سعدیهای گیلان زمین در وادی فراموشی/ لزوم شناخت شاعران گیلکی سرا

رشت - خبرگزاری مهر: سرزمین سر سبز و سرفراز گیلان شعرای نامدار و بزرگ را در دامان خود پرورده است که شعرهایشان به آثار شاعران نام آور ایران پهلو می زند اما متاسفانه امروز در وادی فراموشی قرار دارند.

به گزارش خبرنگار مهر، با سربلندی می توان از حزین لاهیجی، سید شرفشاه دولایی، فیاض، اسیری، ادیب دلاور، خان احمد لاهیجی، مخفی رشتی، حکیم صبوری و دیگر گویندگان نازک اندیش این دیار ادب پرور را نام برد.

طراوت هوا و سخاوت زمین، سرفرازی کوه و سر زندگی دریا، نعمت پندار و گفتار نیک را به مردم گیلان ارزانی داشته است و در این گذرگاه زمان و در این چشم انداز دلفریب و بیکران است که بسیاری از گویندگان و متفکران از این سرزمین برخاسته اند و نام گیلان را تا دور دستهای ایران بلند آوازه کرده اند.

متاسفانه بیشترمردم به ویژه نسل جوان آشنایی زیادی با شاعران پارسی گو و گیلکی سرای استان گیلان ندارند این در حالی است که علما، دانشمندان، شاعران و فرهیختگان هر شهر و استان، سرمایه ها و گنجینه های عظیم علمی و معنوی و شناسنامه فرهنگ و تمدن آن منطقه به شمار می آیند و شناساندن هر چه بیشتر آنان به شهروندان، در ایجاد و احساس هویت و افزایش تعلق خاطر به زادگاه و محل سکونت نقش مهمی خواهد داشت.

شعر و موسیقی از دیرباز با فرهنگ گیلانیها عجین بود

شعر و موسیقی از دیرباز با فرهنگ گیلانیها عجین بود تا جائیکه در اکثر مراسم سنتی از قبیل عروس بران، حنابندان، عروس گوله، نوروزی خوانی، آینه تکم، مراسم کشاورزی همچون نشا، وجین و غیره ترانه ‌های خاصی خوانده می ‌شد.

همچنین به روایتی دیگر به دلیل طبیعت بکر و زیبای گیلان، مردمان این سرزمین از روحیه ‌ای حساس و هنرمندانه برخوردار بودند و به مدد این هنر زندگی سخت خود را به شیرینی می ‌گذراندند.

گیلان دیرباز از پایگاه فرهنگی مستحکم، غنی و شکوفایی برخوردار بوده به طوریکه سالها پیش از تاسیس وزارت معارف، اوقاف و صنایع مستظرفه ( آموزش و پرورش کنونی ) در رشت مدارس ملی شکوفا بوده است.

به عنوان نمونه دبستان شرف مظفری رشت در سال 1278 شمسی یعنی سالها پیش از وقوع انقلاب مشروطه و از سوی دیگر دبستان دخترانه بنات اسلامی در سال 1290 شمسی در این شهربنا شد و این نشان از آن دارد که مردم این استان به واسطه برخورداری از فرهنگی شکوفا و بالنده در آن سالهای ناآگاهی و جهالت در محیط اجتماعی به کسب علم وادب پرداخته است.

به هر حال گیلان ادیبان و شاعران زیادی از قبیل سید شرفشا، میرزا حسین خان کسمایی، محمد علی افراشته، جهانگیر سرتیپ پور، محمود پاینده لنگرودی، فریدون نوزاد، تیمور گورگین، محمد بشرا، محمد شهدی نژاد لنگرودی، میر احمد فخری نژاد، محمد ولی مظفری کجیدی، ابراهیم شکیبایی لنگرودی، سید مجتبی روحانی، سید مرتضی روحانی، محمد بابایی پوردریایی لنگرودی، محمد قلی صدر اشکوری، علی اکبر مرادیان گروسی، سید علی میرباذل، نادر زکی پور لنگرودی، محمد شمش معطر لاهیجانی، آتش گیلانی، علیرضا محمد بندری، دانش گیلانی و غیره را در دامن خود پرورانده است.

سید شرفشاه دولایی پدر شعر گیلکی است

" سید شرفشاه دولایی " یا پیر شرفشاه عارف و شاعر قرن هشتم هجری است، وی نخستین شاعر گیلانی است که به گیلکی شعر گفته و دیوان اشعاری از خود به جا گذاشته است.

اشعار سید شرف شاه در قالب دوبیتی و به صورت هجایی سروده شده است، این نوع دوبیتی شرفشاه به " چهار دانه های شرفشاهی " مشهور است که خارج از اوزان عروضی ولی دارای وزن هجایی است، تعداد چهاردانه های پیر شرفشاه 772 شماره می باشد.

