خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: اشاره مولوی آن وقت که سرود «عطار روح بود و سنایی دو چشم او، ما از پی سنایی و عطار میرویم» به جایگاه عطار، اشارهای است به مردی که تنها در یکی از آثارش توانسته یک داستان رمزی را تبدیل به شاهکاری هنری عرفانی کند و آن را از ساحت اندیشمندان و فلاسفه و عرفا، با زبان قصه و روایت به دلهای مردمان بیاورد تا همراه سی مرغ داستان او به اشتیاق دیدار سیمرغ بیاندیشند.
امروز روز بزرگداشت عطار نیشابوری است و منطقالطیر او یکی از برجستهترین آثار عرفانی زبان فارسی است و که بارها بازخوانی شده و الهام بخش بسیاری از پدیدآورندگان آثار هنری است. اهمیت منطقالطیر عطار تنها در مضمون معنویاش خلاصه نمیشود؛ بلکه ساختار روایی، نمادپردازی سیمرغ و تصویرپردازی از «سی مرغ» سبب شده تا این منظومه در شمار ماندگارترین آثار ادبیات فارسی قرار گیرد. عطار در قالب سفری تمثیلی، هفت وادی سلوک ــ طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر ــ را با بیانی داستانی و تأثیرگذار به تصویر میکشد و الگوی تازهای از روایت عرفانی ارائه میدهد.
این داستان، ریشهای کهنتر نیز دارد. پیش از عطار نیز موضوع سفر پرندگان یا سفر روحانی در قالب «رسالهالطیر» مطرح شده بود؛ از جمله در آثار ابنسینا و غزالی. با این حال، گستره، زیبایی و تأثیرگذاری منطقالطیر عطار بهمراتب از آثار پیشین فراتر است. عطار این سنت کهن را دگرگون کرد و به جای روایت کوتاه و رمزی، اثری بلند، چندلایه و داستانپرداز آفرید که بعدها مسیر شعر عرفانی را تحت تأثیر قرار داد و الهامبخش نویسندگان بسیاری شد.
سفر رساله الطیر ابن سینا
رسالهالطیر ابنسینا متنی رمزی-فلسفی درباره سفر روح به سوی مبدأ است. در این رساله، پرندگان نماد ارواح انسانها هستند که از قفس تن رها میشوند و به سوی حقیقت حرکت میکنند. زبان رساله موجز، فلسفی و اشاری است و هدف اصلی آن بیان مفاهیم معرفتی است نه گسترش روایت داستانی. اهمیت این اثر در آن است که از نخستین نمونههای نثر رمزی در سنت فکری اسلامی-ایرانی به شمار میرود و مبنایی برای شکلگیری سنت پرندهپردازی عرفانی شد.
رسالهالطیر ابنسینا همچنین سرچشمهای مهم برای آثاری همچون رسالهالطیر غزالی است. غزالی از ساختار نمادین و طرح کلی ابنسینا بهره میگیرد، اما روایت را با گرایش عرفانی و تعلیمی خاص خود بازآفرینی میکند. هر دو متن بر رهایی از قفس تن، حرکت به سوی حقیقت، و بیان رمزآلود تجربه روحانی تکیه دارند، ولی جهتگیری غزالی عرفانیتر و سلوکیتر است و تنها به بازگویی فلسفی معراج نفس بسنده نمیکند.
سهروردی نیز در ادامه این سنت، رسالهالطیر خود را با الهام از ابنسینا نوشت، اما آن را در قالب جهانبینی «حکمت اشراق» دگرگون کرد. او زبان رمزی ابنسینا را وارد نظام نور و اشراق نمود و روایت سفر روح را با مفاهیم غربت، اشراق و هدایت فرشتهوار پیوند داد. از همین رو، رساله او نسبت به متن ابنسینا نمادینتر، عرفانیتر و از نظر دستگاه فکری متفاوت است.
تفاوت اصلی رسالهالطیر ابنسینا با منطقالطیر عطار در قالب، لحن و مقصد عرفانی نهفته است. رساله ابنسینا متنی کوتاه و فلسفی است که معراج روح را نشان میدهد، در حالی که عطار منظومهای بلند و شاعرانه میآفریند که در آن جمعی از پرندگان با رنج و جستوجو به حقیقت واحد میرسند. عطار شبکهای از حکایتها و تمثیلهای پیاپی میسازد، مخاطب را با خود به دنیای قصهها میکشاند و و مسیر فنا و رسیدن به وحدت را به اوج عرفانی خود میرساند.
میتوان گفت ابنسینا پایهگذار سنت تمثیلیِ سفر پرنده در قالبی فلسفی بود؛ غزالی این الگو را در جهت عرفانی-تعلیمی بازپرداخت، و سهروردی آن را در دستگاه اشراقی خود ارتقا داد. عطار اما این طرح را به کاملترین و شاعرانهترین شکل ممکن در منطقالطیر بسط داد و از آن شاهکاری آفرید که مسیر عرفان و ادبیات فارسی را برای قرنها دگرگون کرد.
آن وقت که عطار سرود «مجمعی کردند مرغان جهان» داستانی کهن را برای همه ما باز گفت که هنوز و بعد از قرنها میتوانیم جمع شویم و به مسیری بیاندیشیم که برای سیمرغ شدن باید طی کرد.



نظر شما