خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: تحولات چند روز اخیر در غرب یمن، معادلات میدانی این کشور را وارد مرحله تازهای کرده است. پیشروی سریع انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ و رسیدن این نیرو به مناطق و جزایری که در مجاورت بابالمندب قرار دارند، صرفا به معنای جابهجایی خطوط درگیری در یک جنگ داخلی نیست؛ این تحولات جایگاه جغرافیایی انصارالله را تغییر داده و به این نیرو امکان داده است در یکی از حساسترین مسیرهای دریایی جهان، اهرمهای جدیدی در اختیار داشته باشد.
اهمیت این اتفاق زمانی بیشتر روشن میشود که به مسیر پیشرویهای اخیر نگاه کنیم. انصارالله در روزهای گذشته المخا را به کنترل خود درآورد و پس از آن دامنه تحرکاتش به سمت ذباب و جزایر حنیش کشیده شد و در نهایت جزیره میون در ورودی بابالمندب به کانون تحولات تبدیل شد. رویترز گزارش داده است که نیروهای دولت یمن از میون و منطقه ذباب عقبنشینی کردهاند و انصارالله کنترل میون را در اختیار گرفته است. این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که میون دقیقا در مسیر ورودی دریای سرخ قرار دارد و موقعیت آن به هر نیروی مسلط بر جزیره اجازه میدهد بر تحولات پیرامون یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان اثر بگذارد.
البته اهمیت میون را نباید صرفا به خود این جزیره محدود کرد. ارزش واقعی پیشروی اخیر در مجموعهای از نقاط به هم پیوسته در ساحل غربی یمن است. المخا، ذباب، حنیش و میون هر کدام به تنهایی اهمیت خاصی دارند، اما کنار هم قرار گرفتن آنها تصویری متفاوت ایجاد میکند؛ انصارالله اکنون نسبت به گذشته در موقعیتی قرار گرفته که میتواند تحولات ساحلی را از عمق یمن تا دهانه بابالمندب تحت تاثیر قرار دهد. به بیان سادهتر، این نیرو از یک بازیگر مستقر در داخل یمن به بازیگری تبدیل شده که موقعیت آن مستقیما با امنیت دریای سرخ و مسیرهای بینالمللی کشتیرانی گره خورده است.
بابالمندب یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان است. این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و از طریق دریای سرخ، مسیر کشتیرانی آسیا به اروپا و کانال سوئز را شکل میدهد. حدود ۱۰ درصد تولید نفت جهان از مسیر این منطقه عبور میکند و اختلال در آن میتواند هزینه و زمان حملونقل میان آسیا و اروپا را افزایش دهد. اهمیت بابالمندب در سالهای گذشته نیز زمانی آشکار شد که ناامنی در این منطقه باعث شد شماری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی مسیر کشتیهای خود را تغییر دهند و به جای عبور از دریای سرخ، مسیر طولانیتر پیرامون آفریقا را انتخاب کنند.
بنابراین آنچه در ساحل غربی یمن اتفاق افتاده، فقط یک پیروزی زمینی برای انصارالله نیست. این پیروزی یک تغییر مهم در «جغرافیای قدرت» این نیرو ایجاد کرده است. هرچه انصارالله به بابالمندب نزدیکتر شود و نقاط بیشتری را در امتداد ساحل در اختیار داشته باشد، توان آن برای تاثیرگذاری بر امنیت دریایی و محاسبات کشورهای منطقه افزایش پیدا میکند. این مسئله بهخصوص در شرایط فعلی که تردد دریایی در منطقه تحت تاثیر بحران گستردهتر خاورمیانه قرار گرفته، اهمیت مضاعف دارد.
واکنش عربستان سعودی نیز نشان میدهد ریاض این تحول را صرفا یک اتفاق داخلی در یمن نمیبیند. بر اساس گزارش آکسیوس، محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، روز پنجشنبه دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و از رئیسجمهور آمریکا خواست علیه انصارالله دست به اقدام مستقیم بزند. ترامپ با ورود مستقیم نظامی آمریکا مخالفت کرد، اما واشنگتن در عین حال حمایت اطلاعاتی خود از عربستان را افزایش داده است. آکسیوس گزارش داده است که دولت آمریکا در حال افزایش حمایت از عربستان برای مقابله با پیشروی انصارالله است و اولویت واشنگتن حفظ دسترسی به مسیر دریایی دریای سرخ عنوان شده است.
این موضع واشنگتن یک نکته مهم را نشان میدهد. آمریکا از یک سو نمیخواهد اجازه دهد تحولات ساحل غربی یمن به یک تهدید جدی برای مسیرهای دریایی تبدیل شود، اما از سوی دیگر تمایلی ندارد مستقیما وارد یک جنگ جدید شود. به همین دلیل، سیاست فعلی آمریکا ترکیبی از حمایت اطلاعاتی و عملیاتی از عربستان و پرهیز از ورود مستقیم به درگیری است.
