۵ مهر ۱۴۰۵، ۸:۱۰

به مناسبت روز گردشگری؛

به مسیرت ادامه بده «ایران»، مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!

به مسیرت ادامه بده «ایران»، مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!

یک دوچرخه سوار ایرلندی، بعد از عبور از ایران در مسیر سفر به شرق، فیلمی با عنوان «نامه به ایران» را در صفحه شخصی‌اش منتشر کرده: تو تنها کشوری هستی که آرزو می‌کردم اینقدر زود ترکت نمی‌کردم.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: یک دوره آموزشی در بانکوک گذرانده بود و بعد از یکسال دوباره رفته بود برای نمایشگاه. توی آن شلوغی یک خانم چشم بادامی جلویش را گرفته بود و با اسم کوچکش صدایش کرده بود و خیلی گرم و صمیمانه احوالپرسی می‌کرد. ظاهراً یکی از همکلاسی‌های آن دوره آموزشی بوده، و او به سختی قیافه اش یادش مانده بود، نامش که اصلاً. با تعجب پرسیده بود: چطور مرا یادت مانده؟ چطور مرا شناختی؟ گفته بود: شما ایرانی‌ها چشم‌هایی دارید که آدم نمی‌تواند فراموشش بکند!

ایران، گردشگری و گردشگران

تقریباً همیشه شبیه این جمله را می‌توان از گردشگران هم شنید، جملاتی که با «شما ایرانی‌ها...» آغاز می‌شود غالباً تعاریف جالبی هستند از منظر فردی که جاهای دیگر دنیا را هم دیده و ایران را حالا می‌بیند و دارد تجربه خودش را از گردش در این خاک ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربعی برای ما تعریف می‌کند. واقعیت این است که ایران امروز بعد از نزدیک نیم قرن تحریم‌های بیجای ظالمانه، و سه جنگ نابرابر در کمتر از پنجاه سال، همچنان از مقاصد گردشگری جذاب برای کسانی است که طبیعت و فرهنگ و تاریخ و علم انسان برایشان اهمیت دارد.

ما در هفدهمین کشور جهان از نظر وسعت، جذابیت‌های فوق‌العاده‌ای داریم. از ۱۴ نوع آب و هوا و اقلیم در جهان ۱۲ نوعش را داریم، بخشی از جنگل‌های هیرکانی با ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال قدمت در ایران است، گرم‌ترین نقطه زمین را در کویر شهدادمان داریم و قدیمی‌ترین کاریز (قنات) جهان را که قنات قصبه گناباد است و بیشتر از ۲۵۰۰ سال است گوهر آب را از داغی خورشید کویر حفظ می‌کند، تخت جمشید و میدان نقش جهان و ارگ بم و قلعه الموت و... پهنه‌های حکمرانی و دژهای نظامی این سرزمین کهن‌اند و سومین گنبد بزرگ آجری جهان نگین فیروزه‌ایِ سلطانیه زنجان است.

به مسیرت ادامه بده «ایران»، مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!

باغ فین کاشان و باغ ماهان کرمان و باغ ارم طبس و باغ دولت آباد یزد و باغ دلگشا و عفیف آباد و ارم شیراز الگوهای باغ ایرانی اند که انگار کوچک شده بهشت باشند در گرمای کویر، دیدنی‌های سواحل شمالی رامسر و انزلی و آستارا تا سواحل جنوبی در بوشهر و پارسیان و جم و ساحل مکسر و تنگه هرمز تا چابهار و کوه‌های مریخی و بندر بریس و خلیج گواتر در مرز ایران و پاکستان را نمی‌توان نادیده گرفت. غار علی‌صدر و سازه‌های آبی شوشتر و ابیانه و ماسوله و بادگیرهای یزد و آسبادهای نشتیفان و لنج‌های بندر کنگ و بوشهر و سیراف و دریاچه صورتی مهارلو و چشمه‌های باداب سورت را چطور می‌شود تحریم کرد؟

و این‌ها تازه مشتی هستند از خروار... جاذبه های ایران فقط تاریخ و ساختمان و طبیعت شگفت‌انگیزش نیستند. خیلی نگذشته از وقتی سفیر سابق آلمان در ایران مابین جلسات کاری می‌رفت و می‌چرخید کف بازار تهران و می‌نشست پشت وانت نیسان آبی، تا با مردم عادی تهران معاشرت کند، مردم نازنینی که خیلی وقت است خودشان جاذبه توریستی هستند؛ همان مردمی که مسافران مشتاق می‌آیند تا با عشایر کوچ رو هم‌قدم شوند و شب در سیاه‌چادرها بخوابند.

به مسیرت ادامه بده «ایران»، مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!

«نامه به ایران»

یک دوچرخه سوار ایرلندی، بعد از عبور از ایران فیلمی با عنوان «نامه به ایران» را منتشر کرده و اینطور با کشورمان صحبت کرده است: «تو کشوری بودی که بیشترین هشدارها رو برای سفر بهت دادند، اما تنها کشوری که کشوری که آرزو می‌کردم اینقدر زود ترکت نمی‌کردم. کسانی که به من می‌گفتند نرو، همان‌هایی هستند که هیچ وقت واقعاً تو را ندیده‌اند. در اخبار، ما فقط آن مردِان ترسناک را می‌بینیم، نه آنهایی را که در پارک می‌رقصند و چرخش و رقص را به یک ورزش رقابتی (ورزش‌های زورخانه‌ای) تبدیل می‌کنند، یا پدرانی که پسرانشان را بیش از یک «لایک» ساده در گروه خانوادگی دوست دارند. ما فقط زنان باحجاب را می‌بینیم، نه زنان ورزشکار مبارز و نه دوچرخه‌سواران و نه مادرانی که به دخترانشان می‌آموزند که بیشتر بخواهند و پیشرفت کنند.