دیوان اشعار گیلکی سید شرفشاه به صورت کامل در بخارست پیدا و عینا از سوی دکتر محمد علی صوتی به صورت عکسی چاپ و منتشر شد، اکثر اشعار وی دارای مضامین اخلاقی، عرفانی و دینی است، آرامگاه این شاعر برجسته در روستای دارسرای شهرستان رضوانشهر قرار دارد.

" میرزا حسین کسمایی " شاعر، روزنامه نگار، نویسنده و نقاش گیلانی به سال 1244 شمسی در شهر رشت متولد شد، کسمایی از مهاجران ایرانی الاصل بود که پس از فتح هفده شهر قفقاز توسط آقا محمدخان قاجار از تفلیس به شمال غربی آذربایجان کوچ و از آنجا به تدریج تا رشت، قزوین و حتی یزد پیش رفتند.

کسمایی در مدرسه جامع رشت به فراگرفتن عربی و ادبیات فارسی پرداخت و در همین ایام نیز نزد مسیوژان فرانسوی، زبان فرانسه را آموخت و برای تکمیل تحصیلات عازم حوزه علمیه عتبات شد و پس از دو سال به گیلان بازگشت.

میرزا حسین کسمایی از پیشروان شعر گیلکی / اشعار کمی از او به یادگار مانده است

کسمایی در ادبیات فارسی و عربی صاحب نظر و ناطقی زبردست بود. در نقاشی، سیاه قلم، خط نسخ و نستعلیق و شکسته نیز مهارت داشت. از جوانی به سرودن شعر پرداخت که بیشتر آنها به زبان گیلکی بود. از اینرو وی را باید از پیشروان شعر گیلکی دانست که عاشقانه در رواج زبان بومی گام برمی داشت اما متاسفانه جزء تعداد اندکی از اشعار گیلکی او که در مجله فروغ به چاپ رسیده چیزی به یادگار نمانده است، در اشعارش روح وطن دوستی و آزادی خواهی موج می زد که سالها مورد تقلید شاعران دیگر قرار گرفت.

میرزا حسین خان کسمایی که در اواخر عمر از سیاست کناره گرفته بود در سال 1299 خورشیدی به دلیل بیماری کلیه درگذشت و در جوار بقعه سلیمان داراب رشت به خاک سپرده شد.

" محمد علی افراشته " طنزپرداز آزادی خواه، روزنامه نگار، مبارز و مردم دوست، نمایشنامه و قصه نویس گیلانی در سال 1287 شمسی در باز قلعه از توابع کهدم رشت دیده به جهان گشود. هنگام تحصیل در دوره متوسطه به نقاشی، مجسمه سازی و شعرگویی رغبت نشان داد.

شعرهای گیلکی  " محمد علی افراشته  " سلیس و روان و از محبوبیت ویژه ای برخوردار بود

این شاعر انقلابی و آزادی خواه تمام دوران زندگی خود را در راه دفاع از حقوق طبقات زحمتکش به کاربرد، در طنز فارسی مهارت ویژه ای داشت، اشعار گیلکی و فارسی بسیاری سرود که قسمتی از اشعار فارسی اش در کتاب " گیلان در قلمرو شعر و ادب " به چاپ رسیده است، شعرهای گیلکی سلیس و روان او در بین تودههای مردم از نفوذ و محبوبیت ویژه ای برخوردار بود.

افراشته در تهران روزنامه " چلنگر " را منتشر ساخت که موفقیت شایانی در محافل هنری و ادبی ایران نصیبش کرد. چلنگر در دوره بحرانی کشور با مقالات اجتماعی آتشین پر از گفتارهای سیاسی،انتقادی منظوم، منشور و فلکلورهای اقوام مختلف کشور بود و بین دهقانان و کارگران نفوذ و حامی فراوان داشت و در بیداری آنها نقش مهمی ایفا کرد.

افراشته بعد از کودتای 1332 خورشیدی مورد تعقیب نیروهای رژیم دیکتاتوری قرار گرفت و ناچار به ترک وطن شد، در سفر اجباری خود به اتحاد جماهیر شوروی و انصراف از ادامه اقامت در مسکو رهسپار باکو شد، در سال 1339 شمسی در بلغارستان درگذشت و در شهر صوفیه به خاک سپرده شد.

بیتی که در عنوان روزنامه چلنگر و روزنامه های دیگر نوشته می شد هم اکنون بر روی سنگ مزارش نقش بسته است:

بشکنی ای قلم، ای دست اگر پیچی از خدمت محرومان سر

افراشته در شعرهایش از نامهای مستعار " پرستو چلچله زاده " و " معمار بالشی " استفاده می کرد، آثار منتشر شده افراشته شامل " منتخب آثار افراشته "، " مفتخور الاعیان وسی داستان طنز"، " پابرانده گیله مرد "، " برگزیده اشعار فارسی و گیلکی "، " چهل داستان "، " نمایشنامه ها، تعزیه ها و سفرنامه ها " به کوشش نصرت الله نوح است.

" جهانگیر سرتیپ پور " دیگر ترانه سرا، نویسنده، هنرمند و سیاستمدار گیلانی در ششم آذرماه 1282 شمسی در محله سبزه میدان رشت در خانواده ای مالک به دنیا آمد.

پدرش عزیزالله خان مشهور به آقاخان در قشون قزاق ایران سرتیپ دوم و آجودان سلطنتی بود، جهانگیر چهار سال بیشتر نداشت که پدرش را از دست داد.

وی در کودکی به مدرسه شمس می رفت و در هفده سالگی به همراه مرحوم آقا شیخ رضا مقدادی ( خیاط ) نزد میرزا کوچک خان رفت و در دفتر کمیسری جنگ به نویسندگی پرداخت بعد از پیوستن به نهضت جنگل در زمره مبارزان میرزا کوچک خان درآمد و در جریان درگیری میرزا کوچک خان با جناح کمونیستهای کودتاچی به جانبداری از میرزا پرداخت و به این جهت از سوی کودتاچی ها دستگیر و محکوم به اعدام شد و بر اثر حمایت آزادی خواهان رشت از مرگ نجات یافت، خانه موروثی اش نیز در خیابان بیستون رشت به دست عمال دولت انگلیس به آتش کشیده شد.

سرتیپ پور پس از شکست نهضت جنگل به فعالیتهای فرهنگی ـ هنری پرداخت، وی جمعیت " آکتوران آزاد " را تشکیل داد و بعد از اتحاد با جمعیت " ترقی ایران " با عنوان " جمعیت آزاد ایران " فعالیتهای خود را ادامه داد.

جهانگیر سرتیپ پور پیوندی ناگسستنی با آداب، سنن و فرهنگ قومی گیلان زمین داشت

وی پیوندی ناگسستنی با آداب و سنن و فرهنگ قومی گیلان زمین داشت، مقاله ای نیز با عنوان " گیلان از دیدگاه هنر " به چاپ رسیده که در آن به موسیقی ایرانی پرداخته است.

" محمود پاینده لنگرودی " مردم‌ شناس، شاعر، فرهنگنامه ‌نویس، خوشنویس در 12 آبان ماه سال 1310 خورشیدی در شهر لنگرود به دنیا آمد، پدرش محمد نباتچی از بازاریان خوشنام لنگرود بود.

وی تحصیلات ابتدایی را در شهر لنگرود به پایان برد اما به دلیل بیماری پس از دو سال ترک تحصیل بار دیگر به دبیرستان رفت و به تحصیلات خود ادامه داد، پس از پایان تحصیلات دبیرستانی به کارهای فرهنگی رغبت نشان داد و در کنار آن به فعالیت سیاسی پرداخت، در همین دوران با نشریه " چلنگر" آشنا شد و به سرودن شعر پرداخت.

پاینده قریحه‌ای خوش داشت و به فارسی و گیلکی شعر می ‌سرود، وی از رهروان سبک نیمایی بود و در سال 1334 نخستین مجموعه اشعار خود را به نام " گل عصیان " با مقدمه پرویز جهانگیر منتشر کرد.

این شاعر گیلانی در سال 1338 نخستین منظومه گیلکی خود را به ‌نام " یه شو بو شوم روخئونه " را سرود و در سال 1358 آن را به چاپ رساند، شاعر در این اشعار‌ دلتنگی و نوستالژی خود را بیان می ‌دارد و اندیشه سیاسی خود را بازتاب می ‌دهد.

محمود پاینده لنگرودی از رهروان سبک نیمایی بود

پاینده دومین منظومه گیلکی خود را به ‌نام " لیله کوه " در سال 1347 سرود و آن را در سال 1358 منتشر کرد، بن مایه اشعار منظومه بر باورها و اعتقادات مردم زادگاهش استوار است.

مجموعه‌ای از اشعار فارسی شاعر در دو قالب کلاسیک و نو در سال 1383 پس از وفات شاعر چاپ و منتشر شد.

این شاعر گیلانی یکی از چهرههای سختکوش در عرصه فرهنگ عامه بود، کوششهای وی در جهت گردآوری فولکور زادگاه خود از او چهره‌ ای جاودانه ساخته است " فرهنگ گیل و دیلم " وی در ششمین دوره کتاب سال به‌ عنوان اثری برتر برگزیده شده است.

وی در شامگاه 27 آبان ماه 1377 در 67 سالگی در تهران جهان را بدرود گفت و در زادگاهش لنگرود به خاک سپرده شد.

محمد بشرا " درویش گیلانی "، شاعر، نویسنده مطبوعات، رادیو و تلویزیون، پژوهشگر مردم شناسی و فرهنگ مردم گیلان در تولد 23 فروردین ماه سال 1316 محله سرخ بنده رشت در خانواده ای متوسط مذهبی متولد شد.

از سال 1342 به استخدام آموزش و پرورش گیلان درآمد و معلم روستا شد و در سال 1373 با پایه دبیری مدارس راهنمایی تحصیلی رشت به بازنشستگی رسید.

محمد بشرا از سال 1332 در دوره اول دبیرستان سرودن شعر فارسی اعم دو بیتی، غزل و مثنوی را آغاز کرد، از سال 1340 به سرودن اشعار نیمایی فارسی پرداخت و از سال 1342 اوزان نیمایی را در شعر گیلکی بکار گرفت.

وی نخستین کارهای گیلکی نیمایی خود را به سال 1344 در ماه نامه " هنر و ادبیات ویژه بازار " که سردبیری آن را محمد تقی صالح پور، شاعر و روزنامه نگار گیلانی بر عهده داشت، چاپ شد و مورد اقبال قرار گرفت.

تداوم، پایداری، ارائه اشعار استوار و اصیل گیلکی نیمایی شاعر، این شیوه شعری را در ادبیات گیلکی رواج داد و امروزه گروه بسیاری از شاعران گیلکی سرا به این سبک شعری روی آورده و آثار ارزنده بسیاری را خلق کرده اند.

محمد بشرا از سال 1370 به سرایندگان "هسا شعر" پیوست

از سال 1370 به سرایندگان "هسا شعر" پیوست و همچنان از سرایندگان این سبک تازه شعری است و آثارش در ماهنامه ها، گاهنامه ها، فصلنامه ها و هفته نامه های بومی و غیر بومی در گیلان، قزوین و تهران به چاپ می رسد.

از محمد بشرا تاکنون دو کتاب شعر به نامهای " ایله جار " و " هرای " به چاپ رسیده و کتاب دوم " هسا شعر " شاعر با نام هوزار آماده چاپ است، مجموعه آثار کلاسیک ( گیلکی و فارسی ) و مجموعه آثار نیمایی وی نیز فراهم آمده است که به نوبت چاپ خواهد شد.

" میراحمد سید فخری نژاد " مشهور به شیون فومنی از شاعران و مشاهیر شعر و ادب گیلان است، وی در سال ۱۳۲۵ در شهرستان فومن دیده به جهان گشود و در سال ۱۳۷۷ به دلیل بیماری مزمن کلیوی درگذشت، از وی تاکنون دفترهای متعدد شعر و نوار صوتی به فارسی و گیلکی منتشر شده است.

بدون شک ادبیات گیلکی به دلیل مشکلات عدیده و علل مختلف بویژه عدم رسم الخط معین و مشخصی به جهت گویشی بودنش و داشتن پیشینه مکتوب ادبی و تاریخ ادبیات مدون، متاسفانه فاقد ادبیات رسمی مکتوب است و شاعران گیلکی سرا به مانند سایر سخنوران ادبیات ملل خاصه زبان و ادبیات فارسی از نعمت بزرگانی همچون فردوسی، خاقانی، نظامی، مولوی، سعدی، حافظ، صائب، بیدل و همچنین متون ماندگاری چون تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی برخوردار نبوده آنچه هست بسیار اندک و تنها بخشی از آن در اختیار گیلک زبانان می باشد.

و به جرات می توان گفت شاعران گیلکی سرا از جان و جوهره ذاتی خود در سرایش اشعار گیلکی مایه گذاشته اند و آثار ارزنده شاعران ارجمند گیلکی سرا برای تکامل و پویایی زبان و فرهنگ آیندگان بسیار مغتنم و مفید خواهد بود.

آری زدودن غبار فراموشی از چهره شعرا، نویسندگان و فرهیختگان و مفاخر گذشته این دیار می توان ایجاد حس خودباوری را در بین جوانان نسل حاضر تقویت کرد از اینرو باید فرآیند هدفمند، سازمان یافته و برنامه ریزی برای درازمدت در دستور کار قرار گیرد.

کد خبر 1582693

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 2 =