کودتای ۲۸ مرداد تلاش غرب برای مهار نهضت ملی شدن نفت بود

شورای امنیت ملی امریکا تاکید کرده بود که حمایت قاطع از بریتانیا ضروری است چرا که ایران به قراداد خود پشت پا زده و به این ترتیب به الگویی بد برای دیگر کشورها از جمله عراق تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از حمیدرضا عابدیان است که در ادامه می خوانید؛

۱. در یادداشت «۲۸ مرداد و حساسیت زدایی از نیروی خارجی» تلاش کردم تا توجه به این رویداد تعیین کننده در تاریخ ایران را از تمرکز این سال ها بر روی دوگانه ی «مصدق-کاشانی» به مسأله ی «مداخله ی خارجی» جلب کنم. شصت و پنج سال از آن واقعه گذشته و متاسفانه هنوز جامعه ی ایرانی از این زاویه آسیب پذیر است. از این منظر، خوانش دقیق نهضت ملی و چگونگی مداخله ی خارجی در تعیین فرجام تلخ آن اهمیتی دوچندان پیدا می کند. این نه به معنای آن است که در تحلیل شکست این نهضت، نگارنده معتقد به اولویت نقش نیروی خارجی ست و عوامل داخلی را در جایگاه بعدی می نشاند بلکه توجه دادن به این نکته است که ببینیم و بفهمیم چگونه بخشی از نیروهای داخلی با «تغذیه ی اطلاعاتی غلط و جهت دار»  بدون آنکه فهمیده باشند، علیه منافع ملی و در زمین حریف بازی کردند و البته چنین فهمی از تاریخ نهضت ملی وقتی میسور و ممکن است که کودتا را صرفا در سه روز پایانی آن، یعنی از ۲۵ تا ۲۸ مرداد محصور نکنیم.

۲. اما کودتا در پی چه بود؟ اسناد جدید می گویند شورای امنیت ملی امریکا تنها به فاصله ی دو هفته بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران تاکید کرده بود که «آمریکا نباید در این جدال نقشی خنثی ایفا کند و حمایت قاطع از بریتانیا ضروری ست چرا که ایران به قراداد خود پشت پا زده و به این ترتیب به الگویی بد برای دیگر کشورها از جمله عراق تبدیل شده است.» این شورا همچنین افزوده بود «ایران با ملی کردن صنعت نفت وضعیتی فراگیر را بوجود آورد که ما باید هرچه در توان داریم، برای مهار آن انجام دهیم.»

۳. در آغاز، این مهار الزاما با حذف مصدق تعریف نمی شد. اتفاقا بدلیل محبوبیت فراگیر نخست وزیر، ترجیح این بود که موضوع با حفظ صوری قانون ملی شدن صنعت نفت، با توافق جدیدی که منافع دول استعماری را حفظ نماید، فیصله پیدا کند. این طرحی بود که با وجود مصدق و اتحاد فراگیر نیروهای ملی به انجام نرسید. پس از آن تصمیم گرفته شد که مصدق به عنوان مانع بزرگ توافق، به طرق قانونی کنار گذاشته شود. اوج این تلاش ها در وقایع منجر به سی تیر متجلی شد که شکستی دیگر برای دول خارجی بود. جامعه ی ایرانی توانسته بود تا آن تاریخ همه ی راهها  برای تحمیل یک قرارداد نافی منافع ملی را مسدود کند و از این رو ، روش‌های دیگری باید بکارگرفته می شد تا مانع از تحقق قانون ملی شدن صنعت نفت شود. نطفه ی کودتا در چنین شرایطی بسته شد.

۴. بنابر آنچه گفته شد، رویدادی که ما آن را کودتا می دانیم، از بامداد بیست و پنجم مرداد آغاز نمی شود. این رویداد دست کم عقبه ای ده ماهه دارد. در واقع مقدماتی لازم بود تا پروژه ی کودتا در پرده ی آخر موفق به حذف مصدق شود و این مقدمات همانی ست که ما باید آن را دقیقا واکاوی کنیم : مجموعه عملیاتی که ذیل «جنگ روانی و بی ثباتی سیاسی» برای سقوط نخست وزیر انجام می گرفت!

۵. انباشتن سپهر سیاسی از شایعات و اطلاعات و اخبار و اعلامیه ها و مقالات جهت دار، یکی از عمده ترین روش هایی بود که در این زمینه بکار گرفته شد. اگر این تصور فانتزی را کنار بگذاریم که همه ی عوامل و نیروهایی که منجر به موفقیت کودتا شدند، توسط سرویس های اطلاعاتی خریداری شده بودند، آنگاه شاید روزنه ای باز شود تا توجه کنیم که چگونه برخی از نیروها، متاثر از فضای اطلاعاتی آلوده ی ایجاد شده، به تدریج به تحلیل های غلط و همسو با خواست کودتاچیان رسیده و بی آنکه متوجه شده باشند، در زمین حریف بازی کردند! به نظر حقیر این یکی از مهمترین سرفصل های خوانش کودتای ۳۲ است.

