به گزارش خبرگزاری مهر، چهار اتحادیه اصلی دانشجویی در نامه ای خطاب به محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نوشتند: مذاکره با آمریکا همچنان چیزی جز همان که امام شهیدمان در اول مهرماه ۱۴۰۴ فرمودند نیست؛ یعنی «بن بست محض»از شما می خواهیم حداقل این بار صدای مردم صبور، انقلابی و گلهمندی را که چهل شبانه روز بی منت در خیابان ها حاضر شدند، بشنوید و تا تحقق کامل و تضمین شده شروط به حق مردم به اسلام آباد نروید
متن نامه به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف
ریاست محترم هیئت مذاکرهکننده ایران در مذاکرات اسلامآباد
سلام علیکم؛
در ابتدا از زحمات شبانهروزی شما و هیئت مذاکرهکننده در مذاکرات گذشته برای ایستادگی بر سر حقوق ملت ایران تشکر میکنیم. اینطور که به گوش میرسد، قرار است طی روزهای آتی هیئت مذاکرهکننده باری دیگر برای مرحله دوم مذاکرات به اسلامآباد برود. اما پیش از اتمام حجت با شما پیرامون مرحلۀ دوم، لازم است نکاتی مهم درباره آنچه تا این لحظه گذشته است یادآوری شود.
دور قبلی مذاکرات بهخوبی نشان داد که برخلاف روایت غالب برای توجیه تصمیم به آتشبس و مذاکره، و علیرغم عملکرد مناسب در میدان، هنوز به نقطه استیصال غرب برای قبول شروط عزتمندانۀ ایران نرسیدهایم.!
اینکه آنها به خود اجازه میدهند پس از ۴۰ روز از درگیری حتی سخنی از کیفیت مسئلۀ غنیسازی به زبان بیاورند، خود بهتنهایی گواه این مسئله است؛ چه رسد به آنکه توقف آن را شرطی برای رسیدن به توافق قرار دهند. اگرچه این امر هیچ تناقضی با باور به پیروزی دلاورمردان نیروهای مسلح ایران و پاسخهای خردکننده و سهمگین آنان به استکبار جهانی در ۴۰ روز ابتدایی جنگ ندارد، مسئله آن است که نظام سلطه هنوز تا نقطهای که مجبور به پذیرش شرایط مدنظر ما شود فاصله دارد. درخصوص نظام سلطۀ جانی و خونخوار، این امر اساساً هیچگاه با گفتوگو و مذاکره رخ نخواهد داد؛ بلکه ضربات خردکننده در میدان است که آینده ایران را رقم خواهد زد.
از همان ابتدا نیز برایمان مانند روز روشن بود که حتی اگر بر فرض در شرایط کنونی توافقی صورت گیرد، ما قطعاً شاهد توافقی مبتنی بر شروط دهگانۀ ایران نخواهیم بود؛ زیرا تفاوت میان شروط دهگانۀ ما و شروط پانزدهگانۀ دشمن بسیار است و آنها برای پذیرفتن شکست نیامدهاند!
تهدید بدون عمل دشمن را تشجیع میکند!
اما با آنکه متجاوزان حتی به پذیرش پیششرطهای ما برای آغاز مذاکرات نیز تن ندادند، -نه اموال بلوکهشده آزاد شد و نه در آن برهه آتشبسی در لبنان برقرار گردید- در اقدامی اشتباه باز هم پای میز مذاکره نشستیم.
کاش حداقل به سخن خودتان مبنی بر بیمعنی بودن آتشبس و مذاکره بدون تحقق پیششرطها عمل میکردید. کاش اگر تصمیم به نشستن پای میز مذاکره داشتید، دستکم پیششرطی تعیین نمیکردید. کاش حداقل طرف مقابل را تهدید به واکنش نظامی و ترک میز مذاکره نمیکردید؛ زیرا بدیهی است آنچه دشمن را تشجیع میکند، ارائه تهدیدات نامعتبر است. اگر نتیجه گرفتن در میدان دیپلماسی برای ما اهمیت داشت، نقض آتشبس در لبنان باید به شدیدترین شکل ممکن پاسخ داده میشد؛ زیرا این دستفرمان تنها قدرت چانهزنی پای میز مذاکره را از ما سلب کرده و تصویری تهدیدپذیر از ما به نمایش میگذارد.
از سوی دیگر، ما اخبار حمله به پالایشگاه لاوان را نیز از خاطر نبردهایم. اکنون نیز در میانه آتشبس، آسمان کشور بنا به تصریح ریاست محترمجمهور به جولانگاه پهپادها و جنگندههای دشمن بدل گشته است. شیعیان حزبالله لبنان نیز علیرغم تهدیدات دیپلماتیک ما و پیششرط آتشبس، به مدت یک هفته با حملات رژیم صهیونیستی به خاک و خون کشیده شدند که بنا بر اخبار واصله و علیرغم اعلام آتشبس، همچنان نیز ادامه دارد. مردک قمارباز نیز پس از ناکامی مذاکرات دور اول، تصمیم به محاصره آبی کشور و تنگۀ هرمز گرفته است؛ تصمیمی که به گفتۀ او حتی پس از بازگشایی رسمی تنگه نیز تداوم خواهد داشت. همچنین اخباری از ارادۀ اسرائیلیها برای ترور اعضای تیم مذاکرهکننده هنگام بازگشت از اسلامآباد به گوش میرسد. این موارد، یعنی سلسلهای از اتفاقات در میانه آتشبس، هرکدام بهتنهایی دلیلی موجه برای پایان آن و حمله به مواضع نظام سلطه هستند؛ اما به نظر میآید خوشبینی به دیپلماسی، دست میدان را برای پاسخ مقتضی نظامی بسته است!
دور دوم مذاکرات قرار است چه دستاوردی داشته باشد؟
حال پرسش اصلی این است که پس از تمامی این تجربیات، چرا باید در حالی که رژیم صهیونیستی و آمریکا تاکنون بارها آتشبس را نقض کردهاند و بهخوبی نشان دادهاند که تمایلی برای توجه به حقوق بدیهی ملت ایران ندارند، مذاکرات وارد دور دوم شود؟
ترامپ در موضعگیریهای توییتری خود بهصراحت گفته است اورانیوم غنیشده را از ایرانیها پس خواهیم گرفت، هیچ پولی به آنها پرداخت نخواهیم کرد و تنگه هرمز دیگر هرگز به روی کسی بسته نخواهد شد؛ سخنی که زیر سؤال بردن حقوق ایران و شروط پایهای آغاز مذاکرات اسلامآباد است. این ادبیات همان چیزی است که امام شهید ما از آن با تعابیری همچون «تعیین پیشاپیشِ نتیجه مذاکرات»، «دیکته» و «تحمیل کردن» یاد میکرد. قائد شهید ما فرموده بود مذاکره با چنین نگرشی نهتنها بیمعناست بلکه خطرناک و آسیبزا است. ما نیز یادآوری میکنیم همانگونه که پیشتر گفتیم، مذاکره با آمریکا همچنان چیزی جز همان که امام شهیدمان در اول مهرماه ۱۴۰۴ فرمودند نیست: یعنی بنبست محض!
نحوۀ مواجهۀ نظام سلطه با ما و نیت آن نیز از آن زمان تاکنون هیچ تغییری نکرده است. از شما میخواهیم حداقل اینبار صدای مردم صبور، انقلابی و گلهمندی را که چهل شبانهروز بیمنت در خیابانها حاضر شدند بشنوید و تا تحقق کامل و تضمینشده شروط بهحق مردم، به اسلامآباد نروید. این مردم همان مردمی هستند که ولیفقیه سوم آنان را رهبران واقعی این مملکت خواند؛ همان تربیتیافتگان مکتب خامنهایِ شهید که با خون او به بعثت رسیدند. برای این مردم، پذیرش مذاکرهای بیحاصل با قاتلان پدر عزیزتر از جانشان –آن هم تنها ۴۰ روز پس از شهادت آن مرد بزرگ و در حالی که پیکر آن شهید والامقام هنوز دفن نشده– دردناک است. این مردم جنگ وجودی را درک کردهاند و خود را برای آن آماده کردهاند. آنها میدانند حتی در صورت رسیدن به چنین توافقی با شیطان اکبر، تضمینی برای عدم تجاوز دوباره وجود نخواهد داشت. آنان نمیخواهند نتیجۀ ۴۰ روز مقاومت عزتمندانه و پیروزی سپاه اسلام را در میدان مذاکره از کف بدهند؛ آنان تنها نبرد و تنبیه کامل متجاوز تا نقطه پشیمانی او را میخواهند.
