۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۷:۵۷

شهید خان طومان معمار جهاد دانشجویی/ جهادگری که بروکراسی را دور زد

شهید خان طومان معمار جهاد دانشجویی/ جهادگری که بروکراسی را دور زد

شهید محمد بلباسی در بسیاری از موارد، بدون انتظار برای صدور دستور رسمی، اقدام به سازماندهی نیروها می‌کرد. تشکیل نخستین گروه جهادی دانشجویی با عنوان «علمدار» از جمله این اقدامات بود.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: شهید «محمد بلباسی» از جمله نیروهای فعال جهادی و فرهنگی بود که فعالیت‌های او در حوزه‌های اجتماعی، دانشجویی و میدانی، در سال‌های منتهی به حضور در جبهه مقاومت، مورد توجه هم‌رزمان و همراهانش قرار داشت.

وی در سال ۱۳۵۷ در شهرستان قائمشهر متولد شد و پس از طی دوران تحصیل، وارد دانشگاه شده و در رشته متالوژی در مشهد به تحصیل پرداخت. دوران دانشجویی برای بلباسی صرفاً محدود به فعالیت‌های آموزشی نبود و او هم‌زمان با تحصیل، در عرصه‌های جهادی و فرهنگی نیز نقش فعالی ایفا می‌کرد. حضور مستمر در اردوهای جهادی و کاروان‌های راهیان نور، بخشی از فعالیت‌هایی بود که به‌صورت جدی توسط وی دنبال می‌شد.

در همین راستا، شهید بلباسی با هدف ساماندهی فعالیت‌های داوطلبانه، تیم «خادمان شهدای مازندران» را تشکیل داد؛ گروهی که با جذب نیروهای علاقه‌مند، مسئولیت خدمت‌رسانی به زائران مناطق عملیاتی را برعهده گرفت. همچنین تأسیس صندوق خیریه «امام زمان (عج)» در قائمشهر، از دیگر اقدامات او در حوزه حمایت از اقشار نیازمند به شمار می‌رود که این مجموعه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

همراهان شهید بلباسی، از روحیه پیشگام او در انجام فعالیت‌های جهادی یاد می‌کنند. به گفته آنان، وی در انجام اقدامات خیرخواهانه، چه در محیط کاری خود در سپاه و چه خارج از آن، نقش فعالی داشت و در بسیاری از موارد، بدون انتظار برای صدور دستور رسمی، اقدام به سازماندهی نیروها می‌کرد. تشکیل نخستین گروه جهادی دانشجویی با عنوان «علمدار» و اعزام آن به مناطق محروم، از جمله این اقدامات بوده است.

جهادگری که بروکراسی را دور زد/ معمار جهاد دانشجویی مازندران

نمونه‌ای از این رویکرد، حضور وی در مناطق زلزله‌زده ورزقان بود که بدون طی فرآیندهای اداری، به همراه تیم تحت امر خود به منطقه اعزام شد. از سوی دیگر، او بر لزوم تقویت فعالیت‌های فرهنگی در دانشگاه‌ها تأکید داشت و معتقد بود که با طراحی برنامه‌های نوآورانه می‌توان زمینه مشارکت بیشتر دانشجویان را فراهم کرد.

شهید محمد بلباسی در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۵ به‌همراه جمعی از رزمندگان مازندران برای حضور در جبهه سوریه اعزام شد و سرانجام در ۱۷ اردیبهشت همان سال، در منطقه خان‌طومان، به‌همراه تعدادی از نیروهای مدافع حرم جان خود را از دست داد.

به مناسبت سالروز شهادت این شهید، با محبوبه بلباسی، همسر وی و نویسنده کتاب «اینجا بدون تو»، گفت‌وگویی انجام شده که در ادامه می‌خوانیم.

* در «اینجا بدون تو»، شما هم راوی هستید و هم یکی از شخصیت‌های اصلی. این هم‌زمانی، روایت را صادق‌تر کرده یا سخت‌تر؟ نوشتن این کتاب بیشتر برای ثبت خاطره بود یا نوعی مواجهه با فقدان؟

این همزمانی، بیش از آنکه کار را دشوار کند، به صادقانه‌تر شدن روایت کمک کرده است. وقتی خاطرات به‌صورت مستقیم و بدون واسطه از سوی خودِ راوی نوشته می‌شود، طبیعی است که دقت و اصالت بیشتری در انتقال تجربه‌ها وجود داشته باشد و روایت از تحریف‌های احتمالی دور بماند. یکی از دلایل اصلی اصرار بر نگارش شخصی همین مسئله بود؛ اینکه خاطرات دست‌به‌دست نشود و بی‌واسطه به مخاطب منتقل شود.

