال انرژی به کشورهای غربی حفاظت کند، بلکه باید برای بستن تنگه بابالمندب و.... نیز آماده شود. این امر بهویژه با توجه به موقعیت استراتژیک این تنگه در دریای سرخ و ارتباط مستقیم آن با امنیت دریایی کشورهای غربی، اهمیت ویژهای پیدا خواهد کرد.
بستن تنگه بابالمندب، در کنار تنگه هرمز، میتواند اقداماتی راهبردی در مقابله با محاصرههای اقتصادی و نظامی آمریکا و همپیمانان آن باشد. این استراتژی نه تنها بهعنوان یک ابزار بازدارندگی بلکه بهعنوان یک تهدید واقعی علیه امنیت جهانی میتواند در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان تأثیرگذار باشد. ایران در این شرایط، ضمن تقویت قدرت بازدارندگی نامتقارن، نیاز به افزایش توانمندیهای دفاعی و هوشمندانه خود برای مقابله با تهدیدات احتمالی از جمله حملات زمینی یا حتی جنگ اتمی خواهد داشت.
۳. تقاطع تهدیدات و جنگ جهانی نوین: خطرات جنگ زمینی و اتمی
در سطح منطقهای و جهانی، ایران در برابر تهدیدات متنوعی قرار دارد که میتواند به جنگی گسترده ازقبل منتهی شود. در حالی که احتمال درگیریهای نیابتی و درگیریهای پراکنده در منطقه وجود دارد، اما خطر اصلی درگیری مستقیم باشدت بیشترنسبت به گذشته با ایالات متحده و اسرائیل است که میتواند منجر به جنگ زمینی یا حتی در بدترین حالت، جنگ اتمی شود. ایران در این راستا باید ضمن حفظ «ابهام راهبردی»، قدرت بازدارندگی چندسطحی خود را تقویت کند تا دشمن در محاسبات خود دچار تردید شود، اما در عین حال از تشدید درگیریها و خروج از کنترل پرهیز کند.
در صورت تشدید بحران، جنگ زمینی میتواند به سرعت به یک درگیری فرامرزی تبدیل شود که در آن ایران باید از تمام ظرفیتهای خود برای دفاع از خاک، منافع و امنیت ملی استفاده کند. جنگ اتمی نیز احتمالاً گزینهای است که دشمنان ایران ممکن است در صورت احساس خطر به آن روی بیاورند، بهویژه با توجه به برنامه صلح امیز هستهای ایران و اصرار کشور بر حفظ حقوق مسلم خود در این زمینه.
۴. دیپلماسی و استفاده از فرصتهای جهانی
در شرایط بحرانی،دیپلماسی هوشمندانه میتواند بهعنوان ابزاری برای کاهش فشارهای جهانی و تنشهای بینالمللی عمل کند. ایران باید تلاش کند تا با استفاده از روابط با کشورهای غیرمتعهد و همپیمانان خود،به ویژه روسیه،چین،کره شمالی،پاکستان،هند،عراق تا.... فشارهای بینالمللی را کاهش دهد و در عین حال از تنگناهای اقتصا
وحید ونایی2: دی ناشی از تحریمها بکاهد.این در حالی است که نباید از نگاه کردن به رقابت قدرتهای بزرگ غافل شد؛ زیرا هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا میتواند به اهرم فشار در چانهزنیهای جهانی بدل شود.
۵. سناریوهای پیشرو: فرصت یا تهدید؟
در نهایت، تحولات پیشرو میتواند دو سناریوی متضاد را رقم بزند. سناریوی اول، جهش راهبردی ایران است که در آن، کشور میتواند با تقویت انسجام داخلی، افزایش قدرت بازدارندگی و مدیریت فعال دیپلماسی، جایگاه منطقهای خود را ارتقا دهد و در عرصه جهانی نیز در برابر تهدیدات مقاومت کند. سناریوی دوم، فرسایش چندبعدی است که در آن، فشارهای اقتصادی، گسترش درگیریهای نیابتی و شکافهای اجتماعی میتواند ایران را در شرایطی قرار دهد که نه تنها نتواند تهدیدات را مهار کند، بلکه به نقطه بحرانی برسد.
جمعبندی: سال تصمیمهای بزرگ
سال ۱۴۰۵ میتواند سال تصمیمهای کلیدی و راهبردی ایران باشد. ایران باید از یک سو از تهدیدات جهانی و داخلی عبور کند و از سوی دیگر، با استفاده از تمام ابزارهای قدرت ملی، فرصتهای موجود را به حداکثر برساند. حفظ انسجام داخلی، تقویت قدرت بازدارندگی، استفاده هوشمندانه از دیپلماسی و تقویت توانمندیهای دفاعی از جمله اقدامات حیاتی برای مقابله با تهدیدات است. در این میان، بستن تنگههای هرمز و بابالمندب و جلوگیری از محاصره آمریکا میتواند گامی حیاتی در تأمین امنیت ملی و تأثیرگذاری بر تحولات جهانی باشد.
آینده ایران در این سال،نیازمند هوشمندی، تدبیر و تصمیمگیریهای استراتژیک است که میتواند کشور را در برابر چالشهای جهانی و منطقهای مقاوم نگه دارد.



نظر شما