۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۵۱

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

قم- در میدان جنگ، عکاس خبری باید میان سرعت، دقت و حرمت رنج انسان‌ها، قاب‌هایی ثبت کند که هر فریم آن به سندی ماندگار از حقیقت و حافظه تاریخی ملت بدل شود.

خبرگزاری مهر، گروه استانها- مهدی بخشی سورکی: در میدان بحران از جمله جنگ، همه‌چیز با ثانیه‌ها معنا پیدا می‌کند، از لحظه‌ای که صدای انفجار سکوت شهر را می‌شکند تا دقایقی که حلقه‌های امدادی و حفاظتی پیرامون محل حادثه شکل می‌گیرد.

در همین فاصله کوتاه، سرنوشت روایت تصویری یک رخداد رقم می‌خورد، روایتی که اگر به‌موقع، دقیق و مسئولانه ثبت نشود، جای خود را به برداشت‌های ناقص، شایعات و روایت‌های مخدوش خواهد داد.

در حوادث جنگی و بحران‌های شهری، نخستین اصل، رسیدن سریع اما سنجیده به صحنه است، تجربه میدانی نشان می‌دهد پنجره طلایی ثبت لحظات اولیه، تنها دقایقی کوتاه است، زمانی که هنوز ابعاد حادثه آشکار نشده و نشانه‌های نخستین از شدت تخریب، اضطراب مردم و آغاز عملیات امداد در قاب تصویر قابل مشاهده است و پس از آن، با استقرار نیروهای امدادی و امنیتی، دسترسی دشوارتر می‌شود و بسیاری از لحظه‌های تعیین‌کننده از دست می‌رود.

با این حال، حضور به‌موقع هرگز به معنای شتاب‌زدگی نیست، در صحنه‌ای که جان انسان‌ها زیر آوار در گرو ثانیه‌هاست، هیچ تصویری ارزش آن را ندارد که راه امدادرسانی را سد کند یا با ایجاد فشار بر سازه‌های ناپایدار، خطری تازه بیافریند و روایت‌گر میدان باید بداند هر قدم او در چه نقطه‌ای فرود می‌آید و حضورش چه اثری بر روند نجات خواهد گذاشت.

اما دشوارترین بخش ماجرا، نه آوار است و نه دود و آتش؛ بلکه مواجهه با انسان‌هایی است که در همان لحظه، جهانشان فرو ریخته است، مادری که چشم به دهانه آوار دوخته، برادری که نام عزیزش را فریاد می‌زند و یا کودکی که هنوز معنای آنچه رخ داده را نمی‌فهمد، بیش از هر قاب و زاویه‌ای نیازمند درک، حرمت و همدلی‌اند که در چنین لحظاتی، گاه پایین آوردن دوربین و ایستادن در کنار رنج آدم‌ها، حرفه‌ای‌ترین تصمیم ممکن است.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

عکاسی در بحران و جنگ، بیش از آنکه به مهارت فنی وابسته باشد، به فهم موقعیت انسانی و اجتماعی صحنه گره خورده است و تصویر تنها ثبت ویرانی نیست؛ گاهی یک تخت نیمه‌ویران در اتاقی که دیوارش فرو ریخته، دفتر مشقی زیر غبار، عروسکی جا مانده در کنار آوار یا چراغی خاموش در خانه همسایه، عمق فاجعه را روشن‌تر از نمای کلی یک ساختمان ویران نشان می‌دهد.

در چنین میدان‌هایی، روایت مؤثر از دل جزئیات زاده می‌شود، قاب‌هایی که به خانه‌های مجاور، شیشه‌های شکسته، رد موج انفجار بر دیوارها، و حتی سکوت کوچه‌های اطراف می‌پردازند، به مخاطب نشان می‌دهند بحران تنها در نقطه اصابت متوقف نمانده و تا لایه‌های زندگی روزمره مردم امتداد یافته است.

اصل دیگر در این میدان، پذیرش محدودیت‌ها و فهم ملاحظات حفاظتی است، همه نقاط حادثه برای ثبت تصویر در دسترس نیست و گاه نزدیک‌ترین مسیر، حرفه‌ای‌ترین انتخاب محسوب نمی‌شود و در بسیاری از موارد، یک زاویه مرتفع یا موقعیتی مشرف، تصویری کامل‌تر، گویاتر و کم‌هزینه‌تر از ورود مستقیم به کانون حادثه به دست می‌دهد.