در عین حال، این مسیر خالی از دشواری هم نبود. مرور مداوم خاطرات، بازنویسی آن‌ها و تلاش برای رفع کاستی‌ها، باعث می‌شد این تجربه‌ها بارها زنده شوند. این بازگشت مکرر به گذشته، اگرچه در بسیاری از لحظات شیرین و دلنشین بود، اما در برخی موارد نیز با سختی همراه می‌شد؛ به‌ویژه در مواجهه با خاطراتی که یادآوری آن‌ها آسان نبود.

نگارش این کتاب بیش از هر چیز با هدف ثبت خاطرات انجام شد، نه مواجهه با فقدان. در زمان آغاز نوشتن، چند سالی از شهادت گذشته بود و دوره سوگواری طی شده بود؛ بنابراین این اثر تلاشی برای تسکین یا سوگ‌نویسی نبود، بلکه کوششی برای ثبت و ماندگار کردن تجربه‌ها و روایت یک زندگی بود.

به باور من سبک زندگی و سلوک همسرم ظرفیت آن را داشت که روایت شود و مورد استفاده دیگران قرار بگیرد؛ به‌ویژه از این جهت که بتواند برای مخاطب الهام‌بخش باشد و بخشی از این تجربه زیسته را به شکلی مستند و قابل اتکا منتقل کند.

جهادگری که بروکراسی را دور زد/ معمار جهاد دانشجویی مازندران

* چه شد که تصمیم گرفتید روایت زندگی‌تان را خودتان بنویسید، نه اینکه آن را به یک نویسنده دیگر بسپارید؟

تصمیم برای نگارش این اثر به‌صورت شخصی، تا حد زیادی تحت تأثیر تجربه قبلی از انتشار کتابی درباره همسرم بود؛ اثری که بر پایه خاطرات شفاهی دیگران شکل گرفته و بخشی از روایت‌های من نیز در آن آمده بود. با وجود زحمات قابل‌توجهی که برای آن کتاب کشیده شده بود، احساس می‌کردم تصویر ارائه‌شده، به‌طور کامل بازتاب‌دهنده شخصیت و سبک زندگی او نیست و در مواردی، روایت‌ها تحت تأثیر قالب‌های ذهنی رایج درباره شهدا قرار گرفته است؛ قالب‌هایی که ناخواسته بر نحوه روایت و نگارش اثر می‌گذارند.

از همین‌رو، ترجیح داده شد روایت جدید به‌صورت مستقیم و بدون واسطه نوشته شود؛ روایتی که بتواند با نگاهی آزادانه‌تر و واقع‌گرایانه‌تر به زندگی پرداخته و از کلیشه‌ها فاصله بگیرد. در این مسیر، توجه به جزئیات برای من اهمیت ویژه‌ای داشت؛ جزئیاتی که به مخاطب کمک می‌کند فضا، موقعیت و شرایط زیسته را ملموس‌تر درک کند؛ از ویژگی‌های اقلیمی و جغرافیایی گرفته تا حال‌وهوای صحنه‌ها.

این نوع روایت‌پردازی، علاوه بر اینکه تصویر دقیق‌تری ارائه می‌دهد، امکان همذات‌پنداری مخاطب را نیز افزایش می‌دهد؛ امری که در تجربه شخصی من از مطالعه کتاب‌ها نیز همواره نقش مهمی در ماندگاری و اثرگذاری یک اثر داشته است.

* در کتاب، احساسات بسیار پررنگ است. آیا جایی هم بود که عمداً از نوشتن برخی جزئیات احساسی خودداری کنید تا روایت به سمت اغراق نرود؟

در برخی بخش‌های روایت، آگاهانه از بیان کامل برخی احساسات و خاطرات خودداری شد. تمایل خودم نیز وجود داشت که بخشی از این تجربه‌های شخصی حفظ شود و به‌طور کامل در اختیار مخاطب قرار نگیرد. این تصمیم بیش از آنکه ناشی از محدودیت باشد، برخاسته از نگاه خودم به مرز میان حریم شخصی و روایت‌گری بود.

از سوی دیگر، تلاش شد روایت از اغراق فاصله بگیرد. گاه یک خاطره احساسی می‌تواند در ذهن مخاطب به کل زندگی تعمیم داده شود؛ در حالی که چنین برداشتی لزوماً واقعیت ندارد. به همین دلیل، سعی بر آن بود که در کنار لحظات عاطفی، وجوه دیگر زندگی نیز بازتاب یابد؛ از جمله دشواری‌ها، ناراحتی‌ها و حتی اختلاف‌ها.

هدف این بوده که تصویری واقعی‌تر و چندبعدی از زندگی ارائه شود تا مخاطب با یک روایت صرفاً آرمانی و بی‌نقص مواجه نشود. چنین رویکردی می‌تواند از شکل‌گیری مقایسه‌های نادرست جلوگیری کند؛ چراکه تجربه خودم نشان داده بود در مواجهه با روایت‌های کاملاً ایده‌آل از شهدا، که مخاطب دچار نوعی فاصله یا دلسردی نسبت به زندگی خود می‌شود.

جهادگری که بروکراسی را دور زد/ معمار جهاد دانشجویی مازندران

* اگر قرار باشد خواننده فقط یک تصویر از شهید بلباسی در ذهنش نگه دارد، آن تصویر چیست؟

اگر بخواهم یک ویژگی شاخص از او را توصیف کنم، باید از «آرامش» بگویم. تصویری که از شهید بلباسی در ذهن من نقش بسته، پیش از هر چیز با همین مؤلفه شناخته می‌شود؛ آرامشی عمیق و مداوم.

در مواجهه با فرازونشیب‌ها و اتفاقات مختلف، همواره رفتاری آرام و متین داشت و کمتر پیش می‌آمد که دچار تلاطم یا اضطراب شود. به نظر می‌رسید نوعی اطمینان قلبی در وجودش جریان دارد؛ اطمینانی که منشأ همان آرامش درونی بود و در رفتار و تصمیم‌گیری‌هایش به‌وضوح دیده می‌شد.

* لحظه‌ای که تصمیم رفتن به سوریه قطعی شد، برای شما بیشتر یک «انتخاب» بود یا یک «اجبارِ اعتقادی»؟ آیا هیچ‌وقت تلاش کردید مانع این تصمیم شوید؟ امروز اگر به آن نقطه برگردید، همان واکنش را خواهید داشت؟

این تصمیم، بیش از آنکه یک اجبار اعتقادی باشد، یک انتخاب آگاهانه و مبتنی بر باور بود. همان‌گونه که امروز نیز دیده می‌شود، بسیاری از مردم با انگیزه و علاقه شخصی در چنین مسیرهایی قدم می‌گذارند و پویش‌های مانند جانفدا را ثبت نام می‌کنند و همینطور ثبت‌نام‌ها و حضور داوطلبانه، حتی اگر در برخی موارد جنبه نمادین داشته باشد، نشان‌دهنده همین رویکرد است.

در آن مقطع نیز، این انتخاب با همین نگاه و از سر اعتقاد شکل گرفت. هرچند آن زمان چنین فضاها و پویش‌هایی مانند امروز وجود نداشت، اما تصمیمی که گرفته شد، بر پایه باور قلبی بود؛ تصمیمی که هم من و هم همسرم با اطمینان و همراهی کامل به آن رسیدیم.

اگر به آن زمان بازگردم، حتی اگر هزار بار هم به پانزدهم فروردین سال ۱۳۹۵ برگردم، باز هم همان مسیر را انتخاب می‌کنم و همان تصمیم را می‌گیرم. در تمام سال‌هایی که در کنار محمد زندگی کردم، همواره تلاش کردم همراه و حامی او باشم و هیچ‌گاه مانعی در مسیرش ایجاد نکنم. این حمایت، هم در بُعد مادی و هم در بُعد معنوی، میان ما دوطرفه و مبتنی بر درک مشترک بود.

جهادگری که بروکراسی را دور زد/ معمار جهاد دانشجویی مازندران

* به نظر شما چرا نویسنده‌ها و ناشران برای برخی سوژه‌ها که یک ویژگی خاصی دارند، به جای نوشتن یک کتاب واحد و جامع به کتاب های متعدد روی می‌آورند؟

تعدد کتاب‌هایی که درباره یک شخصیت منتشر می‌شود، در عین حال که مزایایی به همراه دارد، با محدودیت‌هایی نیز مواجه است. از یک سو، این تنوع به مخاطب امکان می‌دهد متناسب با علاقه خود، بخش خاصی از زندگی فرد مورد نظر را دنبال کند؛ برای مثال، بسیاری از مخاطبان زن تمایل بیشتری به خواندن روایت‌های خانوادگی و عاطفی دارند و در مقابل، برخی مخاطبان مرد به بخش‌های مرتبط با فعالیت‌های اجتماعی و تشکیلاتی توجه نشان می‌دهند.

با این حال، این رویکرد می‌تواند به نوعی نگاه تک‌بعدی منجر شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب تصویری کامل و جامع از شخصیت مورد نظر به دست نیاورد.

کد مطلب 6820783

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha