خبرگزاری مهر- گروه استانها: چهل روز پیش، رمضان بود. ماه نزول نور، ماه دعا و اشکهای سحرگاهی. در همان ماهی که دلها به آسمان نزدیکترند، او نیز بال گشود و رفت. گویی تقدیر چنین نوشته بود که مردی از تبار مجاهدان، در ماه میهمانی خدا به مهمانی بزرگتری فراخوانده شود.
خبر، مثل صاعقه فرود آمد. ایران برای لحظهای نفسش را نگه داشت. قاب تلویزیون پر از آن نگاه آرام و مصمم شد. صدایی که سالها هر سحر و شام، امید را در دل کوچهها میپاشید، خاموش شد؛ اما در دل و جان ما نشد که نشد...
صبح اربعین؛ کوچههای خرمآباد سیاهپوش شد
اما مردم لرستان - آنها که سوگ را خوب میشناسند و با نوای «چمرونه» و گِلمالی عاشورا بزرگ شدهاند - از همان روز نخست فهمیدند: این پایان راه نیست. این آغاز یک عهد تازه است.

روز بیستم فروردینماه ۱۴۰۵، همزمان با چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، مردم خرمآباد از نخستین ساعات بامداد در میادین و خیابانها گرد هم آمدند. خودجوش و همراه؛ عشق بود که آنها را به خیابانها کشاند.
آئین گِلمالی، سنتی کهن از دیار لرستان، این بار رنگ و بوی دیگری داشت. «گلمالی» در فرهنگ لرستان، روایتی از عمق اندوه است؛ عشقی که از آب و خاک میروید.
«گلمالی» حدیث اندوه عمیق قلبهایی است که امروز اوج اخلاص و ارادت خود را به قائد شهید امت نشان دادند؛ ارادتی که تمامی ندارد و هر روز عمیقتر و خالصانهتر میشود.
در اربعین رهبر شهید امت، عزاداران لرستانی با مالیدن گل بر سر و لباس خود، اوج اندوه و بیتابی خود را نسبت به این مصیبت نشان دادند.
یکی از عزاداران که سر و صورتش به گل آغشته بود، به خبرنگار مهر گفت: ما «گلمالی» را فقط برای سیدالشهدا(ع) و عزیزانمان انجام میدهیم. امروز برای رهبرمان هم گِل به شانهها میمالیم، چون او برای ما یک امام بود؛ اون عزیزترین عزیز ما بود....
«چمرونه»؛ نوای آشنای سوگ لرستانی
اما آنچه فضا را متفاوت کرد، نوای سوزناک «چمرونه» بود. این نوا که در فرهنگ لرستان نماد سوگ قهرمانان و دلیران است، این بار در رثای قائدی که سالها جنگید و ماند، سر داده شد.

«چمر»، «چمری» یا «چمریونه» موسیقی و آهنگ اندوهباری است که در سوگ و عزای بزرگان و عزیزان در ریتمهای متفاوت و بهوسیله «سرنا» و «دهل» نواخته میشود. پیام آیین «چمر» علاوه بر بیان اوج اندوه مردمان این سرزمین، حامل پیغامی است برای سایر افراد؛ بهنوعی که با اجرای این مقام از موسیقی عزا، همه خواهند فهمید که بزرگی از میان ما رفته است.
دایه دایه وقت جنگه
مهدی ترکاشوند، مداح نامآشنا، جلو آمد و با چشمانی اشکبار، نوای «دایه دایه وقت جنگه» را سر داد.
جمعیت از جوان و پیر، زن و مرد، همصدا با او فریاد زدند. آن لحظه دیگر فقط یک مراسم عزاداری نبود؛ یک میدان جنگ بود؛ میدانی برای اعلام وفاداری به راهی که رهبر شهید نشان داده بود.
در میان موج جمعیت، صدای حاج مهدی ترکاشوند بیش از همه میپیچید. او که سالهاست با نوای خود، مجلس اهل بیت (ع) را گرم میکند، این بار با چشمانی اشکبار و صدایی گرفته، رو به جمعیت کرد و خواند: «خونخواه شهیداییم، جان فدای لبنانیم»

