خبرگزاری مهر، گروه استانها: آتش اغتشاش تروریستهای مسلح که نان و نام بازاریان رشت را نشانه گرفته بود، جان آنان را نیز هدف کینه خصمانه و رفتارهای خشن خود قرارداد و کار و کاسبی شأن را حسابی کساد کرد و خاکستر جهل بی خردان سرمایه سالها جوانی آنان را بر باد داد اما حافظان امنیت پای کار آمدند برای ایجاد امنیت و آرامشی از جنس بارانهای نقرهای شهر بارانی مان.
اما آن هنگام که نیروهای عزیز و شریف بسیج در کنار حافظان امنیت در میدان آمده تا برای ایران تا پای جان از جان و نام و مال مردم شهر رشت دفاع کنند هدف کینه توزی تروریستهای مسلح داعش صفت قرار گرفته و بسیجیان شهر رشت را که از قضا تعدادی از آنان خود در کف میدان بازار، نان در میآوردند و خاکستر شعلههای جهل تروریستهای مسلح به مال و جان هم صنفیها را خوب میفهمیدند را به طور دردناکی به شهادت رساندند.
باید از بسیجی سپاه ناحیه مرکزی رشت شهید کیومرث آذری گفت که از قضا خود نجار بود و نان بازو در میآورد و اتفاقاً هنر و حرفه این شهید والامقام به عنوان نیروی جهادگر در خانههای محرومین زیادی که توسط بسیج به افراد کم برخوردار اعطا میشد، به یادگار مانده است.
بسیجی میدان؛ او فرمانده پایگاه مقاومت بسیج در منطقه عینک رشت بود که دغدغه مردم محل داشت و محل رجوع مردم برای رفع مشکلاتشان بود، او تلاش میکرد تا به پشتوانه هنرش با گرد و خاک کار چوب و نجاری، گرد غم را از شانههای بسیاری از هم محلهای هایش بزداید و مرهم دردها باشد اما روزگار نسخه دیگری پیچید و این شهید هفتاد ساله بسیجی که ریش سفید محل و گره گشای انسانها بود به طرز دردناکی توسط تروریستهای مسلح داعش صفت به شهادت رسید او حالا شده آبروی بازار و بازاریانی که مالشان سوخته و هم بخاطر مام وطن و هم صنفاتش جانش را نثار کرده است.
شهید مکانیک دهه هشتادی
از شهید مهدی فردی باید گفت، جوان دهه هشتادی که از قضا او هم مکانیک بود و حافظ امنیت بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت که پای کار انقلاب تا آخر ایستاد و تا آرمان حضرت روح الله (ره) استخوان در گلوی نظام استکبار باشد.
شهید بسیجی سپاه ناحیه مرکزی رشت که حرفه صنعتیاش کار جهادی را خسته کرده بود و خوشرویی و مهربانیاش دوستان و همرزمانش را متحیر کرده است در جهاد مقتدرانه ای دیگر در تاریخ گیلان و ایران خوش درخشید و با ایستادگی در برابر تروریستهای داعش صفت مسلح توطئهها و خوابهای خیالی بدخواهان و دشمنان را به کابوسی ابدی تبدیل کرد.
همرزم شهید میگوید: او را غریب گیر آوردند، از پشت به پهلوی او تیر زدند و وقتی زمین گیر شد، بر او هجوم برده و با هرچه در دست داشتند بر او نواختند و او را «اربا اربا» کردند. دو دوستش را شکستند، با ضربات چاقو او را تکه تکه کردند و در زمانی که هنوز نفس میکشید باک بنزین را روی او ریخته و او را زنده زنده در آتش جهل و داعش صفتی خود سوزاندند.
شهید پرستاری که زنده زنده سوزانده شد
از شهیده مرضیه نبوی نیا هم باید نوشت او که تا پای جان برای سلامت مردمش ایستاد را زنده زنده سوزاندند و هلهله کنان برای گریه دخترکش با قهقهههای شیطانی خندیدند؛ تابوت کوچک مادرانه اش نشان از نبود جسم دنیایی خانم شهیده پرستار گیلانی است و روضه حضرت مادر پشت دربهای حمایت از ولایت علی (ع) بار دیگر هویدا شد.
شهید امیر علی لطیفی دیگر شهید دهه هشتادی بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت است که غیرتمندانه و مردانه تا پای جان برای ایران ایستاد و آبروی دهه هشتادی های شد که او هم کارش آزاد بود و هر جا نیاز بود پای کار انقلاب میایستاد. او که نیروی بسیجی خوش رو، مهربان و دوست داشتنی بود، با شجاعت و بی باکیاش محبوب دل دوستان و استخوان در گلوی دشمنان شد.
ابوحلمای گیلان
از شهید حمید سلمان پیشه باید نوشت که کارگر تاسیساتی شهرداری رشت بود که وقتی آتش کینه تروریستها را دید تا پای جان ایستاده و در شبی که حلمای عزیز او در آتش تب میسوخت، با خاموش کردن آتش داعش صفت تنه تروریستهای مسلح ایستاد و اگر چه او هم در آتش آنها سوخت و «اربا اربا» شد تا نام مردم رشت به اقتدار فرزندانش همواره در تاریخ این مرز پر گوهر ایستا بماند.
ابوحلمای گیلان هم همچون علی اکبر امام حسین (ع) در غربت جهل یزیدیان سوخت و نامش برای همیشه تاریخ ماندگار ماند و یزید صفتی تروریستهای مسلح در تاریخ ماندگار شد.
القصه اینکه استان گیلان با تقدیم هشت شهیدی که در آتش کینه تروریستهای مسلح داعش صفت قطعه قطعه شده و سرانجام در دامان حضرت شهدا آرمیدند نشان داد که فرزندان گیل و دیلم برای سربلندی ایران قوی تا پای جان ایستادهاند و شهر مظلوم رشت که داغدار جوانان غیورش و غمناک بازارها و مساجد در آتش سوختهاش است امید دارد تا بار دیگر به برکت خون شهیدان مظلومش، خار چشم دشمن شده و پرچم حماسه سازی شهر رشت برای همیشه به نام فرزندان شهید میرزا کوچک در دنیا برافراشته خواهد شد.


نظر شما