مذاکره علیرغم بنبست؛ چارچوب عقلانی برای بازگشت به اسلامآباد
اگرچه چنین اقدامی را، بهویژه پس از رخدادهای اخیر، اشتباهی محض میدانیم، حال که به نظر میرسد عزمتان برای دور دوم مذاکره جدی است، نکات زیر خدمتتان عرض میشود:
الف) تمدید زمان آتشبس را نپذیرید!
یکی از نگرانیهای اصلی درباره آتشبس، امکان بازیابی قوا، توقف روند تصاعدی فشار اقتصادی ناشی از بازگشایی تنگه، و خطر ترورهای گسترده و ضربات محکمتر دشمن پس از آغاز دوباره درگیری بود. حتی اگر بنا به فرض، زمان دو هفتهای آتشبس امکان بازیابی گسترده به دشمن ندهد، بیشک تمدید آن چنین فرصتی را فراهم خواهد کرد. اگر قرار بر مذاکره است، باید تنها در همین فرصت باقیمانده صورت گیرد؛ زیرا سرعت بازیابی توان دشمن در بلندمدت از ما بیشتر است. ناگفته نماند طیکردن فرآیند مذاکرات میتواند بدون برقراری آتشبس نیز انجام شود.
ب) خط قرمز ما شروط مورد تأکید رهبر انقلاب است!
از ایستادگی شما در مذاکرات گذشته بر سر شروط تشکر میکنیم؛ لکن شروط دهگانۀ مورد تأکید رهبر انقلاب فصلالخطاب و معیار واحد مواجهه با طرف مقابل است. ملت ایران توافقی را که از بندهای این شروط عدول کند به رسمیت نخواهند شناخت.
برخی شروط ضامن امنیت آینده کشور و برخی ضامن تحقق ایران قویاند و از اهمیت بیشتری برخوردارند.
1. حاکمیت ایران بر تنگۀ هرمز بدون هیچ شرطی باید پذیرفته شود.
2.سخن گفتن از هرگونه تعلیق یا محدودسازی برنامه هستهای مضحک است. همانگونه که رهبر شهیدمان فرمود: «ما برای غنیسازی از این و آن اجازه نخواهیم گرفت.» از شما میخواهیم در صورت پافشاری طرف مقابل بر این مسئله، میز مذاکره را ترک کنید. 3.پرداخت غرامت، آتشبس در تمامی جبههها و خروج نظامی آمریکا از منطقه نیز باید خط قرمز هیئت مذاکرهکننده باشد.
تأکید میکنیم ملت ایران توافقی ناقض خطوط قرمز را نخواهند پذیرفت.
ج) مردم از شما شفافیت و پاسخگویی میطلبند!
راهبرد رسانهای اتخاذشده در فرآیند پذیرش آتشبس، دلهای مردم حاضر در صحنه را آزرده کرد؛ رویکردی ضربتی و خالی از اقناع در برابر مردمی که ۴۰ شبانهروز هزینه داده و مطالبه عدم آتشبس را مطرح میکردند.
گویی مردم باید روایتهای نخست از تصمیمات حکمرانان خود را همواره از زبان متجاوز بشنوند. همین دستفرمان در ارائه گزارش از روند مذاکرات نیز تکرار شد. این خطا متأسفانه در فرآیند بازگشایی تنگۀ هرمز نیز تکرار گردید. گویی کسی لازم نمیبیند به مردم توضیح دهد چه رخ میدهد. آیا روایت شفاف از واقعیتهای جاری نیز ناقض آتشبس و مسیر دیپلماسی است؟
آقای دکتر قالیباف
آنچه وحدت را خدشهدار میکند، القای حس نامحرم بودن مردم و بیاهمیت خواندن نقش آنان است. شما نماینده مردم در میز مذاکره هستید. فارغ از وظیفه در میدان دیپلماسی، وظیفه ارائه گزارش، اقناع و پاسخگویی به مردم نیز بر عهده شماست. البته ملاحظات امنیتی در انتشار اطلاعات وجود دارد، اما ارائه گزارش دقیق و شفاف هیچ منافاتی با تدابیر امنیتی ندارد.
