خبرگزاری مهر - مجله مهر: تو میخواستی اینطور باشد؛ دوست داشتی مردان ما را لابهلای تاریخ و تعصبات بدوی پیدا کنی. تصویر محبوب تو از یک نظامیِ ایرانی، مردی بود غریبه با لبخند، بیگانه با خانه، و خشک مثل پوتینهایش. میدانم ترامپ! تو سالها با این توهم برای ما نقشه کشیدی. حتی امشب که با اکراه اعتراف کردی «جنگجویی به سرسختی ایرانیها ندیدهای»، باز هم در خیال خودت داشتی از یک ماشین کشتار بیروح حرف میزدی.
اما تو هیچوقت از «شکاف بین لبخند و شلیک» ما سر در نیاوردی. سربازان تو، نظامیان روانی مدالداری هستند که گفته بودی با کشتن انسانها تفریح میکنند؛ اما مردان ما هندسهی عجیبی دارند؛ ایستاده بر مرزِ «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ» و «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ».
بگذار یک صحنه را برایت ترسیم کنم که محاسبات جنایتکارانهی تو را از کار میاندازد: تصور کن دختری کوچک، رو به قاب دوربین، با شیطنتی که فقط در سایهی امنیت وطن جوانه میزند، به فرماندهی نقطهزن هوافضای ما بگوید: «سدمجید نقطهزن! با موشک صورتی تلآویو رو شخم بزن!» و فردا شب،تو در رادارهایت تصویر واقعی کابوس را ببینی؛ موشکی که هم «نقطهزن» است، هم مقتدر، و هم به حرمت آن لبخند، «صورتی» شده است. این یعنی ما برای عشق، ناموس و وطن میجنگیم، نه برای غریزه.
درک این ظرافت برای تو سخت است. تو از جهانی میآیی که در آن «دختران نوباوه» کالا هستند و در لجنزارهای جزایری مثل «اپستین»، قربانی هوس گرگهایی چون تو میشوند. تفاوت ما در همین است: فرماندهی ما برای برآوردن آرزوی فانتزی یک دختر هموطن، «موشک صورتی» بر سر پایگاههای تو فرود میآورد و تو حتی نمیتوانی تصور کنی که میشود هم جنگاور بود و هم مهربان.
هنوز خیلی مانده تا بفهمی تفاوت «غیرت» و «خشونت» چیست. فعلاً چشم به آسمان بدوز که موشکهای صورتی دیگری در راهند!
۱۲:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۹


نظر شما