روایت بحران تنها به لحظه انفجار محدود نمی‌شود

در عین حال، روایت بحران تنها به لحظه انفجار محدود نمی‌شود و بخش مهمی از حقیقت، در روزهای بعد از حادثه شکل می‌گیرد، در خانه‌هایی که هنوز بوی خاک می‌دهند، در شیشه‌برانی که بی‌مزد برای مردم کار می‌کنند، در نیروهای مردمی که برای امدادگران غذا آماده می‌کنند، در گلزارهایی که تازه نامی بر سنگشان نشسته و در چهره خانواده‌هایی که هنوز در شوک فقدان مانده‌اند.

مستندسازی این امتداد اجتماعی، همان بخشی است که یک گزارش تصویری را از ثبت صرف حادثه فراتر می‌برد و آن را به سندی تاریخی بدل می‌کند و بحران، تنها لحظه برخورد نیست؛ زخم ماندگاری است که در حافظه شهر، خانه و آدم‌ها ادامه پیدا می‌کند و روایت تصویری باید این تداوم را ببیند.

مهم‌ترین الزام روایت تصویری در جنگ و بحران، وفاداری به حقیقت است

در روزگاری که سرعت انتشار، گاه بر دقت غلبه می‌کند، مهم‌ترین الزام روایت تصویری در جنگ و بحران، وفاداری به حقیقت است، حقیقتی که هم حرمت انسان را حفظ کند، هم واقعیت میدان را بی‌کم‌وکاست نشان دهد و هم برای حافظه جمعی، سندی قابل اتکا بر جای بگذارد.

شاید در نهایت، ارزشمندترین تصویر، همان عکسی باشد که نه فقط انفجار، بلکه رنج، ایستادگی، همدلی و بازسازی را نیز در خود حمل می‌کند؛ تصویری که سال‌ها بعد، از دل آرشیوها، تاریخ یک ملت را روایت خواهد کرد.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

در ادامه با وحید بیات از عکاسان خبری که سالهای اخیر تلاش کرده تا بحران های مختلفی که در کشور رخ داده از انفجار و حادثه بندرعباس تا آتش سوزی جنگل های هیرکانی و همین جنگ تحمیلی سوم را ثبت کند در خصوص تجربیاتش از عکاسی در بحران و جنگ بشنویم.

بیات درباره الزامات مأموریت‌های خبری در بحران‌ها، بر ضرورت استفاده رسانه‌ها از نیروهای چندمهارته تأکید کرد و گفت: امروز برای بسیاری از رسانه‌ها، به‌ویژه خبرگزاری‌ها، اعزام یک نیروی حرفه‌ای که بتواند همزمان عکاسی، فیلم‌برداری، ضبط پلاتو و انتقال مشاهدات میدانی را انجام دهد، از نظر حرفه‌ای و اقتصادی کاملاً توجیه‌پذیر است.

وی افزود: در مأموریت‌های خبری، گاهی یک نفر می‌تواند کاری را انجام دهد که پیش‌تر نیازمند اعزام عکاس، خبرنگار، فیلم‌بردار و گزارشگر جداگانه بود و این توانایی به‌ویژه در پوشش رخدادهای میدانی، بحران‌ها و حوادث، برای مجموعه‌های رسانه‌ای یک مزیت مهم محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه اصل مأموریت عکاس خبری، ثبت تاریخ و آگاهی‌بخشی به جامعه است، تصریح کرد: اگر رسانه رسمی و خبرنگار حرفه‌ای در صحنه حاضر نباشند و روایت اول را ارائه نکنند، طبیعی است که رسانه‌های معاند و جریان‌های بیرونی، روایت خود را به افکار عمومی تحمیل می‌کنند.