خطر بزرگ پیش رو؛ وضعیت تعلیق جنگ و فرار آمریکا از درگیری!
همانطور که گفتیم، مذاکرات با نظام سلطه همچنان بنبست محض است؛ اما آنچه برای کشور از هر جنگی خطرناکتر است، فرو رفتن در وضعیت تعلیق یا «نه جنگ، نه صلح» پس از شکست مذاکرات است. این امر تبعات اقتصادی و اجتماعی بسیاری به همراه خواهد داشت. در صورت پایان آتشبس بدون توافق، باید راهبرد تنبیه متجاوز تا نقطه پشیمانی دشمن و پایان حضور آمریکا در منطقه ادامه یابد؛ در غیر این صورت، پس از مدتی دوباره حملات گسترده با شدتی بیشتر به زیرساختها و ساختار سیاسی-نظامی کشور آغاز خواهد شد.
همچنین ایدۀ اجازه دادن به آمریکا برای فرار از جنگ فعلی و ادامه تبادل آتش صرف با اسرائیل، اشتباهی راهبردی است. مزیت اصلی ما در این جنگ –و وصیت قائد شهیدمان– کشاندن جنگ به سطح منطقهای بوده است. راهبرد ۴۰ روز ابتدایی، دقیقترین راهبرد در نبرد با نظام سلطه است. در صورت فرار آمریکا، آنها بدون پرداخت هزینه واقعی جنایات خود، از پشت پرده به جنگ ادامه خواهند داد. همزمان، فشار بر پایگاههای آمریکا کاهش مییابد و توقف یا تضعیف حملات نیابتی، به واشنگتن فرصت بازسازی و آرایش مجدد میدهد؛ فرصتی تعیینکننده در جنگهای فرسایشی. بانک اهداف محدودتر ما در نبرد با اسرائیل نیز نتیجه مطلوب را تأمین نخواهد کرد. نیازی نیست با تصمیمات خود، امکان ضربات مؤثرتر به دشمن را از دست بدهیم.
وحدت با تکفیر مردم در صحنه بهدست نمیآید!
قوام حرکت انقلاب در مسیر آرمانها، وابسته به مردمی است که پاسدار خطوط قرمز آن هستند. وحدت واقعی در شرایط کنونی از توجه و ارج نهادن به جایگاه این مردم فداکار و دلسوز بهدست میآید. رهبر شهید ما آنان را آرمانخواهانی واقعنگر تربیت کرد و امروز امام ما، سیدمجتبی خامنهای، آنان را به آرمانخواهی و حضور در صحنه فراخوانده است.
ما هرگونه رفتاری را که به نام حفظ وحدت، حق اظهار نظر و تعقل را از این مردم سلب کند محکوم میکنیم. امروز جریانهایی در تلاشاند با ذبح جمهوریت و تخطئه نگاههای منتقدانه، صحنه را یکدست نشان دهند؛ جریانهایی که میخواهند هر زمان حکم کردند مردم به خیابان بیایند و پرچم تکان دهند و هر زمان امر کردند، در برابر سیل حوادث سکوت کنند. جریانهایی که برخلاف ادعاهایشان نه اصول گفتمانی انقلاب اسلامی را فهمیدهاند و نه مصلحت نظام را. در صورت اختلافنظر مردم نیز با تکفیریترین ادبیات، آنان را به نفاق و تفرقهافکنی متهم میکنند. آنان خیابانها را خالی از مردم بصیر و تهی از جمهوریت میخواهند؛ اما نمیدانند امام شهید ما این مردم را طوری تربیت نکرده است که در برابر چنین رفتارهایی منزوی شوند. از شما نیز میخواهیم چنین رفتارهایی نسبت به مردم حاضر در صحنه را صراحتاً محکوم کنید.
در پایان، ضمن تشکر مجدد از فعالیتهای عزتطلبانۀ شما و مسئولین کشور در ۵۰ روز گذشته، عاجزانه از محضر امام عصر طلب میکنیم تا شما را در تصمیمگیری و تشخیص یاری کند و واسطهای برای تحقق عزت و اقتدار مسلمین و مستضعفین عالم قرار دهد.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ



نظر شما