۶. این داستان هم امروز نیز ادامه دارد و به مدد گسترش فضای رسانه ای، با ابعاد و شیوه های متنوع و پیچیده تری دنبال می شود. رونمایی قطره چکانی از اسناد آرشیوی و گزینش های جهت دار از  آنها در فضای رسانه ای، هنوز فهم دقیق فرآیندهای منتهی به کودتای ۳۲ را با مشکل ‌مواجه می سازند. تازه ترین این چشم بندی ها، رونمایی از سند اردشیر زاهدی ست! سندی که در آن ادعا می شود در جریان کودتای ۲۸ مرداد یا مدت کوتاهی پس از آن، به برخی از روحانیان سرشناس، مبالغ زیادی پول پرداخت شده است.

‍ ۷. خواننده ی محترم احتمالا به خوبی دیده است که انتشار این سند در این روزها، چگونه فضای مجازی را تصرف کرده است. ملاحظه می کنید که یک تکه کاغذ که بر روی آن یک سری اسم به همراه مبالغی پول نوشته شده، چگونه قبل از طی کردن موازین علمی سند شناسی، به عنوان مدرکی متقن مورد استناد عامه و متاسفانه برخی از اهل نظر قرار می گیرد  و افکار عمومی را مهندسی می کند و بازی حریف را جلو می برد!

۸ . صرف نظر از محتویات این سند که گفته می شود اردشیر زاهدی، یکی از نام آورترین بازیگران کودتا، آن را اخیرا به موسسه هوور در دانشگاه استنفورد هدیه کرده، کدام کارشناس معتمد و ملی توانسته به لحاظ قواعد و موازین سند شناسی، به استناد ورقه ی سند، از حیث توجه و دقت در خط و کاغذ و مرکب آن و دیگر نکاتی که جنبه ی مادی دارد، مثل شناختن محلی که سند در آنجا نگهداری می شده است، اصالت آن را تایید کند؟

۹ . نکته ی عجیب دیگر این است که اردشیر زاهدی در تمامی این سالها اساسا منکر کودتا بوده و بیست و هشت مرداد را قیام مردم علیه مصدق می دانسته! پس چگونه است که ناگهان از چنین سندی رونمایی می کند؟ این سند بیش و پیش از آنکه وهن کاشانی باشد، در صورت صحت، در خدمت اثبات وقوع کودتایی قرار دارد که در همه ی این سالها، برخی از جریانات داخلی و خارجی با همه ی نیرو و توان آن را انکار کرده بوده اند.

۱۰. استاد محمدعلی موحد اما منتقد تیزبین روایت هایی از این دست است. موحد در مجموعه ی گرانسنگ خواب آشفته ی نفت، ضمن اشارات دقیق به مواضع ضد مصدقی کاشانی از اسفند سی و یک تا مرداد سی و دو، جانب انصاف را فرو نمی گذارد و در واکنش به گزارشات کینزر، گازیوروسکی و منابع MI۶مبنی بر پرداخت مبلغ دهزار دلار به کاشانی در صبح روز بیست و هشت مرداد برای بسیج اراذل و اوباش، در نقد روایت کینزر می نویسد:

صبح بیست و هشت مرداد ، روزولت ده هزار دلار در بسته ای می گذارد و دستور می دهد که آن را ببرند برای احمد آرامش، آرامش باید برخیزد و دنباله ی ماموریت را بگیرد و آن را ببرد تا خانهی آیت الله و آیت الله با دریافت پول، به سراغ سردمداران اوباش بفرستد تا رفقای خود را خبر کنند. علم و کتل بردارند و بریزند در خیابان ها. این کارها وقت و فرصت لازم دارد و انجام آنها در بامداد پگاه یک روز، بعید به نظر می آید و ما می دانیم که اوباش کودتاگر در ساعت نه صبح بیست و هشت مرداد در خیابان ها بودند. حق آن است که در مورد این قبیل گزارش ها، باید با احتیاط تمام رفتار کرد و تا سند متقن و درخور اطمینانی بدست نیامده است، از معاندت یا محابا، اجتناب باید واجب شمرد. ( خواب آشفته ی نفت، از کودتا تا زاهدی ، ص ۴۶۴ )

آری، یک مورخ پژوهشگر، در مواجهه با اسناد، حتی اگر از آرشیوهای مطمئن خارج شده باشند، تحلیل عقلانی خود را تعطیل نمی کند.

۱۱.جمع بندی می کنم. نمی توان کاشانی را «آدم» سرویس های بیگانه دانست. دست کم بر اساس سندهایی که تا امروز منتشر شده اند. حرف من این است که کاشانی در ماه‌های پایانی، با تحلیل خودش به مخالفت با مصدق نشسته بود و نه به اشاره ی سفارتخانه ها با این توضیح که تحلیل های او در همان فضایی شکل می گرفت که سرویس های اطلاعاتی ساخته بودند و این همان درسی ست که باید از کودتا بیاموزیم.

کد خبر 4381794

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 1 =