گزارش اختصاصی سیانان نیز از حضور بیش از ۱۰۰ مشاور نظامی آمریکایی در عربستان خبر داده است؛ نیروهایی که در حوزه اطلاعات و شناسایی اهداف به عربستان کمک میکنند. یک گزارش تلویزیونی سیانان توضیح داده که آمریکا اطلاعات مشخصی برای کمک به حملات سعودی ارائه میکند و در زمینه مشاهده و تحلیل لحظهای میدان نبرد نیز به ریاض کمک میکند.
از این زاویه، درخواست کمک ریاض از واشنگتن را باید یکی از نشانههای مهم تغییر وضعیت در یمن دانست. عربستان سالهاست که تلاش کرده نشان دهد میتواند امنیت مرزهای جنوبی و منافع خود در یمن را مدیریت کند. اما اکنون، در شرایطی که انصارالله به مناطق حساس ساحل غربی رسیده و فاصله آن با بابالمندب کاهش یافته، ریاض بار دیگر به حمایت مستقیم آمریکا نیاز پیدا کرده است.
اهمیت این موضوع برای عربستان فقط به امنیت مرزهای جنوبی محدود نمیشود. دریای سرخ برای اقتصاد عربستان و صادرات نفت این کشور نیز اهمیت حیاتی دارد. در شرایطی که تنگه هرمز نیز با بحران جدی روبهروست، هرگونه افزایش ناامنی در بابالمندب میتواند فشار مضاعفی بر مسیرهای صادراتی و زنجیره انتقال انرژی وارد کند. همین مسئله باعث شده تحولات یمن از یک پرونده امنیتی منطقهای به موضوعی با پیامدهای مستقیم اقتصادی تبدیل شود.
بازار انرژی نیز به این تحولات واکنش نشان داده است. قیمت نفت در روزهای اخیر تحت تاثیر مجموعهای از تحولات منطقهای افزایش قابل توجهی داشته و رویترز گزارش داده است که قیمت نفت برنت در معاملات روز جمعه همچنان بالای ۱۰۵ دلار قرار داشت و بازار درگیر نگرانی درباره اختلال در عرضه و مسیرهای انتقال انرژی بود. آژانس بینالمللی انرژی نیز از تشدید نگرانیها درباره کاهش عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ به دلیل بحرانهای خاورمیانه خبر داده است.
در چنین شرایطی، ارزش پیشرویهای انصارالله را باید فراتر از تعداد شهرها و جزایر تحت کنترل این نیرو ارزیابی کرد. یک نیروی نظامی زمانی به قدرت راهبردی تبدیل میشود که بتواند موقعیت جغرافیایی خود را به اهرم سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل کند. انصارالله اکنون در نقطهای قرار گرفته که موقعیت آن در ساحل غربی یمن میتواند بر محاسبات عربستان، آمریکا، شرکتهای کشتیرانی و حتی بازار انرژی اثر بگذارد.
این پیشروی نشان میدهد که جنگ یمن پس از دورهای از آرامش نسبی، وارد مرحلهای متفاوت شده است. توافق آتشبس سال ۲۰۲۲ توانسته بود شدت درگیریهای گسترده را کاهش دهد، اما تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد توازن ایجادشده در آن دوره دیگر همان ثبات گذشته را ندارد. انصارالله نه تنها توانسته موقعیتهای جدیدی به دست آورد، بلکه این بار در حال پیشروی در جغرافیایی است که ارزش آن برای بازیگران خارجی بسیار بیشتر از یک منطقه معمولی در جنگ یمن است.
به همین دلیل، پیروزیهای اخیر را باید یک نقطه عطف در تاریخ جنگ یمن دانست. اهمیت واقعی این پیروزیها نه فقط در تصرف یک شهر یا جزیره، بلکه در تغییری است که در موقعیت انصارالله ایجاد شده است. این نیرو اکنون در مجاورت یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت جهانی قرار گرفته و همین موقعیت باعث شده تصمیمهای آن دیگر فقط برای بازیگران داخلی یمن اهمیت نداشته باشد.
از المخا تا ذباب و از حنیش تا میون، انصارالله در چند روز گذشته جایگاه خود را در ساحل غربی یمن به شکل محسوسی ارتقا داده است. نتیجه این پیشروی، شکلگیری یک واقعیت تازه در دریای سرخ است؛ واقعیتی که عربستان را به درخواست کمک از آمریکا واداشته، واشنگتن را به افزایش حمایت اطلاعاتی از ریاض کشانده و بازار انرژی و کشتیرانی را نسبت به پیامدهای تحولات یمن حساستر کرده است. به همین دلیل، آنچه امروز در ساحل سرخ یمن اتفاق میافتد را نمیتوان صرفا ادامه جنگ داخلی این کشور دانست؛ این تحولات در حال تبدیل شدن به بخشی از معادله بزرگتر امنیت دریایی، تجارت جهانی و انرژی در منطقه است.


نظر شما