
* مي دانيد كه دكتر نصر داراي منتقدان فراواني در ايران و جهان است . آيا فكر نمي كنيد كه انتشار اين انتقادها نيز ضروري باشد ؟
- واقعا مهم است. ما بايد آثار منتقدان ايشان و پاسخهايي كه ايشان به اين انتقادات داده اند را نيز مورد توجه قرار دهيم . در همان مجموعه كتابخانه فيلسوفان معاصر بخشي از اين مناظرات آمده است . بخشي از اين مباحثات هم در جلسات سخنراني ها اتفاق افتاده كه نوار آنها موجود است. بنابراين، ما بايد اين كارها را نيز انجام دهيم، چون خيلي درس آموز است. براي مثال در جلسه اي كه دانشگاه جورج واشنگتن در تجليل از ايشان برگزار كرد در آن جلسه رييس دانشگاه كه از متفكران يهودي است در تقدير از دكتر نصر گفت : عليرغم اينكه ما اختلافاتي در نحوه بررسي و تطبع ايشان در بررسي اديان داريم، اما بنده ايشان را يكي از مهمترين رهبران تفكر سنتي جهان معاصر مي دانم.
يكي از مناظرات مهم ايشان كه بخشي از آن نيز منتشر شده ، مناظره با پرفسور جان هيك در باب پلوراليسم ديني است . دكتر نصر به نوعي معتقد به تكثرگرايي اديان هستند، جان هيك هم به اين اصل معتقد است . اما اين دو ديدگاه تفاوت ماهوي با يكديگر دارند. بنابراين، اگر اين مناظرات و انتقادات منتشر شود در فهم انديشه هاي دكتر نصر كمك فراواني خواهد كرد . البته بعضي از اين مناظرات مكتوب نيست، بلكه به صورت راديو و تلويزيوني است كه فيلم آنها موجود است . ما براي اين مناظرات نيز بايد ظرفيتي بوجود آوريم تا مثلا به صورت زير نويس و ترجمه هاي همزمان در اختيارعلاقمندان قرار بگيرد. چون گذشته از مضمون موجب ايجاد نشاط علمي خواهد شد . هر چند در فضاي دانشگاههاي ما كار علمي صورت مي گيرد ، اما آن نشاط و حركت كه تاثيرگذار در توسعه علمي باشد، وجود ندارد. بنابراين، انتشار اين انتقادات سبب ايجاد نشاط و تحرك خواهد شد.
من در تلاش هستم كه در بعد از انقلاب كشور ما بتواند از حضور ايشان بهره مند شود و براي اين كار هم دلايل كافي دارم . چون ايشان امروزه در دنيا فردي است كه تفكر سنتي را ترويج مي كند و ما امروزه به اين تفكر سنتي در جامعه نيازمند هستيم و اين تفكر را نيز هر كسي نمي تواند نمايندگي و بيان كند ، اما ايشان اين توانايي را دارد و توانسته در دنيا اين كار را انجام دهد . اميدواريم شرايطي فراهم شود كه ما بتوانيم از حضور ايشان در داخل كشور هم بهره مند شويم.
* يكي از انتقاداتي كه بر ايشان وارد است كاهش مقالات و كتابهاي ايشان به زبان فارسي است .
- بله، اين ايشان اين انتقاد را وارد مي دانند. البته شرايط خارج از كشور و دانشگاه ها و نگاه به جهان و اسلام تا حدي دغدغه و اولويت فكري ايشان را به آن سمت جهت داده است . اما به نظر من هم اينگونه نقدها مطرح است . مقالات ايشان بعد از انقلاب به زبان فارسي بسيار كم شده است. يعني ، ايشان به ندرت به زبان فارسي مقاله اي نوشته اند. البته تعدادي مصاحبه ها و سخنراني هايي به زبان فارسي از ايشان از روي نوار پياده شده است. اما همان طور كه مي دانيد اين دست مطالب را در زمره مقالات علمي و تحليلي نمي توان قلمداد كرد. البته به نظر من فضاي خارج از كشور يكي از موانع انجام چنين كاري توسط ايشان بوده است. اما همان طور كه شما فرموديد جاي اين گلايه باقي است. چون حتي به اعتقاد خود ايشان زبان فارسي داراي ويژگي هايي است كه جهت انتقال برخي از مفاهيم از ديگر زبانها كارآمد تر مي باشد. مثلا ايشان « لطافت روحاني » و معنويات فردي را جزء مفاهيمي مي دانند كه نياز به اصطلاحاتي دارند كه بتوانند اين مضامين را حمل كند و اين الفاظ در همه زبانها به راحتي پيدا نمي شود و زبان فارسي به دليل اينكه داراي انعطافي در زمينه لطافت و شعر و عرفان دارد، اين توانايي را دارد. البته در قالب مباحث فلسفي نيز به نحو ديگري چنين توانايي هايي وجود دارد. يكي ديگر از دلايل كاهش آثار ايشان به زبان فارسي كمبود فرصت و زمان است . فضاي تدريس و تحقيق و مباحثه در دانشگاهها ي آمريكا همه وقت ايشان را به خود اختصاص داده است .
* با توجه به مسووليت شما در صدا وسيما ، آيا فكر نمي كنيد كه طرح مباحث ايشان در كنار ساير بحثها ، به نشاط و تحركي كه لازمه يك جامعه علمي است دامن بزند ؟
بله ، قطعا همين گونه است . در چند سال پيش ما دو برنامه يكي راجع به پلوراليسم ديني و يكي هم راجع به گفتگوي تمدنها در راديو پخش كرديم . وقتي ما اين دو برنامه را از راديوي جمهوري اسلامي پخش كرديم ، در برخي از روزنامه ها راجع به آن مطالب بسيار بدي نوشته شد. در اوايل انقلاب شرايط به گونه اي نبود كه بتوان از چنين شخصي ياد كرد چون اسم ايشان در رديف كساني كه متعلق به گروه هاي فراماسون بود قرار داشت، در حالي كه چنين سوابقي هيچ كدام درست نيست. اما، به فرض كه چنين موضوعاتي نيز درست باشد ، در ارزيابي كارنامه ايشان بايد به خدمات شان كه بسيار زياد است توجه شود .
* دكتر نصر علاوه بر تاليف كتابهاي فلسفي و عرفاني داراي اشعاري نيز هستند كه به زبان انگليسي سروده شده و منتشر شده است . آيا ايشان به زبان فارسي نيز شعر گفته اند ؟
- بله، اما اشعار فارسي ايشان متفرق است . يعني هم به لحاظ كيفي و هم از لحاظ كمي به اين مقدار كه ايشان بخواهد آن را چاپ كند نيست. اما همان طور كه شما فرموديد به انگليسي اين كار انجام شده است . البته اين شعري كه در اول اين كتاب وجود دارد از سروده هاي خود ايشان است كه با يك توجه روحاني به اديان سروده شده است و نمايشگر ديدگاه معنويت گرايي است كه ايشان نسبت به اديان دارد .


نظر شما