به گزارش خبرگزاری مهر، معصومه صابری با نگاهی عرفانی و فلسفی به تحلیل ابعاد این روز پرداخت و اظهار داشت: ظهر عرفه لحظه ای از جنس افق شدن است. هنگامه ای که انسان همچون ابراهیم خلیل، نه با قربانی ظاهری بلکه با دل خویش به پیشگاه الهی می رود و در می یابد مقصود خود عمل قربانی نیست، بلکه حقیقت تسلیم است.
وی عرفه را سرچشمه نیایشی دانست که از آغاز خلقت انسان جاری است و در زمزمه های حاجیان استمرار می یابد و تصریح کرد: فلسفه مناسک در این روز، چیزی جز تمرین رهایی از خود و عبور از خودبنیادی نیست. عرفات جایگاه بی پرسشی است. جایی که نیایش از سطح درخواست فراتر رفته و به مرتبه بودن می رسد.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به محتوای دعای عرفه بیان داشت: دعای عرفه را نمی توان فهرستی از نیازها دانست، بلکه بیانگر اشتیاق وجودی و جستجوی حضور الهی در آیینه دل است. در این فضا، اشک گاه از هر استدلالی روشن تر حقیقت را آشکار می کند و بندگی نه برای رهایی از عذاب، بلکه برای فنا شدن در نور الهی معنا می یابد.
صابری عرفه را نماد وقوف در برابر حقیقت مطلق خواند و گفت: در جهانی که همه چیز در معرض زوال است، عرفه تمرین ایستادن در برابر امر نامتناهی است. خداوند در این تجربه نه یک مفهوم ذهنی، بلکه حقیقتی حضوری است که انسان آن را در ژرفای وجود خود در می یابد. در چنین وضعیتی، زمان معنای متعارف خود را از دست داده و به اکنون گسترده ای تبدیل می شود که گذشته و آینده در آن جمع می گردند.
وی با بهره گیری از مفاهیم فلسفی، عرفه را هوشیاری بی واسطه توصیف کرد و افزود: در این روز فاصله میان فاعل شناسایی و متعلق آن از میان می رود و انسان به مرتبه ای از حضور می رسد که دیگر دعا نمی کند، بلکه خودِ دعا می شود. حالتی که در عرفان اسلامی از آن به فنا تعبیر می شود.
مدرس مدرسه علمیه تخصصی الزهرا ساری همچنین با تفکیک زمان زیسته از زمان خطی یادآور شد: عرفه تجلی زمان زیسته است. زمانی که انسان از چارچوب تاریخ خارج شده و وارد ساحت قدسی می شود. محور اصلی دعای عرفه نیز درخواست نیست، بلکه تسلیم در برابر تقدیر الهی است که نشان دهنده نوعی استغنای وجودی و رسیدن به رضایت در برابر اراده خداوند است.
صابری در پایان تأکید کرد: عرفه نقدی عملی بر رویکردهای فایده گرایانه به دین است. جایی که عبادت نه برای منفعت، بلکه برای خود عبادت انجام می شود. این روز صرفاً یک مراسم دینی نیست، بلکه انقلابی هستی شناختی در وجود انسان است. اگر انسان حقیقت عرفه را دریابد، این تجربه محدود به زمان و مکان نمی ماند و به نحوی از زیستن تبدیل می شود که در آن همواره در برابر حقیقت ایستاده است.


نظر شما