عکاس رسانه رسمی، بازوی کمک‌کننده جامعه و حتی دستگاه‌های مسئول در ثبت دقیق واقعیت‌ها است

بیات با اشاره به تجربه پوشش ناآرامی‌ها و بحران‌های سال‌های اخیر گفت: عکاس خبری دشمن نیست و نباید با نگاه امنیتی صرف به او نگریسته شود و عکاس رسانه رسمی، بازوی کمک‌کننده برای مردم، جامعه و حتی دستگاه‌های مسئول در ثبت دقیق واقعیت‌ها است.

وی ادامه داد: در بسیاری از صحنه‌های بحرانی، از حوادث شهری گرفته تا حملات به مناطق مسکونی، اگر تصاویر حرفه‌ای و مستند رسانه‌های رسمی منتشر نمی‌شد، زمینه برای جعل روایت و القای صحنه‌سازی از سوی رسانه‌های خارجی فراهم می‌شد.

این عکاس خبری با اشاره به برخی فضاسازی‌ها درباره تصاویر منتشرشده از حوادث اخیر افزود: در موارد متعددی، تصاویر واقعی از آسیب‌دیدگان و صحنه‌های اصابت به مناطق مسکونی، از سوی رسانه‌های معاند به عنوان صحنه‌سازی معرفی شد، در حالی که حضور همزمان چند عکاس حرفه‌ای و ثبت مستقل تصاویر، بهترین سند برای اثبات واقعیت صحنه بود.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

هر شخص عکاس لزوماً برای مأموریت‌های بحرانی مناسب نیست

وی با تأکید بر تخصصی بودن عکاسی بحران بیان کرد: هر عکاسی لزوماً برای مأموریت‌های بحرانی مناسب نیست و عکاسی بحران، روحیه، تجربه، سرعت تصمیم‌گیری و توان مواجهه با صحنه‌های بسیار تلخ و سنگین را می‌طلبد، صحنه‌هایی که گاهی با خون، آوار، پیکرهای آسیب‌دیده و فشار شدید روانی همراه است.

وی درباره نحوه مواجهه با آسیب‌دیدگان در صحنه حادثه نیز گفت: خبرنگار و عکاس بحران باید در کنار مهارت فنی، توان مدیریت عاطفی فضا را هم داشته باشد، زیرا در صحنه، هم نیروهای امدادی و امنیتی حضور دارند و هم مردمی که عزیزانشان زیر آوار مانده یا دچار شوک شدید شده‌اند.

این عکاس خبری خاطرنشان کرد: مهم‌ترین اصل در چنین مأموریت‌هایی، حفظ خونسردی، رعایت شأن انسانی افراد، ثبت حرفه‌ای واقعیت و کمک به شکل‌گیری روایت معتبر و مستند از تاریخ است، روایتی که بعدها مبنای قضاوت افکار عمومی و حافظه تاریخی جامعه قرار می‌گیرد.

رسیدن در دقایق نخست حادثه بسیار تعیین‌کننده است

بیات با اشاره به تجربه خود در پوشش حوادث جنگ اخیر و حملات شهری در تهران گفت: در چنین شرایطی، رسیدن در دقایق نخست حادثه بسیار تعیین‌کننده است، زیرا پس از شکل‌گیری حلقه‌های امنیتی و امدادی، دسترسی به صحنه دشوار می‌شود و چه‌بسا امکان ثبت لحظه‌های اولیه از بین برود.

وی یکی از چالش‌های جدی خبرنگاران و عکاسان در بحران‌های اخیر را اختلال در مسیریابی عنوان کرد و افزود: در برخی مقاطع، اختلال در GPS و دشواری دسترسی سریع به محل حادثه، باعث تأخیر در رسیدن نیروهای رسانه‌ای می‌شد، در حالی که در مأموریت خبری، حتی چند دقیقه تأخیر می‌تواند به از دست رفتن روایت اول منجر شود.

این عکاس خبری ادامه داد: در جریان پوشش بحران‌های اخیر، برخی نهادها برای تسهیل مأموریت رسانه‌ای، امکانات ارتباطی و دسترسی ویژه در اختیار خبرنگاران قرار دادند که این موضوع نقش مهمی در سرعت پوشش خبری داشت.