جمعیت یکصدا پاسخ دادند. نه در خرمآباد که در بروجرد و کوهدشت از جنوب تا شمال لرستان نیز همین نوا سر داده شد. مردم با سینهزنی و زنجیرزنی، عهد بستند که راه رهبر شهید را ادامه دهند.
سوگواری در سراسر لرستان
در شهرستانهای لرستان نیز مراسم اربعین رهبر شهید با حضور پرشور مردم برگزار شد. مردم از الشتر و نورآباد تا ازنا و الیگودرز و دورود سنگ تمام گذاشتند.
یکی از شرکتکنندگان در این مراسم در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: ما از همان روز اول میدانستیم که شهادت برای مردان خدا افتخار است. رهبرمان رفت تا عزت ایران حفظ شود. ما هم عهد میبندیم که پشت ولایت بمانیم.
یکی از روحانیون حاضر در مراسم بروجرد در سخنانی کوتاه گفت: دشمن فکر میکند با رفتن قائد شهید، راه بسته میشود. اما نسل جوان ایران امروز مصممتر از همیشه ایستاده است. اربعین رهبر شهید، اعلام حضور دوباره انقلاب بود.
روایت دلتنگی؛ چهل روزی که مثل چهل سال گذشت
در میان جمعیت خرمآباد، دختر جوانی با چشمانی اشکبار، عکس رهبر را بر سینه میفشرد. به خبرنگار مهر میگوید: چهل روز است دلم جای خالی صدایش را حس میکند. وقتی خبر شهادتش را شنیدم، باورم نمیشد. مثل این بود که ستون خیمه فرو ریخته باشد. اما طی چهل روز گذشته وقتی دیدم این همه مردم آمدهاند تا بگویند هنوز پای حرفشان ایستادهاند، فهمیدم که رهبرمان هنوز در دلمان زنده است.

مردی میانسال در کنار او، سرش را به نشانه تأیید تکان داد و افزود: چهل روز گذشت، اما داغ هنوز تازه است. با این حال، ما لرها بلدیم چگونه از دل اندوه، حماسه بسازیم. نوای «چمرونه» را که میشنویم، یعنی آمادهایم برای نبرد بعدی.
تحلیلی بر یک عهد
اربعین همواره در فرهنگ شیعی نماد تثبیت راه شهید بوده است. از اربعین امام حسین (ع) که حضرت زینب (س) پیام عاشورا را فریاد زد، تا اربعین سرداران و رهبر شهید انقلاب، این روزها همواره فرصتی برای تجدید میثاق بوده است.
اما اربعین امسال - چهلمین روز شهادت رهبر شهید امت- با همه اربعینهای دیگر متفاوت بود. تفاوت در این بود که نسل جوانی که شاید بسیاری از روزهای انقلاب را ندیده بود، حالا در جنگ رمضان با چشمانی گریان اما مصمم، فریاد میزند: «ما هستیم، تا آخر ایستادهایم.»

کارشناسان سیاسی و بینالمللی معتقدند که شهادت رهبر انقلاب، نقطه عطفی در تاریخ ایران بود. دشمن صهیونی آمریکایی پیشبینی میکرد که خلأ او موجب هرجومرج شود. اما امروز، چهل روز پس از حادثه، میبینیم که نهتنها هرجومرجی رخ نداده، بلکه وحدت و انسجام ملی بیش از پیش تقویت شده است. اربعین رهبر شهید، پاسخی قاطع به این پیشبینیهای غلط بود.
خاموشی صدا، اما تکثیر پیام
چهل روز گذشت. چهل روزی که برای یک ملت، شبیه چهل سال گذشت. کوچهها هنوز سنگینی دلتنگی را بر دوش میکشند و دلها هنوز به دنبال صدایی میگردند که عادت داشتند از آن، امید بشنوند.
اما حقیقت این است که مردان خدا با رفتن خاموش نمیشوند. آنان از میان ما میروند تا در جان یک ملت تکثیر شوند.
او رفت، اما راهش ماند.

رفت، اما نامش در حافظه این سرزمین حک شد؛ همانجا که نام مردان بزرگ نوشته میشود. در میان پرچمهایی که هنوز برافراشتهاند، در میان نگاه جوانانی که راه آینده را میجویند، و در میان قلبهایی که هنوز برای ایران میتپند.
امروز، در چهلمین روز فراق، داغ هنوز تازه است؛ اما در دل همین اندوه، حماسهای آرام شکل میگیرد: حماسه ادامه دادن راه مردی که صدایش خاموش شد، اما پیامش هنوز در گوش تاریخ میپیچد.
۰۰:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۱


نظر شما