کشورم تو را توی لیست کشورهای ممنوع برای سفر گذاشته، شاید چون نمی‌خوان ما ببینیم کشوری که زیر بار ۵۰ سال تحریم بوده، چه متروی فوق‌العاده‌ای دارد؛ در حالی که متروهای ما در اقتصادهای پیشرو و سرانه تولید ناخالص داخلی بالا، قطارهای کوچکی هستند که پشت چراغ قرمز توی خیابان می‌ایستند!

تو بهم نشون دادی آنچه در اخبار می‌بینیم، تصویری تیره و ناقص از تصمیمات سیاسی است و بازتابی از زیبایی سرزمین و مردم شما نیست؛ مردمی که در مسیر حرکت، برای پر کردن بطری‌های آب یخ من توقف می‌کردند و با سخاوت، میوه‌های درختانشان را در کیسه من می‌ریختند. جایی که در ورودی هر خانه، با چهره‌های خندان روبه‌رو می‌شدم و نیازی نبود نگران جوش آمدن آب باشم، چون کتری همیشه جوش و چای همیشه آماده بود.

به مسیرت ادامه بده «ایران»، مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!

اینجا وقتی یکی میگه «دنبال من بیا»، میری و گاهی سر از کارگاه‌های محلی درمی‌آوری یا شبی را در یک قهوه خانه می‌گذرانی. حتی در مسیر سفر، دامدارهایی که به افغانستان میرفتند آموزش رایگان بوکس به من دادند تا برای مقابله با طالبان آماده شوم!

لحظه‌ای توقف برای فیلم‌برداری از شترها به دیداری صمیمانه با بچه‌های شهر و گرفتن ده‌ها سلفی در آن روز منجر می‌شد. برخی شب‌ها را در شهر می‌گذراندم و برخی دیگر را در نیمه‌راهِ صعود به بلندترین قله خاورمیانه چادر می‌زدم؛ جایی که پس از ماه‌ها، طعم واقعی خوراک لوبیا را می‌چشیدم و صبح زود با صدای چوپان‌ها بیدار می‌شدم. البته مجبور نبودم کوه‌ها را تنها طی کنم؛ گاهی با کامیون، گاهی با تراکتور و حتی با موتورسیکلت‌های کوچک، ما با هم از کشور عبور می‌کردیم.

آب‌وهوای تو همه چیز داشت، از طوفان تگرگ گرفته تا گرمای طاقت‌فرسا، من برای احترام به فرهنگ شما، همیشه شلوار می‌پوشیدم. جاده‌های تو مثل پیست بولینگ با سپرهای پایین است و من فقط امیدوارم خودم توپ نباشم! شما هر ترافیکی را که مجبور بودم از آن عبور کنم، برکت دادید و خوش می‌گذشت. کامیون‌های شما مشغول دو برابر کردن بار و رساندن آن به نفر بعدی هستند. تابلوهای تو فونت‌های کارتونی دارند و سرعت‌سنج‌های عجیب، و تابلوی میان راه بیابان استراحتگاهی با درخت و نیمکت را نشان می‌دهد!

من زبان شما را نمی‌فهمیدم، جی پی اس هم نمی‌فهمید. ولی همون مکالمه‌های نصفه‌نیمه نشونم داد مردم چقدر خلاق و مقاومند. برندهای خارجی اینجا نیستند، پس خودت کوکا برای خودت ساختی و مرغ سوخاری و حتی سس کچاپ خودت رو، که هیچ قانون کپی‌رایتی قرار نیست جلوی آن را بگیرد. اینترنت فیلتر شده است، اما با یک سیم کارت و VPN همه دوباره آنلاین می‌شوند، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. اینجا به نظر توریستی نمیاد، اما هرگز نمی‌دانی در دستشویی یک سوپرمارکت با یک پسر ایرلندی یا یک مرد کره‌ای که از استانبول دارد پیاده به خانه‌اش می‌رود، برخورد می‌کنی.

راستش را بخواهی، این ناعادلانه‌ترین حسی بود که تجربه کردم، من فقط در چند هفته و یک مراجعه به سفارت ویزا گرفتم، اما مردم تو ممکن است یک عمر تلاش کنند و نتوانند از کشورشون به سفر بروند؛ جایی که من می‌توانم یک شبه مولتی میلیونر شوم، برخی از باهوش‌ترین و سخت‌کوش‌ترین افرادی که تا به حال دیده‌ام، روزی چند یورو درآمد دارند. امیدوارم خوش‌بینی‌ و امیدی که به آینده دارند درست از آب در بیاد و تا آن زمان همه چیز بهبود پیدا کند. تا آن وقت، بابت ماه گذشته متشکرم؛ به مسیرت ادامه بده و مشتاق دیدار دوباره‌ات هستم!»

کد مطلب 6958683

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha