به گزارش خبرگزاری مهر، بدون ترديد هر فردي براي آسايش و راحتي خود در اين دنيا تلاش مي كند و اين تلاش به حكم غريزه و طبيعت است. اصل اين عمل كه آدمي بايد به دنبال آسايش خود باشد و در راه بهبود بخشيدن زندگي خود و اهل و عيالش تلاش نمايد مورد قبول اسلام است و نكوهيده نيست، بلكه مستفاد از برخي آيات و روايات اين است كه مال، خير است و در تحصيل تقوا مي تواند به صاحبش كمك كند.
قرآن كريم از مالي كه از ميت باقي مانده به خير تعبير كرده و در آیه 180 سوره بقره مي فرمايد: خداوند به شما دستور مي دهد كه هرگاه مرگ به سراغ يكي از شما آمد. اگر خيري از او بر جاي مي ماند، به مقدار مناسب براي پدر و مادر وخويشان وصيت كند، اين حقي است كه خدا بر متقين قرار داده است.
همچنين پيامبر (ص) می فرماید: "توانمندي در مال كمك خوبي بر دستيابي به تقواست". در برخي از روايات، تحصيل مال براي تامين معشيت خود و عيال و مصرف آن در بهبود زندگي ديگران از كارهاي آخرت قلمداد شده است. امام صادق(ع) می فرماید: از خدا توانگري و عافيت در دنيا طلب كنيد.
همچنين ابن ابي يعفور نقل مي كند مردي نزد امام صادق(ع) گفت: چه كنيم كه طالب دنيا گشته ايم و دوست داريم به دنيا دست يابيم، امام (ع) فرمود: بعد از رسيدن به دنيا قصد داري چه كني؟ عرض كردم قصد دارم به خود و عيالم رسيدگي كنم، صله رحم به جاي آورم، با آن مال حج و عمره به جاي آورم وآن را صدقه دهم. امام فرمود؛اين دنيا خواهي نيست، بلكه آخرت جويي است.
كوشش براي توسعه زندگي و افزايش ثروت تا جايي مطلوب است كه عناوين ديگري مثل حرص و طمع، راحت طلبي و تجمل پرستي برتري طلبي و فزون صدق نكند و نيز انسان را از كسب علم و تحصيل معنويات باز ندارد. اگر يكي از عناوين ياد شده، برآن منطبق شد يا انسان را از و صول به زندگي معنوي محروم ساخت، قطعا ناپسند است و همه آنچه در روايات در مذمت دنيا و زخارف آن و نكوهش مال و ثروت آمده و از فقر و فقراء مدح شده به اين جهت است كه اينها ما را از زندگي معنوي غافل نكند.
به هرحال در صورت مزاحمت بين آسايش و راحتي در دنيا با سعادت اخروي، بايد آسايش دنيا را فدا كرد و لكن اغلب اوقات نعمت هاي مادي و دنيوي زمينه مناسبي براي سعادت آخرت است.
توجه به اين نكته هم لازم است كه اعتقاد به تقدير الهي با اعتقاد به نظام علت و معلول منافات ندارد. اعمال و نيت ما به نوبه خود موجب اراده و خواست خدا و تقدير او مي گردد و اين خود عين نظام اسباب و مسببات است. حوادث عالم داراي عللي است و همه اين علت ها به اراده و مشيت خدا منتهي مي گردد و بديهي است كه مشيت خدا هم بر اساس حكمت است.
بنابراين ما مي توانيم حوادث جهان را به سه دسته تقسيم كنيم؛
1-حوادثي كه ما انسانها انتظار وقوعش را داريم و وقوع آن را طبيعي مي دانيم، گرچه معتقديم كه اين حوادث به اراده خدا منتهي مي شود.
2- حوادثي كه ما انتظار و قوعش را نداريم، لكن آن حوادث از مجاري طبيعي به وجود مي آيد.
3- حوادثي كه ما انتظار وقوعش را نداريم و از مجاري طبيعي هم به و جود نمي آيد. در همه اين اقسام، حوادث و افعال به علت وابسته است و اتفاقي نيست.
در نتيجه يك سلسله اعمال صالح انسانها موجب مي شود كه خداوند نعمت هايي به صاحبانش عطا كند.نعمت هايي كه ما انتظارش را نداريم از راه هاي طبيعي يا غير طبيعي بهره مند مي گردند.براي نمونه رزق گوارا، عمر طولاني،رفع يا تسهيل مشكلات و..... مي باشد.


نظر شما