یادداشت مهمان- سید احمد علوی فعال سیاسی: یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در نشریه آمریکایی فارینافرز، بیش از آنکه یک تحلیل راهبردی باشد، یک «رجعت تاریخی» نگرانکننده است. گویی ایشان در کپسول زمانِ سال ۱۳۹۵ حبس شده و صدای خرد شدن استخوانهای برجام و عربدههای ترامپ در سال ۱۴۰۵ را نمیشنود!
چرا منطق ظریف نه تنها قدیمی، بلکه خطرناک است؟
۱. شرکای خیالی، بدعهدیهای عینی: ظریف در حالی دم از محدودیت ۳.۶۷ درصدی و معامله هستهای میزند که تجربه تلخ خروج آمریکا از قراردادهای بینالمللی، امروز دیگر یک فرضیه نیست، بلکه یک «حقیقت خونبار» است. تکرار فرمول شکستخورده برجام در عصر فشار حداکثری دوم ترامپ، چیزی جز دعوت دشمن به تعرض بیشتر نیست.
۲. معادلات میدان، فراتر از میز مذاکره: امروز که ایران اسلامی بر قله اقتدار ایستاده و توازن قدرت در منطقه توسط محور مقاومت دگرگون شده، پیشنهادِ به عقب راندن توان صلحآمیز هستهای، نوعی «خلع سلاح داوطلبانه» در میانه جنگ است. جناب ظریف متوجه نیست که در سال ۱۴۰۵، امنیت ایران با «بتن ریختن» در قلب رآکتورها تأمین نمیشود، بلکه با «اقتدار میدانی» تضمین میگردد.
۳. نسیان تاریخی و خوشبینی سمی: پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز در قبال لغو تحریمها، از سوی کسی مطرح میشود که یک بار با همین دستفرمان، سفره مردم را به «امضای کری» گره زد و نتیجهاش شد تحریمهای فلجکنندهتر. دیپلماسی در دیدگاه ایشان یعنی «پیشفروش عزت» برای نسیهای که هرگز نقد نخواهد شد.
دورانِ «زبانِ خوش» در برابر گرگهای بینالمللی به پایان رسیده است. نسخه ۱۰ سال پیش که ایران را در موضع ضعف و انتظار نگاه میداشت، امروز دیگر خریدار ندارد. ما در سال ۱۴۰۵، به دیپلماسی برخاسته از «تولید قدرت»، تکیه بر ظرفیتهای داخلی و نگاه به شرق و همسایگان نیاز داریم؛ نه بازگشت به چرخه باطل «مذاکره-تحریم-عقبنشینی».
آقای ظریف باید بداند که جهان از فانتزیهای لیبرالی او عبور کرده است. امروز زمان ایستادگی هوشمندانه است، نه پهن کردن فرش قرمز برای کسانی که خون پاک مظلومان بر دستانشان لخته شده است.
نصرٌ من الله و فتحٌ قریب

۱۹:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵


نظر شما