وی با اشاره به تجربه تماس برخی نهادها درباره انتشار تصاویر مناطق هدف قرار گرفته، گفت: در چنین مواردی تأکید کردم که مأموریت ما در رسانه رسمی، اطلاع‌رسانی دقیق درباره واقعیت صحنه است و وقتی منطقه‌ای مسکونی هدف قرار گرفته، ثبت و انتشار تصویر آن نه ایجاد رعب، بلکه انجام وظیفه حرفه‌ای برای آگاهی مردم و جلوگیری از تحریف واقعیت است.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

تاکید بر ارائه تصاویر و روایت‌های اول از سوی رسانه های رسمی

بیات افزود: اگر این تصاویر و روایت‌ها از سوی رسانه رسمی منتشر نشود، همان رخداد بعداً از سوی رسانه‌های خارجی با روایت جعلی بازسازی خواهد شد و افکار عمومی از حقیقت دور می‌ماند.

وی ادامه داد: حتی اگر در لحظه حادثه امکان حضور یا انتشار وجود نداشت، نباید از ثبت روایت‌های پسینی، بازگشت به محل، گفت‌وگو با خانواده‌ها، مستندسازی آثار باقی‌مانده و طراحی پروژه‌های عمیق‌تر غافل شد.

بیات با اشاره به تجربه خود در ثبت روایت‌های پس از بحران خاطرنشان کرد: بسیاری از سوژه‌های مهم، نه در لحظه انفجار، بلکه در روزها و هفته‌های بعد، در میان خانواده‌ها، گلزار شهدا، خانه‌های بازسازی‌شده، فعالیت نیروهای جهادی و همدلی مردم شکل می‌گیرد که ظرفیت بالایی برای مستندسازی و تولید آثار ماندگار دارد.

وی گفت: رسالت عکاس خبری صرفاً ثبت لحظه اصابت نیست، بلکه ثبت رنج، همبستگی، بازسازی، ایثار و حافظه اجتماعی پس از بحران نیز بخش مهمی از مأموریت رسانه‌ای او به شمار می‌رود.

این عکاس خبری با توصیه به عکاسان جوان افزود: در مواجهه با بحران، نباید صرفاً به انتشار سریع یا نگاه جشنواره‌ای فکر کرد، بلکه باید با صبوری، دقت، روایت‌پردازی و طراحی پروژه‌های مستند، سهمی مؤثر در ثبت تاریخ و انتقال حقیقت به نسل‌های آینده ایفا کرد.

بیات در ادامه بیان تجربه‌های میدانی خود از عکاسی در شرایط بحران، با اشاره به اهمیت زمان در پوشش حوادث گفت: در بسیاری از رخدادها، به‌ویژه در صحنه‌های اصابت و انفجار، اگر عکاس در همان دقایق نخست به محل نرسد، پس از استقرار حلقه‌های امنیتی و امدادی، امکان ورود و ثبت لحظه‌های اولیه به‌شدت محدود می‌شود.

وی افزود: حتی نیروهایی که مجوزهای لازم برای ورود به برخی محدوده‌ها را دارند، معتقدند نیم‌ساعت نخست حادثه، طلایی‌ترین زمان برای رسیدن به صحنه و ثبت روایت اولیه است و پس از آن، محدودیت‌ها به‌مراتب بیشتر می‌شود.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

تأکید بر رعایت ملاحظات امدادی در صحنه حادثه

این عکاس خبری با تأکید بر رعایت ملاحظات امدادی در صحنه حادثه ادامه داد: حضور رسانه در میدان نباید به هیچ وجه موجب اخلال در روند امدادرسانی شود و گاهی چند ثانیه تأخیر ناشی از ایستادن برای ثبت یک قاب، ممکن است مسیر امداد را ببندد یا فشار مضاعفی بر سازه‌های آسیب‌دیده وارد کند و جان افراد زیر آوار را به خطر بیندازد.

وی گفت: عکاس بحران باید همواره بداند در کجا ایستاده، چه میزان در صحنه بماند و حضورش چه پیامدی می‌تواند برای عملیات امداد و نجات داشته باشد.

بیات با اشاره به چگونگی مواجهه با خانواده‌های آسیب‌دیدگان افزود: در بسیاری از صحنه‌ها، افراد حاضر در وضعیت شدید عاطفی قرار دارند، عزیزانشان زیر آوار مانده یا خبر شهادت و آسیب آنان را شنیده‌اند و در چنین شرایطی، همدلی و درک فضای روحی افراد، مقدم بر ثبت تصویر است.

وی ادامه داد: در یکی از حوادث، پس از مشاهده اضطراب یکی از بستگان آسیب‌دیدگان، دوربین را کنار گذاشتم و برای آرام کردن فضا، خودروی شخصی خود را در اختیار خانواده قرار دادم تا در فضای سرد و پرتنش حادثه، اندکی از فشار روحی آنان کاسته شود.

این عکاس خبری تصریح کرد: در برخی صحنه‌ها، تا زمانی که فرد آسیب‌دیده یا خانواده او به آرامش نسبی نرسند، عکاسی نه از نظر حرفه‌ای و نه از منظر انسانی اقدام درستی نیست و چه‌بسا واکنش‌های شدیدتری را به همراه داشته باشد.

وی با اشاره به لزوم تخصصی بودن عکاسی بحران بیان کرد: این حوزه صرفاً به در دست داشتن دوربین محدود نمی‌شود و عکاسی بحران، علاوه بر دانش فنی، نیازمند شناخت رفتار اجتماعی، درک هیجانات جمعی و مهارت در ارتباط با مردم داغدار و نیروهای حاضر در میدان است.

بیات افزود: در مواقع بحران، گاه لازم است عکاس برای ثبت روایت کامل، از سوژه اصلی فاصله بگیرد و به جزئیات پیرامونی بپردازد، از منازل تخریب‌شده و اشیای باقی‌مانده زیر آوار گرفته تا وسایل شخصی کودکان، فضاهای اطراف محل اصابت و آثار موج انفجار در خانه‌های مجاور.

وی گفت: بسیاری از همین جزئیات، بیش از تصویر کلی ساختمان تخریب‌شده، عمق فاجعه و آسیب به زندگی مردم را به مخاطب منتقل می‌کند و در شکل‌گیری روایت مؤثر رسانه‌ای نقش اساسی دارد.

این عکاس خبری با اشاره به تجربه عکاسی از حملات به مناطق مختلف شهری ادامه داد: در برخی موارد، به دلیل محدودیت‌های حفاظتی، امکان ثبت مستقیم از کانون حادثه وجود ندارد، اما با موقعیت‌سنجی درست و انتخاب زاویه مناسب از نقاط مشرف، می‌توان تصویری کامل‌تر و حتی اثرگذارتر از صحنه به دست آورد.

الزامات عکاسی در میدان جنگ؛ هر فریم یک روایت و سند تاریخی

هر فریم باید حامل داستان باشد

وی افزود: گاهی تصویری که از فاصله و ارتفاع مناسب ثبت می‌شود، به‌مراتب گویاتر از عکسی است که از نزدیک و در محدودیت شدید گرفته می‌شود.

بیات درباره مواجهه با ضبط تجهیزات یا جلوگیری از عکاسی نیز گفت: در برخی محدوده‌های حساس، به‌ویژه در مجاورت مراکز دارای ملاحظات حفاظتی، طبیعی است که محدودیت‌هایی اعمال شود و عکاس باید این پروتکل‌ها را بپذیرد و از مسیرهای جایگزین برای روایت واقعیت بهره بگیرد.

وی با تأکید بر اهمیت روایت‌محور بودن عکس‌ها افزود: هر فریم باید حامل داستان باشد، صرف ثبت انفجار یا تخریب کافی نیست و عکس باید روایت، زمینه و جزئیاتی داشته باشد که مخاطب بتواند ابعاد انسانی و اجتماعی حادثه را درک کند.

این عکاس خبری همچنین با اشاره به ضرورت ثبت مجموعه‌عکس و پروژه‌های مستند از بحران‌ها گفت: در دنیای امروز، مجموعه‌عکس‌های منسجم و پروژه‌های بلندمدت،ماندگاری و اثرگذاری بیشتری نسبت به تک‌فریم‌ها دارند و می‌توانند به اسناد مهم تاریخی تبدیل شوند.

کد مطلب 6799973

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha