۲۰ مرداد ۱۳۸۵، ۱۳:۴۷

انقلاب مشروطه و جدال قديم و جديد (6)

ميرزا فتحعلي آخوندزاده و مباني تمدن جديد

ميرزا فتحعلي آخوندزاده و مباني تمدن جديد

خبرگزاري "مهر" - گروه دين و انديشه: ميرزا فتحعلي آخوندزاده در كنار ميرزا ملك خان از جمله مشهورترين چهره هاي ضد دين در دوران انقلاب مشروطيت ستند. آنچه در ذيل مي آيد نگاهي است به انديشه هاي فتحعلي آخوندزاده.

به گزارش خبرنگار دين و انديشه "مهر"، آخوندزاده در سال 1227 ه.ق درخانواده هاي بازرگان در شهر نوپه در ولايت شكي زاده متولد شد. آخوندزاده پيشرو مكتب سكولاريسم با ديدگاه هاي آشكار ضد روحانيت بود، كه منشاء بسياري از مفاهيم و مضامين دوران مشروطيت درحوزه انديشه هاي سكولاريتي بود. آخوندزاده، تمام دوران بلوغ خود را در روسيه سپري كرده بود، يعني اينكه پرورش روسي داشت و يك ضد دين و ضد اسلام به حساب مي آمد.

آخوندزاده مدتي را درجواني در مكتب گذراند، اما تحصيل را رها كرد. درحدود 20 سالگي با شخصي به نام ميرزا شفيع آشنا شده اين شخص تاثير زيادي بر شخصيت وي گذاشت. ميرزا شفيع اهل فلسفه و عرفان بود  و به دليل افكارو انديشه هاي خاص خودش، مخالفت شديد خيلي از روحانيون را بر انگليخته بود.  وي مخالف تحصيلات حوزوي و علوم مرتبط با آن بود. همين انديشه هاي ميرزا شفيع باعث واخوردگي شديد آخوندزاده از روحانيت و علوم ديني شد.

آخوندزاده با زبان روسي آشنا بود و به واسطه همين زبان، با انديشه هاي اروپائيان آشنا شد و علوم جديد را فرا گرفت. آشنايي وي با زبان روسي باعث گرديد كه وي با بسياري از اديبان و شخصيت هاي روسي آشنا شود كه از جمله آنها خاچاطور ابويان بود. ابويان مخالف كليسا و روشنفكري ضد دين بود. حسين زاده كه يك روحاني دگرانديش بود نيز بر افكار آخوندزاده تاثير گذاشت.

آخوندزاده به عنوان يك سكولار به جدايي دين از سياست اعتقاد داشت و به تاثير ازهيوم انگليسي انديشه اي خاص داشت كه مي توان چند عنوان از آن را بر شمرد: نگرش و رويكرد اين جهاني و طبيعت گرايانه به دين، انتقاد شديد از آموزه هاي ديني و عالمان ديني، اعتقاد به پروتستانيسم اسلامي، جدايي از اسلام و عربي گري، بيداري فرهنگي ايراني، جدايي از سنت و رو  آوردن به علوم جديد غربي، مخالفت شديد با روحانيت و گرايش به فلسفه غربي.

آخوندزاده، كسي است كه همه چيز را بر اساس علم ارزيابي مي كند، حتي دين را نيز براساس علم آزمايش پذير، بررسي مي كند. وي شخصي تجربه گرا و پوزيتويست بود، مخالفت وي با دين نيز به دليل همين تجربه گرايي وي و تاثير پذيري از انديشه هاي ديويد هيوم و رنان است.

آخوندزاده از پيشروان انديشه ايراني گرمي جدا از اسلام است. انديشه اي كه دراوايل حكومت رضاخان نمود شديدي يافت و به باستان گرايي منجر شد.

آخوندزاده در اثرش به نام مكتوبات يكسري انتقادات سياسي به حكومت ناصري وارد مي كند و وي را شخصي عياش و جاهل قلمداد مي كند وهمه مردم ايران را به فراموشخانه ها دعوت مي كند. وي در دوران مشروطه خواستار رو آوردن مردم به انديشه هاي فراماسونري و سكولار بود كه اين امر سرآغاز انديشه هاي ضد ديني در مشروطيت است. انديشه اي كه از دلايل انحراف مشروطه و به شكست انجاميدن آن است. ورود جريانهاي سكولاريتي به تحولات مشروطه باعث گرديد كه جريان مشروطه با موانع  و مشكلاتي روبرو گردد واز مسير اصلي خارج و در نهايت به شكست و حذف مشروطه خواهان منجر شود.

آخوندزاده به عنوان يك سكولار براساس اصالت حس و تجربه، بدنبال حذف دين از تحولات اجتماعي بود، يعني اينكه دين نبايد در اداره جامعه دخالت كند.

جدي ترين مخالفت انديشه هاي آخوندزاده در آرا و انيشه هاي شيخ فضل الله نوري وجود دارد، روحاني كه بدنبال مشروطه مشروعه بود و با انديشه هاي سكولاريستي و ضد ديني مخالفت مي كرد.

آخوندزاده دين را به عنوان ابزار و حداكثر به عنوان وسيله اي براي زندگي اخلاقي مي دانست و همه چيز را مادي گرايانه، تجربي و طبيعت گرايانه تفسير مي كرد.

آخوندزاده تمام مناسبات عصر خويش را زير سئوال مي برد كه دين هم از جمله آنهاست، وي به عنوان يك عيني گرا در دوران مشروطه با توجه نمايشنامه هايي كه مي نوشت تاثير گذار بوده است واز رجالي است كه هنوز محدوده افكار و شخصيت وي بدرستي مشخص نشده است و بررسي انديشه هاي وي نيازمند ذهني واقعي گرا و نقادانه است.

کد مطلب 364871

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha